|
۰۸ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 2 از 2
ب: درهم تنيدگي انكار و اهداف نومحافظه كاران با صهيونيستها محوري ترين جايگاه در تفكر نومحافظه كاري، حفظ، بقاء، و دستيابي به امنيت مطلق براي رژيم اسرائيل است. كه البته اين مساله چندان ثقيل و غيرقابل باور به نظر نمي رسد چرا كه اصل جريان نومحافظه كاري يك جريان صهيونيستي- يهودي است و بنيانگذاران آن مانند «نورمن هورتز» و ايروينگ كريستول كه از روشنفكران يهودي نيويورك به شمار مي روند در دهه هاي ۵۰ و ۶۰ به شدت بارگه هاي يهودي ستيزي در جامعه آمريكا به مبارزه پرداختند. نسل كنوني نومحافظه كاران كه در پروژه اي براي قرن جديد آمريكا (PNAC) فعال هستند همگي از صهيونيستهاي افراطي و داراي روابط گسترده با حزب ليكود و شخص آريل شارون هستند. در واقع به گفته پروفسور «جيمز بيل» نويسنده مشهور آمريكايي، الگوها و اولويت هاي سياست خارجي آمريكا از پشت عينك نومحافظه كاران يهودي، قابل رؤيت است. كه البته به اعتقاد نگارنده اين عينك در خلال ۶ دهه گذشته هيچگاه از روي چشم هاي دولتمردان آمريكايي برداشته نشده است و همين امر سبب شد تا نگاه دولتمردان آمريكا به جهان، قرائتي ثنويت گرا از سياه و سفيد يا خير و شر باشد.
ج: جهان گرايي و نهادينه كردن ارزش هاي آمريكايي به باور محافظه كاران جديد جهان گرايي و تلاش براي نهادينه كردن ارزش هاي دمكراتيك يك فضيلت است. محافظه كاران اين را وظيفه اخلاقي و تعهد اجتماعي آمريكا مي دانند كه مي بايستي در سرتاسر جهان حضور گسترده و همه گير داشته باشد. به زعم آ نان انزواگرايي در هر شكل آن مذموم و نكوهيده است و آمريكا تنها از طريق به عهده گرفتن مسئوليت جهاني و بين المللي مي تواند تسهيل گر اشاعه آزادي ها و ارزش هاي آمريكايي از قبيل سرمايه داري گردد.
د: اعتقاد راسخ به هژموني آمريكا به اعتقاد نومحافظه كاران صلح و ثبات در جهان از طريق توازن قوا حادث نمي گردد. بيشترين ميزان صلح از طريق تفوق (هژموني) حادث مي گردد. هر چند كه ممكن است كه اين تفوق كوتاه مدت باشد، اما تلاش بايد بر اين اساس باشد تاتفوق شكل بگيرد. وظيفه اصلي رهبران، ايجاد شرايطي مناسب براي شكل دادن به تفوق است. تفوق هزينه تجاوز را آن چنان سهمگين مي سازد كه كشورهاي توسعه طلب ضرورتا گرايش هاي صلح طلبانه پيدا مي كنند.
هـ . قدرت لازمه تحميل دمكراسي نومحافظه كاران معتقدند كه دمكراسي در بطن قدرت نظامي امكان تداوم مي يابد. دموكراسي هر چندضرورتا و طبيعتا مطلوب است اما به جهت نياز به فضاي باز براي قوام آن، اين فرصت ايجاد مي شود كه نيروهاي ضددمكراتيك با استفاده از ابزار خفقان و يا تهييج احساسات مردم آن را به جهت ماهيت غيرسركوبگرانه به راحتي درهم فرو ريزند. بنابراين لازم است كه طرفداران دموكراسي و كشورهاي حامي مفاهيم دموكراتيك از بالاترين ميزان قدرت در رابطه با كشورهاي ديگر برخوردار باشند تا فرصت براي نيروهاي دموكرات ستيز در جهت تخريب خصلت هاي دموكراتيك ايجاد نگردد.
فرجام سخن با اوصافي كه بيان گرديد، آيا مي توان سخن از رنسانس نومحافظه كاري در ايالات متحده و به تبع آن نظام بين الملل كرد؟ پاسخ مثبت است چرا كه آمريكاي دوران محافظه كاران جديد به مثابه ديوي مي ماند كه پس از ۵ دهه بر فراز و نشيب ، بالاخره با به قدرت رسيدن بوش و متعاقب آن حوادث ۱۱ سپتامبر، مجال رهايي از چراغ جادوي انزواگرايي را يافتند- شايد اين گفته رمزي كلارك دادستان سابق آمريكا قابل تامل باشد كه: «قلدر محله، حالا حالاها قلدر محله باقي خواهد ماند، اما نهايتا افولي تحقيرآميز خواهد داشت». عبدالمهدي مستكين
|