spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
بهائيت , مذهب استعمار ساخته براي مقابله با اسلام-11 چاپ پست الكترونيكي
۰۸ خرداد ۱۳۸۵

گسترش تضاد و فساد در رهبران ولايه هاي تشكيلات بهائيت
فرقه ضاله بهائيت به دليل ماهيت آميخته با كفر و گمراهي و درون مايه هاي سراسر پليدي و تباهي و بطالت , رويشگاه تضاد , فساد , نزاع و تفرقه و تشتت است و از ابتداي شكل گيري اين مسلك باطل توسط قدرتهاي استعماري تاكنون , همواره شاهد گسترش فساد و تباهي در ميان سران و رهبران آن بوده و هستيم .
پس از وقايع تلخي كه توسط رهبران بابيت و بهائيت در ايران به وقوع پيوست , در اثر مبارزات علماي اسلام و همراهي مردم مسلمان ايران و مقابله نيروهاي دولتي , فتنه باب خاموش شد و رهبران اين فرقه ضاله به عراق تبعيد و رانده شدند.
در عراق تضاد و درگيري و تشتت بين رهبران بهائيت آغاز و به مرور به نقطه اوج نزديك شد. در كنار تضاد و تفرقه بين رهبران بهائيت , فساد و دزدي و آدمكشي توسط اعضاي اين فرقه شدت يافت و مردم مسلمان عراق در رنج و مشقت ناشي از عملكردهاي خيانت بار بهائيان گرفتار آمدند.

اين افراد بنا به اعتراف سران بهائيت از سويي به دزدي نقدينه و لباس و كالاي مردم عراق مي پرداختند و از طرفي ديگر به فساد و بي بند و باري روي مي آوردند و اين تباهكاري ها را تا آنجا فزوني بخشيدند كه بر اساس سنت زشت و بي شرمانه به يادگار مانده از قره العين , در ايام عزاداري عاشوراي حسيني در كربلا به جشن و شادماني و رقص و پايكوبي مي پرداختند!
حسينعلي نوري (بهاالله ) كه يكي از رهبران بهائيت مي باشد , به اين فساد و جنايات و تباهكاري ها اينگونه اعتراف مي نمايد :
« جميع ملوك اليوم اين طايفه را اهل فساد مي دانند , چه كه في الحقيقه در اوايل اعمالي از بعضي از اين طايفه ظاهر مي شد كه فرايض ايمان مرتعد مي شد. در اموال ناس من غير اذن تصرف مي نمودند و نهب و غارت و سفك دما را از اعمال حسنه مي شمردند و حقوق هيچ حزبي از احزاب را مراعات نمي نمودند . » (1 )
با اوج گيري اين فسادكاري ها , حكومت عثماني بابيان و بهائيان را از عراق به اسلامبول تبعيد نمود. در آغاز اين سفر ميرزا حسينعلي نوري (بهاالله ) داعيه رهبري بهائيت را با « من يظهره الله » خواندن خود مطرح نمود و پس از اعزام بهائيان از اسلامبول به يكي ديگر از شهرهاي دولت عثماني به نام « ادرنه » اختلاف و نزاع بين رهبران اين فرقه ضاله به اوج رسيد و به مرور انشعاب ها و فرقه هاي جديد در پس يكديگر ظاهر شدند. گروهي از بابيان ميرزا يحيي نوري معروف به صبح ازل را وصي باب دانستند و پيرويش را لازم شمردند و « ازلي » نام گرفتند. جمعي ديگر داعيه ميرزا حسينعلي نوري معروف به بهاالله را پذيرفتند و خود را « بهائي » ناميدند. گروهي به دنبال ميرزا اسدالله ديان رفتند و « دياني » خوانده شدند. گروهي دلبستگي سابق خويش به قره العين راتجديد نمودند و او را با آن كه در قيد حيات نبود به رهبري انتخاب كردند و لقب « قره العين » گرفتند. برخي ديگر محمدعلي بارفروش را برتر از ديگران پنداشتند كه آنان را « قدوسي » مي نامند. بعضي بابيان دامان آن روسا را رها ساختند و چنگ بر كتاب استعمار ساخته بيان زدند و « بياني » نام گرفتند. برخي ديگر اين مستمسك ها را رها ساخته و خود را تابع خواسته دروني و شهود وجداني دانستند و « عياني » شناخته شدند . (2 )
به اين انشعاب هاي ناشي از تضاد و تشتت , فرقه هاي ديگري نيز در مراحل بعدي حيات اين مسلك استعماري اضافه شد كه عبارتند از فرقه « ماكسولي » به رهبري زن آمريكايي « شوقي افندي » به نام « روحيه ماكسول » , فرقه « ريمي ها » به پيشوايي « چارلز ميسن ريمي » آمريكايي , فرقه « سمائي » به رهبري « جمشيد معاني » ملقب به « سماالله » .!
وقتي دامنه تضاد و تشتت بين سران بابيه به ويژه بهاالله و صبح ازل شدت گرفت , در ضمن درگيري ها و نزاعهايي كه بين آنان تداوم و گسترش يافت , اسرار پشت پرده نيز به برون راه يافت و بطالت و پليدي اين فرقه بيشتر از پيش و توسط اعترافات تكان دهنده خود آنان نمايان گشت . ميرزا حسينعلي نوري (بهاالله ) اعلام كرد كه وصايت برادرش ميرزا يحيي نوري (صبح ازل ) بي اساس و فاقد اعتبار مي باشد , زيرا او به همدستي ميزرا عبدالكريم قزويني كاتب , آن را ساخته و پرداخته اند! همچنين بهاالله اعلام نمود كه از زمان زندان تهران يعني سال 1269 هـ . ق به پيامبري ! رسيده است (3 )
يكي ديگر از رهبران بهائيت به نام « عباس افندي » اين گونه به مسائل پشت پرده اشاره مي نمايد :
« با ميرزا عبدالكريم در اين خصوص مصلحت ديدند... كه افكار متوجه شخص غايبي شود و به اين وسيله بهاالله محفوظ از تعرض ناس ماند و چون نظر به بعضي ملاحظات , شخص خارجي را مصلحت ندانستند , قرعه اين فال را به نام برادر بهاالله ميرزايحيي زدند. باري به تاييد و تعليم بهاالله او را مشهور و درلسان آشنا و بيگانه معروف نمودند . » (4 )
از طرف ديگر صبح ازل ادعا نمود كه من بر اساس آثار باب جانشين او هستم و برادرم هوس رياست دارد و مي خواهد به اين شيوه جاي مرا بگيرد.
اين اختلافات بين بهاالله و صبح ازل آنچنان شدت گرفت كه برخي از اسرار نهاني اين فرقه ضاله در فساد و بي بند وباري بين محارم خود نيز افشا و آشكار گرديد. از جمله آن كه بهاالله حرامزادگي برادرش صبح ازل را اعلام نمود و فاش ساخت كه در بغداد , همسر دوم باب مورد تجاوز و كامگيري صبح ازل واقع شده و چون به طور كافي مورد پسند اين شخص قرار نگرفته است او را وقف مريدان خود نموده است !
همچنين دراين ستيزها و نزاع هاي زباني , صبح ازل به جيره خواري حكومتهاي عثماني و انگليس متهم مي شود و بهاالله او را در فساد و هرزگي اين گونه توصيف مي نمايد :
« مسلم است كه ازل به اكل و شرب و تصرف در ابكار و نسا ناس مشغول بوده و اعمالي كه والله خجالت مي كشم از ذكرش , مرتكب شده است . » (5 )
ازليان نيز اسرار پشت پرده اي را افشا نمودند كه از آن جمله اعلام داشتند : همسر باب كه سهل است , جناب بها دختر خودش را هم در ايام رياست ازل به وي تقديم نموده است . (6 )
اين تضاد و تشتت وافشاي اسرار , سرانجام به تهاجم و قتل و كشتار يكديگر مي انجامد و دولت عثماني به جداسازي اين دو فرقه و تبعيد ازليان به قبرس و بهائيان به عكا در سرزمين فلسطين اقدام مي نمايد.
فساد و فحشا كه از مشخصه هاي بارز سران و عناصر سطح بالاي بهائيت مي باشد , در تمام مقاطع تاريخي از ابتدا تا امروز تداوم داشته است . علاوه بر آنچه در مقطع تاريخي ياد شده در باره فساد و بي بند و باري در ميان سران بهائيت به آن اشاره شد , دوران سياه حكومت پهلوي كه لجنزار رشد علف هاي هرز و متعفن سياسي بود , بستر گسترش فساد و تباهي در ميان عناصر بهائي رخنه كرده در مناصب حساس و كليدي حكومتي محسوب مي شود.
سپهبد دكتر عبدالكريم ايادي از سران بهائي كه محرم اسرار محمدرضا پهلوي و عنصر مطمئن دربار و حاكم و غالب بر تصميمات شاه و از مهره هاي وابسته به سازمان هاي جاسوسي آمريكا و انگليس به شمار مي رفت , از آلودگان بزرگ به فساد و بي بندو باري جنسي در داخل و خارج دربار و مشهور به « راسپوتين ايران » مي باشد.
اشتهار عبدالكريم ايادي به لقب راسپوتين ايران , از دو زاويه قابل تامل مي باشد. زاويه اول به فساد و شهوتراني و رابطه با زنان , و زاويه دوم به نفوذ خاص و تاثيرگذار او در تشكيلات حكومت و دخالت آشكار در تمام عزل و نصب هاي حكومتي مرتبط مي گردد.
« راسپوتين » از شخصيت هاي بسيار مرموز و فاسد و منحرف دربار « نيكلاي دوم » آخرين امپراطور روسيه بود. او با آلودگي به سحر و جادو و اعتقاد به لجام گسيختگي جنسي به دربار تزار راه يافت و با زنان دربار به ويژه ملكه « الكساندرا » همسر تزار روابط نامشروع جنسي برقرار نمود. فساد رابطه جنسي او با زنان دربار و همسر تزار از يكسو و نفوذ و تاثيري كه در جابه جايي مسئولان و عناصر داخل حكومت داشت به همراه همدستي اش با همسر تزار در به قتل رساندن مخالفان , از او عنصري غالب و فاسد و وحشتناك ساخته بود , به گونه اي كه هر عملي كه مي خواست انجام مي داد و كسي را ياراي مخالفت با او نبود. اين دو مشخصه به طور كامل و جامع در « عبدالكريم ايادي » جمع آمده بود و او دربار شاه حتي بيشتر و مسلط تر از راسپوتين به فتنه و فساد اشتغال داشت .
درباره نفوذ و تاثيرگذاري عبدالكريم ايادي در تصميمات حكومتي رژيم ستمشاهي در مباحث پيشين سخن گفتيم و اعترافات ارتشبد فردوست از عوامل ديگر دربار و عنصر نزديك به شاه را بررسي كرديم . موضوع آلودگي هاي جنسي و فساد و بي بندو باري هاي عبدالكريم ايادي نيز حائز اهميت و نشان دهنده تسلط همه جانبه اين عنصر وابسته به بهائيت در دربار شاه و به انحطاط كشاندن دولت پهلوي دوم مي باشد.
ارتشبد فردوست در اعتراضات تكان دهنده اش فسادطلبي هاي عبدالكريم ايادي را اينگونه توصيف مي نمايد :
« ايادي مشهور به راسپوتين ايران بود و واقعا چنين بود. هيچ زن زيبابي از زيردست او سالم در نمي رفت و البته در مقابل , آنها را به مشاغل مهم مي رساند و يا پول گزاف مي داد... محل ملاقات او با زن ها در دربار و در مطبش بود. محل سوم ملاقات او بازن ها , منزل دكتر باستان (متخصص گوش و حلق وبيني ) بود. مسلما شدت عمل راسپوتين واقعي در رابطه با زن , به پاي ايادي نمي رسيد و اعمال او قابل ذكر نيست .
از زماني كه ايادي را شناختم , او با دكتر باستان رفيق صميمي بود و مطب و خانه شان نيز نزديك هم قرار داشت . 10 دقيقه راه پياده بود. اين دو هر شب باهم بودند و هردو شديدا خانم باز بودند. زن ها را از مشتريان مطب و متفرقه دست چين مي كردند و با هم معاوضه مي نمودند.

 


به تدريج كه ايادي مهم شد , مطبش بسيار شلوغ شد , كه اكثرا براي رفع گرفتاري و پول و شغل و يا ارائه اطلاعات و اخبار مراجعه مي كردند .... (7 )
يكي ديگر از عناصر سطح بالاي بهائي در رژيم ستمشاهي كه به فساد و بي بندوباري اشتهار يافت , « امير عباس هويدا » مي باشد. او در منصب « نخست وزيري » علاوه بر غارت اموال كشور و ياري رساني هاي مكرر به محافل و مجامع وابسته به بهائيت , و نيز علاوه بر اينكه بسياري از پستهاي مهم و كليدي را به بهائيان واگذار نمود و آنان را بر تشكيلات سياسي و شريان هاي افتصادي مملكت مسلط و حاكم ساخت , به آلودگي هاي جنسي و گسترش فساد و تباهي نيز اشتغال داشت .
آنچه در باره فساد و بي بندو باري اين عنصر خائن به صورت يك امر مشخص و ثابت شده مشهور است , « همجنس گرائي » او مي باشد. اين انحراف و انحطاط اخلاقي و جنسي نه تنها در ميان خواص دربار , كه در سطح جامعه و در بين مردم نيز زبانزد و مشهور گرديد. شخص شاه نيز به طور كامل از اين آلودگي با خبر بود و با بي اعتنائي از كنار آن مي گذشت و از آنجا كه خود و اطرافيانش همه فاسد و منحرف بودند , اين عمل شنيع را طبيعي و معمول و متداول تلقي مي كرد و مانعي بر سر راه آن ايجاد نمي نمود!
در پرونده ساواك مواردي از همجنس بازي امير عباس هويدا ذكر شده است كه به سه نمونه از آنها اشاره مي كنيم .
نمونه اول مربوط مي شود به اطلاع دقيق و مشهود همسر هويدا از صحنه همجنس بازي شوهرش با يك پسربچه و بر آشفتگي و پريشاني او كه در نهايت به تقاضاي طلاق از هويدا و متاركه با اين عنصر فاسد مي انجامد . (8 )
نمونه دوم از وقوع عمل همجنس بازي « هويدا « و « سپهبد حميدي » خبر مي دهد. متن اين گزارش چنين است :
« در چند روز اخير در دادگستري و دادگاه هاي بخش واقع در خيابان فرصت شايعات زننده اي در مورد آقاي هويدا به شدت رواج دارد. از جمله گيل دشتي قاضي دادگستري و مشايخ وكيل دادگستري اظهار داشتند كه سپهبد حميدي با هويدا روابط نامشروع دارد.
نظريه چهارشنبه : چنين اظهاراتي از طرف دو نفر قاضي , با توجه به دسترسي شنبه , بعيد به نظر نمي رسد. ضمنا در بين مردم بعد از متاركه هويدا با همسرش , شايعات مختلفي وجود دارد . (9 )
نمونه سوم مربوط به شخصي است كه از هويدا درخواست كار و مسئوليتي مي نمايد و هويدا به وسيله واسطه اي , شرط اصلي برآوردن خواسته او را پذيرش عمل لواط و همجنس بازي اعلام مي كند! شخص مزبور پس از شنيدن پيشنهاد هويدا به شدت منقلب و متحير مي گردد و نامه اي تند براي او ارسال مي كند. بخشي از اين نامه كه در پرونده ساواك مضبوط مي باشد , چنين است :
« شما فردي هستيد نه خانواده داريد و نه مردي و نه تقوا و نجابت . شما مصداقي از افرادي هستيد كه اميرالمومنين با بيان فصيح خود تعريف كرده است : « وقتي برتري و فضيلت در اجتماع فراموش شود اوباش و اشرار پا بر سرير حكومت گذراند و زمام امور به مشت گيرند و بر ارباب دين و فرهنگ حكومت كنند. » رفتار بي شرمانه شما با من نشان داد كه شما هيچ گونه علقه و رابطه قلبي و معنوي با فرزندان ايراني نداريد. شما اسما ايراني ولي رسما ايراني نيستيد. شما با من كه سراسر عمر خود را به شرافت گذرانده و هرگز حتي يك لحظه جبهه مبارزه با ظلم و ظالم را ترك نگفته ام ... چنان رفتار بي شرمانه و نانجيبانه كرديد كه دود از سر و فرياد از دل برخاست ... خجالت نكشيديد و حيا ننموديد نسبت به كسي كه از لحاظ دانش , اخلاق و شخصيت بر شما برتري داشت و در مقام استاد بود به وسيله مرد شريفي پيشنهاد بي شرمانه داديد و مرا به انجام عمل بي شرمانه دعوت كرديد. زهي رذالت !زهي بي شرمي ! تنها اشتباه و گناه من اين بود كه خواسته بودم امر مشكل و خطيري را بر من محول نمائيد تا كار نمونه انجام دهم و سر مشق افراد بيچاره و زاري كه در مقام و مسند چاره جويان نشسته اند باشم . اميد است اين نامه تند و تيزولي عبرت انگير تو را تاديب كند تا شخصيت و مقام اشخاص را به بازيچه نگيري ... » (10 )
فساد و بي بندو باري جنسي در ميان سران و عناصر اصلي بهائيت هم اكنون نيز امري طبيعي و متداول است و فرقه هاي مختلف اين مسلك استعمار ساخته موجوديت شوم و ضدانساني خود را با گسترش اين روابط , وابسته و پيوند خورده مي دانند.
آلودگي به آزادي هاي لجام گسيخته جنسي به صورت يك « اصل » و « ضرورت » از رهبران و سران بهائيت به لايه هاي مياني و بدنه اين تشكيلات شيطاني تعميم يافته است , به گونه اي كه وجود محافل و مجالس مختلط زنان و مردان و دختران و پسران و از ميان برداشتن همه قيود و ضوابط اخلاقي و جنسي , امري عادي و طبيعي محسوب مي شود.
تشكيلات بهائيت همچون ساير جريان ها و احزاب و تشكل هاي سياسي مخالف و معاند با تعاليم و قوانين مقدس اسلام , وجود ارتباط هاو جاذبه هاي جنسي نامشروع و خلاف عقل و خرد و معيارهاي الهي و انساني را براي پيشرد اهداف استعماري خود لازم و حياتي مي دانند و به همين دليل زمينه هاي مساعد و مناسب را براي گسترش آزادي هاي جنسي در ميان هواداران خود مهيا مي نمايند و بدين وسيله با تطميع جنسي و شهوي دختران و پسران و سرگرم كردن آنان به هرزگي و فساد , هر زمان و به هر طريق كه بخواهند به بهره برداري هاي سياسي در مسير تحقق اهداف قدرتهاي سلطه گر و جنايتكاري چون آمريكا و انگليس و اسرائيل مي پردازند.
روزنامه جمهوري اسلامي 24/12/1382

پاورقي :
1 ـ مائده آسماني , ميرزا حسينعلي نوري , جزو هفتم , ص 130 بهائيت در ايران , دكتر زاهد زاهداني , مركز اسناد انقلاب اسلامي , ص 194
2 ـ بهائيت در ايران , ص 195
3 ـ همان منبع , ص 195
4 ـ مكاتيب , عباس افندي , ص 67
5 ـ تنبيه النائمين , تاليف عزيه خانم (خواهر بهاالله و صبح ازل ) , ص 19 ـ بهائيت در ايران , ص 196
7 ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوي , موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي , انتشارات اطلاعات , جلد اول , صفحه 203
8 ـ گزارش به ساواك , 1350,8,30 ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوي , ج 2 , ص 397
9 ـ گزارش به ساواك , 1350,10,22 ـ همان منبع , ج 2 , ص 397
10 ـ همان منبع , ج 2 , ص 396
آلودگي به آزادي هاي لجام گسيخته جنسي به صورت يك « اصل » و « ضرورت » از رهبران و سران بهائيت به لايه هاي مياني و بدنه اين تشكيلات شيطاني تعميم يافته است , به گونه اي كه وجود محافل و مجالس مختلط زنان و مردان و دختران و پسران و از ميان برداشتن همه قيود و ضوابط اخلاقي و جنسي , امري عادي و طبيعي محسوب مي شود.
آنچه باعث شده است كه « بهائيت » , رويشگاه تضاد و فساد باشد , ماهيت آميخته با كفر و گمراهي و درون مايه هاي سراسر پليدي و تباهي و بطالت اين فرقه آلت دست قدرت هاي استعماري مي باشد.
زيرنويس عكس : عبدالكريم ايادي و اميرعباس هويدا , دو تن از عناصر كليدي فرقه ضاله بهائيت و از عوامل اصلي گسترش فساد و غارت و جنايت در تشكيلات رژيم پهلوي


 

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.