|
۰۲ بهمن ۱۳۸۲ |
|
صفحه 3 از 6
پس از آن كه خواب را براى مرد ثقفى تعريف كرد، او هم مىگويد: [خواب] عجيبى ديدهاى! ديشب لشكرى از لشكريان خداوند، وارد شهرتان شده است كه شما را ياراى مقاومت در برابر آنها نيست. مىگويند: عجيب است؛ آنها را امروز ديدهايم و سپس آنچه را ديدهاند به او گزارش مىكند و از نزد او مىروند. تصميم مىگيرند كه بر آنها يورش برند حال آن كه خداوند دلهايشان را پر از ترس و هراس از ايشان گردانيده است. برخى به بقيه دستور مىدهند: در مورد آنها عجله نكنيد. آنها كه تا كنون مرتكب هيچ منكرى نشدهاند و خلافى از آنها ديده نشده. شايد برخى از آنها، هم قبيلهاى شما باشند؛ اگر چيزى از آنها ديديد بعد شما مىدانيد و آنها. اين جمعيتى كه ما مىبينيم اهل عبادتند و چهرههاى خوب [و نورانى] دارند، مضاف بر اين كه آنها در حرم امن الهى هستند كه تا وقتى كسى مرتكب خلافى نشده باشد، در امان است. آنها هم كه عملى انجام ندادهاند كه بهانه جنگ با آنها را فراهم كرده باشد. سرپرست مردم كه مردى از قبيله مخزوم است مىگويد: ما كه مطمئن نيستيم اين جمعيت پشتوانهاى [اعم از نيرو و امكانات] نداشته باشند. اگر [چنين ذخيره و عقبهاى داشته باشند و اين مجموعه] به آنها ملحق شوند، حقيقت وجودى و عظمت نيرويشان مشخص مىشود [و خواب دوستمان تعبير گشته و نمىتوانيم بر آنها فايق آييم]. حال كه از حيث نيرو و امكانات در سطح پايينى هستند و پيش از آن كه نيروهاى كمكى به آنها ملحق شوند، حمله كنيد. آنها به نزد شما در مكه آمدهاند و به سَروَرى مىرسند و مطمئنم كه خواب اين رفيق شما درست است. [فعلاً هم] شهرتان را گواراى وجودشان قرار دهيد [بگذاريد در شهر باشند و هر چه مىخواهند بكنند] و بنشينيد و نظرات و شرايط موجود را بررسى كنيد. شخصى از ميان آنها مىگويد: اگر نيروهاى كمكى آنها هم مثل خودشان باشند كه ترس ندارند آنها كه نه اسب و مركبى دارند و نه سنگرى كه بدان پناه برند به علاوه كه آنها در اينجا غريبند اگر سپاه آنها بيايند، اول به آنها حمله مىكنيد و [شكست دادن آنها] به راحتىف نوشيدن آبى گواراست. تا پاسى از شب گذشته مشغول اين صحبتها هستند و خداوند خواب را بر گوشها و چشمهايشان مسلط مىكند [لذا براى خوابيدن پراكنده مىشوند] و ديگر پس از آن تا فردا اجتماعى نخواهند داشت تا اين كه حضرت مهدى(ع) قيام كنند. [حضرت و يارانشان هم] چنان يكديگر را ملاقات مىكنند كه گويى از يك پدر و مادرند و صبح از هم جدا شده بودند و شب به هم رسيدهاند. قابل ذكر است كه دوازده تن از اصحاب در ميان باقى ياران جايگاه ويژه و ممتازى دارند كه آنها پيش از بقيه به حضرت مىپيوندند وليكن در انتها همگى پروانهوار به گرداگرد آن شمع پر نور الهى جمع گشته و مىگردند تا به زودى جهان را از بركات وجودى خويش بهرهمند سازند.
|