spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
رجعت و مسائل مربوط به آن چاپ پست الكترونيكي
۰۸ خرداد ۱۳۸۵
رفتن به
رجعت و مسائل مربوط به آن
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6

شيعه و رجعت
هيچگونه ترديدي نيست كه شيعه به رجعت اعتقاد دارد و همه دانشمندان بزرگ اين مكتب ، اعتقاد به رجعت را از ويژگيهاي پيروان امامان معصوم عليهم السلام بر شمرده اند ، تا بدانجا كه پيروي مذهب تشيع و اعتقاد به رجعت متلازم يكديگر بوده و برخي از ياران و پرورش يافتگان مكتب «اهل بيت » با همين صفت معرفي شده اند ، و خرده گيران بر شيعه نيز همين اعتقاد را وسيله نكوهش ومخالفت خويش قرار داده اند . علامه مجلسي بيش از پنحاه تن از عالمان شيعه را نام مي برد كه اصل رجعت را پذيرفته و روايات مربوط به آن را در كتب خويش آورده اند . از اين گروهند :

سليم بن قيس هلالي (متوفاي سال 90 ) ، حسن بن صفار (م 290 )، علي ابن ابراهيم قمي ( استاد كليني ) ، ثقه الاسلام كليني (م 328) محمد بن مسعود عياشي ( معاصر كليني ) ، ابوعمر و كشي ( معاصر كليني )، شيخ صدوق (م 381) ، شيخ مفيد ( م 413)، سيد مرتضي ( 436 ) ابوالفتح كراجكي (م 449) ،ابوالعباس احمد بن عباس نجاشي ( م 450) ، شيخ طوسي (م 460 ) ، سيد رضي الدين بن طاووس (م 464) و ...

همومي نويسد : « اعتقاد به رجعت در تمام دوره ها مورد اجماع فرقه شيعه بوده و چون خورشيد بر تارك آسمان مي درخشد و كسي را ياري انكار آن نيست 6».

شيخ صدوق در كتاب اعتقادات مي گويد : « عقيده ما درباره رجعت اين است كه اين رويدادها قطعاً به وقوع مي پيوندد7».

شيخ مفيد نيز عقيده به رجعت را از ويژگيهاي پيروان خاندان رسالت مي داند8. سيد مرتضي معتقد به اجماع شيعه درباره رجعت است و مي گويد : «پيروان اين مذهب در اين باره كمترين اختلافي ندارند9 ».

شيخ حر عاملي مي نويسد : « فزوني نويسندگاني كه روايات مربوط به رجعت را در كتب مستقل يا غير مستقل گرد‌آورده اند ـ و تعداد آنها از هفتاد كتاب تجاوز مي كند ـ دليل بر قطعي بودن اعتقاد به رجعت از ديدگاه شيعه است10 .

شيخ طوسي در تفسير تبيان11 و امين الدين طبرسي در تفسير مجمع البيان12 و ديگر مفسران بزرگ شيعه درباره رجعت سخن گفته اند و بنا به نوشته صاحب كتاب «الايقاظ من الهجه » صحت رجعت از نظر شيعيان امري مسلم قطعي و انكار ناپذير بوده و بيشتر دانشمندان يا همه آنان اين واقعيت را پذيرفته اند13 .

شيخ صدوق دركتاب «صفات الشيعه » اعتقاد به رجعت را از مشخصات پيروان اين مكتب بر شمرده و حديثي را از امام ششم حضرت صادق در اين رابطه نقل مي نمايد14 .

بنابراين قاطعانه مي توان گفت كه اصل رجعت از ديدگاه عالمان بزرگ شيعه ، امري مسلم و قطعي بوده و با توجه به روايات بسياري كه از پيشوايان معصوم رسيده است ترديدي در تحقق رجعت بر جاي نمي ماند . علامه مجلسي كه در حديث شناسي سرآمد همه بزرگان و محدثان است و تتبع و پشتكار وي در گردآوري مجموعه گرانسنگ بحار الانوار و شرح اصول كافي به وضوح ديده مي شود ، درباره روايات رجعت مي نويسد :

«كسي كه حقانيت ائمه اطهار عليهم السلام راباور كرده است ، چگونه مي تواند درباره مساله متواتري كه از آنان نقل شده و نزديك به دويست روايت صريح در اين زمينه رسيده و بيش از چهل تن از ثقات و عالمان شيعه آنها را در كتب خود آورده اند ، شك داشته و اين عقيده را با ديده ترديد بنگرد ؟ ... راستي اگرمساله اي از اين قبيل را نتوان از متواترات دانست ، پس در كدامين موضوع مي توان ادعاي تواتر كرد15 ؟

شيخ حر عاملي نيز كه از بزرگترين محدثان قرن دهم هجري بوده و كتاب پربار «وسايل الشيعه » را در احاديث فقهي فراهم آورده است ، روايات رجعت را فزون از شمار دانسته و قائل به تواتر معنوي اخبار وارده مي باشد16 .

كوتاه سخن آنكه : شيعيان به پيروي از فرموده پيامبر گرامي و با رجوع به عترت نبوي بر اين عقيده اند كه پيش از تحقق قيامت كبري رويدادي خاص در جهان به وقوع مي پيوندد و جمعي ازمردگان به دنيا باز مي گردند . اين رويداد را «رجعت » مي گويند و گاهي از آن به «قيامت صغري» تعبير مينمايند .

ناگفته نماند كه اين سخن نه بدان معني است كه از ديدگاه عقايد شعي ،اصل رجعت در شمار اصول دين بوده وهمپايه اعتقاد به توحيد ، نبوت و معاد مي باشد . بلكه بسان بسياري از ضروريات ديني يا رويدادهاي تاريخي انكار ناپذير ، از مسلمات قطعي محسوب مي گردد .

به عنوان مثال : همه مسلمانان باور دارند كه جنگ بدر ، نخستين غزوه اي بود كه بين مسلمانان ومشركان مكه در سال دوم هجرت به وقوع پيوست . . اما قطعيت چنين حادثه اي و اعتقاد به وقوع آن در زمره اصول عقايد اسلامي به شمار نمي آيد . وبا اين همه ، كسي ازمسلمانان را نيز ياراي انكار آن نيست .

ظهورمهدي منتظر و رجعت

برخي ناآگاهانه چنين پنداشته اند كه ظهور حضرت مهدي پس از غيبت همان رجعت است ، در حاليكه چنين نيست . زيرا غيبت از نظر شيعه جز زندگي آن حضرت در اين جهان ماده به صورت يك فرد ناشناخته چيز ديگري نيست و شيعه حضرت مهدي را زنده مي داند ودر انتظار ظهور حضرتش بسر مي برد . اما رجعت به معني زنده شدن گروهي از مؤمنان و كافران و بازگشت آنان به دنياست و به هيچ روي با غيبت ارتباط ندارد . روايات رجعت در كتب شيعه موجود است و هر كس با مراجعه به آنها در مي يابد كه هيچگاه در هيچ روايتي ، قيام امام عصر را رجعت نخوانده اند و هرگز كسي آن حضرت را مرده نمي داند تا ظهورش را بتوان رجعت خواند . گذشته از اين ، اگر رجعت همان انتظار ظهور منجي باشد ، نبايد شيعه را به خاطر داشتن چنين اعتقادي نكوهش كرد ، چرا كه برخي از فرق اسلامي ـ حتي از اهل تسنن ـ نيز بر اين عقيده بوده و چشم به راه ظهور شخصيتي از نسل رسول گرامي هستند .

خلاصه آنكه : مساله رجعت و ظهور امام عصر عليه السلام دو رويداد مستقل از يكديگرند . كه يكي از آن دو ( قيام حضرت مهدي ) مورد تأئيد همه فرق اسلامي بوده ‍( اعم از اينكه متولد شده و هم اكنون زنده است و يا درآينده ديده به جهان خواهد گشود ) و ديگري ( رجعت ) كه چنين نيست و فقط شيعي مذهبان درباره آن بحث و گفتگو كرده اند . البته بر اساس روايات موجود ، بين ظهور مهدي منتظر و وقوع رجعت پيوند زماني وجود دارد ، ولي اين پيوند هرگز نشانه اتحاد و يگانگي دو مساله نمي باشد .

نكته ديگري كه از توضيح آن ناگزيريم ، اين است كه :

هرگاه ظهور پس از غيبت را رجعت بناميم . بايد در دو مورد بنابر نظر اهل تسنن به رجعت قائل شويم :

1-‌ شكي نيست كه حضرت موسي به حكم‌ آبه : « و واعدنا موسي ثلاثين ليله ...17 » مدت چهل شبانه روز از قوم خود جدا شد و دور از انظار آنان زندگي كرد، آنگاه پس از سپري شدن چهل روز به ميان قوم خود بازگشت .

2-‌ طبري و ابن سعد و ديگران چنين گزارش مي دهند : «هنگامي كه رسول خدا دعوت حق را لبيك گفت ، خليفه ثاني از جاي برخاست و فرياد بر آورد كه : چند تن از منافقان پيامبر را مرده مي پندارند . بخدا سوگند آن حضرت نمرده است ، بلكه نزد پروردگار خود رفته است همانگونه كه موسي بن عمران به آستان خدا شتافت و چهل شب از ديده مردم پنهان بود ، سپس نزد ايشان بازگشت در حاليكه مردم او را مرده مي خواندند . قسم به خدا ، رسول گرامي باز مي گردد و آنگاه دستها و پاهاي كساني را كه به حضرتش نسبت مرگ دادند ، جدا خواهد نمود18 » . البته وي پس از گفتگوئي كوتاه با ابوبگر نظر خود را پس گرفت ورحلت پيامبر را باور كرد ؛ اما اين عبارات نشان مي دهد كه ظهور پس از غيبت محال نيست .

در فرازهاي آينده به بررسي براهين عقلي و نقلي بر امكان رجعت و سازگاري آن با معارف اسلامي مي پردازيم و موارد چندي از وقوع بازگشت به دنيا در زمانهاي گذشته را مورد بررسي قرار داده دلائل تحقق آن را در زمان آينده ، ذكر مي كنيم .

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.