|
صفحه 1 از 3 اشاره : شوق سرزدن پگاه ظهور و حضور منجي , قرن هاست كه بشريت را بي قرار ساخته است . توده هاي مواج هركدام به فراخور حال و مجال دين يا مكتب خويش , سراين سودا دارند و همگي در اين عشق سوزان به گرد شمع ظهور , پروانه وار مي چرخند. به راستي چه كسي است كه در برابر , دنيايي از عدالت , رهيدگي از بند اسارت هاي جسم و جنس و طعم شيرين معنويت از خود بي قرار نگردد و در اشتياق آن و برآمدن آن روزگاران , خوش نسوزد. درد بشر امروز در پس لبخندهاي ساختگي , بهشت ها ليودي و بين چرخدنده هاي سنگين و خردكننده فن آوري هاي گوناگون , سخت بي درمان گشته است و به دنبال نوشدارويي ابدي مي گردد , دارويي كه بتواند زندگاني او را رنگ و جلايي ديگر بخشد و مفهومي اميدواركننده به آن بدهد. از اين رو , « انتظار » واكنشي است در برابر اين آرزوي هميشگي انسان ها. بنابراين در نوشتار حاضر تلاش شده تا نمايي كوتاه از اين انتظار سوزان را در ديگر اديان به نظاره بنشينيم , انتظاري كه فارغ از برخي اختلافات , همگان در آن مشتركند.
« آيين هندوئيسم » پيروان آيين هندو در اصل قيام نجات بخش انسان ها هيچ ترديدي روا نمي دارند و در كتاب هاي گوناگون و مقدس خويش از آن ياد مي كنند. آنان ) kali (معتقدند در عصر آهن يا عصر كلي كه چهارمين و آخرين دوره از ادوار جهان ظهور خواهد كرد . ) Kalki (است , كلكي كلكي دهمين مظهر خداي ويشنو (خداي حفظ كننده ) در دوراني كه تنها به يك چهارم درمه (دين يا نظم كيهاني ) عمل مي شود و سراسر جهان را ظلم و فساد فراگرفته است خواهد آمد . (1 ) او سوار بر اسبي سفيد و با شمشيري آخته و شهابگون ظهور مي كند تا ظلم و شرارت را ريشه كن كند و عدالت و فضيلت را يا مرگ را) Yama ( برقرار نمايد . او يمه درهم مي شكند و تارومار مي سازد و بر همه قواي مخالف پيروز مي گردد. كلكي در انديشه هندويان , مردي الهي است و به نوعي متحد با مقام بي انتهاي خداست . (2 ) در يكي از كتاب هاي پيروان هندو در رابطه با ويژگي هاي منجي انسان ها چنين آمده است : « سرانجام دنيا به كسي برگردد كه خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد . » (3 ) همچنين كلكي در اعتقادات هندوان جايگاهي خاصي دارد و تصاوير وي كه در هيبت مردي سوار بر اسب سفيد با شمشيري كشيده است , در جاي جاي نگارگري آنان يافت مي شود . (4 ) براساس آيين هندو , كلكي حكومت ناشايستگان را درهم مي شكند و حكومتي عالمگير , عدالت گستر و دين محور تشكيل مي دهد. از اين رو در كتاب دداتك آورده شده است : « دست حق درآيد و جانشين آخر محتاط ظهور كند و مشرق و مغرب عالم را بگيرد و همه جا خلايق را هدايت كند . » (5 ) « بودائيان و انديشه انتظار » موعود باوري در آيين بودا يا مفهوم گره خورده است . ) maitreya (ميتريه ميتريه در زبان سانسكريت به معناي مهربان است . اگرچه حضور و اهميت ميتريه در مكاتب گوناگون بودايي متفاوت است اما همگي آن ها به آن معتقد مي باشند. اين موعود نجات بخش در نمادنگاري بودايي به شكل مردي در وضعيت نشسته , آماده برخاستن به نمايش درمي آيد تا نمادي از قيام را تداعي كند . (6 ) در يكي از كتاب هاي بودائيان كه به تاريخ سري لانكا مي پردازد , حوادث مربوط به قيام مطرح گرديده است : « پس از آن كه شاكيه موني (بودا) به نيروانه بزرگ رسيد و جهان پاي به سراشيبي اجتماعي ... نهاد : پنج هزار سال پس از آخرين بودا , آفتاب آموزه هاي بودايي افول مي كند و طول عمر آدميان به ده سال فرو مي كاهد. در اين زمان چرخه وارو مي گردد و زندگي متحول مي شود. تا آن جا كه متوسط عمر مردم به هشتادهزار سال مي رسد. با اين عمرهاي طولاني و زمينه مناسب براي تعاليم بودا , يك راهنما خواهد آمد. او براي مردم رفاه و بهروزي مي آورد و آموزه هاي بودا را ترويج مي كند. آن گاه كه چنين فضايي بهشت گون فراهم آمد , ميتريه از آسمان ... نزول مي كند , بودايي خويش را به كمال مي رساند و دين را به فرهيختگان مي آموزد » . (7 ) بنابر نقل برخي پژوهشگران , بودا نسب اين منجي آسماني را به سيدخلايق دو جهان مي رساند و ثمرات قيام وي را اين چنين برمي شمارد : « پادشاهي دنيا به فرزند سيد خلايق دوجهان تمام شود. او كسي باشد كه بر كوه هاي مشرق و مغرب دنيا حكم براند و بر ابرها سوار شود و دين خدا يك دين شود و دين خدا زنده گردد . » (8 ) در هرحال هم اكنون نيز در ميان مناطق بودايي نشين , به ويژه چين و كره رويكرد گسترده اي نسبت به ميتريه وجود دارد. زرتشتيان در هزاره گرايي زرتشتيان و باور آن ها در مورد موعود , انتظار ظهور سه منجي از نسل زرتشت مطرح است . اين اصلاح طلبان يكي پس از ديگري در راس هر هزاره ظهور كرده , جهان را پر از عدل خواهند نمود. « هوشيدرو » هزار سال پس از زرتشت , « هوشيدرما » , دوهزار سال پس از وي و « سوشيانس » يا سوشينت سه هزار سال پس از پيامبر ) saoshiant ( زرتشتيان , خواهند آمد و با ظهور سوشيانس جهان پايان خواهد يافت . (9 ) سوشيانس در آيين زرتشت جنگاور پيروز وعادل است كه رسالتي جهاني و عالمگير بر دوش دارد و با ريشه كن ساختن تباهي جهاني نوبنياد مي كند : « از اين جهت , سوشينت است كه او به سراسر جهان سود خواهد بخشيد(10 ) باور زرتشتيان آن است كه وي با اهريمنان ستيز خواهد كرد و پس از شكست آنان , انسان را برجايگاه اصلي خويش خواهد نشاند. « لشكر اهريمنان با ايزدان دائم در روي خاكدان محاربه و كشمكش دارند و غالبا پيروزي با اهريمنان باشد. آنگاه پيروزي بزرگ از طرف ايزدان مي شود و اهريمنان را منقرض مي سازند و بعد از پيروزي ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان , عالم كيهان به سعادت اصلي خود رسيد. بني آدم بر تخت نيك بختي , خواهد نشست . (11 ) و در پايان , سوشيانس با ريشه كن ساختن فقر , فلاكت و تنگدستي « مردم را هم فكر , هم گفتار و هم كردار مي گرداند . » (12 ) يهوديان و مسيحا آن گونه كه بررسي ها نشان مي دهد پيش از اسارت قوم يهود و آوارگي آنان توسط آشوريان , انديشه ظهور منجي در ادبيات مذهبي , غيرمذهبي , اساطير , افسانه ها و روايات مكتوب و شفاهي بني اسرائيل جايي نداشته است . تنها در سده دوم پيش از ميلاد بود كه ظهور نجات بخش قوم خدا در اذهان و افكار يهود پديد آمد و توسعه يافت . (13 ) از اين رو است كه دانيال نبي به دنبال رنج هاي پياپي قوم يهود , پايان زجرها را نويد داد و گفت : « و در اين ايام اين پادشاهان , يهود خداي آسمان ها سلطنتي را كه تا ابد جاويد مي ماند , بر پا خواهد نمود و اين سلطنت را خرد كرده مغلوب خواهد ساخت . و خودش براي هميشه پايدار و جاويدان خواهد ماند . (14 ) اشعياي پيامبر نيز در پيشگويي هاي خود , مژده آمدن مسيح را داد. براي ما ولدي و پسري بخشيده مي شود كه سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجيب و مشير و خداي قادر و پدر سرمدي و سرور و سلامتي خوانده خواهد شد. ترقي سلطنت و سلامتي او را بر كرسي داوود و بر كشور وي پاياني نخواهد بود. تا آن كه انصاف و عدالت را براي هميشه استوارتر سازد . (15 ) البته شايان توجه است كه قوم يهود به عنوان مردمي ديندار همواره به آينده خويش اميدوار بود و اين عبارت كتاب مقدس ميان يهوديان رايج بود كه : « اگر چه ابتدايت صغير بود ولي عاقبت تو بسيار رفيع گردد . » (16 ) با اين وجود آنان پس از نخستين ويراني شهر قدس , هميشه در انتظار رهبري الهي , قدرتمند و پيروزي آفرين بوده اند تا اقتدار و شكوه « قوم برگزيده » را احيا كند. يهوديان بر مبناي آنچه در زبور داوود آمده است , خود را وارثان به حق خداوند در زمين مي پندارند. « زيرا كه شريران منقطع خواهند گشت و متوكلان به خداوند وارث زمين خواهند شد . هان بعد از اندك زماني شرير نخواهد بوداما حكيمان (صالحان ) وارث زمين خواهند گشت و ميراث آن ها خواهد بود تا ابد آلا باد . (17 ) انديشه موعود در ميان يهوديان با كلام صريح « اشعيا » , نگاهي رو به آينده پيدا مي كند و دستمايه عشق به روزگاري روشن و افتخار آميز مي گردد. « نهالي از تنه يسي (پدر داوود) بيرون آمده , شاخه اي از ريشه هايش خواهد شگفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت يعني روح حكمت و فهم و روح مشورت و روح معرفت و ترس از خداوند.. مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستي حكم خواهد نمود ....شريران را به نفخه لب هاي خود خواهد كشت . كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند ميانش امانت . (18 ) سپس اشعيا به گونه اي كنايه آميز به صلح جهاني در آن دوران اشاره مي كند و ادامه مي دهد : « گرگ بابره سكونت خواهد داشت و پلنگ بابزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير و پرواري با هم و طفل كوچك آن ها را خواهدراند... و در تمامي كوه مقدس من ضرر و فسادي نخواهند كرد زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد مثل آب هايي كه دريا را مي پوشاند. » وضفياي پيامبر به نابودي رهبران دولت ها اشاره مي كند و آن را مقدمه جهان شمولي دين يهود مي داند. « به منظور گردآوري طوايف بشر بر يك دين حق , سلاطين دول مختلف را نابود كنيم , آن وقت برگردانيم به قوم ها , لب پاكيزه را براي خواندن همگي به نام خدا و عبادت كردن ايشان به يك روش » (19 ) در هر حال اگر چه انديشه انتظار مسيحا (ماشيح ) در يهود به شكلي قوم محور است , اما واقعيت آن است كه يهوديان در طول تاريخ به اين مساله از دريچه اي مذهبي نگريسته اند و ضمن تاكيد بر مسيح شخصي (مسيح به عنوان يك شخص ) , انتظار را يك وظيفه مقدس به شمار آورده اند , تنها پس از ورود صهيونيسم سياسي به دنياي يهود بود كه زاويه نگاه برخي يهوديان به اين مساله عوض شد و تشكيل يك حاكميت سياسي را راهگشاي « عصر مسيحا » دانستند. صهيونيست هاي اوليه به رد نظريه مسيح شخص , پرداختند و عده اي از آنان حكومت اسرائيل را همان حالت ملكوتي ومصداق و نمونه يگانه عصر مسيحا به شمار آوردند , هر چند در اين ميان صهيونيست هاي مذهبي , تاسيس اسرائيل را مقدمه ظهور و علامت آن به حساب آوردند اما همين كه دولت اسرائيل با سواستفاده از اين طرز تلقي ها خودرا حاكميتي الهي معرفي مي نمايد و بر اين مبنا حوادث تلخ و غيرقابل گذشتي را رقم مي زند . (20 )جالب است بدانيم آنان در پايان مراسم سالگرد بنيانگذاري رژيم اسرائيل (پنجم ماه عبري )پس از دميدن در شيپور عبادت , اينگونه دعا مي كنند : « اراده خداوند , خداي ما چنين باد كه به لطف او شاهد سپيده دم آزادي باشيم و نفخ صور مسيحا گوش ما را نوازش دهد . » (21 )
|