|
۰۸ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 1 از 2 آيا آمريكا در دست يهود است؟(1) اين سؤال پس ازجنگ اخير 1967م مسلمانان و اسرائيل و پس از آنكه آمريكا جانب يهود را گرفت، زياد بر سر زبانها آمده است. ولى قبل از هر چيز خوب است خلاصهاى از كتاب (يهود يگانه مشكله جهان) را نقل كنيم. در حدود400 سال است يعنى از همان اوائل ورود (كلمبس) كه يهود وارد آمريكا شدهاند و از همان روز تا بحال زحمات زيادى كشيده تا بالاخره توانستند اين كشورى را كه امروز بزرگترين و ثروتمندترين كشورهاى جهان محسوب مىشود تحت نفوذ خود درآورند. و با آنكه (سويفيسات) حاكم آن روز به نيويورك كه يكى از مستعمرات هلند بود، اعلاميهاى صادر كرد و در آن از يهود درخواست نمود از نيويورك خارج شوند، ولى در اثر سهامهاى زيادى كه يهود در شركتهاى هلندى داشتند، مديران آنها از (ستويفيسات) خواهش كردند كه از اين امر صرف نظر كند.
آنچه را كه اين حاكم توانست انجام دهد اين بود كه به آنها اجازه نداد دكانهاى خود را بر سر چهار راهها و محلهاى عمومى و پرجمعيّت قرار دهند. ولى همان نيويورك، امروز بصورت محلهاى از محلّههاى يهود در آمده است. و بطور كلّى نيويورك بزرگترين مركز يهود بشمار مىرود، زيرا همه تجارتخانهها، كارخانهها، صنايع و زمينها، ملك يهود است، هرگز به كسى اجازه نخواهند داد تجارت كند و يا ثروتى بهم رساند. بنا براين آمريكائيها نبايد تعجب كنند هنگامى كه خاخامهاى يهودى ادعا مىكنند كه آمريكا همان ميعاد گاهى است كه پيامبران آنها وعده دادهاند و نيويـورك، اورشليم آنها و سلـسله جبـال راكى كوههاى (صهيون) است(2).
در ايّام (جورج واشنگتن) تعداد يهود بيش از چهار هزار نفر نبوده آنها در زمان جنگ استقلال، جانب آمريكا را گرفتند و حتّى به اهالى مستعمرات، كمكهاى زيادى كردند.
ولى پنجاه سال از اين تاريخ نمىگذشت، كه تعداد آنها از3300000 نفر بيشتر شده، امّا امروز تعداد آنها براى هيچكس معلوم نيست و اين خود يكى از سياستهاى يهود است زيرا سرشمارى آمريكا بدست آنهاست.
شما اگر تعداد فرانسوىها، آفريقائىهاى ساكن آمريكا را از دولت بپرسيد، فورا به شما اطلاع خواهند داد، تعداد آسيائىها هم همه معلوم است، ولى آنچه معلوم نيست و همچنان در مخفى بودن آن كوشش بسيارى مىشود تعداد يهود است و شايد خود دولت هم آن را نداند زيرا پروندههاى راجع به اين موضوع هميشه مفقود و مجهول است(3).
معمولاً سينماها، تآترها، تجارت شكر، تجارت گندم، تنباكو، فولاد و پنجاه درصد از تجارت گوشت و بيش از 60٪ از تجارت كفش و اغلب صنايع، ادوات موسيقى و جواهرات و تمام مشروبات الكلى و صندوقهاى وام جهانى در دست يهود است(4).
بطور قطع مىتوانيم بگوئيم كه ملّت آمريكا راضى نبوده و نخواهد بود كه يهود بازارهاى تجارتى خود را در اين كشور متمركز سازند، زيرا تاريخ چنين نشان داده كه هركشورى كه يهود در آن تمركز داشته باشد عوامل فساد در آن زياد شده و در نتيجه كشورهاى ديگر نسبت به آن بدبين خواهند شد، چنانچه اين امر نسبت به اسپانيا، آلمان و بريتانيا اتفاق افتاده است.
بسيار مىشنويم كه بريتانيا چنين كرده است و آلمان چنان نموده است، ولى در واقع يهود آن را انجام داده و هيچ ارتباطى به دولت بريتانيا و آلمان ندارد.
امروز آمريكا بهمين درد مبتلاست و هر كارى را كه يهود انجام مىدهند به نام ملّت آمريكا تمام مىشود، در صورتى كه ملّت آمريكا از آن مبرّا مىباشد(5).
امروز ملّت آمريكا فقط با عينكهائى كه يهود بر چشم آنها نهادهاند به دنيا مىنگرد و اين بدبختى ديگرى است كه نصيب ما مىشود.
يهود در هرگوشه و كنارى نفوذ كردهاند و حتّى كليساهاى مسيحى در آمريكا تحت نفوذ آنهاست و در حقيقت منبرهاى كليساها وسيلهاى از وسائل تبليغات يهودى مىباشد.
به عقيده من اگر كشيشها و كاردينالها به حرفهاى خود رسيدگى كنند، خواهند ديد كه 70٪ از حرفهاى آنها از افكار يهودى سرچشمه گرفته است(6).
برنامههاى اقتصادى آمريكا فقط بدست يهود اجرا مىشود.
شايد افكار عمومى مردم و سرمقالههاى روزنامههاى آمريكا، از افكار خود يهود، يهودىتر است.
اگر در دنيا مكانى وجود داشته باشد كه افكار يهودى را به مردم تزريق كند، همان كنيسههاى آمريكا است(7).
اگر يهود در اعماق كليساها دست يافتهاند، آيا ممكن است در دانشگاهها دست نداشته باشند؟
تمام دانشگاههاى آمريكا از نفوذ يهود و افكار و عقائد آنها رنج مىبرند(8).
در آمريكا دو سازمان يهودى وجود دارد يكى به نام (كهيلا نيويورك) و ديگرى به نام (كابينه يهودى آمريكا).
(كهيلا) امروز به صورت يك حكومت مستقلى در آمده است، تمام قراردادهاى او قانون حساب مىشود و شايد اين سازمان قويترين اتّحاديّههاى يهودى را تشكيل مىدهد.
علّت هجرت كردن روزافزون يهود به نيويورك، وجود همين سازمان است. (كهيلا) نسبت به يهود حكم رفم نسبت به نصارى و مكّه نسبت به مسلمانان را دارد(9).
وجود كهيلا دليل بسيار محكمى است بر عليه كسانى كه مىگويند: (يهود يك عنصر منقسم برخود و متنافرى را تشكيل مىدهد)، زيرا در اين سازمان امپرياليستها و تودهئيها و خاخامهاى يهودى چون برادر بر سر يك ميز نشسته و زير پرچم (يهوذا) براى مقاصد خود نقشه ريزى مىكنند(10).
هر فرد يهودى در آمريكا دست كم در يك سازمان مخفى اسم نويسى كرده است(11).
كهيلا نام خود را تغيير داده و نام (كنفرانس يهودى جهانى) را براى خود نهاده است و تقريبا تمام آرمانهاى خود را به تحقّق رسانده است(12).
هزاران سازمان مخفى تابع كهيلا وجود دارد.
خوب است از اين آقايان يهود كه هميشه سعى كردهاند خود را وطن پرست قلم داد كنند، سؤال كنيم: اين سازمانها براى چيست؟ و بر عليه كيست؟ و آنها چرا اينقدر تلاش مىكنند تا نيويورك را از هر عنصر مخالفى جدا سازند؟ و اگر فرض كنيم آنها وطن پرست هستند هيچ احتياجى به سازمان نخواهند داشت(13).
كهيلا درس عبرتى است كه دنيا بايد آن را به خوبى فرا گيرد تا از سرعت نفوذ يهود باخبر بوده و صورت جهانى كه به فرمان يهود حكم مىكند در نظر بياورد(14).
حزب جمهورى آمريكا دامن گرمى براى يهود بوده است و لذا هميشه اين حزب در انتخابات پيروز مىشود و در حقيقت اين حزب را همان سازمان كهيلا مىچرخاند.
تعيين رئيس جمهورى آمريكا جز به دستور يهود، بدستور و فرمان كس ديگرى نيست، ولى بيچاره ملّت آمريكا گمان مىكند كه خود آنها رئيس جمهورى را تعيين مىكنند، چنانچه رئيس جمهور پس از انتخابات با آنها كج رفتارى كند، آنقدر در باره او دزدى كشف خواهد شد! كه بالاخره يا تسليم مىشود و يا از صحنه بيرون مىرود.
|