|
قسمتی از مقدمه دنیا بازیچه دست یهود |
|
|
|
۰۸ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 3 از 4
4 ـ مكر و خدعه:
اين دو صفت دو عصاى ضخيمى است كه هميشه يهود در كارهاى خود بر آنها تكيه مىكنند. مكر و خدعه در ذات هر يهودى است، در هركجا و در هركارى كه انجام مىدهد با او همراه مىباشد.
قرآن مىفرمايد: (وَ مَكَرفوا وَ مَكَرَاللَّهف وَاللَّهف خَيْرفالْمكفرينَ)(15).
يهود با خدا مكر كردند، خدا هم در مقابل با آنها مكر كرد و از همه كس خدا بهتر مكر تواند كرد.
(يا اَيّفهاالرَّسفول لايَحْزفنْكَ الَّذينَ يفسارفعفونَ ففىالْكففْرف مفنَالَّذينَ قالفوا آمَنّا بفاَفْواهفهفمْ وَلَمْ تفؤْمفنْ قفلفوبفهفمْ...)(16).
اى پيغمبر غمگين از آن مباش كه گروهى از آنان كه به زبان اظهار ايمان كنند و به دل ايمان نياورند به راه كفر مىشتابند.
5 ـ مال اندوزى و ثروت پرستى:
وقتى كه موسى(ع) براى آوردن الواح به كوه طور رفت و سامرى گوسالهاى از طلا و نقره براى آنها ساخت، از آن روز تا به امروز ثروت بزرگترين معبود يهود است.
هر يهودى سعى مىكند مالهاى جهان را تحت اختيار خود در آورد و ازاين راه اختيار دار مردم باشد.
خداوند متعال مىفرمايد: (وَلَقَدْ جائَكفمْ مفوسى بفالبَيّفناتف ثفمَّ اتَّخَذْتفمف الْعفجْلَ مفنْ بَعْدفهف وَ اَنْتفمْ ظالفمفونَ)(17).
و با آن همه آيات و دلايل روشن كه موسى براى شما آشكار نمود باز گوسالهپرستى اختيار كرديد در غياب او، كه مردمى سخت ستمكار بوديد.
(وَ تَرى كَثيرا مفنْهفمْ يفسارفعفونَ ففىالافثْمف وَالْعفدْوانف وَ اَكْلفهفمف السّفحْتَ لَبفئْسَ ماكانفوا يَعْمَلفونَ)(18).
بسيارى از آنها را بنگرى كه در گناه و ستمكارى و خوردن حرام مىشتابند، بسيار كار بدى را پيشه خود ساختهاند.
6 ـ پيمان شكنى و نقض عهد:
اگر امكان داشت تا پيمان شكنى را مجسّم كنيم... مىبايستى به يهود نگاه كرد. چه پيمانها و عهدهائى را كه زير پا نهادند و شرافت انسانيّت را لگدمال نمودند؟
هنگامى كه پيامبر اسلام(ص) خندق را حفر كرد و مانع عبور سپاه كفار شد، يهود (بنى قريظه) كه هم پيمان رسول الله(ص) بودند يك جلسه اضطرارى تشكيل داده و با خود قرار گذاشتند، كه آنها از پشت بر لشكر اسلام حمله كنند و هم از طرف ديگر كفار بر آنها حملهور شوند تا بدين وسيله اسلام را از ريشه نابود سازند، ولى سرانجام لشكر أحزاب شكست خورد و اين بار نوبت اين قبيله خائن رسيد.
پيامبر اكرم(ص) مدّت25 روز آنها را محاصره كرد، تا بالاخره تسليم شدند.
بعد از آن700 مرد سلحشور را دربند كرده خدمت پيامبر اسلام(ص) آوردند، پيامبر اكرم فرمود: هركس را كه مىخواهيد انتخاب كنيد تا در باره شما قضاوت كند. آنها (سعد بن معاذ) را كه قبلا از همان قبيله خيانت كار بود انتخاب كردند، سعد كه طبيعت آنها را مىدانست أمر كرد، تا تمام مردها را گردن زده و زنهايشان را اسير كنند. هنگامى كه پيامبر خدا(ص) قضاوت سعد را شنيد، فرمود: بخدا قسم حكم تو مطابق حكم خدا بود(19).
7 ـ فساد اخلاق:
فساد اخلاق، يكى از وسائل شرافتمندانه پيشرفت يهود است و به قول هيتلر هر دفملى را كه انسان بشكافد خواهد ديد كه ميليونها يهودى داخل آن مشغول فسادند(20).
قرآن مجيد مىفرمايد: (لفعفنَ الَّذينَ كَفَرفوا مفنْ بَنى افسْرائيلَ على لفسانف داوفدَ وَ عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ذلفكَ بفما عَصَوْا وَ كانفوا يَعْتَدفونَ كانفوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مفنْكَرف فَعَلفوهف لَبفئْسَ ما كانفوا يَفْعَلوفنَ)(21).
كافران بنى اسرائيل به زبان داود و عيسى بن مريم مورد لعن و نفرين واقع شدند كه نافرمانى حكم خدا كرده و از حكم حقّ سركشى كردند، آنها هيچگاه از كار زشت خود (با آن همه پند و اندرز رسولان) دست بر نداشتند و آنچه مىكنند چقدر زشت و ناشايسته است.
8 ـ ربا خوارى:
قرآن مجيد در اين باره مىفرمايد:
(فَبفظفلْمف مفنَالَّذينَ هادفوا حَرَّمْنا عَلَيْهفمْ طَيّفباتف افحفلَّتْ لَهفمْ وَ بفصَدّهفمْ عَنْ سَبيلف اللَّهف كَثيرا وَاَخْذفهفمف الرّفبوا وَقَدْ نفهفوا عَنْهف وَاَكْلفهفمْ اَمْوالَ النّاسف بفالْباطفلف وَ اَعْتَدْنا لفلْكاففرينَ مفنْهفمْ عَذابا اَليما)(22).
پس به جهت ظلمى كه يهود (در باره پيامبران و عيسى(ع) و در حقّ خود) كردند و هم بدين جهت كه بسيارى از مردم را از راه خدا منع نمودند، ما نعمتهاى پاكيزه خود را كه بر آنان حلال بود، حرام كرديم و از اين جهت كه ربا مىگرفتند، در حالى كه از آن نهى شده بودند، نيز از اين رو كه اموال مردم را به باطل (مانند رشوه و خيانت و سرقت) مىخوردند. و ما براى كافران آنها عذابى دردناك مهيّا ساختيم.
اين شمهاى از صفات رذيله و برجسته يهود است و شايد همين عادات و روشهاى ناپسند بوده كه هميشه آنها را تحت فشار دولتها قرار مىداد و همين سبب شد كه يهود را از بيشترين كشورهاى جهان اخراج كنند.
در سال1290 ميلادى يهود، مردم (انگلستان) را بستوه در آورد، در نتيجه (ادوارد) فرمان داد كه همه آنها را از كشور انگلستان بيرون كنند و در اعلاميهاى كه از طرف او منتشر شد آمده بود كه: يهود بايد قبل از عيد قدسين از كشور انگلستان خارج شوند و چنانچه كسى از اين تاريخ خارج نشود او را اعدام كرده و به دار آويزان كنند و جسدش را چهار قسمت بنمايند.
در اثر اين فرمان، تعداد16000 يهودى كه ساكن انگلستان بودند آنجا را ترك كرده و تمام اموال آنها مصادره شد.
پس از اين تاريخ مدّت400 سال ورود يهود به انگلستان ممنوع بود، تا آنكه (كرمويل) در سال1657 ميلادى تحت شرائطى اجازه داد كه وارد كشور انگلستان شوند(23).
در همين سال براى نخستين بار به يهود اجازه داده شد كه اوّلين كنيسه خود را در لندن بنا كنند.
و فقط در سال1674 به يهود (آمريكا) كه در آن وقت يكى از مستعمرات بريتانيا بود اجازه دادند كه علنا عبادت كنند. و در سال1841 اولين روزنامه يهودى در انگلستان منتشر شد.
در كشور فرانسه (لويس اغسطس) يهود را از آن كشور بيرون كرد و تا مدّت20 سال از ورود آنها جلوگيرى نمود. و در عهد (فيليپ زيبا) براى دومين بار آنها را از فرانسه بيرون كرده و تمام دارائيهاى آنها را مصادره نمود. و در سال1341 ميلادى، مردم بر عليه يهود شورش كرده و هزاران يهودى را سر بريدند، اين شورش چندين سال ادامه داشت، بطوريكه در سال1394 يك يهودى در كشور فرانسه وجود نداشت.
در سال1492 به آنها اجازه داده شد كه وارد فرانسه شوند، ولى تا اواسط قرن شانزدهم به آنها اجازه سكونت در شهر را ندادند(24).
يهود چندين بار در كشور (آلمان) طرد شدند كه آخرين مرتبه بدست هيتلر انجام گرفت و مدّت12 سال وحشتناكترين شكنجهها را از طرف نازيها تحمّل كردند.
ما نمىدانيم هيتلر روى چه اساسى آنها را نابود كرد، ولى همين قدر مىدانيم كه يهود ملتى پست و بىشرافت است و انسانيّت از دست او زخمهاى زيادى بر تن دارد و آنچه بر سرش آمده كيفر خونريزيهاى او نخواهد بود.
در كشور (اسپانيا) در تاريخ31 مارس سال 1492 (فرديناند) اعلاميهاى صادر كرده و در آن از يهود خواست كه تا آخر ماه يوليو اين كشور را براى هميشه ترك گويند، در اثر اين فرمان تعداد500000 يهودى از اسپانيا خارج شدند.
همچنين از كشورهاى (شوروى سابق، لهستان، ايتاليا، روم، بلغارستان، سويس و مجارستان) يهود چندين بار طرد و اخراج شدند.
|