|
۰۸ خرداد ۱۳۸۵ |
|
به مناسبت تقارن عيد ولايت و انقلاب چهارده قرن پيش هنگامي كه جهان غرب غرق در بربريت و توحش خويش بود و شرق جهان نيز اسير توهمات و خرافات ، محمد امين(ص) مبعوث بر رسالتي شد كه شعارش آزادي حقيقي انسانها از تمامي قيود مادي و معنوي بود و مسلكش پرستش خداي احد و واحدي كه شريكي بر آن نبود . پروردگار جهانيان به وعده خويش عمل كرده بود و مرسل آخرين را مأمور بر احياي فضائل انساني و اثبات و تثبيت كرامت بشر نموده بود . در بيش از بيست سال عمر نبوت رسول اكرم ، دنيا با مفاهيمي آشنا گشت كه يا تاكنون نشنيده بود يا آنها را به فراموشي سپرده بود . سرانجام در زماني كه پيامبر عظيم الشأن اسلام بنا بر حكم الهي مردم را براي فقدان خويش آماده مي ساخت ، حكم بزرگ خداوند صادر شد و هنگامي كه مي رفت با خاموش شدن خورشيد وجود مبارك حضرت محمد مصطفي(ص) ، پرونده بعثت انبياء براي هميشه در تاريخ بشريت بسته شود ، پرونده ديگري گشوده شد و در آن روز مبارك ، فرمان آمد كه محمد ، دينت را كامل كن . آري ؛ منعم لايزال ، نعمت ديگري را بر اشرف مخلوقات عرضه كرد و با گشايش دفتر امامت ، برگ ديگري از كتاب ارزش گذاري خدا بر انسانها ورق خورد و از اين پس انسان مولاي خويش گشت .
مقدر الهي آن بود كه علي ولايت آغاز كند و در دانشگاه بزرگ خويش درس سياست و ديانت را بر انسان آماده تكامل بياموزد ، اما بر اين وديعه الهي آن رفت كه هم من مي دانم و هم شما دانيد! سال هايي كه مي توانست به دوراني طلايي براي جامعه بشري تبديل شود هزينه شيطان صفتي دنياخواهان غاصب شد . گرچه تلألؤ ستارگان آسمان پرفروغ ولايت ، شكافنده هر حجاب و مانعي بود اما هجوم دژخيمان سياهي طلب آنقدر سنگين بود كه آخرين حجت بر حق خدا را پرده نشين كرد . 1400 سال چنان گذشت كه بيشترين ميداني كه اسلام حقيقي براي جولان يافت ، ميدان علم و فرهنگ بود اما سياست كه صاحب اصلي اش ولي امر بر حق خدا بود به تاراج سياست مداران بي دين و سياست بازان دين فروش رفت . پس از گذشت چهارده صده از مظلوميت اسلام سياسي و اجتماعي و در عصر آخرالزمان ، سيدي از قم برخواست تا احياگر اسلام ناب و شيعه حقه باشد و آنچنان كه اولياء خدا وعده داده بودند آغازگر عصر ظهور صغري . قيام خميني آنچنان ولوله اي در عالم انداخت كه پشت مستكبران را تا اندروني كاخ هايشان به لرزه درآورد و اميدي شد براي مستضعفان روي زمين و بدينسان انقلاب بزرگ اسلامي ايران ، سرآغاز تحقق وعده «و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين» شد . ارزشهايي كه قرنها مهجور مانده بودند دوباره ميدان ظهور يافتند و در دنيايي كه اخلاق حتي در زندگي شخصي انسانها نيز يافت نمي شد ، خميني نظامي برپا ساخت كه سياستش هم بر مبناي اخلاق بود . اما مهمترين حركت او ، بازيابي نعمت فراموش شده خداوند يعني نعمت «ولايت» بود . اين بار نيز اين نعمت ، دشمنان بهشتي زيستن انسانها را برآشفت و توطئه ها و خنجرها از هرسو بر تنه اين درخت پرمحصول فرود آمد . امام ده سال كوشيد تا پايه هاي اين بنا را محكم و استوار سازد و زمينه را براي ارائه بهترين شيوه حكومت داري كه مقدر الهي نيز هست فراهم سازد . پس از او نيز پانزده سال است كه نايب خلفش ، مدرس اين دانشگاه است تا دانش آموختگان مكتب ولايت را به منظور آماده سازي حضور و ظهور ولي اعظم جهان ، تربيت نمايد . الحق و الانصاف هم كه چه تربيتي . گرچه بيست و پنج سال است كه شاهد شيطنت و خباثت نوادگان ابليس و كارشكني بازي خوردگان شيطانيم اما هر روز اين درخت را تنومندتر و پرريشه تر مي يابيم . اكنون سايه ولايت گسترده تر از هر روز ديگري و ميوه اش شيرين تر از هر زماني است . آري ، ربع قرن است آنانكه ايجاد حكومت ولايي ، استقرار حاكميت احكام الهي و آماده شدن عالم براي قيام قائم را مغاير با منافع خويش مي بينند ، تا سرحد توان خود براي ضربه زدن به ريشه هاي ولايت مي كوشند . اينان در هر رنگ و لباسي يافت مي شوند . جمعي آن را نفي مي كنند و جمعي خود را سينه چاك مي دانند و عجبا كه جمعي خود را صاحب آن ، غافل از آنكه خداوند اراده كرده است كه خود ولي را بشناساند و غربالهايي كه در اين بيست و پنج سال به حركت درآمده اند خالص را از ناخالص جدا ساخته اند . آناني كه به زعم خويش حيثيت نظام را با حيثيت خويش پيوند زده اند ، كورند و نديدند كه در اين سالها چه حيثيتهايي كه به خاطر ناخالصي و فريب بر باد رفت و حيثيت نظام همچنان برجاست . نبرد با اراده الهي نبردي پر از ضرر است كه ابتداي آن بي آبرويي و فرجامش عذاب اليم . آي دنياخواهان و دنياپرستان ؛ به گوش و به هوش ؛ هنوز فرصت باقي است تا به غافله انصارالله بازگرديد . هنوز زمان باقي است تا خود را با ترازوي تقوا وزن كرده و با عيار ولايت محك زنيد . ديري نخواهد پاييد كه بانگ جرس به گوش رسد و آنگاه كسي را به خيمه گاه راه خواهند داد كه در امتحان "سياست در عين ديانت" نمره قبولي آورده باشد و مهر ولايت بر ذيل كارنامه اش بدرخشد . چه بخواهيم و چه نخواهيم كاروان به راه افتاده است و روز موعود نزديك است پس بياييم چنان كنيم كه مبادا از لشگرگاه بيرونمان كنند . بياييم باور كنيم كه اين عصر ، عصر ولايت است .
|