|
۰۸ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 2 از 2
آمريكايی ها و صهيونيست ها... كراهت دوجانبه
نكته ظريفی كه در اينجا وجود دارد آن است كه حمايت همه جانبه مسيحيان راستگرای آمريكايی از اسرائيل به معنای ايمان داشتن آنان به آئين يهوديت و احساس دوستی و مهربانی با ايشان نيست، راستگرايان مذهبی آمريكا معتقدند حضرت مسيح(ع) تمام يهوديانی را كه به وی ايمان نياورند خواهد كشت، راستگرايان مسيحی بدين خاطر از رژيم صهيونيستی حمايت می كنند كه آن را وسيله ای برای تحقق پيشگويی ها می دانند. لذا عجيب نيست رهبران يهود، در آمريكا و رژيم صهيونيستی از ايمان به اين پيشگويی ها نهايت استفاده را ببرند، يهوديان به اشكال مختلف از حمايت و تاييد آمريكا در زمينه های سياسی و اقتصادی به طور نامحدود برخوردارند. از آن جمله می توان به سفرهای گردشگران آمريكايی به اسرائيل، جمع آوری كمك های مالی و سياسی دولت واشنگتن اشاره كرد.
در حقيقت بايد گفت اعتقادات دينی راستگرايان آمريكايی خطری برای كشورهای اسلامی و عربی محسوب می شود. به نظر می رسد انديشه های نظری و سياسی اين جريان ارتباط تنگاتنگی با آن اعتقاد دارد، مضافا اينكه از اهميت اين اعتقادات و نقش آن در سياست آمريكا به هيچ وجه كاسته نشده است. در اينجا مناسب است سخنی از «كريستول» پدر روحانی جريان راستگرايان مسيحی آمريكا به ميان بياوريم. او معتقد است كه اساس انديشه راست مذهبی بايد بر سه محور استوار باشد و آن عبارتند از دين، قوميت و رشد اقتصادي. زيرا كريستول ايمان دارد دين نيروی مهمی است كه خصوصيات بشر را تشكيل می دهد و صفت های دافع او را منظم می سازد. قوميت ارتباط انسان با تاريخ و نقش اعتقادات وی را روشن می نمايد، سپس كريستول ملت آمريكا را ملتی اعتقادی توصيف می كند و اضافه می نمايد رشد اقتصادی كه در اين كشور ديده می شود بخاطر پايبندی (مردم) به دستورات اخلاقی مذهب پروتستان است.
مهم ترين و خطرناك ترين اعتقاد و ايمان «كريستول» اين است كه آمريكا- از آنچه كه در جهان انجام می دهد چاره ای ندارد. زيرا يكی از مسئوليت هايی است كه بنا بر حكم جبر تاريخ بر آن تحميل شده است، حتی اگر در اين زمينه با شكست مواجه شود. همانطوری كه در جنگ ويتنام يا سومالی با آن روبرو شد، اين انديشه ها بر جريان راستگرايان دينی در دولت آمريكا حاكميت دارد.
جيمی كارتر
انديشه دينی و سياستمداران راستگرای دولت آمريكا بر 4 محور اساسی متمركز شده است. در راس اين مسائل نفی اقدام گروهی است و اينكه اقدامات بين المللی بايد تحت رهبری آمريكا يا با اقدام (مستقيم) آن كشور باشد وگرنه از نظر آنان مردود است. شايد اين تفكر بيانگر علت خروج آمريكا از قراردادهای بين المللی می باشد.
مهم ترين اين قراردادها و پيمان های بين المللی كه آمريكا از آنها عقب نشينی كرده است، عبارتند از: پيمان دفاع ضدموشكي، منع توليد مين های ضد نفر، مبارزه با پول شويي، خودداری از توليد سلاح های كوچك، پيمان كيوتو (مربوط به محيط زيست)، خارج شدن از شروط سازمان تجارت جهاني، سرنگونی رژيم صدام. با اينكه تمام جهان و حتی ملت آمريكا با آن مخالف بود، لغو پيمان ای بی ام كه ميان شوروی سابق و آمريكا در سال 2791 منعقد شده بود، مضافا اينكه در روابط چين، روسيه و كشورهای اروپايی با آمريكا چالش بوجود آمد، با اين حال رامسفلد وزير دفاع آمريكا گفت: آنها جزيره های جدا از يكديگر هستند كه ساختار سياسی يكپارچه ای را تشكيل نمی دهند.
دومين موضوعی كه بر ساختار فكری راستگرايان مسيحی حاكم است، عدم پذيرش نيروی مخالف آمريكا در جهان با دنيای چندقطبی و مطرح كردن تقسيم قدرت در جهان است اين مسائل به ايجاد تنش ميان آمريكا با همپيمانانش بويژه با اتحاديه اروپا منجر می شود.
بكارگيری نيروی نظامی برای اجرای سياست های خارجی آمريكا دومين جايگاه را نزد اين جريان دارد، اين مسئله اكنون شالوده سياست بين الملل آمريكا را تشكيل می دهد، زيرا اين كشور در برخورد و رويارويی با ديگر كشورهای جهان بر نيروی نظامی خود تكيه می كند، لذا عجيب نيست كه بوش اصرار بر حمله بر عراق به هر بهانه ای داشت.
همزمان با تسلط نظامی آمريكا بر جهان- براساس ديدگاه و تمايلات جريان راست دينی در دولت اين كشور- واشنگتن تسلط فكری و فرهنگی خود را از راه تبليغ ارزش های آمريكايی به جهان تحميل می كند. بر همين اساس آمريكا از برخی دولت های عربی می خواهد كه آموزش های مذهبی خود را تغيير دهند و ساختار ارزش های درونی جامعه كشورهای عربی نيز تغيير پيدا كند به طوری كه با ارزش های آمريكايی در تضاد نباشد، اين مسائل بخوبی مشخص می سازد كه منظور از خير و شر در سخنرانی سياسی مقامات آمريكايی چيست.
صهيونيسم مسيحي
آتش سوزی مسجدالاقصي
صهيونيست ها هيچ ترديدی ندارند كه موفق شده اند اعتقادات وئانديشه های راستگرايان مذهبی آمريكا را در راستای تحقق اهداف اشغالگری استعماری خود قرار دهند. مثلاً بهره برداری از پيشگويی «آرماگدون (هرمجدون)» مانع از اين شد مسيحيان آمريكايی كه ايمان بدان دارند با توجه به واقعيت های موجود، همكاری آگاهانه ای با يهوديان داشته باشند. «صهيونيست- مسيحيان» آمريكا را مجبور كردند حال را ببينند و آينده را در چارچوب مشخص و محدودی نگاه كنند. لذا اين مسئله در حمايت همه جانبه مسيحيان آمريكا در طرح های صهيونيست ها انعكاس داشت. از آن جمله می توان به مهاجرت يهوديان به فلسطين، اسكان آنها در اين سرزمين و اخراج فلسطينيان از آن ديار (حتی با قتل عام آنان) اشاره كرد. همدلی و همراهی مسيحيان توراتی (راستگرای افراطي) با خون آشامان صهيونيست به حدی است كه در كشتارهای فلسطينی ها شركت داشته اند مثلاً پت روبرتسون در كنار شارون در حمله به لبنان و كشتار وحشيانه آنجا شركت داشته است. اين موضوع به غير از آن است كه داوطلبان مسيحی صهيونيست در كنار ارتش صهيونيستی (عليه فلسطينی ها و لبنانی ها) جنگيده اند. اين مطلب در كتاب پيشگويی و سياست خانم گريس هالسل آمده است. زيركی و حيله گری صهيونيست ها اين است، بيشتر تلاش آنان برای به آتش كشيدن مسجدالاقصی يا ويران ساختن آن است. اين تلاش آنان برای برپايی هيكل داود و برنامه هايی است كه مسيحيان توراتی (صهيونيسم) مومن به پيشگويی آرماگدون (هرمجدون) بدان اعتقاد دارند.
با وجود حمايت همه جانبه راستگرايان مسيحی از اسراييل، حملات آنان عليه مسلمانان و اعراب كاهش پيدا نكرده است. عجيب نيست كه «پت روبرتسون» اسلام را «دين منحوسين» توصيف می كند.
همان طور كه قبلاً گفته شد روبرتسون يكی از رهبران راست افراطی است كه بوش را كمك كرد تا به هرم قدرت صعود كند.
روبرتسون در يك برنامه تلويزيونی گفت: «اسلام انحرافش از مسيحيت و يهوديت بيشتر نيست وعجيب است كه بعضی از آمريكائی ها- آمريكايی آفريقايی تبار- اين دين را انتخاب كرده اند... اين كمتر از ديوانگی نيست مسلمانان و اعراب آفريقايی ها را اسير كردند و آنان را به ما فروختند.»
دامنه هجوم عليه اسلام به وزرای دولت آمريكا نيز كشيده شده است مثلاً جان اشكرافت وزير دادگستری اولين مقام رسمی بود كه آشكارا عليه قرآن سخن گفت و دين اسلام را آئين مرگ توصيف كرد. وی گفته است خدای مسيحيان فرزند خود را بخاطر زندگی قربانی كرد. اما خدای مسلمانان به آنان فرمان می دهد تا برای دين شان فرزندان خود را به دست مرگ بسپارند.
مجله موسر در ژوئن گذشته فاش ساخت چندين اداره فرهنگی آمريكا مشغول ترويج شبهات روشنفكران غربی در باره قرآن هستند. آنها با تشكيك در صحت قرآن، خواستار از بين بردن آن شده اند تا از اين طريق تعصب و تندرويهای (برخی مسلمانان) از بين برود. آنها پيشنهاد كرده اند كتاب ديگری جايگزين قرآن شود. بارها تهاجم عليه اسلام توسط روزنامه ها و مجلات و كشيشان آمريكايی انجام شده است. آنها اسلام را منبع شر معرفی می كنند كه تروريست از آن متولد می شود.
همانطوری كه شبكه های تلويزيوني، مجلات و نشريات آمريكا به قرآن حمله ور می شوند و برخی از كشيش ها مثل فالويل به طور جنون آميز اسلام و اعراب را مورد حمله قرار می دهند.
روزنامه «لس آنجلس تايمز» اوائل ماه گذشته تأكيد كرد دولت آمريكا وموسسات وابسته به آن تحت تاثير نفوذ جريان راستگرايان مذهبی تندرو قرار دارد، بطوری كه آنان خواستار عدم دخالت (آمريكا) در برقراری صلح وآرامش در خاورميانه شده اند و بوش نيز به اسرائيل چراغ سبز نشان داده است كه در برخورد نظامی با عمليات انتحاری (شهادت طلبانه) فلسطينی ها آزادی كامل داشته باشد. اين روزنامه عنوان های يك سلسله مقالاتی را آورده كه توسط متفكرين محافظه كار نظير كريستول و ويليام پينت در رسانه های ارتباط جمعی آمريكا منتشر شده است، اين متفكران راستگرای مذهبی تعبيراتی همچون «اضطراب اخلاقي»، «خواهش از كلينتون» برای از سرگيری روند صلح خاورميانه به كار برده اند. اما موسسه «الس كتف انتلرنس ريفو» كه تحت مديريت «ليندون لاروش» سياستمدار پيشين آمريكاست، در مجله هفتگی اش نوشته است جنگ مذهبی در خاورميانه هرگز واقع نخواهد شد تا زمانی كه در پشت آن ائتلاف سازمان های راستگرای يهودی مومن به شعار اسرائيل بزرگ حضور نداشته باشند. البته بايد در اين سازمان ها نمايندگانی از سوی افراد صاحب نفوذ همچون رئيس شورای يهوديان جهان و راستگرايان تندرو مسيحی آمريكا شركت داشته باشند. زيرا آنان معتقدند پس ازجنگ آرماگدون (هرمجدون) قرن 21، قرن خوبی خواهد بود.
اين حقايق به ما اطمينان می دهد رقابت تنگاتنگ رؤسای جمهور آمريكا برای بدست آوردن رضايت اسرائيل ناشی از گروه فشار يهوديان نيست بلكه تاثير نفوذ لابی صهيونيسم مسيحی آمريكاست. در حقيقت صهيونيسم مسيحی آمريكا با گروههای سياسی اين كشور كه بر مراكز تصميم گيری آمريكا تسلط دارند ائتلاف كرده اند و به نظر می رسد چنانچه اين جريان در مراكز دولتی آمريكا همچنان حضور داشته باشد دوستان آمريكا در جهان عرب در وضعيت خطرناكی قرار خواهند گرفت.
منبع: سايت «باشگاه انديشه»
|