|
چند سوال در مورد مباحث امامت و غيبت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) |
|
|
|
۰۸ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 3 از 6
سوال 3 : اگر امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) در بين مردم ظاهر مي شد چه محذوري پيش مي آمد؟ پاسخ : ممكن است اين چنين بنظر آيد كه اگر حضرت در بين مردم بود، از وجودش استفاده مي كردند و او نيز در موقع مناسب قيام مي كرد بهتر بود.ولي مساله اين چنين نيست ، زيرا پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليه السلام كرارا به مردم گوشزد كرده بودند كه دستگاه ظلم و ستم به دست مهدي موعود برچيده مي شود و كاخهاي بيدادگري را واژگون خواهد كرد. از اين جهت وجود مقدس امام همواره مورد توجه دو دسته از مردم واقع مي شد :
دسته اول :مظلومين و ستم ديدگان كه متاسفانه هميشه عده آنها زياد بوده و هست. آنان به قصد تظلم و اميد حمايت دور وجود امام اجتماع كرده و تقاضاي نهضت و دفاع مي كردندو هميشه گروه كثيري اطرافش رااحاطه كرده وانقلاب و غوغايي بر پا بود.
دسته دوم : زورگويان و ستمكاران خون خواري هستند كه بر ملت محروم تسلط يافته و در راه رسيدن به منافع شخصي و حفظ مقام خويش از هيچ عملي پروا ندارند و حاضرند تمام ملت را فداي مقام خود كنند. اين گروه چون وجود امام زمان عليه السلام را سد راه منافع و مقاصد خويش ، تشخيص مي دادند و رياست و فرمانروايي خويش را در خطر مي ديدند ناچار بودند وجودمقدس آن حضرت را از ميان بر دارند و خودشان را از اين خطر بزرگ برهانند. در اين تصميم اساسي كه حياتشان بدان بسته بود با هم متحد شده و تا ريشه عدالت و دادخواهي را قطع نمي كردند هرگز از پاي نمي نشستند.24
سوال 4 : چرا امام از شهادت مي ترسد ؟در واقع سوال اين است كه اگر امام در بين مردم ظاهر بود و در راه اصلاح جامعه و ترويج دين و دفاع از مظلومان كشته مي شد، چه مانعي داشت ؟ مگر خون او از خون پدران و جدش عزيزتر است؟ و اصلا چرا بايد از مر گ بترسد ؟ در پاسخ چنين سوالي بايد گفت كه امام غايب هرگز از كشته شدن در راه دين هراسي نداشته و ندارد ، چرا كه سرانجام به شهادت خواهد رسيد،لكن در عين حال، كشته شدن او به صلاح جامعه و دين نيست، زيرا هر يك از پدرانش كه از دنيا رحلت مي كردند، امام ديگري جانشينش مي شد، اما اگر امام زمان كشته شود جانشيني ندارد و زمين از حجت خالي مي شود و عدم وجود حجت مساوي با فنا و نابودي انسان و نسل بشر است. به علاوه مقدر شده است كه در اين عالم سرانجام حق بر باطل پيروز شود وبه واسطه امام عصر عليه السلام دنيا به كام حق پرستان درآيد.
سوال 5 : آيا خدا قدرت حفظ امام را ندارد ونمي تواند او را از شر دشمنان حفظ كند ؟ در پاسخ بايد گفت كه چرا دارد، با اينكه قدرت خدا نامحدود است ، لكن كارها را بر طبق اسباب و علل و از مجراي عادي انجام مي دهد. بنا نيست براي حفظ وجود انبياء وائمه و وجود امام زمان عليه السلام و ترويج دين از روش عمومي اسباب و علل دست بردارد و خلاف جريان عادي عمل كندو گرنه دنيا دار تكليف و امتحان نخواهد بود.
سوال 6 : اگر امام ظاهر بود آيا ممكن نبود كه ستمگران تسليم او شده و با او بيعت كنند.؟ اصل سوال اين است كه اگر امام ظاهر بود، چون كفار و ستمگران به او دسترسي داشته و سخنانش راگوش مي كردند ، شايد نه تنها درصدد قتلش بر نمي آمدند ، بلكه تسليم او مي شدند وبه او ايمان مي آوردند و از رفتار بدشان دست بر ميداشتند ؟
همه مي دانيم كه همه افراد در مقابل حق و عدالت تسليم نمي شوند. بلكه از آغاز عالم تا حال ، هميشه گروهي در بين بشر وجود داشته اند كه دشمن حق و درستي بوده و براي پايمال كردن آن با تمام قوا كوشيده اند. مگر پيامبران و ائمه اطهار عليه السلام حق نمي گفتند ؟ مگر سخنان حق و معجزاتشان در دسترس ستمكاران نبود؟ با وجود اين در نابود كردن آنان و خاموش نمودن چراغ هدايت از هيچ عملي فرو گذار نكردند. صاحب الامر عليه السلام نيز اگر غايب نمي بود، قطعا به سرنوشت آنان گرفتار مي شود و آن غلبه حق بر باطلي كه مقدر شده بود،انجام نمي گرفت و الان كه حضرت غايب است تاز ماني كه آمادگي پذيرش اودر جوامع بشري حاصل نشود اوظاهر نخواهد شد.
سوال 7 : اگر امام ظاهر بود و با ستمگران پيمان عدم تعرض مي بست چه مي شد ؟ پاسخ : كساني كه با مهدويت در اسلام آشنايي دارند، مي دانند كه برنامه مهدي موعود عليه السلام با ساير ائمه اطهار عليه السلام تفاوت دارد. ائمه مامور بودند كه در ترويج و انذار و امر به معروف و نهي از منكر تا سر حد امكان كوشش كنند.ولي مامور به جنگ نبودند، لكن از اول بنا بود كه سيره و رفتار مهدي دادگستر بر خلاف آنان باشد و در مقابل باطل وستم سكوت نكند و با جنگ و جهاد ، جور و ستم و بي ديني را ريشه كن كند و ستمگران را از كاخ خودسري سرنگون سازد . اصلا اين گونه رفتار از علائم و خصايص مهدي شمرده مي شود.
به هر امامي كه گفته مي شد : چرا در مقابل ستمكاران قيام نمي كني ؟ جواب مي داد : اين كار به عهده مهدي ماست. به بعضي از امامان اظهار مي شد : آيا تو مهدي هستي ؟ جواب ميداد، مهدي با شمشير جنگ مي كند و در مقابل ستم ايستادگي مي نمايد، ولي من چنين نيستم و توانايي آن را هم ندارم . به بعضي هم عرض مي شد آيا تو قائم هستي ؟ پاسخ داد : من قائم به حق هستم، لكن قائم معهودي كه زمين را از كفر وستم پاك مي كند، غير من است. هنگامي كه از اوضاع آشفته جهان و ديكتاتوري ظالمان و محروميت مومنان شكايت مي شد . مي فرمودند : قيام مهدي مسلم است در آن وقت اوضاع جهان اصلاح و از ستمكاران انتقام گرفته خواهد شد. وقتي از كمي عدد مومنان و كثرت كفار و قدرت آنان سخن به ميان مي آمد، ائمه عليه السلام شيعيان را دلداري مي دادندو مي فرمودند : حكومت آل محمد (صل الله عليه و اله) حتمي است و پيروزي و غلبه با حق پرستي خواهد بود. صبر كنيد ودر انتظار فرج آل محمد باشيد ودعا كنيد. مومنان و شيعيان نيز با اين نويدها دلخوش بودند و هر گونه رنج و محروميتي را بر خودهموار مي كردند.
با توجه به اين نويدها و خبرها از شما مي خواهيم كه بيان كنيد آيا با اين همه انتظاراتي كه مومنان بلكه بشريت از مهدي موعود داشتند، اين امكان وجود داشت آن جناب با ستمكاران سازش كرده و پيمان مودت و دوستي ببندد ؟ اگر چنين عملي انجام مي گرفت ،آيا ياس و نوميدي بر مومنان چيره نمي شد و آن حضرت را متهم نمي كردند كه با ستمكاران سازش كرده و قصد اصلاح ندارد ؟!
علاوه بر اين ، اگر با ستمكاران قرارداد دوستي و عدم تعرض امضا مي كرد، ناچار بود كه به عهد و پيمان خويش وفادار باشد و در نتيجه ، هيچ وقت اقدام به جنگ نكند، زيرا اسلام عهد و پيمان را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است.25
به همين دليل در احاديث ، فلسفه مخفي بودن ولادت حضرت و اسرار غيبت او اين جهت بيان شد كه حضرت ناچار نشود با ستمكاران بيعت كند تا هر وقت خواست نهضت كند، بيعت كسي در گردن او نباشد. از باب نمونه ، حضرت صادق عليه السلام فرمود: ولادت صاحب الامر مخفي مي شود تا اينكه وقتي ظاهر گشت پيمان هيچ كس در گردنش نباشد. خدا كارش را در يك شب اصلاح مي كند.26
علاوه برهمه اينها،ستمكاران و زمامداران خودخواه،چون رياست و منافع خودشان را در خطر ميديدند، بااين پيمان ها مطمئن نمي شدند و چاره نهايي را در قتلش تشخيص مي دادند وزمين را بي حجت و امام مي گردانيدند.27
|