|
اسلام چگونه نابود ميشود؟ |
|
|
|
۰۸ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 1 از 4 خاطرات همفري جاسوس انگليسي در ممالك اسلامي پيشگفتار عنوان فوق نه يكي از دهها و صدها بلكه از صد هزاران عناويني هست از بدو ظهور اسلام در ساحت مقدس اين دين آسماني از ناحيه دشمنان مصمم و قسم خورده اسلام از عربستان گرفته تا سرتاسر قارهي آسيا، اروپا و آمريكا طنين انداز بوده و با مراجعه به صفحات تاريخ عموماً و تاريخ اسلام اختصاصاً، و تحقيق و بررسي عميق و دقيق و همه جانبه معلوم و مسلم ميگردد. و از روزي كه حضرت محمد بن عبدالله (ص) از غار حرا مراجعت و مقام نبوت و رسالت خود را به نوع بشر ابلاغ و تعاليم نجات بخش و انسانساز خود را عرضه نمودند، نه يكسال و يكماه و يكروز، بلكه حتي يك لحظه هم آتش حقد، حسد، كينه و عداوت در سينههاي كينهتوز دشمنان دين و انسانيت خاموش نشده و نه لحظهاي پرچمها و علمهاي مخالفتشان با اسلام در سرتاسر جهان از اهتزاز باز نايستاده است.
عنوان فوق به استناد مدارك و اسناد مورد اشاره در اين نوشتار، يكي از عناويني است كه «وزارت مستعمرات انگلستان» در قرن 18 ميلادي پس از گردآوري همه معلومات و اطلاعات حاصل از تحقيقات وسيع بالغ بر پنجهزار جاسوس اعزامي به تمامي كشورهاي اسلامي در يك مجموعه هزار صفحهاي تدوين و با خلاصه نمودن فهرست رئوس مطالب (مربوط به تصميم گيريها و مبارزات وسيع دراز مدت با اسلام توسط جاسوسان و كارشناسان امور خاور ميانه در كشورهاي اسلامي) در پنجاه صفحه آن هم در آستانهي اقدامات مهم و قيامهاي عملي براي انهدام اسلام از صفحهي روزگار، چندين عنوان را براي آن طرح خائنانه نسبت به كشورهاي اسلامي، انتخاب و تحت عنوان طرح «چگونه اسلام نابود ميشود؟» به تمام جاسوسان و وابستگان وزارت مستعمرات انگلستان ابلاغ نموده است. تمام جاسوسان و وابستگان وزارت مستعمرات انگلستان ابلاغ نموده است. «همفري» يكي از آن «جاسوسان» زبردست و فعال خطرناكي است كه در سال 1710 ميلادي ماموريت انجام مقدمات انهدام اسلام را (به ياري پنجهزار جاسوس ديگر پراكنده شدهي انگليسي در كشورهاي اسلامي) بر عهده گرفته و ...
در همان سال براي انجام ماموريت خود عازم كشورهاي تركيه، عراق، عربستان و ايران گرديد و با تسلطي كه ضمن آموزشهاي قبلي به زبانهاي تركي استانبولي، فارسي و عربي داشت، پس از طي موفقيت آميز مراحل مختلف، اقدامات مقدماتي و اوليه و ورود در سلك طلاب علوم ديني و گذراندن دورههاي تحصيلي در حوزههاي علميه مختلف و فراگيري دقيق و كامل همهي تعاليم دين و آشنايي با متون و منابع اسلامي، مخصوصاً با يكيك آيات قرآن مجيد و جلب نظر و اعتماد بعضي از علما و اساتيد معتبر وقت در هر يك از اين كشورها و اغواي آنها (به عنوان يك مسلمان حقيقي) بالاخره شخصي بنام «محمد بن عبدالوهاب» را در بصره مطابق نيات پليد خود و نياز وزارت مستعمرات انگلستان يافت كه براي پياده كردن برنامهي «نابودي اسلام» از همه مناسبتر بود. و پس از مدتها تلاش و كوشش براي تربيت او در جهت مقاصد شوم خود و با صبر و حوصله و استقامت شگفت انگيزي ابتدا از راه مجادلات لفظي و تفسير نادرست آيات قرآني وي را گرفتار شبهات سخت كرده و پس از طي مراحل مختلف استعمار و استثمارش، او را با خود همكار و هم صدا و داخل در جرگه جاسوسان انگليسي برعليه اسلام و مسلمين نمود، كه مبتكر و پايه گذار مسلك سياسي «وهابيت» در كشورهاي اسلامي گرديد و سپس با ايجاد پيوند اتحاد شومي ميان «محمد عبدالوهاب» با «محمد بن سعود» - يكي از امراي «درعيه» - يعني دو قدرت اصلي (مذهبي و حكومتي) توانست مسلك سياسي «وهابيت» يا «وهابيگري» را زير نظر انگلستان در عربستان رسميت داده و در نتيجه با به روي كار آوردن «آل سعود» بر حكومت شبه جزيره عربستان دست يافته و موفق به تسخير آن مركز اصلي و مهم اسلامي گرديد كه از آن تاريخ «وهاببت» را به عنوان يك دين رسمي در داخل ديانت اسلام به كرسي نشانند. همفري در يادداشت شماره 2 خاطرات سياسي خود مينويسد: «در سال 1710 ميلادي از طرف وزارت مستعمرات بريتانيا براي جستجوي راههاي منحرف ساختن ملل اسلامي به طرف مصر، عراق، ايران، حجاز، آستانه (پايتخت آن روز دولت عثماني) با يك اكيپ ده نفره با پول كافي و معلومات و اطلاعات مفيد لازم و نقشههاي از قبل طرح شده، اعزام شديم و نامهاي سلاطين و حكام و رؤساي اغلب قبايل و اكثر علماي كشورهاي اسلامي را به ما آموختند و سكرتر (منشي و همه كاره وزارت مستعمرات) در آخرين لحظه به من گفت: "بدانيد آينده مملكت ما به پيروزي شماها بستگي دارد" » بعد از 2 سال به لندن برگشته و پس از گزارش فعاليتهاي 2 ساله، سكرتر (منشي وزير) ضمن تشويق وي گفت: «بدان وظيفهي مهم تو در سفر آينده به ممالك اسلامي دو چيز است:
1- اينكه نقطهي ضعف مسلمانان را بايد جستجو كني و دريابي كه از چه راهي امكان دارد در قلب جامعهي اسلامي نفوذ كنيم و مليت و وحدت آنها را از هم بگسليم كه رمز پيروزي بر آنها همين است.
2- پس از شناسايي نقاط ضعف مسلمين و يافتن راههاي از هم پاشي وحدت آنان بلافاصله براي از هم گسيختن اجتماع مليت آنها اقدام كن كه اگر در اين امر موفق شدي منصب بزرگي در وزارتخانه بدست خواهي آورد.» همفري در ادامه خاطراتش چنين مينويسد: من بعد از مراجعت دوم توانستم محمد عبدالوهاب را كه جواني گستاخ و پر شور و سركش نسبت به علماي فرقههاي چهارگانهي اهل تسنن بود، پس از هفتهها و ماهها مباحثات و تحريك ير عليه مسلمين، به عنوان تنها عامل موثر مهمي در پياده كردن نقشهها و انجام وظايف محوله، انتخاب و به اقدامات مهمي بپردازم. پس از مدتي كه به لندن احضار شدم و پس از ارائهي گزارش كارم كه سخت مورد توجه وزير مستعمرات واقع شده، سكرتر(منشي) به من گفت: «وزير شخصاً به من دستور داده كه دو راز مهم از اسرار دولت را در اختيارت بگذارم كه در آينده براي اجراي نقشههايت بسيار مفيد واقع خواهد شد. ولي بدان كه از اين دو سر در تمام كشور بريتانيا جز يك عدهي اندكي ـ كه مورد اعتمادند ـ كس ديگري خبر ندارد.» سپس دست مرا گرفت و وارد يكي از اتاقهاي محرمانه وزارتخانه كرد كه در آن ده نفر از كارشناسان انگليسي نشسته بودند و هر كدام متخصص در امور سياسي، فرهنگي، اجتماعي و علوم ديني يكي از كشورهاي مهم اسلامي بودند و كليهي گزارشات واصله از هر كشور اسلامي را مسئول امور آن رسيدگي و در جهت نابودي اسلام تصميمات لازم گرفته شده و اقدامات جدي به عمل ميآمد. سپس سكرتر كتاب بزرگي در حدود هزار صفحه به من داد كه در آن كتاب بر اساس تحقيقات و گزارشات جاسوسان متعدد وزارتخانه از كشورهاي مختلف اسلامي، معلومات و اطلاعات وسيعي از تمام نقاط ضعف مسلمين و نقشهها و طرحها و اقدامات عملي لازم براي انهدام استقلال كشورهاي اسلامي دقيقاً گردآوري شده بود. من كتاب را بردم و طي سه هفته مرخصي خواندم و در حين خواندن از دقت و ريزهكاريهايي كه در تحقيقات وزارتخانه راجع به اوضاع مسلمانان انجام گرفته بود در شگفت ماندم، زيرا صدي هفتاد آنچه نوشته شده بود را با چشم خود در اجتماعات مختلف مسلمانان ديده بودم. سكرتر دومين راز را با من در ميان گذارد و آن يك كتابچهي 50 صفحهاي با طرحها و نقشههاي مختلف بود كه ميتوان با اجراي آنها در طي يك قرن اسلام و مسلمانان را در هم كوبيد .... . شرح بقيهي جريانات عيناً به نقل از يادداشت شمارهي «7» در اين نوشتار درج شده است.
اما پس از گذشت 2 قرن از اين جابجاييهاي خطرناك و موفقيت نسبي انگلستان در پياده كردن نقشهي «انهدام اسلام» دولت جنايتكار بريتانيا تصميم گرفت كه بر طبق آداب و سنن سياسي و ملي خود اسرار پيروزي خود را در مبارزه با اسلام و امت اسلامي را در اختيار افكار عمومي غرب -مخصوصاً ملت انگلستان- قرار دهد و قسمتي از يادداشتهاي جاسوسان خود را در مبارزه با اسلام را منتشر نمايد، يكي از آن اسناد و مدارك هم عبارت بود از «خاطرات جاسوسي همفري» به همكاري 50 هزار جاسوس اعزامي انگلستان به كشورهاي اسلامي؛ اين كتاب كه به زبان انگليسي منتشر گرديده بود، پس از مدتي قسمتهايي از آن توسط يك نشريهي فرانسوي به زبان فرانسوي ترجمه و انتشار يافت. پس از ساليان دراز نسخهاي از اين نشريهي فرانسوي به عربي ترجمه و در لبنان به چاپ رسيد و بالاخره در اواخر سالهاي سلطنت پهلوي توسط آقاي سيد احمد علم الهدي از عربي به فارسي ترجمه و تحت عنوان «وهابيت ايدهي استعمار» در سال 1360 شمسي انتشار يافت. هم چنين توسط آقاي دكتر محسن مؤيدي اين خاطرات در سال 1362 مجدداً به فارسي ترجمه و با عنوان "خاطرات همفر" به چاپ رسيده است (چاپ هفتم اين كتاب در سال 82 توسط انتشار امير كبير منتشر شده هست.) شايان ذكر هست اين كتاب (كتاب ترجمهي دكتر محسن مؤيدي) در بعضي موارد اندكي با ترجمه قبلي كه روح مطالب و مراتب خيانت را واضحتر و رساتر نشان ميداد، فرق دارد. بنا به اعتراف خود اين جاسوس در يادداشتهاي مستند خود در آن زمان - قرن 18- وزارت مستعمرات انگلستان طرحي براي گسترش فعاليتهاي جاسوسانش در كشورهاي اسلامي به اجرا گذارده بود كه در آن طرح تعداد جاسوسانش را از پنج هزار به يكصد هزار ميرسيد تا هرچه بهتر بتوانند تمام كشورهاي اسلامي را تحت سلطهي خود قرار داده و برنامهي «نابودي اسلام» را عملي سازند. هر چند كه تا كنون به اين آرزوي شوم خود (يعني نابودي كامل اسلام) نرسيدهاند اما با توجه به اينكه بسياري از مواد نامبرده شده در دو مجموعهي هزار و پنجاه صفحهاي (كه بالغ بر 85 ماده براي خرابكاري و انحراف اسلام و مسلمين از دين اصيل اوليهشان پيشبيني و دقيقاً تنظيم و ذكر شده بود) تقريباً پياده شده است و ما امروز عملاً شاهد و ناظر آثار و نتايج شوم اين تصميم گيريهاي خطرناك و مهلك دشمنان اسلام در بعضي شئون زندگي مردم كشورهاي اسلامي هستيم، كه در بعضي از مسائل مهم و حياتي ديني، حتي يك مسلمان هم شبيه مسلمان ديگر نيست، بلكه در اثر اين خيانتها و جنايات استعمار غرب عموماً - و انگلستان خصوصاً- در حق اسلام و خواب رفتگي خود مسلمين از سويي ديگر، آنچنان آشفتگي در ميان مسلمين ريشه دوانيده و آنقدر به جاي اسلام حقيقي، اسلامهاي متعدد و متنوعي قدم به عرصه وجود گذاشته است كه اگر بگوييم «امروز به تعداد مسلمانان، اسلام وجود دارد» مبالغه نكردهايم. يعني درست است كه آن خيانت پيشگان و پست فطرتان به آرزوي خود يعني نابودي كامل اسلام، نرسيدهاند كه مانند ماجراي حمله «ابرهه» به خانه كعبه، صاحب خانه خود مدافع اصلي آن بود، در اين مقام هم مدافع اصلي دين مبين اسلام، خود صاحب دين است. اما مطالعهي حدود 85 مادهاي كه اجراي هر يك از آنها كافي بود ضربات مهلكي به اسلام و مسلمين وارد كند، كجا رسد كه همه با هم به معرض اجرا درآيد، از يك طرف غفلت مسلمين را ميرساند و از طرف ديگر عمق رذالت و ذرائت و پست فطرتي دشمنان اسلام را بخوبي آشكار ميسازد. متاسفانه اين كتاب ـ با وجود چندين بار انتشارـ آنقدر كمياب يا به دست دشمنان جمعآوري و از صحنه بيرون شده كه در اختيار همگان قرار نگرفته است و همچنين هر كسي هم داراي آن همتي نيست كه ساعتي با دقت و حوصله تمام كتاب را بخواند، آنهم در شرايطي كه اين خيانتها عيناً ـيا مشابهشانـ در حق اسلام هنوز ادامه دارد، از اين رو تصميم گرفتيم كه بصورت خلاصه و برگزيدهاي از مهمترين بخشهاي كتاب را بصورت جزوهي حاضر تهيه و تنظيم و در اختيار علاقهمندان ـ بخصوص جوانان پاكدل و مؤمن ـ قرار داده و اعلام خطر را تجديد كنيم. در اين نوشته فقط قسمتي از 2 يادداشت آخري از خاطرات همفري (كه در اصل 7 يادداشت هست) انتخاب گرديده كه شامل همهي «دستورات و نقشههاي مبارزه با اسلام» ميباشد. در پايان پيشگفتار توجه شما خوانندهي گرامي را به خواندن آنها جلب ميكنيم.
|