spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
تا نواحى مقدّس صلوات چاپ پست الكترونيكي
۰۲ بهمن ۱۳۸۲

مريم سقلاطونى

 با لحن كدام آفتاب؛
 با صداى كدام پروانه؛
 با آواز كدام سنگ؛
 با ترانه كدام باران؛
 ويرانى همواره مان را فرياد بزنيم؟
 اى دور از دسترسف نزديك!
 اى سخاوت هر روزه زمين!
 كه نماز مهربانى ات را ستاره ها، هزار مرتبه اقتدا كردند.
 و هر روز، تشنه تر از پيش، سر به كوهوار شانه هاىف آسمانى ات گذاشتند.
 چقدر اين روزهاى بى تو، كش آمده اند! چقدر طولانى شده، صداى نيامدنت!
 چقدر غليظ است هواى دلتنگى ات!
 اى مهربانى بى حدّ!
 كه روشنى بى وقفه هزار اقيانوس زير آرامش قدمهايت شناور است و داغ هزار آتشفشان ريشه داده است در چشمهاى بى نصيب مان.
 تا چند چله نشينى اين زمستانهاى بى اندازه؟!
 تا چند دوندگى اين سنگلاخهاى يكنواخت؟!
 تا چند شمارش اين ستارگان ارجمند؟!
 تا چندچشم به راهى اين كوچه هاى تودرتوى تاريك؟!
 حلقه كدام در را بكوبيم؟
 در گوش كدام جاده، زخمهايمان را بخوانيم؟
 تاريكى در خيابانها سرازير شده؛ مرگ در پستوها نعره مى زند
 و چقدر از زلال پونه و نارنج، هوا رقيق است!
 و چقدر، مرگ در لابه لاى ديوارها زانو مى زند!
 و چقدر گرسنگى، در پستوى خانه هاى حقير فراوان است!
 ... فانوسى مى خواهد اين شبهاى در خيال آمدنت
 تا ديدار تازه پنجره ها را، بر پيشانى روشن دريا بياويزد
 و چفرت تمام خوابهاى شيطانى را پاره كند
 ... بارانى تازه مى خواهد اين شوره زارهاى هميشه تا خميازه هاى كشدار علفها را رشته رشته پنبه كند
 و صبحى بنفش را در شريان آسمانها بريزد
 نسيمى رونده مى خواهد اين بى شمار اندوهانف چشمها
 تا آواز پرند هزار پرستو را در شكاف ديوارها بريزد.
     
 تا كدام مرتبه از روشنى رودها، چشمهامان را ورق بزنيم
 كه هيچ پرنده اى پرواز را مشق نمى كند
 و هيچ درختى، پاى زمزمه آبها شكوفه نمى دهد
 ... زخمى گشوده مى خواهد اين دقيقه هاى لايتناهى بيمار
 تا جرعه جرعه، شرجى نيامدنت را خالى كند بر سرف دلتنگى اين روزها
 اى سجاده نيايشت، رشته رشته در ادامه باران
 و اى آرامش آسمانى ات در نهايت شوريدگى درخت
 با همان سكوت ديگر گونه ات
 با همان سخاوت همواره ات
 با همان قدمهاى افراشته ات
 با همان نگاه صاعقه وارت
 با همان لبخند حفسن يوسفت
 با همان ايستادن روشنانه ات
 بايست!
 در مقابل دلتنگى قديمى اين خاك
 روبروى همواره اين مسموميت بى حدّ
 خالى كن!
 مهربانى ات را در سفال تنگدستى اين تاريك مخوف
 خالى كن!
 بهار تازه پيراهنت را در كنج خزانى اين دقايق اندوه
 خالى كن!
 باران بى وقفه آمدنت را در بيابانىف اين فصلهاى گرسنه
 بتكان!
 نگاه روشنت را در ذرات خستگى زمان
 بتكان!
 دامان ستاره پرورت را در ظلمت اين دقيقه هاى تنگدست
 بتكان!
 پلكهاى آفتابى ات را در سبوهاى يخ زده و گرسنه
 هواى بى تو
 تيغى نشسته در شريان رودهاى تشنه جهان است؛
 سنگى انباشته بر چشمهاى آسمانى است؛
 گردبادى جهنده در روشنى باغچه هاست.
 هواى بى تو،
 هواى خالى اندوه است؛
 هواى خالى مرگ است؛
 هواى سوزنده از طعم بى عدالتى است.
     
 اى مبهمف روشن!
 تا چند زمستان چشمهايمان را روشن نگه داريم؟!
 تا چند انگشتانه دلتنگى مان را كنار بگذاريم؟!
 تا چند از نردبان دورى ات، بالا برويم؟!
 تا چند پرنده، چشمهايمان را بگيريم زير آفتاب؟!
 تا چند ...؟!
 اى تمام چشمه هاى جهان را فراگير!
 در كدام دامنه باران خيز، خيمه افراشته اى؟
 سفره ات را پاى كدام دريا پهن كرده اى؟
 پيراهنت را بر كدام درخت مقدس آويخته اى؟
 كدام ستاره از سقف خانه ات آويزان است؟
 كدام دريا در سبويت ته نشين شده است؟
 اى گواه محكم آمدنى نزديك!
 تا از نى يخبندان پى در پى برخيزيم
 چند آفتاب را نذر آمدنت كنيم؟
 و چند نواحى مقدس را تشنه تشنه سر بكشيم؟
 اى آفتاب مرتفع مهربانى!
 سر بر ديوار شوربختى كدام كوچه بگذاريم؟
 با اين همه زمستانى كه در كوله بارمان است؛
 و با اين همه پائيزى كه در راه است؛
 و با اين همه جاده هايى كه به بن بست تكيه داده اند.
 تا جمعه آمدنت
 چند ندبه فاصله است؟
× برگرفته از نشريه اشارات (ماهنامه ادبى مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما)؛ شماره 56.

موعود شماره 40
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.