|
صفحه 2 از 3 مسيحيان و بازگشت مسيح انديشه بازگشت عيسي (عليه السلام ) يكي از باورهاي غالب جامعه مسيحيت را تشكيل مي دهد. اين شوق و انتظار در بخشهاي قديمي تر عهد جديد مانند رساله اول و دوم پولس به تساكونيكيان به خوبي منعكس شده است , اما در رساله هاي بعدي مانند رساله هاي پولس به تيموتاوس و تيطس همچنين رساله هاي پطرس , به بعد اجتماعي مسيحيت توجه گشته است . اين مساله از آنجا ناشي مي شد كه عيسيويان با گذشت زمان پي بردند بازگشت مسيح برخلاف تصور آنها نزديك نيست . (22 ) هر چند اقليتي از آنان بر اين عقيده باقي ماندند كه عيسي به زودي خواهد آمد و حكومت هزار ساله خود را تشكيل خواهد داد. حاكميتي كه به روز داوري پايان خواهد يافت . از همين رو از دير باز گروههاي كوچكي به نام « هزاره گرا » در مسيحيت پديد آمده اند كه تمام سعي و تلاش خود را صرف آمادگي براي ظهور دوباره عيسي در آخرالزمان مي كنند . (23 ) البته وجود آياتي در انجيل اين حالت انتظار را تشديد مي كند و با اشاره به عدم تعيين وقت ظهور آن را ناگهاني معرفي مي كند. به عنوان مثال در انجيل متا از زبان عيسي اينگونه نقل شده است : « شما نمي توانيد زمان و موقع آمدن مرا بدانيد; زيرا اين فقط در يد قدرت خدا است . هيچ بشري از آن لحظه (زمان ظهور) آگاهي ندارد حتي فرشتگان , تنها خدا آگاه است . (24 ) » يا آن كه در انجيل لوقا اين چنين آمده است : « مسيح مي گويد هميشه آماده باشيد زيرا كه من زماني مي آيم كه شما گمان نمي بريد . » (25 ) روشن نگه داشتن چراغ انتظار در لابه لاي انجيل به چشم مي خورد : « كمرهاي خود را بسته و چراغهاي خود را افروخته بداريد. بايد مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را مي كشند كه چه وقت در را بكوبد , بي درنگ براي او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد پس شما نيز مستعد باشيد , زيرا در ساعتي كه شما گمان نمي بريد , او مي آيد . » (26 ) مسيحيت ضمن تاكيد بر غيرمنتظره بودن بازگشت عيسي , هدف از اين بازگشت را ايجاد حكومت الهي در راستاي حكومت الهي آسمانها ارزيابي مي كند . (27 ) علاوه بر اين , ظهور مسيح , يگانه راه حل براي ادامه حيات و زندگاني برشمرده مي شود(28 ) و عيسي منجي انسانها و پادشاه پادشاهان معرفي مي گردد . (29 ) موعود مسيحيان بر اساس سخنان دانيال نبي سيستم اجتماعي , اقتصادي , سياسي , تربيتي و مذهبي جهان را عوض خواهد كرد و جهاني بر مبناي راه و روش خدا بنا مي كند . (30 ) مسيحيان همچنين علاماتي براي ظهور عيسي بن مريم قائل مي باشند . (31 ) « عنقريب بعد از آن آزمايش سخت روزگاران , خورشيد تيره و تار مي گردد و ماه نور خود را از دست خواهد داد و ستارگان افول خواهند كرد و قدرتهاي آسماني نيز به لرزه درخواهند آمد و سپس آثار و علائم ظهور آن مرد آسماني آشكار خواهد شد و سپس تمامي قبايل زمين , نگران و غمگين مي گردند و آنگاه عيسي از ابرهاي آسمان با جلال و شكوه و قدرت فرو خواهد آمد . (32 ) » روايات اسلامي نيز بر آمدن حضرت مسيح (عليه السلام ) صحه مي گذارند. از جمله آن كه پيامبر (صلي الله عليه و آله ) فرمودند : « سوگند به آن كه جانم به دست اوست , به طور يقين عيسي بن مريم به عنوان داوري عادل و پيشوايي دادگر در ميان شما فرود خواهد آمد . (33 ) » همچنين برخي مفسران در تفسير آيه 159 سوره نسا , آن را با بازگشت حضرت مسيح در آخرالزمان مرتبط مي دانند و اين آيه را با استفاده از احاديث در همين رابطه ارزيابي مي كنند . (34 ) به هر حال مساله فرود آمدن مسيح و بازگشت وي در آخرالزمان از نقاط مشترك انديشه انتظار نزد مسلمانان و مسيحيان است . البته اسلام در اين رابطه منجي موعود را « مهدي » معرفي نموده او را پيشواي آخرالزمان تلقي مي كند. براي نمونه در حديثي از پيامبر اكرم (ص ) نقل شده است : « چگونه خواهيد بود , آنگاه كه عيسي بن مريم در ميان شما فرود آيد و پيشوايتان از خود شما باشد . » (35 ) يا آن كه در روايتي ديگر از قول امام باقر (عليه السلام ) نقل گرديده است : « پيش از قيامت (عيسي ) به دنيا فرود مي آيد و هيچ كس از ملت يهود و مسيحي نمي ماند مگر آن كه پيش از مرگ به او ايمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدي نماز مي گذارد . » (36 ) بي گمان بر هر پژوهشگرآگاه روشن است كه روايات اسلامي و اعتقادات مسيحي در رابطه با ظهور , از نزديكي فراواني برخوردار مي باشند. مقايسه خبرهاي رسيده از روايات اسلامي در رابطه با پيشرفت غيرقابل تصور علوم در زمان ظهور , ايجاد رفاه اجتماعي و ديگر موارد (37 ) با آنچه آمد به روشني اين مدعا را ثابت مي كند , اين مساله به خودي خود , فضايي تفاهم آميز را براي گفت وگوي انتظار بين اين دو دين مهم را فراهم مي آورد. آيين دائو(38 ) آيين دائو در كنار آيين كنفوسيوس در ميان مردمان چين از جايگاهي ويژه برخوردار است و بيانگر جهان بيني عرفاني آن مردمان مي باشد. در آيين دائو , رگه هاي روشني از منجي باوري و انتظار موعود به چشم مي خورد. بر پايه متن « زندگي قديس آخرالزمان و پروردگار طريقت » نوشته « شانگ چينگ » در يك سال « جن ـ چن » يعني بيست و نهمين سال از دوره شصت ساله , لي هونگ (موعود آخرالزمان دائويي ) ظهور خواهد كرد تا جهاني نو برپا كند كه در آن برگزيدگان تحت حكومت « قديس آخرالزمان بزيند » (39 ) موعود باوري در قرنهاي هفتم تا دهم ميلادي و در عصر خاندان تانگ توسعه يافت و هم اينك نيز يكي از باورهاي پيروان آيين دائو مي باشد. ژاپن و موعود باوري شينتو (طريقه خدايان ) آيين باستاني مردم ژاپن است . در اين آيين , الهه خورشيد به عنوان نگهبان سرزمين اجدادي شمرده مي شود و خاندان سلطنتي از نسل اين خدا و تجسم وي به حساب مي آيد. با ورود آيين بودا در سال 552 م . عناصر بسياري از مكتب بودا به شينتو راه يافت . قرنها بعد مظاهر بودايي از شينتو زدوده شد و هم اينك انجام اين آيين در ژاپن اختياري است . (40 ) در هر حال با تضعيف اعتبار باورهاي شينتويي و تماسهاي فرهنگي ـ اقتصادي ژاپن با غرب , شماري از مذاهب منجي باور سر برآوردند كه از جمله آن مي توان به دو نهضت « كورز و ميكو » و « تريكيو » در قرن نوزدهم ميلادي اشاره كرد. يونانيان باستان در فرهنگ و انديشه يونان باستان نيز به حكومت جهاني مردمي برمي خوريم كه خواهد آمد و تمام بشريت از وي نفع خواهند برد. وي كه پس از جنگها و درگيريها صلح و آرامش را برقرار مي سازد بر همه جهان تا ابد حكم خواهد راند. همچنين در جاي ديگر اين باورها نويد آمدن پادشاهي را از مشرق زمين مي دهند , كسي كه از شرق قيام خواهد كرد و صلح را براي همه بشريت به ارمغان مي آورد . (41 ) اديان سرخپوستي . از شناخت آيين هاي موجود در ميان سرخپوستان , زمان چنداني نمي گذرد. در هر حال انديشه موعود در ميان سرخپوستان با هجوم اروپائيان به قاره آمريكا رابطه اي تنگاتنگ دارد. وجود تمدن ماياها و قبيله هاي قدرتمند در پيشينه تاريخي سرخپوستان , دستمايه هاي اين انديشه گرديده است . براي نمونه مي توان به نهضت « تاكوي انكوي » كه سيزده سال پس از غلبه اسپانيا با هدف اخراج سفيدپوستان و در واكنش به برتري يافتن خداي مسيحي روي داد , اشاره كرد. هر چند اين نهضت چندان دوام نياورد اما چراغ انتظار را دل مردمان سرخپوست روشن نگاه داشت . همچنين در ادبيات اخير سرخپوستي به چهره موعودوار ديگري كه با نام انيكاري برمي خوريم . وي كه به صورت پسر خورشيد و زني وحشي اسطوره پردازي و نمايانده مي شود , خاطره اي كمرنگ از پادشاهي باستاني است كه پس از ساليان دراز , زنده مي شود تا حقوق از دست رفته سرخپوستان را بازپس گيرد . (42 ) آفريقائيان « اطلاع ما از موعود باوري اديان آفريقايي محدود به مسيح گرايي رواج يافته در دو قرن اخير است . نهضتهاي جديد با چهره هايي كه « مسيح جديد » تلقي مي شدند شكل گرفتند. در جنوب زيمبابوه دو چهره از اهميت بيشتري برخوردارند. « ماي كازاوجان باتيسيت » ... در آفريقاي جنوبي نيز مي توان به « عيسايه شبه » اشاره كرد. برخي از اين نهضتها جنبه پيامبرانه دارد.... بدان معنا كه سررسيد وعده اي از گذشته ها تلقي مي شوند كه نويد آمدن مسيحا دمي را مي داده است . همچنين در اين باورها از هزاره گرايي نيز اثري مي توان سراغ گرفت . بيشتر اين نهضتها نويد عصر آزادي و بهره مندي از فرصتهاي زندگي و استقلال و خوبسندگي را مي دهند . » (43 )
|