|
چند سوال در مورد مباحث امامت و غيبت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) |
|
|
|
۰۸ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 5 از 6
سوال 12 : آيا در دوران غيبت كبري مي توان با امام زمان اروحنا فداه ديدار كرد ؟ اگر پاسخ مثبت است ، چگونه بامضمون توقيع آن حضرت سازش دارد كه در آن به آخرين نايب خاص خود علي بن محمد سمري فرموده است : «كسي كه پيش از خروج سفياني و صحيه ي آسماني ادعاي ديدار كند دروغ گو و افترا زننده است ؟»
جواب : بي ترديد در دوران غيبت كبري امكان ديدار وجود دارد و بهترين دليل آن وقوع و تحقق آن در طول تاريخ غيبت كبري است . نوشته هاي محدثان ، از كهن ترين كتب تا به امروز ، همگي از نقل وقايعي مملو است كه در روزگاران غيبت صغري و كبري به وقوع پيوسته است و بسيار كسان با امام خود ديدار كرده اند.
نكته ي گفتني اين است كه آيا اين ديدارها به خواست و اراده ي ديدار كنندگان به وقوع مي پيوندد يا به اراده و اذن خود امام عليه السلام ؟
تجربه نشان مي دهد و جمله ي توقيع آن حضرت به علي بن محمد سمري دلالت مي كند كه ديدارها به اراده و اذن و خواست خود حضرت مهدي عليه السلام است ، نه به خواست مردم مشتاق. يكي از معاني غيبت صغري و كبري نيز همين است . آنچه در توقيع امام عليه السلام نفي شده است ديدار دو طرفه با خواست ديدار كننده است (تا باب ادعاي نيابت و ... بسته شود)
در توقيع، اين جمله ي « فلا ظهور الا بعد اذن الله » وجود دارد كه نشان ميدهد ظهور نخواهد بود مگر اين كه خداوند اذن دهد. چنين مشاهده اي منتفي است و الا الطاف و احسان بي پايان مستقيم و حضوري و غير حضوري آن حضرت به انسان ها عموما و شيعيان خصوصا هرگز مورد ترديد نيست.
در پايان ـ در تاييد اين كه حضرت مهدي عليه السلام همواره نسبت به شيعه لطف دارند و گاه گاهي تجلي مي كنند ـ جمله اي از توقيع آن حضرت به شيخ مفيد مي آوريم.:
« اخبار شما نزدماست . از ناراحتي ها ي شما آگاه ايم و در رعايت حال شما بي اعتنايي نمي كنيم. ياد شمارا فراموش نمي كنيم و الا زندگي سختي پيدا مي كنيد و دشمنان شما را به نابودي مي كشند. »31
رعايت وياد و وصول اخبار بسيار،همواره با احسان ولطف حضور بوده است . در يك تحقيق اجمالي مي بينيم كه پاك ترين و مطمئن ترين كسان در طول تاريخ توانسته اند به ديدار آن سرور بار يابند، به گونه اي كه جاي ترديدي باقي نمي ماند ، مانند سيد بحر العلوم، علامه ي حلي ،مقدس اردبيلي ، و بسياري ديگر .
در اين باره ، مراجعه كنيد به كتاب مهر محبوب ، صص 31 ـ 49 . و براي ديدارها ، نگاه كنيد به كتاب :
ـ نجم ثاقب ، باب هفتم .
ـ صبح اميد : 101 ـ 115 (بخش جلوه ها)
ـ جثه الماوي
ـ روزانه اي به خورشيد .
ـ ترجمه ي اثبات الهداه 7 : 270 به بعد (باب 33)
ـ منتهي الامال عليه السلام : 804 ـ 805
سوال 13 : فايده امام غايب چيست ؟ اگر امام پيشواي مردم است بايد ظاهر باشد ، بر وجود امام ناپيدا چه فايده اي مترتب است ؟ امامي كه صدها سال غايب است نه دين را ترويج مي كند ونه مشكلات جامعه را حل مي نمايد و نه پاسخ مخالفان را مي دهد ونه امر به معروف ونهي از منكر مي كند و نه از مظلومي حمايت ميكند ونه حدود و احكام الهي را جاري مي سازد و ... وجود چنين امامي چه سودي دارد ؟ پاسخ : ظاهراً اين اشكال از زبان كساني مطرح مي شود كه درواقع نه امام را شناخته اند و نه به معناي حقيقي امامت پي برده اند و امام را مانند رهبري عادي كه كارش مسأله گويي و حداكثر اجراي حدود احكام است مي دانند ، در حالي كه مقام امامت و ولايت به مراتب ازاين مقامات ظاهري شامختر و والاتر است . ما اينك در حد اين نوشتار به برخي فوايد وجود امام غايب اشاره مي كنيم ، زيرا فوايد وجودي امام منحصر به چيزهايي كه شما در پرسش برشمرديد نيست ، بلكه فوايد باطني وجود امام به مراتب عظيم تر از فوايد ظاهري آن است :
1- طبق احاديث وارده در موضوع امامت و براهيني كه در كتب دانشوران اقامه شده ، وجود مقدس امام هدف اصلي نظام خلقت و غايت نوع و فرد كامل انسانيت و رابطه بين عالم مادي و عالم ربوبي است ، اگر امام روي زمين نباشد ، نوع انسان منقرض خواهد شد ، اگر امام نباشد خدا به حد كامل شناخته و عبادت نمي شود ، اگر امام نباشد ، رابطه بين عالم مادي و دستگاه آفرينش منقطع مي شود ، اشراقات وافاضات عوالم غيبي ، اولاً، بر آينه پاك قلب امام ، سپس به وسيله او بر دلهاي سايرافراد نازل مي شود . امام قلب عالم وجود و رهبر و مربي نوع انسان است . بديهي است كه حضور و غيبت او درترتب اين آثار تفاوتي ندارد . آيا باز هم مي توان گفت امام غايب چه نفعي دارد ؟
امام سجاد مي فرمايد : ما پيشواي مسلمين و حجت بر اهل عالم و سادات مؤمنان و رهبر نيكان و صاحب اختيار مسلمين هستيم ،ما امان اهل زمين هستيم ، چنانكه ستارگان امان اهل آسمانند ، به واسطه ما باران رحمت حق نازل وبركات زمين خارج مي شود ، اگر ما روي زمين نبوديم ، زمين اهلش را فرو مي برد ، آنگاه فرمود : از روزي كه خدا آدم را آفريده تا حال هيچ گاه زمين خالي از حجت نبوده است ، ولي آن حجت گاهي ظاهر و مشهور و گاهي غايب ومستور بوده است و تا قيامت نيز از حجت خالي نخواهد شد و اگر امام نباشد خدا پرستش نمي شود .
راوي مي گويد ، گفتم : مردم چگونه از وجود امام غايب متنفع مي شوند ؟ فرمود : همانطور كه از خورشيد پشت ابر بهره مي برند .»32
علي (عليه السلام) نيز در آن كلام نورانيش فرمود : « اللهم بلي لا تخلو الارض من قائم لله بحجه اما ظاهراً مشهوراً او خائفاً لئلا تبطل حجج الله و بيناته ؛»33
آري ، هيچ گاه صفحه روي زمين ، از قيام كننده با حجت ودليل خالي نمي ماند ، خواه ظاهر و آشكار باشد يا مخفي و پنهان تا دلايل و اسناد روشن الهي ضايع نگردد و به فراموشي نگرايد ( و مسخ و تحريف نشود ).
براي آگاهي بيشتر به فايده وجودي امام به دعاي شريف زيارت جامعه مراجعه كنيد ، كه اساس آفرينش به وجود امام بستگي دارد و اثر بخشي همه موجودات عالم به طفيل وجود امام است ، خواه امام ظاهر باشد خواه غايب اما فوايدي كه شما در سئوال مطرح كرده ايد و گفته ايد كه مردم از آن محرومند . بايد ديد علت و سبب محروميت چيست و كيست ؟ آيا از طرف پروردگار منع فيضي شده و يا از جانب امام عصر امساك عنايتي شده است؟ قطعاً اين چنين نيست ، بلكه تقصير و كوتاهي از جانب خود افراد بشر است . اگر آنان موانع ظهور را برطرف سازند و اسباب ومقدمات حكومت حضرت مهدي را فراهم سازند و افكار جهانيان را آماده و مساعد مي كردند ، قطعاً امام زمان ظاهرمي شد و جامعه انسانيت از فوايد و جوديش بهره مند مي گرديد .
2- ايمان به مهدي غايب و انتظار فرج و ظهور امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) مايه اميدواري و آرامش بخش دلهاي مسلمين است . اين اميدواري يكي از بزرگترين اسباب موفقيت و پيشرفت و هدف است ، هر گروهي كه روح يأس و نا اميدي خانه دلشان را تاريك كرده باشد و چراغ اميد و آرزو در آن نتابد ، هرگز روي موفقيت را نخواهد ديد .
آري ؟ اوضاع آشفته و اسف بار جهان و سيل بنيان كن ماديت وكسادي بازار علوم و معارف و محروميت روز افزون طبقه ضعيف و توسعه فنون استعمار و جنگهاي سرد و گرم و مسابقه تسليحاتي شرق و غرب ، روشنفكران و خير خواهان بشر را مضطرب كرده است ، به طوري كه ممكن است گاهي در اصل قابليت اصلاح بشر ترديد كنند .
تنها روزنه اميدي كه براي بشر مفتوح است و يگانه برق اميدي كه در اين جهان تاريك سوسو مي زند ، همان انتظار فرج و فرا رسيدن عصر درخشان حكومت توحيد و نفوذ قوانين الهي است . انتظار فرج است كه قلبهاي مأيوس و لرزان را آرامش بخشيده . مرهم دلهاي زخم دار طبقه محروم مي شود . نويدهاي مسرت بخش حكومت توحيد است كه عقايد مؤمنان را نگهداري كرده ودردين پايدارشان مي سازد ، ايمان به غلبه حق است كه خيرخواهان بشر را به فعاليت و كوشش وادار كرده است ، استمداد از آن نيروي غيبي است كه انسانيت را از سقوط در وادي هولناك يأس ونا اميدي نجات مي دهد و در شاه راه روشن اميد و آرزو وارد مي كند . پيامبر اسلام (صل الله عليه و اله) به وسيله طرح حكومت جهاني توحيد و تعيين و معرفي رهبر اصلاحات جهاني ، ديو يأس و نا اميدي را از جهان اسلام رانده است .
خلاصه آنكه ايمان به مهدي موعود آينده روشن و فرح بخشي را براي شيعيان مجسم كرده به اميد آن روز دلخوشند ، روح يأس و شكست را از آنان سلب كرده به كار و كوشش در راه هدف و تهذيب اخلاق و علاقه به معارف وادارشان كرده است .34
3-در احاديث وارده ، مكرر حضرت مهدي (عليه السلام) در عصر غيبت به آفتاب در پس ابر تشبيه شده و گفته شده ، همچنان كه آفتاب پشت ابر براي موجودات عالم مفيد است ، امام در پرده غيبت نيز وجود نافع ومفيد است ، چنانكه رسول خدا (صل الله عليه و اله) پس از سئوال اينكه چه فايده اي بر وجود امام غايب مترتب است ، فرمود : « اي والذي بعثني بالنبوه انهم ينتفعون بنور و لايته في غيبته كانتفاع الناس بالشمس و ان جللها السحاب ؛» «آري سوگند به خدايي كه مرا به نبوت برگزيده ، مردم از نور رهبري او در دوران غيبتش بهره مي گيرند ، همانطور كه از خورشيد به هنگام قرار گرفتن پشت ابرها بهره مند مي شوند .»
براي فهم اين تشبيه ، نخست بايد نقش خورشيد را بطور كلي و به هنگامي كه چهره تابناكش پشت ابرها پنهان مي شود دريابيم ، سپس به رمز اين تشبيه پي ببريم
خورشيد داراي دو نوع نور افشاني است : نور افشاني آشكار و نور افشاني مخفي . و يا به تعبير ديگر ، نور افشاني مستقيم و نورافشاني غير مستقيم .
در تابش غير مستقيم ، ابرها ، همانند يك شيشه مات ، نور مستقيم خورشيد را گرفته و پخش مي كنند و نور آفتاب به خوبي ديده نمي شود ، اما در تابش مستقيم و آشكار اشعه آفتاب به خوبي ديده مي شود ، هر چند قشر ضخيم هوا كه اطراف كره زمين را پوشانيده ، همانند يك شيشه ضخيم كار مي كند ، شيشه اي كه هم از شدت تابش آفتاب مي كاهد و آن را قابل تحمل مي سازد و هم نور آفتاب را تصفيه مي كند و شعاعهاي مرگبارش را خنثي و بي اثر مي سازد ، ولي به هر حال مانع از تابش مستقيم آفتاب نيست .
به هر حال ، نور و حرارتي كه از خورشيد به هر سو پخش مي شود ، تنها انرژي خلاق موتورهاي زندگي در گياهان و حيوانات و انسان است و سرانجام ، اگر نور خورشيد نباشد ، حيات از كره زمين رخت بر مي بندد ، چرا كه رشد و نمو موجودات زنده ، تغذيه و توليد مثل آنها ، حس و حركت و جنبش ، آبياري زمينهاي مرده ، غرش امواج درياها ، وزش حيات بخش بادها . ريزش دانه هاي زندگي آفرين باران و برف ، نغمه هاي مرغان ، زيبايي خيره كننده گلها ، گردش خون درعروق انسان و تپش قلبها ، عبور برق آساي انديشه از لابلاي پرده هاي مغزو سرانجام ، لبخند شيريني كه بر لب گلبرگ ، مانند يك كودك شير خوار نقش مي بندد، همه وهمه به طور مستقيم يا غير مستقيم به نور آفتاب بستگي دارد ، بدون آن . همه اينها به خاموشي خواهد گراييد و اين موضوع با كمي دقت قابل فهم براي هر انديشوري است .
اينك سئوال اين است كه آيا اين بركات و آثار زندگي بخش مخصوص زماني است كه نور به طور مستقيم مي تابد ؟ پاسخ اين سئوال روشن است كه منفي است ، زيرا بسياري از اين آثار در نور مات خورشيد از پشت ابرها نيز وجود دارد .
بنابراين ، تابش خورشيد از پشت پرده ابرها قسمت مهمي از بركات خود را در بر دارد و تنها برخي آثار است كه ثمره تابش مستقيم آفتاب است . نتيجه اينكه هر چند پرده هاي ابر برخي آثار آفتاب را مي گيرد ، ولي قسمت مهمي از آن همچنان باقي مي ماند .
اين بود شمه اي از حا مشبه به ؛ يعني آفتاب ، اما وضع «مشبه» يعني وجود حضرت بقيه الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه) در حال غيبت از اين قرار است :
اشعه معنوي نامرئي وجود امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) به هنگامي كه در پشت ابرهاي غيبت نهان است داراي آثار گوناگون و قابل ملاحظه اي است كه علي رغم تعطيل مسأله تعليم و تربيت و رهبري مستقيم (كه درسئوال مطرح شده بود ) آثار وجودي او را آشكار مي سازد كه به بعضيها در اينجا اشاره شده و قسمتي هم در كتب مفصله بيان شدند .
بنابراين ، كسي نمي تواند فوايد وجودي امام را در حال غيبت انكار نمايد ، بلكه او همانند آفتاب پشت ابر براي موجودات نافع و مفيد است .(برگرفته از کتاب مهدی انقلابی بزرگ، ص 251)
|