|
آرماگدون؛ تدارک جنگ بزرگ -2 |
|
|
|
۰۸ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 4 از 5
ريگان اصرار داشت: "اما من احتمال میدهم، اين امر ناگزير است. لازم است كه پيشگويی اين نبی، درباره اتيوپی تحقق پيدا كند و ملت اتيوپی هم يكی از امت های بی خدا بشود، كه دست خود را بر ضد اسراييل بلند میكنند". (سه سال پيش از اين گفتگو در ميان اين دو نفر، ميلز در مقاله خودش نوشت كه كمونيستها هايله سلاسی را از سلطنت خلع كردند، و شايد ريگان از تحقق پيدا كردن آشكار پيشگويی انبيا درباره ظهور مسيح، خوشحال بشود.)
ميلز درباره آن ضيافت شام سال 1971 نوشت، كه ريگان درباره وقوع يك هارمجدون هسته ای آينده "مانند واعظی كه برای يك دانشجوی شكاك، صحبت میكند" حرف زد. ريگان به ميلز گفته بود: "همه پيشگويي های ديگر كه بايد پيش از هارمجدون تحقق پيدا كنند، عملی شدهاند. در باب 38 كتاب حزقيال آمده است كه خداوند فرزندان اسراييل را از بلاد كفر، كه در آنها متفرق بودند، گرد آوری میكند و آنان را دوباره به ارض موعود میآورد. اين رويداد، پس از تقريبا 2000 سال، دارد تحقق پيدا میكند. نخستين بار است كه همه چيز برای تحقق هارمجدون و دومين ظهور مسيح، در جای خودش قرار گرفته است."
وقتی ميلز به ريگان يادآوری كرد كه "تنها چيزی كه در كتاب مقدس، درباره بازگشت مسيح، از همه چيز صريحتر و واضحتر تصريح میشود، اين است كه هيچ كس نمیداند كه اين رويداد، چه وقت روی خواهد داد"، ريگان بيشتر با بالا بردن لحن صدايش تا حجم آن، پاسخ داد:
"همه چيز دارد در جای خودش قرار میگيرد. حالا ديگر زياد طول نمیكشد. حزقيال میگويد باران سيل آسا و تگرگ سخت آتش و گوگرد، بر فوج های دشمنان امت خداوند خواهد باريد. معنی اين، حتما بايد اين باشد كه با سلاح های هسته ای نابود میشوند. حالا اين سلاح ها وجود دارند، اما در گذشته هرگز وجود نداشتند."
ريگان ادامه داد: "حزقيال میگويد ياجوج، يعنی امتی كه نيروهای تاريكی را عليه اسراييل رهبری خواهد كرد، از شمال خواهد آمد. نسل های بسيار علمای كتاب مقدس مرتب گفتهاند كه ياجوج بايد روس ها باشند. كدام امت قدرتمند ديگری در شمال اسراييل وجود دارد؟ هيچ. اما اين پيشگويی، پيش از انقلاب روسيه، وقتی كه روسيه يك كشور مسيحی بود، هيچ معنی پيدا نمیكرد. اما حالا معنی پيدا كرده است. حالا كه روسيه كمونيست و بی خدا شده، حالا كه روسيه، بر ضد خدا بلند شده، معنی پيدا كرده است. حالا ديگر كاملا با توصيف قوم ياجوج جور درمی آيد."
ميلز نتوانست از اين سخن ريگان، فكر او را به درستی بخواند. از اين رو بی فاصله پس از شام، يادداشت های مفصلی از آنچه كه فرماندار ريگان گفته بود، برداشت. و آن يادداشت ها كه در سال 1971 برداشته شده بود، پايه مقاله سال 1985 او را تشكيل داد.
ريگان، در سال 1976، در طی يك مصاحبه ضبط شده با جرج اوتيس خبرنگار كاليفرنيايی كه پيشتر از او ياد شد و ارتقای او را به رياست جمهوری پيشگويی كرده بود، درباره نبرد هارمجدون، به بحث پرداخت. اوتيس در كتاب خودش به نام شبح هاجر(6) مینويسد او (ريگان) در انتظار جنگ ياجوج و ماجوج است (كه آن را به تهاجم شوروی به اسراييل "در آينده نزديك" تعبير میكند.) او در مصاحبه از ريگان میپرسد، آيا ريگان تصور میكند كه او هم "ربوده" خواهد شد و در آن دوران "آزمايش سخت" و وحشتناك نبرد نهايی نجات خواهد يافت؟؛ نجاتی كه به موجب خداشناسی هواخواهان مشيت الهی، تنها درباره كسانی كه تجديد حيات يافته باشند، عملی خواهد شد.
اوتيس پرسيد: آيا ريگان تجديد حيات پيدا كرده است؟
ريگان گفت: "بله، من هيچ وقتی را در زندگي ام نمیتوان به ياد بيارم كه به ياد خدا نبوده باشم و با اميد كامل، خدا را شكر میكنم؛ همانطور كه اغلب میكنم. با اين حال، بله، بايد با تجربه خودم به اين اعتقاد رسيده باشم كه يك بار، چيزی پيش آمد كه رابطه تازهای - اما نه بر اثر احتياج - ميان من و خداوند برقرار شد." و ريگان نتيجه گرفت "بايد بگويم، به معنايی كه من میفهمم، بايد بگويم، بله، من تجربهای داشتهام، كه بايد آن را به عنوان پيدا كردن يك حيات دوباره توصيف كرد."
فرماندار ريگان، درباره هارمجدون با كشيش انجيلی كاليفرنيايی، هارلد بردسن هم صحبت كرده است. در فرصتی بردسن همراه با پت بودن و جرج اوتيس، در خانه ريگان، با او ديدار كرده بودند، كه در طی آن فرماندار ريگان، با تيك زدن در كنار تك تك سطور پيشگويي های كتاب مقدس "موجب خوشنودی و حتی تا حدودی شگفتی" بردسن و ديگر ديداركنندگان شده بود.
بردسن اين گفته ريگان را نقل میكند كه "ابتدا، يهوديانی كه به خدا ايمان نداشته باشند، به همه كنار و گوشههای جهان پراكنده میشوند. اما وقتی اين دو اتفاق افتاد، خدا آنها را به كلی فراموش نمیكند. پيش از بازگشت پسر خدا، او آنها را دوباره در اسراييل گرد هم میآورد. حتی جزئيات وسايل حمل و نقل آنها به اسراييل هم در پيشگويی انبياء آمده است. او گفت كه بعضی از يهوديان با كشتی بر می گردند و ديگران به صورت كبوتر به لانه باز میگردند. به عبارت ديگر، آنها با كشتی يا هواپيما میگردند و در طی يك روز، امتی دوباره به دنيا خواهد آمد ...
او (ريگان) اين واقعيت را نقل كرد، كه امت های جز يهودی و جز مسيحی تا زمانی كه زمان آن امت ها به سر آيد در اورشليم راه خواهند رفت و اين پيشگويی در سال 1967 كه اورشليم دوباره به زير پرچم اسراييل درآمد، تحقق پيدا كرد."
بردسن ادامه میدهد "آنچه كه مرا، بخصوص زير تاثير قرار داد، اين واقعيت بود كه ديدم ريگان از نظر روحی، به طور خارق العادهای رشد پيدا كرده است. مثال خوب اين رشد، آگاهی كامل او - از نظر مبحث آخرت و رستاخيز - نسبت به رويدادهای در حال وقوع، و توانايی اش در گفتن اين بود كه اين گردهمايی دوباره، در همان روز سال 1948 پيش آمد، كه اسراييل از نو به عنوان يك ملت تشكيل شد."
و بردسن سخن خود را اين گونه به پايان میبرد: "اين احساس در من ايجاد شد كه ريگان كاملا از هدف خداوند در خاورميانه آگاه است؛ و به همين دليل، دورانی را كه ما حالا در آن زندگی میكنيم، دارای اهميت بخصوصی میداند، زيرا رويدادهايی كه در كتاب مقدس پيشگويی شدهاند، همگی در اين دوران دارند تحقق پيدا میكنند."
ريگان در سال 1980، به عنوان يكی از نامزدهای رياست جمهوری، باز هم درباره هارمجدون صحبت میكرد. او در مصاحبه با روحانی انجيلی جيم باكر از شبكه تلويزيونی پی. تی. ال. گفت: "ممكن است ما همان نسلی باشيم كه هارمجدون را میبيند".
نويسنده انجيلی، داگ ويد، كه در آن مصاحبه حضور داشته است، گزارش داد، بارها اين اين جمله را از ريگان شنيده است كه شايد آخرالزمان نزديك باشد. در ضيافت شامی كه در خانه ريگان در پاليسيد در كاليفرنيا در ساحل اقيانوس آرام، تشكيل شده بود، و خانواده ويد هم در آن حضور داشتند، گفتگو به موضوع اتحاد شوروی و پيشگويي های كتاب مقدس چرخيد. در ميان اين بحث، از قراری كه ويد نقل میكند، ريگان به مهمانان خود اعلام كرد: "شايد ما نسلی باشيم كه هارمجدون را میبيند."
و اين نكته، يك موضوع اتفاقی نبود. ويد میگويد: ريگان پيشگويي های كتاب مقدس و بحث های آن را درباره آخرت و پايان كار جهان، "از موضوع های پيش پا افتاده میداند" و اضافه میكند، در مصاحبهای كه حضور داشته است، از او (يعنی ريگان) شنيده است كه همين نسل، شايد نسلی باشد كه هارمجدون را میبيند. كاملا امكان دارد كه اين همان نسل باشد."
در همان سال 1980، ريگان باز به عنوان نامزد رياست جمهوری، تفسير مكاشفهآميز ديگری كرد. چنان كه ويليام سافاير مقاله نويس در نيويورك تايمز گزارش میدهد، ريگان در ضمن سخنرانی برای گروهی از رهبران يهودی چنين گفت: "اسراييل تنها كشور دموكراسی پايدار است كه ما میتوانيم به آن، به عنوان محلی كه در آن هارمجدون، ممكن است پيش بيايد، تكيه كنيم."
رابرت شير خبرنگار، در مصاحبه مارس 1981 خود با جری فال ول فاش كرد كه رييس جمهور ريگان گفته است، ويرانی دنيای ما حقيقتا ممكن است "به زودی زود" اتفاق بيفتد. فال ول به شير اين كلام ريگان را گفته بود كه "تاريخ دارد به نقطه اوج خود میرسد" و اضافه كرده بود گمان نمیكند كه ما حتی 50 سال هم با آن فاصله داشته باشيم. و در برابر اين سوال شير از فال ول، كه پرسيده بوده: آيا ريگان هم با اين حرف او موافق بوده است يا نه؟ فال ول پاسخ داده بود: "بله، او هم با اين حرف موافق است. من گاهی اوقات اعتقاد پيدا میكنم كه ما حالا به سرعت داريم به هارمجدون میرسيم."
دو سال بعد، ريگان ترتيبی داد تا فال ول در جلسه شورای امنيت ملی شركت كند و با كاركنان عالي رتبه دولت آمريکا درباره نقشههای جنگ هسته ای با روسيه، به بحث بپردازد. همچنين از قراری كه هال ليندسی میگويد، ريگان تصويب كرد كه نويسنده هواخواه مشيت الهی كتاب "زمين، ستاره بزرگ مرحوم" درباره يك جنگ هسته ای با روسيه، برای استراتژی پردازان پنتاگون سخنرانی كند.
در يكی از روزهای اكتبر 1983، ريگان فاش كرد كه هارمجدون همچنان ذهن او را اشغال كرده است. رييس جمهور ريگان در ضمن گفتگوی تلفنی خود با تام داين از كميته روابط عمومی آمريکا و اسراييل، يعنی نيرومندترين گروه هواخواه اسراييل در كنگره آمريکا، اين حرف را زده است. از قرار گزارش داين، رييس جمهور گفته است:
"میدانيد، من به انبيای كهن شما در عهد قديم برمی گردم، به علامت هايی كه هارمجدون را پيشگويی كردهاند؛ و هميشه در اين شگفتی هستم كه آيا ما همان نسلی نيستيم كه ناظر آن پيشامد خواهيم بود؟ من نمیدانم شما اين آخرها به هيچكدام از آن پيشگويي ها توجه كردهايد يا نه؟ اما حرف مرا باور كنيد؛ اين پيشگويي ها به يقين زمانهايی را توصيف میكنند، كه ما در آن به سر میبريم."
|