صفحه نخست arrow مقالات arrow تشرفات arrow چند نكته درباره مساله ملاقات با امام زمان (عج) و چگونگي آن
spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
چند نكته درباره مساله ملاقات با امام زمان (عج) و چگونگي آن چاپ پست الكترونيكي
۰۸ خرداد ۱۳۸۵
رفتن به
چند نكته درباره مساله ملاقات با امام زمان (عج) و چگونگي آن
صفحه 2
صفحه 3

1- منظور از ملاقات چيست؟
اهل دل وشيفتگان كوي وصال مي گويند كه ملاقات با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) به چند صورت انجام مي گيرد:

الف) ملاقات و ارتباط روحي كه بهترين نحوة ارتباطات است، ممكن است دائمي باشد و هيچ گاه فراق و جدايي نداشته باشد، يعني شخص ملاقات كننده از لحاظ روحي در حدي است كه هم سنخ و هم گون با امام عصر(عليه السلام) است و به گونه اي است كه هميشه خود را در محضر مولايش مي بيند و متنعم به نعمت هدايت معنوي حضرت مهدي است . اينان افرادي هستند كه جانشان با جانف جانان همراه و محو در جمال مولا هستند.

ب) ملاقات در عالم رؤيا انجام گيرد يعني در خواب به محضر مولا برسند.

ج) امام زمان را با همين بدن ظاهري و مادي ملاقات نمايند.



منظور از بحث ملاقات با امام زمان كه معمولاً دركتابها مطرح است و قصص و حكاياتي كه در مورد ملاقات اشخاص متدين و مؤمنان خالص با حضرت مهدي(عليه السلام) گفته مي شود ملاقات با بدن ظاهري است كه دراين دنيا زندگي
مي كند، نه ملاقات روحي و نه در عالم رؤيا، يعني افراد بيشماري در طول غيبت با همين بدن مادي به محضر مولايشان با بدن مادي رسيده اند و جمال حضرت را با چشم سر مشاهده كرده و چه بسا دستوراتي گرفته و مشكلاتشان را رفع كرده اند. اين خود بهترين دليل بر اثبات وجودمبارك آن حضرت است.



2- فايدة مطرح كردن ديدار با امام زمان(عليه السلام):

ممكن است گفته شود چيزهايي كه معمولاً در داستانهاي ملاقات با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) مطرح مي شود، امور جزئي و ناچيز هستند و شما با نقل اين داستانها از عظمت مقام امام و ولايت كبري مي كاهيد. بنابراين، نقل اين نوع داستانها واساساً بحث ملاقات با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) بحث مفيدي نخواهد بود؟

در پاسخ چنين بينشي مي گوييم: ما نيز متوجه اين نكته هستيم كه حضرت بقيه الله الاعظم(عليه السلام) براي اينكه كاسة آبي به دست تشنه لبي بدهد، يا در بيابان گمشده اي را به راه برساند، يا مريض مردني را شفا دهد، بي خانه اي را صاحب خانه كند، بي فرزندي را با وساطت خود در درگاه الهي فرزند بخشد و امثال اينها، خلق نشده است، بلكه به تصريح دعاي ندبه: خلقته لنا عصمتاً وملاذاً ؛ يعني براي اينكه به وسيله شناختن وپيروي كردن او از انحراف و گناه نجات پيدا كنيم و او پناهگاه ما باشد و ما به وسيله او از ضلالت نجات يابيم واساساً او حجت خدا در زمين است و اگر در زمين حجت خدا نباشند زمين اهلش را هلاك مي كند ، خداوند وجود مقدسش را خلق كرده و او را در اين عالم نگاه داشته است، ولي ما در روزگاري زندگي مي كنيم كه مردم حتي نقل همين جريانات وانجام كارهاي جزيي از اين قبيل را هم نمي پذيرند ودشمنان آن حضرت، آنها را تكذيب مي كنند، لذا در برابر چنين برخوردي ناچاريم اين نوع ملاقاتها را مطرح كنيم؛ و اساساً در بين متديّنان معروف است كه هر كسي را ياراي ملاقات با امام زمان نيست، بلكه تنها كساني لايق اين عنايتند كه خود ساخته و مبرّي از هر نوع آلودگي باشند. از اين رو، اين خود يكي از عوامل تربيتي است كه كسي كه شوق ديدار دارد چاره اي جز پاك زيستن ندارد، لذا بحث ملاقات نه تنهامفيد است، بلكه از بهترين و شيرين ترين و پرجاذبه ترين بحث است.



3- اگر ملاقات ممكن است ، پس چرا بايدمدعي ملاقات راتكذيب كرد؟

بعضيها ملاقات با حضرت را منكرند و مي گويند ملاقات امكان ندارد و بر مدعاي خود رواياتي را شاهد مي آورند كه مي گويند: اگر كسي مدعي مشاهده و ملاقات با امام زمان(عليه السلام) شد او را تكذيب كنيدو از او نپذيريد. طبق اين روايات ما نمي توانيم اين نوع ملاقاتها را كه در كتب نقل شده بپذيريم. به هرحال ، امر داير است كه ما سخن مردم عادي وغير معصوم را كه مدعي ملاقات هستند، بپذيريم و يا سخن معصوم را كه فرمود، مدعي رؤيت و ملاقات را تكذيب كنيد، معلوم است كه بايد به سخن معصوم عمل كنيم نه سخن ديگران.

در پاسخ چنين ادعايي مي گوييم:1

اولاً، رواياتي در كار نيست، بلكه طبق تحقيق، يك روايت بيشتر نيست و آن همان توقيع حضرت ولي عصر(عليه السلام) به علي بن محمد سمري شش روز قبل از وفاتش است ، كه حضرت در اين توقيع به علي بن محمد (نايب چهارم) فرود: دست وپايت را جمع كن و به كسي براي بعد از خودت وصيت مكن، چرا كه زمان غيبت كبرا فرا رسيده وتونيز شش روز ديگر از دنيا مي روي. در آينده در بين شيعيان كساني پيدا مي شوند كه ادعاي مشاهدة ما را دارند، بدانيد كه قبل ازخروج سفياني و صيحة آسماني (دو علامت از علائم حتمية ظهور) هر كسي ادعاي مشاهدة ما را داشته باشد، دروغگو و مفتري است.2

آنها كه ملاقات امام زمان(عليه السلام) را قبول ندارند به اين روايت تمسك مي كنند وگرنه روايت ديگري در كار نيست.

ثانياً، از اين روايت نيز پاسخهايي داده شده است3 كه بهترين پاسخ به تناسب حكم و موضوع و با استفاده از لفظ «مفتر» كه حضرت فرمود: «الا فمن ادعي المشاهده قبل خروج السفياني والصيحه فهو كذاب مفتر .....» ، اين است كه منظور صرف ديدار و ملاقات نيست، بلكه ديداري است همراه با ادعاي نيابت كه مثلاً شخصي مدعي نيابت خاصه مي شود و مي گويد: من امام را مشاهده مي كنم و امام زمان(عليه السلام) مرا همانند نوّاب اربعه، نايب خاص خود قرار داده است، من وكيل آقا در بين شما هستم و شما بايد در كارها به من مراجعه كنيد. حضرت فرمود چنين كسي نه تنها دروغ مي گويد، بلكه افترا نيز مي بندد چون به ما نسبت مي دهد كه ما او را نايب و وكيل خود قرار داده ايم .اصل صدور روايت هم در مقام نيابت است كه حضرت به علي بن محمد فرمود: كسي را از جانب ما نصب مكن و دوران غيبت صغري و نيابت خاص تمام شده است. در چنين شرايطي اگر كسي ادعاي رؤيت و مشاهده داشته باشد، معلوم است كه منظور مشاهدة خالي از نيابت نيست.

بنابراين، اينكه مدعي مي گويد: رواياتي بر تكذيب مدّعي مشاهده وارد شده است، صحيح است، بلكه تنها يك روايت، آنهم در موقعيت خاص نيابت است. ما نيز در اين مسأله با مدعي هماهنگ هستيم كه اگر كسي در عصر غيبت كبري ادعاي مشاهده همراه با نيابت خاصه را داشته باشد، قطعاً كذاب ومفتري است، زيرا در غيبت كبري تنها نيابت عامه مطرح است نه خاصه.

پس از بيان منظور از ملاقات و اينكه مقصود صرف ديدار جمال يار است نه همراه با ادّعاي نيابت و وكالت،
مي گوييم: حق اين است كه ملاقات با آن امام همام ممكن است و هيچ استحاله اي ندارد، زيرا رؤيت شخصي كه در دنيا با بدن مادي زنده است و در بين مردم زندگي مي كند امري طبيعي وعادي است ونديدن بر خلاف عادت و روي مصالحي است كه اين غيبت را اقتضا كرده است.

كساني كه در عصر غيبت ادعاي رؤيت كرده اند تعدادشان به اندازه اي است كه امكان دروغ و يا تباني و توطئه بر اين دروغ وجودندارد، به تعبير فنّي ، ادعاي رؤيت از حد تواتر هم فراتر رفته و مدّعيان مشاهده نيز افرادي معمولي و يا لاابالي نيستند، بلكه افرادي چنين ادعايي را داشته اند كه اغلب تالي تلْو معصوم بوده و مردم در امور دين شان به آنها اقتدا مي كردند. چگونه ممكن است به افرادي همچون علامه حلي و سيد بحر العلوم و مقدس اردبيلي و علي بن مهزيار اهوازي وساير اولياي خدا، نسبت دروغ داد و گفت: اينان در ادعاي ملاقاتشان قصد فريب مردم و يا رسيدن به جاه و مال دنيا را داشته و براي نيل به هواهاي نفساني و خود را در بين عوام محبوب جلوه دادن در بين مردم چنين ادعايي را كرده اند. در حالي كه بسياري از اين بزرگان در حيات خود به طور عموم به مردم نگفته اند و برخي خواص هم كه به اين مطلب پي مي بردند و از آنها درخواست شرح ملاقات مي كردند پس از اخذ ميثاق و عهد و پيمان كه تا زنده بودن آنان براي كسي بازگو نكنند، براي آنان اعتراف مي كردند وگرنه براي عامه مردم تا حد امكان نمي گفتند و اغلب پس از درگذشت آنان مسأله فاش مي شد.


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.