|
اسلام چگونه نابود ميشود؟ |
|
|
|
۰۸ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 2 از 4
يادداشت شمارهي «6» سكرتر كتاب بزرگي را كه در حدود هزار صفحه بود به من داد، آن كتاب شامل پيشبيني و نقاط ضعف و نقشههاي مختلف و گوناگون در انهدام اساس استقلال مسلمين بود كه نتيجه گزارشات مختلف و برخوردهاي گوناگون كارمندان و جاسوسان وزارت مستعمرات با مقامات سياسي و مذهبي بوده است. من كتاب را به خانه برده بودم و در طي سه هفته كه مرخصي مرا تجديد كرده بودند اين كتاب را خواندم و بر حسب امر سكرتر آن را به وزارتخانه برگرداندم، و در هنگام خواندن كتاب از دقت و ريزه كاريهائي كه در تحقيقات وزارتخانه راجع به اوضاع مسلمين انجام گرفته بود در شگفت بودم، زيرا صدي هفتاد آنچه در كتاب نوشته شده بود، من (در طول سه سالي كه در تركيه، ايران، عراق و عربستان بودم) با چشم در اجتماعات مختلف مسلمين ديده بودم، و اطمينان من به پيشبينيها و نقشههاي سياسي دولت زياد شد، يقين كردم همچنانكه در اين كتاب پيشبيني شده، امپراطوري عثماني در كمتر از يك قرن منهدم خواهد شد. من كتاب را با دقت مطالعه كردم و نكتههاي تازهاي راجع به اوضاع محمديها از مطالعه كتاب برايم كشف شد و ضمناً علت انحطاط و سقوط آنها را به دست آوردم و نقاط ضعف مسلمانان را كاملاً متوجه شدم، همچنانكه نقاط و عوامل نيرو بخشي آنها برايم روشن شد. و نيز دانستم چگونه بايد نقاط قوت و عوامل نيرو بخشي آنها را منهدم كرد و به نقاط ضعف تبديل نمود.
اما نقاط ضعف مسلمانان را كه از آن كتاب متوجه شدم از اين قرار بود: 1- اختلاف بين سني و شيعه و اختلاف بين ملتها و دولتها و اختلاف بين دولت ايران و عثماني و اختلاف بين قبايل و عشاير و اختلاف بين علما و دولت. 2- كسالت و خمودي ملت مسلمان و فقدان بيداري و توجه. 3- جهل و بيسوادي كه عموم اجتماعات مسلمانها را به استثنا عده كمي فراگرفته بود. 4- توجه خاص متدينين به آخرت و بيتوجه بودن آنها به دنيا و زندگي دنيا 5- استبداد و ديكتاتوري دولتهاي اسلامي. 6- امنيت نداشتن راهها و عدم وسائل ارتباط جمعي بين آنان. 7- فقدان بهداشت عمومي بطوريكه همواره شهرهاي مسلمانان نشين از ميكروب وبا و طاعون مالامال است. 8- خرابي و ويراني شهرها و باير بودن اراضي و سرزمينها و بسته شدن نهرها و قناتها و خلاصه نقص كشاورزي. 9- استبداد راي و ملوك الطوايفي در اداره تمام شئون مملكتهاي مسلمان، بطوريكه در بين آنها نه قانون و نه نظام و نه مقياس و ميزاني در كار است و هر كس در راس هر اداره و سازمان خود مختار و خود راي هر چه ميخواهد ميكند. البته از نظر ظاهر به قرآن احترام ميكنند ولي قرآن از نظر آنها ارزش قانونيش را از دست داده است. 10- ضعف شديد اقتصاد بطوريكه فقر در تمام شهرها و خانوادهها سرايت كرده است. 11- نداشتن ارتش منظم و وسايل جنگي مجهز و وجود اسلحههاي كهنه و خراب. 12- ناچيز شمردن زن و تضييع حقوق زنان. 13- كثافت زيادي كه خيابانها و بازارهاي آنها را فرا گرفته و همه زندگي آنان را آلوده نموده است. البته در اين كتاب بعد از ذكر هر يك از اين نقاط ضعف اين نكته را هم متذكر شده بود كه اصل قانون اسلام و دستور پيغمبر(ص) بر خلاف اين است، پس لازم است كاري كنيم كه مسلمانها از حقيقت دينشان با خبر نشوند، تا اين نقاط ضعف در آنها ثابت بماند.
در آن كتاب به نكات ذيل اشاره شده بود كه اسلام برخلاف وضع موجود مسلمانان: 1- آنها را به اتحاد و يگانگي و همكاري فرمان داده و در قرآن ميفرمايد: واعتصموا بحبل الله جميعا و لاتفرقوا (سوره آل عمران آيهي 103) معني: چنگ بزنيد به ريسمان خدا همگي و پراكنده نشويد. 2- آنان را به تحصيل علم و دانش آموزي واداشته، در حديث است: طلب العلم فريضه علي كل مسلم و مسلمه (معني: دانش آموزي بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.) 3- آنان را به بيداري و هشياري متوجه نموده، قرآن ميگويد: فسيروا في الارض (سوره نحل آيه 36) معني: سير كنيد در كره زمين. 4- آنان را به برپاداري اصول عمران و آباداني دستور داده؛ قرآن ميگويد: و منهم من يقول ربنا اتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه (سوره بقره آيه 201) معني: بعضي از آنها كسي است كه ميگويد خدايا در دنيا به ما نيكويي عنايت فرما و در آخرت هم نيز. 5- خدا آنان را امر به مشورت با يكديگر فرموده و از استبداد راي بر حذر داشته است، قرآن ميگويد: و امرهم شوري بينهم (سوره شوري آيه 28) معني: امر زندگاني آنان بين آنها به مشورت گذارده ميشود. 6- آنها را به ايجاد امنيت راهها دستور داده است، در قرآن گفته: فامشوا مناكبها (سوره ملك آيه 15) معني: راه برويد در پشت زمين. 7- و نيز اسلام مسلمانها را امر فرموده كه در مورد تامين سلامتي جسمشان كوشا باشند و بهداشت را رعايت كنند، همچنانكه در حديث آمده، دانشها بر چهار قسماند: علم فقه براي حفظ دين، علم طب براي حفظ بدن، علم نحو براي حفظ زبان از خطا در گفتار، علم نجوم براي محاسبه زمانها (پاورقي: ظاهراً اين جمله از گفتارهاي حكيمانه حكماي اسلامي است، و آنچه در حديث آمده اين جمله است: العلم علمان، علم اديان و علم الابدان؛ دانش دو دانش است يكي مربوط به دينها و ديگر علم مربوط به بدنها) 8- و نيز مسلمانها را به بهرهبرداري از منابع طبيعي تشويق فرموده است، قرآن ميگويد: و خلق لكم ما في الارض جميعا (سوره بقره آيه 59) معني: همه چيز زمين را خدا براي شما خلق فرموده. 9- و آنها را به نظم در امور دستور داده است، در آنجا كه قرآن ميفرمايد: و انبتنا فيها من كل شي موزون (سوره الحجر آيه 19) معني: همه چيز را منظم رويانديم. و در حديث است: و نظم امركم؛ بر شما باد به نظم كردن برنامههايتان. 10- و اسلام مسلمانان را دستور داده كه در مقام پيشرفت اقتصاد خود بكوشند، چون در حديث آمده: من لا معاش له لا معادله؛ معني: هر كس در دنيا نتواند معاش خود را تامين كند، قدرت تامين سعادت آخرت را نخواهد داشت. 11- آنان را به تامين قواي نظامي و تشكيلات جنگي فرمان داده است، چون قرآن گفته: و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه (سوره انفال آيه 60) هر چه ميتوانيد براي آنها نيرو فراهم كنيد. 12- آنان را به نظافت دستور ميدهد، در حديث است: النظافه من الايمان؛ نظافت از ايمان است. 13- آنان را بر رعايت حقوق زن وادار فرموده، قرآن ميگويد: و لهن مثل الذي عليهن بالمعروف (سوره بقره آيه 288) معني: در برابر وظيفهاي كه زنان اجرا ميكنند بهره نيكي را مستحق ميشوند.
نقاط قوت و عوامل نيرو بخشي مسلمانان كه در آن كتاب ضبط شده بود و به عدم و نابود ساختن آنها توصيه شده بود: 1- امتيازات قبيلهاي و فاميلي و نژادي و جغرافيايي و زبان از نظر مسلمانها لغو و غير قابل اهميت است، و همديگر را از خود ميدانند. 2- ربا، احتكار، فحشا، شراب و خوك را حرام و نجس ميدانند. 3- به علما خود خيلي علاقمندند. 4- سنيها سلطان و حاكم را خيلي احترام ميكنند و او را نماينده پيغمبر(ص) ميدانند، اطاعتش را واجب ميپندارند. 5- جهاد و مبارزه با دشمن از نظر آنها واجب است. 6- شيعيان غير مسلمانان را از هر مذهب و ديني نجس ميدانند. 7- معتقد بودند كه اسلام بالاترين اديان است و برتر از او ديني در جهان نيست. 8- شيعيان ساختمان كنيسه يهود را در شهرهاي خود مانع ميشوند. 9- نظر اكثر مسلمانان اين است كه بايد يهود و نصاري از جزيره العرب خارج شوند. 10- در مورد عبادات سهگانه (نماز، روزه، حج) ممارست شديدي دارند. 11- شيعيان اداي خمس را واجب ميدانند و يك پنجم اضافه درآمد ساليانه خود را به علما ميپردازند. 12- به عقيده اسلامي خود سخت پابندند. 13- فرزندان خود را به روش پدران و نياكان مسلمان خود تربيت ميكنند بطوريكه جدا كردن هيچ فرزندي از روش پدرش امكان پذير نيست. 14- زنان آنها با حجاباند و اين امر موجب شده كه فحشا و فساد در جوامع آنها سرايت نميكند. 15- نماز جماعت در بين آنها مرسوم است و اين برنامه باعث ميشود روزي چند بار دور هم جمع شوند. 16- قبور پيغمبر و فرزندان پيغمبر(ص) و بزرگان مذهبي آنها مركز تجمع آنها است، و بعنوان زيارت اين قبور اجتماعات بزرگي تشكيل مييابد. 17- در بين آنها اشخاصي كه از نظر نسب متصل به پيغمبراند مورد احترام ديگراناند و لذا هميشه مردم با ديدن اين افراد به ياد پيغمبر ميافتند. 18- شيعيان حسينيههاي زيادي دارند كه در مواقع عزاداري در آن اجتماعات سخنراني ميكنند و آنها را به حفظ ايمان و كردار نيك تحريك مينمايند. 19- امر به معروف و نهي از منكر (نظارت ملي) از نظر آنها واجب است. 20- به ازدواج مقيدند و تكثير نسل و تعدد زوجات را مستحب ميدانند. 21- از نظر آنها اگر يك فرد بتواند غير مسلماني را به اسلام بياورد بهتر است از اينكه دنيا را به او بدهند. 22- معتقدند كه اگر هر يك آنها سنت و يا بناي خيري را بنيان گذاري كند، پاداش عموم برنامههاي نيك و عبادي كه در آن بنا و يا بوسيله آن سنت انجام بگيرد به او تعلق دارد. 23- حديث و قرآن از نظر آنها خيلي مورد توجه است، و پيروي از آن دو را سبب بهشت و ثواب ميدانند.
پس از ذكر نقاط قوت و عوامل نيروبخشي مسلمانان در آن كتاب توصيه شده بود كه بايد براي از بين بردن اين عوامل و توسعه دادن نقاط ضعف كوشيد، و كيفيت اجراي اين دو برنامه را راهنمايي كرده بود.
در مورد توسعه نقاط ضعف مسلمانها دستورات آن كتاب از اين قرار بود: 1- تنها راه تشديد اختلافات ايجاد بدبيني بين اصناف و طبقاتي است كه با هم در نزاعاند و بايد كتابهايي منتشر كرد كه اين اختلاف را دامن بزند و براي اجراي اين منظور بايد بودجه كافي مصرف گردد. 2- براي ادامه جهل و بيسوادي آنان بايد از افتتاح مدارس و انتشار كتابها جلوگيري كرد و تا آنجا كه امكان دارد كتابها و ذخاير علمي را بايد سوزانيد. و مردم را نسبت به مدارس ديني بدبين كرد كه فرزندان خود را در آن مدارس نگذارند و تنها راه اجراي اين نكته اتهامات نابجا به رجال ديني است. 3 و 4- راه باقي گذاردن مردم بر غفلت و خفتگي اين است كه بهشت و آخرت را زياد بايد بنظر آنها جلوه داد و سر مردم را بايد به اذكار و ادعيه بند كرد، و براي اجراي اين منظور بايد حلقهها و جمعيتهاي صوفي گري را تقويت نمود و اشعار و غزليات به ويژه منظومات مثنوي و كتابهاي محيي الدين عربي را ترويج كرد. 5- قسمت ديكتاتوري دولت و حكومتهاي مسلمانان را بايد به اين ترتيب تقويت كرد كه به مردم القا نمود اين حكام ديكتاتور ظل الله اند و از روز اول حكومت بر اساس شمشير بوده است، حتي ابوبكر و عمر و عثمان و علي(ع) و ساير خلفاي بنياميه و بنيالعباس همه با قدرت شمشير روي كار آمدند، و حتي ابوبكر كه اولين حاكم اسلام بود با قدرت شمشير عمر و تهديد مردم و سوزاندن خانههاي افرادي كه تسليم نميشدند ازجمله خانه فاطمه(س) دختر پيغمبر(ص) روي كار آمد، و عمر با نصب ابوبكر و عثمان با فرمان عمر حكومت را به چنگ گرفتند، و علي(ع) را هم يك عده انقلابيون روي كار آوردند، و معاويه با زور و قلدري و جنگ مملكت را گرفت پس اينها همه دلالت ميكند كه بايد حكومت اسلام بر اساس ديكتاتوري باشد. 6- ناامني راهها و شهرها را بايد از طريق وادار كردن حكام و زمامداران به لهو و لعب تقويت كرد، بايد حكومتها را با هوس بازي و عياشي مشغول نمود تا از تعقيب خائنين و دزدان بازداشته شوند، از آن طرف بايد دزدها و گردن كشها را تقويت كرد و به آنها اسلحه داد و آنها را به اغتشاش وادار كرد. 7- براي ادامه عدم بهداشت عمومي بايد فكر درماني را از مغز مردم بيرون آورد و راهش اين هست كه مذهب جبر را بايد در بين مسلمانان تقويت كرد، (هر چه خدا بخواهد همان ميشود، اگر خدا خواست كه انسان بميرد هيچ علاجي نتيجه ندارد و اگر خدا بخواهد شفا بدهد احتياج به دارو و درمان و طبيب نيست.) 8- براي ادامه خرابي شهرها و ويراني ديار و بلاد بايد نكتهاي كه در شماره 3 و 4 توضيح داده شد اجرا شود، مردم را بايد به جهات روحي و شئون معنوي خشك توجه داد و مكتبهاي عرفان بافي و صوفيگري را بين آنها ترويج كرد. 9- براي تشديد خود راي بودن حكام و خود سر بودن ماموران بايد به مسلمانان تلقين نمود كه اسلام فقط دين عبادت است و دين قانون و تشكيلات اداري نيست و لذا پيغمبر(ص) و جانشينانش اداره و وزارتخانه و قانون نداشتند. 10- در مقام ايجاد ركود اقتصادي مسلمانان بايد تا آن اندازه كوشيد كه محصولات كشاورزي آنها را آتش زد و كشتيهاي تجارتي آنان را در دريا غرق نمود. در بازارها و مراكز تجارتي آتش سوزيهاي بزرگ ايجاد كرد، و نقشهاي كشيد كه بعضي مزارع بسيار حاصلخيز آنان بصورت باتلاق درآيد و در آبهاي آشاميدني مردم سم ريخت. 11- براي اخلال در شئون نظامي و تشكيلات ارتشي كشورهاي اسلامي بايد حكومتها و اطرافيان آنها را به فساد و شراب خواري و عياشي كشاند تا تمام بودجه را در امور شخصي و خوش گذارنيهاي فردي خود مصرف كنند و بودجه كافي براي تهيه اسلحه و تنظيم هزينه ارتش نداشته باشد. 12- بايد در مورد تحقير زن در اجتماعات اسلامي كوشش كرد و زن را بصورت موجود غير قابل توجه و اينكه همه چيز او بد است و داراي هيچ حق و حدي در اجتماع نيست بايد معرفي كرد. 13- براي تثبيت كثافت و آلودگي محيط زيست آنان بايد از ازدياد آب جلوگيري كرد و بايد در تخريب منابع آبياري آنان كوشيد.
|