|
۰۸ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 1 از 2 خاخامهاى يهودى طى سالهاى متمادى شرحها و تفسيرهاى خود سرانه وگوناگونى بر تورات نوشتند كه همه آنها را خاخام (يوخاس) در سال1500م جمعآورى نموده و به اضافه چند كتاب ديگر كه در سالهاى230 و500م نوشته شده بود به نام (تلمود) يعنى تعليم ديانت و آداب يهود را جمع آورى كرد. اين كتاب نزد يهود بسيار مقدّس و در رديف (تورات) (عهد عتيق) قرار داد(1). براى اينكه بيشتر به خود پرستى و آرمانهاى ضدّ انسانى يهود پى ببريم خوب است چند جملهاى از اين كتاب را به دقّت مطالعه كنيم:(2).
الف ـ روز دوازده ساعت است:
در سه ساعت اوّل آن خداوند شريعت را مطالعه مىكند.
و در سه ساعت دوّم احكام صادر مىنمايد.
در سه ساعت سوّم هم جهان را روزى مىدهد.
در سه ساعت آخر روز هم با حوت دريا كه پادشاه ماهيها است به بازى مىپردازد.
هنگامى كه خداوند امر كرد (هيكل) را خراب كنند خطا كرده بود به خطاى خويش اعتراف كرده و به گريه در آمد و گفت: واى بر من كه امر كردم خانهام را خراب كنند و هيكل را بسوزانند و فرزندان مرا تاراج نمايند.
خداوند، از آن كه يهود را به چنين حالى گذاشته سخت پشيمان است و هر روز لطمه به صورت خود مىزند و زار زار گريه مىكند، گاهى از چشمانش دو قطره اشك به دريا مىچكد و آن چنان صدا مىكند كه تمام اهل جهان صداى گريه آن را مىشنوند و آبهاى دريا به تلاطم و زمين به لرزه در مىآيد.
هرگز خداوند از كارهاى ابلهانه و غضب و دروغ بركنار نيست.
ب ـ قسمتى از شياطين، از فرزندان آدم هستند، آدم زنى داشت از شياطين به نام (ليليث) كه مدّت130 سال همسر آدم بود، شياطين از نسل او متولد شدند!!
(حواء) در اين مدّت130 سال جز شيطان فرزندى نزائيد زيرا او هم همسر يكى از شياطين شده بود.
انسان مىتواند شيطان را بكشد به شرط اين كه خمير نان عيد را نيكو به عمل آورد.
ج ـ ارواح يهود، از ارواح ديگران افضل است، زيرا ارواح يهود جزء خداوند است! همچنان كه فرزند جزء پدرش مىباشد، روحهاى يهود نزد خدا عزيزتر است زيرا ارواح ديگران شيطانى و مانند ارواح حيوانات است.
نطفه غير يهودى، مثل نطفه بقيه حيوانات است!
د ـ بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمىشوند، ولى جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و جز گريه زارى چيزى عايد آنها نمىگردد زيرا زمينش از گل و بسيار تاريك و بدبو است.
پيامبرى به نام مسيح نيامده است و تا حكم اشرا يعنى (غير يهود) منقرض نشود، ظهور نخواهد كرد و هر وقت كه او بيايد زمين خمير نان و لباس پشمى مىروياند، در اين وقت است كه سلطه و پادشاهى يهود باز گشته و تمام ملّتها مسيح را خدمت خواهند كرد!
آن زمان هر يهودى، دو هزار و هشتصد برده و غلام خواهد داشت.
هـ ـ بر يهود لازم است، كه املاك ديگران را خريدارى كند تا آنها صاحب ملك نباشند و هميشه سلطه اقتصادى براى يهود باشد.
و چنانچه غير از يهودى بر يهود تسلط پيدا كند، يهود بايد بر خود گريه كند و بگويد: واى بر ما، اين چه ننگى است كه ما زير دست و جيره خوار ديگران شدهايم.
پيش از آن كه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را بدست آورند لازم است جنگ جهانى برپا و دو ثلث بشر نابود شود، در مدّت هفت سال يهود، اسلحههاى جنگ را خواهد سوزانيد و دندانهاى دشمنان بنى اسرائيل به مقدار بيست و دو ذرع كه تقريبا هزار و سيصد و بيست برابر دندانهاى عادى مىشود! از دهانشان بيرون خواهد شد.
هنگامى كه مسيح حقيقى پا به عرصه وجود گذارد، يهود آنقدر ثروتمند و مال خواهند داشت كه كليد صندوقهايشان را بر كمتر از سيصد الاغ حمل نتوان كرد!
و كشتن مسيحى از واجبات مذهبى ما است و پيمان بستن با او، يهودى را ملتزم به اداء نمىكند.
رؤساى مذهب نصرانى و هركه دشمن يهود است بايد در روز سه مرتبه او را لعن كرد.
(يسوع ناصرى) كه ادعاى پيامبرى كرده و نصارى گولش را خوردند، با مادرش مريم كه او را از مردى به نام (باندار) به زنا آورده بود، در آتش جهنم مىسوزند.
كليساهاى نصارى كه در آن سگهاى آدم نما به صدا در مىآيند به منزله زباله خانه است.
ز ـ اسرائيلى در نزد خداوند بيش از ملائكه محبوب و معتبر است. اگر غير يهودى، يك يهودى را بزند چنان است كه به عزت الهيه جسارت كرده است و جزاى چنين شخصى جز مرگ چيز ديگرى نيست و بايد او را كشت.
اگر يهود نبودند، بركت از روى زمين برداشته مىشد و آفتاب ظاهر نشده و باران نمىباريد.
همچنان كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد، يهود بر اقوام ديگر فضيلت دارند.
نطفهاى كه از غير يهودى منعقد مىشود، نطفه اسب است.
اجانب مانند سگ هستند و براى آنها عيدى نيست زيرا عيد براى اجنبى و سگ خلق نشده است.
سگ افضل از غير يهودى است، زيرا در اعياد بايد به سگ نان و گوشت داد، ولى نان دادن به اجنبى حرام است.
هيچ قرابت و خويشى بين اجانب نيست، مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتى است؟
خانههاى غير يهودى به منزله طويله است.
اجانب دشمن خدا و مثل خنزير و قتلشان مباح است.
اجانب براى خدمت كردن يهود به صورت انسان خلق شدهاند.
يسوخ مسيح كافر است زيرا از دين مرتد گشت و به عبادت بفت پرداخت و هر مسيحى كه يهودى نشود بفت پرست و دشمن خدا خواهد بود، از عدالت خارج است و انسانى كه بر غير يهود كوچكترين ترحمى روا دارد، عادل نيست.
غش و خدعه كردن با غير يهودى منع نشده است.
سلام كردن بر كفار (كسانى كه يهودى نيستند) اشكال ندارد به شرط آن كه سفرّا او را مسخره كرده باشد.
ح ـ چون يهود با عزت الهيه مساوى هستند، بنا بر اين تمام دنيا و هرچه در اوست ملك آنها مىباشد و حقّ دارند كه بر آن تسلط كامل يابند، دزدى از يهودى حرام است و از غير يهودى جايز مىباشد، چون اموال ديگران مانند رملهاى دريا است و هركس زودتر برآن دست گذاشت او مالك است.
يهود مانند زن شوهردار هستند و همچنان كه زن در منزل به استراحت مىپردازد و شوهر، خرجى او را مىدهد بىآن كه در كارهاى خارج از منزل با او شركت كند، يهود هم به استراحت پرداخته و ديگران بايد آنها را روزى بدهند.
|