|
۰۲ بهمن ۱۳۸۲ |
|
صفحه 4 از 6 3. اولين خطبه حضرت مهدى(ع) پس از ظهور صبح شنبه عاشوراى موعود - كه بناست حضرت ظهور كنند - وارد مسجدالحرام مىشوند و دو ركعت نماز رو به كعبه و پشت به مقام به جا مىآورند و پس از دعا به درگاه الهى به نزديك كعبه رفته و با تكيه بر حجرالاسود رو به جهانيان كرده و اولين خطبه تاريخى خويش را چنين انشاء مىكنند: پس از حمد خداوند و سلام و صلوات بر آستان با عظمت پيامبر اكرم و خاندان بزرگوارشان سلاماللَّه عليهم اجمعين، ايشان چنين مىفرمايند: اى مردم! ما براى خداوند [از شما] يارى مىطلبيم و كيست كه ما را يارى كند؟ آرى ما خاندان پيامبرتان محمد مصطفى(ص) هستيم و سزاوارترين [و نزديكترين] مردم نسبت به خدا و ايشان. هر كس با من در رابطه با آدم محاجه كند من سزاوارترين [و نزديكترين] مردم نسبت به اويم و همينطور راجع به نوح و ابراهيم و محمد(ص) و ديگر پيامبران و كتاب خداوند كه به هر كدام از ديگر مردم اولى هستم. مگر خداوند متعال در كتابش نفرموده است: به درستى كه خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برگزيد خاندانى كه برخى از آنها از بعضى ديگرند و خداوند شنوا و داناست.(19) من بازمانده آدم و ذخيره نوح وبرگزيده ابراهيم و عصاره وجود محمد(ص) هستم. ... هر كس درباره سنت رسولاللَّه(ص) با من محاجه كند، من سزاوارترين مردم نسبت به آن هستم. هر كه امروز كلام مرا مىشنود، به خداوند متعال قسم مىدهم كه به غايبان [اين سخنان را] برساند، به حق خداوند متعال و رسول گرامىاش و حق خودم، از شما مىخواهم [به ما رو كنيد] كه من حق قرابت و خويشاوندى رسولاللَّه(ص) را بر گردن شما دارم كه شما ما را يارى كنيد و در مقابل آنها كه به ما ظلم مىكنند، حمايت كنيد كه اهل باطل به ما دروغ بستند. ... از خدا بترسيد و خدا را درباره ما در نظر داشته باشيد ما را خوار نكنيد و ياريمان كنيد تا خداوند متعال شما را يارى كند.(20)
سپس حضرت دستهايشان را به آسمان بلند كرده و با دعا و تضرع اين آيه را به درگاه الهى عرضه مىدارند: اَمَّن يفجيبف المفضطَرَّ افذا دَعاهف وَيَكشففف السّفوءَ . كيست آن كه وقتى شخص مضطر دعايش كند، او را پاسخ داده و بدى را از او برطرف كند؟(21)
4. انصار (ياوران) و بيعت ايشان با حضرت پس از آن كه حضرت گفتار خويش را به پايان مىبرند، پليسها و شرطههاى حرم تلاش مىكنند كه ايشان را همانند نفس زكيه به شهادت برسانند و يا حداقل اسير كنند كه اصحاب حضرت قدم پيش نهاده و شر آنها را از امام(ع) دفع مىكنند. جبرئيل هم پشت كعبه به عنوان اولين نفر با امام(ع) بيعت مىكند و پس از او سيصدوسيزده تن يار حضرت و ديگر ياوران با ايشان عهد و پيمان مىبندند. امام صادق(ع) به مفضل به عمر فرمودند: اى مفضل! حضرت مهدى(ع) پشتش را به حرم مىكنند و دستش را كه سفيدى خيره كنندهاى دارد، جهت بيعت دراز مىكند و مىفرمايد: اين دست خدا و از سوى خدا و به فرمان خداست و سپس اين آيه را تلاوت مىكنند: »آنها كه با تو بيعت مىكنند در حقيقت با خدا بيعت كردهاند دست قدرت الهى مافوق قدرت آنهاست و هر كه بيعتش را بشكند به ضرر خودش است«.(22) اولين كسى كه دستش را مىبوسد، جبرييل است و به دنبال او ملائكه و نجباى اجنه و سپس، برگزيدگان صبح در مكه و مردم مىگويند اين مردى كه اطراف كعبه است، كيست؟ و اين جمعيتى كه با او هستند كيانند و آن نشانه بىسابقهاى كه ديشب ديديم چه بود؟ كه اين جريان حول و حوش طلوع آفتاب اتفاق مىافتد.(23)
امام باقر(ع) هم مىفرمايند: گوييا با حضرت مهدى(ع) هستم؛ در روز عاشورايى كه شنبه است. در حالى كه بين ركن و مقام ايستاده است، جبرئيل ندا مىدهد: بيعت براى خداست (البيعة للَّه) پس خداوند [زمين] را همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است، مملو از عدالت مىكند.(24)
محمدبن مسلم هم از آن حضرت نقل كرده كه فرمودند: گوييا جبرئيل به صورت پرندهاى سفيد درآمده و اولين مخلوق خداوند است كه با آن حضرت بيعت مىكند و پس از آن سيصدوسيزده نفر بيعت خواهند كرد. هر كه در اين مسير امتحان خود را پس داده باشد، در آن ساعت مىآيد كه برخى در رختخوابشان ناپديد مىشود كه حضرت على(ع) فرمودند: »ناپديد شدگان در رختخوابهايشان« و اين گفته الهى است كه: در خيرات با هم مسابقه دهيد كه هر كجا باشيد، خداوند همه شما را مىآورد.(25) منظور از خيرات در اين آيه ولايت ما اهل بيت است.(26) مفضل بن عمر هم از ايشان چنين روايت كرده است: خداوند متعال جبرئيل(ع) را مىفرستد تا اين كه به نزد او بيايد بر حجر اسماعيل در نزديك كعبه فرود آمده و به او مىگويد: به چه دعوت مىكنى؟ حضرت مهدى(ع) او را باخبر كرده و جبرئيل هم مىگويد: من اولين كسى هستم كه با تو بيعت مىكنم دستت را دراز كن. پس دستش را بر دست حضرت [به نشان بيعت] مىكشد. سيصد و اندى مرد هم به نزد او مىآيند و با او بيعت مىكنند. او هم آنقدر در مكه مىماند كه دههزار نفر اصحابش جمع شوند و پس از آن به سوى مدينه حركت مىكند.(27)
و امام باقر(ع) بنا بر نقل جابر جعفى مىفرمايند: بين ركن و مقام سيصد و اندى به تعداد اهل بدر با حضرتش بيعت مىكنند و در ميان آنها نجيبان مصرى و ابدال شامى و اخيار عراقى ديده مىشوند.(28)
مفاد اين پيمان نامه و بيعت را حضرت على(ع) چنين بيان كردهاند: از يارانش پيمان مىگيرد كه: دزدى و زنا و فحاشى به هيچ مسلمانى نكنند، خون كسى را به ناحق نريزند و به حريم ديگران جفا و تجاوز نكنند و به خانهاى حمله نبرند و تنها به حق و به جا، افراد را بزنند، هيچ طلا و نقره و گندم يا جويى را [براى خويش] انبار نكنند، مال يتيم رانخورند و به آنچه نمىدانند شهادت ندهند و هيچ مسجدى را خراب نكنند آنچه را كه مست كننده است، ننوشند؛ خز و ابريشم نپوشند و در مقابل طلا سر فرود نياورند، راه را نبندند و ناامن نكنند، همجنسبازى نكنند، گندم و جو را انبار نكنند و به كم راضى و طرفدار پاكى و گريزان از نجاسات باشند و امر به معروف و نهى از منكر كنند و لباسهاى خشن بپوشند و خاك را متكاى خويش سازند و آنگونه كه شايسته خداوند است در راهش جهاد كنند. آن حضرت خود هم متعهد مىشود كه همانند آنها قدم برداشته و لباس بپوشد و سوار مركب شود و آن گونه باشد كه آنها مىخواهند و به كم راضى باشد و به كمك خداوند متعال جهان را همان طور كه از جور پر شده است، از عدالت آكنده سازد، خداوند را آنگونه كه شايسته است عبادت كند و هيچ حاجب و دربانى اختيار نكند(29)
|