|
۰۸ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 1 از 2 اسلام كه دومين دين روسيه به شمار ميرود، عميقاً در تاريخ روسيه ريشه دارد و تجربيات غني در همزيستي با اديان ديگر و شكل دادن به فضاي جامعه چند فرهنگي را همراه خود دارد. آنچه در پي ميآيد نتيجهي يك تحقيق بر روي مسلمانان تاتارستان و داغستان و بررسي قومگرايي و ناسيوناليسم در ميان آنها در روسيهي بعد از كمونيسم است. اين تحقيق از آگوست تا ژوئن 2001 در مسكو انجام گرفته است.
متغيرهاي مستقلي موجب تنوع محلي آداب و آموزههاي اسلامي ميشوند كه در ذيل شمرده شدهاند: شرايط داخلي و خارجي جامعه و محيط فرهنگي، تركيب و نحوه شناخت جامعه از خود و دوري و نزديكي به مراكز سنتي اسلامي، تركيب آداب اسلامي و سنتهاي محلي قومي، وجود موانع طبيعي، اجتماعي و فرهنگي بين روستاها، تجربههاي قبلي آتهايستي حكومتهاي محلي و مخفيسازي آداب اسلامي اجتماعي در گذشته، پلوارليسم در الگوهاي مذهبي، شرحهاي مختلف متون مقدس و مشروعيت اشكال رايج مذهبي (به سبب سطح پايين دانش مذهبي كه دليل آن ضعف اسلام رسمي و قدرت روحاني در گذشته بوده است)، نمونه سكولاريزه شدهي اسلام در روسيه (عليالخصوص در ميان تاتارها)، استفاده از اسلام در جهت ناسيوناليسم و تجزيهطلبي سياسي، درگيري ميان طبقات قديم و جديد روحانيون، ويژگيهاي مذهبي و تاريخي در ايمان آوردن به اسلام.
در همين زمان من درگير پروژه تحقيقي ديگري شدم: «مساجد و آداب اسلامي مدرن» كه قصد دارد مساجد شهر مسكو را به عنوان پديدههاي فرهنگي ـ اجتماعي شهري كه به سرعت در حال مدرنيزاسيون است، بررسي كند. جامعهاي از مسلمانان هر دو منطقه تاتارستان و داغستان در مسكو وجود دارد، اين پروژه برنامهريزي شده نخست براي اين تعريف شده است كه تصويري از مساجد داير مسكو ارائه دهد و درباره تركيب فرهنگي ـ اجتماعي اهالي آن و الگوهاي شكلگيري جوامعي حول مسجد و ويژگيهاي اجتماعي رهبران مذهبي جماعات، تحقيق كند.
مسلمان بودن در روسيه: فرهنگ هويت و ايمان امروزه حدود 22ـ16 ميليون مسلمان نژادي [منظور افرادي است كه عمده گروه نژادي آنها مسلماناند مثل تاتارها، يا باشقيرها ـ مترجم] در روسيه، در مناطق اورال، اطراف رود ولگا در سيبري و قفقاز شمالي زندگي ميكنند. كه پرجمعيتترين گروه آنها تاتارها هستند. 9 جمهوري مسلماننشين بخشي از فدراسيون روسيه را تشكيل ميدهند و اسلام دومين دين روسيه عميقاً در تاريخ روسيه ريشه دارد. ديني كه تجربيات غني در همزيستي با اديان ديگر و تشكيل يك فضاي اجتماعي چندفرهنگي دارد. اسلام در دوره شوروي نظارهگر فرورفتن آداب مذهبي از عرصه اجتماعي به عرصه شخصي بود و به لحاظ اجتماعي، «محلي» شد و سيستم متحد آن در هويتبخشي و اجراي آداب و شعائر اسلامي، ويران شد. اين عوامل، تأثير قطعي و محكمي بر فرآيند تدريجي اسلامي شدن مجدد گذاشته است. عليرغم آنكه اكثريت مسلمانان روسيه «سني» هستند، اسلام روسي خيلي گوناگون است و اسلام مسلمانان شمالي (تاتارها)به خاطر جنبههاي مدرن آن در مقايسه با اسلام در قفقاز شمالي كه بنيادگرايان و سنتي هاي ريشهاي در آن قويترند، شناخته ميشود. به علاوه شكلها و مكانيسمهاي بازتوليد آداب و معارف اسلامي در جمهوريهاي مختلف و حتي در روستاهاي نزديك به هم مختلف است، به علاوه مسلماناني كه بومي روسيه هستند و در محيط ارتودكس زندگي ميكنند، منطقهي بستهي فرهنگي و اجتماعي بزرگ و خاصي را تشكيل دادهاند. گرايش مثبت كنوني به سمت مذهب بوسيله امور ذيل در حال تقويت است. بحران رايج معنوي و اخلاقي، شمول سنن اسلامي در جريان بيداري مجدد قومي ـ فرهنگي، گسترش حيثيت و شأن اجتماعي ايمان و دين. مناظرات آكادميك و فراگير اخير بر روي نقش مسيحيت ارتودكس و اسلام و حركتهاي جديد مذهبي در روسيه و خودآگاهي نژادي در روسيه و دينداري رايج مردم روسيه متمركز است و معمولاً اشاره ميشود كه گرايشهاي شديد به مذهب در دهه 1980 در اواخر دهه 90 روبه سردي گذارده است. هر تلاشي براي به تصوير درآوردن جريان حركتهاي مذهبي در فضاي پستمدرنيست و سكولاريست و تئوريهاي راسيوناليستي، ميتواند محرك انگيزه پديدهشناسي تحولات اجتماعي روسيه باشد. موقعيتيابي اسلام در تمام جامعه فرهنگي و اجتماعي روسيه كه رسماً از هويت ارتودوكس حمايت ميكند، دومين تحقيق مورد تأكيد بوده است. آنچه در پي ميآيد چكيدهاي از يك پروژه تحقيقاتي بر روي اسلام و مسلمانان روسيه در داغستان تا تارستان و قومگرايي و ناسيوناليسم در ميان آنها در روسيه بعد از كمونيسم است. تحقيقات اين پروژه از ژانويه تا آگوست 2001 در مسكو تدوين شد. پارامتر جامعهشناسي اين پروژه برروي 300 خانواده در دو جمهوري داغستان و تاتارستان متمركز شده بود كه ديدارها و مصاحبهها در دوره سپتامبر 97 تا آگوست 98 انجام شد. نسبت عمدهاي از جمعيت هر دو جمهوري به گروه اسلام سنتي متمايل است، پس اين جمهوريها نقطه شروع مناسبي براي مقايسه و سنجيدن مسيرهاي متفاوت رشد «رنسانس مذهبي» در فدراسيون روسيه هستند. استراتژيهاي كيفي اين تحقيق، بررسي تنوع در فعاليتهاي شخصي مذهبي و شكلگيري و وضعيت گرايش به اسلام را در ميان تاتارها (به عنوان مسلمان نسبتاً سكولار و يكسانسازي شدهي فرهنگي) و مردم قفقاز به عنوان مسلمان سنتي بود. هدف، بررسي احياي حساسيت شخصي و الگوي بازتابي كه اسلام را به عنوان نظام سياسي، اخلاقي و فرهنگي و اجتماعي در نظر ميگيرد، بود. اطلاعات بدست آمده تركيب دو قالب سكولار و سنتي در نظرات اسلامي و همزمان توافق مطلق بر روي پتانسيلهاي اخلاقي مطلق و پايدار اسلام به طور كامل در نسخه مدرن شده آن را نشان ميدهد. در هر دو جمهوري ارزشهاي مورد قبول عامه وجود ندارد و سطح دينداري در هر 2 جمهوري از گرايشهاي سطحي تا گرايشهاي ابزاري به مذهب و تا باورهاي عميق و رعايت تمام شعائر و مراسمهاي مذهبي (حتي تبليغ مذهب) تغيير ميكندو هويت اسلامي در تاتارستان و داغستان در تعامل نزديك با سنن منطقهاي و نژادي و ارزشهاي اجتماعي مورد قبول عام توصيف ميشود. در تاتارستان اين قومي كردن دينداري در پيوند نزديك با دو هويت تاتار و اسلامي اظهار ميشود. در اين جمهوري به طبيعت آرام اسلام «آنها» به عنوان مخالفت با افراطگرايي مذهبي و بنيادگرايي اشاره ميشود. اسلام امروزه اصولاً در جنبههاي سعادت معنوي ـ فرهنگي و رواني ناشي از آن جذاب است و بنابراين عليرغم آنكه اسلام آرام آرام وارد فضاي زندگي روزمره ميشود، به طور گستردهاي از مسائل سياسي و اجتماعي در ذهن مردم جمهوري جدا باقي ميماند. عقيده عمومي در هر دو جمهوري داغستان و تاتارستان به تحصيلات ابتدايي در مورد اسلام اهميت ميدهد و بدين گونه معمولسازي تدريس پايههاي اساسي اسلام را در برنامه درسي مدارس مورد تأييد قرار ميدهد و اگر تعليمات اسلامي بيشتر به خانوادهها واگذار شود و انتخاب آموزش در موسسهاي اسلامي وجود داشته باشد، ممكن است اين امر به وسيله عوامل غير معنوي انگيخته شود، خصوصاً در داغستان كه فرصت آموزشهاي اسلامي كه احتمالاً همراه امكان اسكان است، شديداً پربها است. توسعه اندك نهادهاي تعليمات اسلامي در اين دو جمهوري و وضعيت نامناسب معلمان در آنجا بسياري را به سوي جستوجوي فرصتهاي تحصيلي در خارج سوق ميدهد: در سوريه، تركيه، اردن، پاكستان، مصر و عربستان سعودي لكن تحصيلات مذهبي هنوز برخوردار از شأن برابر يا شرايط مطلوب ساير قلمروهايي مانند اقتصاد يا علوم پزشكي يا حقوق، حرفهاي نيست؛ بلكه به آن به دليل شأن و شهرت شخصيتهاي اسلامي كماعتنايي ميشود، در هر دو جمهوري علماي مذهبي به عنوان ناصادق توصيف ميشوند و به سوءاستفاده از موقعيتشان براي منافع مشخصي متهم ميشوند، بدينگونه علماي مذهبي واجد شرايط، همواره از نفوذ برخوردار نيستند. در داغستان، موقعيت زنان براساس شرايط اجتماعي متفاوت است و بين شهرها و روستاها تفاوتهاي آشكار وجود دارد. در روستاها از دختران انتظار ميرود كه از سن 10ـ7 سالگي روسري و لباسهاي بلند بپوشند و معمولاً از سن 14ـ12 از مدرسه رفتن صرفنظر ميكنند. فضاهاي عمومي (مدرسه، خانه و ميزهاي غذا) دقيقاً به مناطق مشخص زن و مرد تقسيم شدهاند. اكثريت خانوادههاي داغستان معمولاً با هيچ مدل اسلامي نقش زن همراهي نميكنند و اما با توجه به سطح جاري بيكاري زنان اغلب متكفل خرج خانوادهاند. اين تحقيق چگونگي حفظ جلوه «احترام مرد» را در خانوادهها ثبت كرده است كه معمولاً بازتابي از روابط داخلي خانوادهها در داخلشان نيست. به هر حال زنان داغستاني بسيار فعالند و در امور تجاري و اقتصادي در گسترش شبكهها موثر و فعالند و در زمينه كمك به شوهرانشان يا خويشاوندانشان براي پيمودن پلكان ترقي اجتماعي با تجربهاند. در تاتارستان اين جلوه «عمومي» سنتي روابط مذكر و مونث از لحاظ اسلامي وجود ندارد و اين خواستهي اسلامي جوانان است كه در حفظ پدرسالاري سنتي اسلامي مشتاقاند. خيلي از پاسخها نشان ميدهد كه در تاتارستان همانند داغستان والدين در انتخاب شريك زندگي فرزندانشان «دخالت» نميكنند. بهرحال عقايد موافق اين است كه ازدواج مسلمان با مسلمان اهيمت زيادي دارد و بهتر است كه افراد با يكي از افراد نژاد خودشان ازدواج كنند و بهتر است كه اين فرد از روستاي خودشان باشد و حالت ايدهآل اين است كه يكي از اقوام و خويشاوندان باشد. ترجيح ازدواج تكنژادي و تكديني در تاتارستان آشكار است عليرغم اينكه در هر دو جمهوري شمار ازدواجهاي دو نژادي همچنان بالاست. در هر دو جمهوري پاسخهاي «همراه با اعتراض اندكي از پاسخدهندگان مذكر» بر ضد چندهمسري اسلامي وجود داشت.
|