spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
مهدويت و فرقه‌هاي انحرافي ( فرقه‌ي شيخيه) -2 چاپ پست الكترونيكي
۰۸ خرداد ۱۳۸۵
رفتن به
مهدويت و فرقه‌هاي انحرافي ( فرقه‌ي شيخيه) -2
صفحه 2
صفحه 3

و آن برزخي كه قبل از نشاه دنيوي از مراتب تنزلات او است و او ار نسبت با نشاه دنيا اولويت است و آن برزخي است كه بعد از نشاه دنيويه است , از مراتب معارج است و او را نسبت به نشاه دنيوي آخريت است ... و معناي دوم آنكه شهر جابلقا مرتبه الهيه – كه مجمع البحرين وجوب و امكان است – باشد كه صور اعيان جميع اشيا از مراتب كليه و جزويه و لطايف و كثايف و اعمال و افعال و حركات و سكنات در او است و محيط است " بما كان و ما يكون " در مشرق است ؛ زيرا كه در يلي مرتبه ذات است و فاصله بينهما نيست , و شموس و اقمار و نجوم اسما و صفات و اعيان از مشرق ذات طلوع نموده و تابان گشته اند و شهر جابلسا نشاه انساني است كه مجلاي جميع حقايق اسماي الهيه و حقايق كونيه است . هرچه از مشرق ذات طلوع كرده در مغرب تعين انساني غروب نموده و در صورت او مخفي گشته است . 15

با توجه به آنچه گذشت , روشن مي شود كه مراد از عالم " هور قليايي" , همان عالم مثال است و چون " عالم مثال " بر دوقسم اول و آخر است , گفته اند : اين عالم داراي دو شهر جابلقا و جابرسا است . عالم مثال يا خيال منفصل يا برزخ بين عالم عقول و عالم ماده , چيزي است كه عارفان و فيلسوفان اشراق به آن معتقدند و فلاسفه مشا ء آنرا نپذيرفته اند .

اشراقيان , عالم عقول مجرده را " انوار قاهره " گويند , و عالم مثال را " انوار مدبره " مي نامند , و عالم اجسام و ماديات را " برزخ " , " ظلمت " يا"ميت " مي نامند .

عالم مثال داراي دو مرحله است :

اول مثال در قوس نزول كه بين غيب مطلق و شهادت مطلق قرار دارد . اين عالم را برزخ قبل از دنيا مي نامند و بوسيله قائده امكان اشرف اثبات مي گردد . اين مثال را " جابلقا " مي گويند .

دوم مثال در قوس صعود است كه بين دنيا و آخرت قرار دارد " كما بدافكم تعودون" و پس از افول و غروب نفس ناطقه از اين بدن ظلماني , نفس وارد عالم برزخ شده و از آنجا به قيامت كبري مي رود . اين مثال را " جابرسا" مي گويند .16

در برزخ اول , صورتهائي كه وجود دارند , با قلم اول تعيين شده " السعيد سعيد في بطن امه " مي باشند . اين صور تقديرات و مقدراتي است كه " قلم اين جا برسيد سر بشكست " . در برزخ دوم صورتهائي كه وجود دارند , صور اعمال و نتايج اخلاق و افعال انساني است .

صورتهائي كه در برزخ اول وجود دارند , از غيب به شهادت مي رسند و صورتهائي كه در برزخ دوم هستند , از شهادت به غيب و از دنيا به آخرت رفته و تنها در قيامت كبري ظهور و بروز مي يابند .

مكاشفات عارفان نيز به برزخ اول تعلق مي گيرد؛ نه به برزخ دوم . و لذا خواجه عبدالله مي گويد : " مردم از روز آخر مي ترسند و من از روز اول " .

اما احتمال آنكه مراد از " جابلقا" عالم اعيان ثابته و محل صور مرتسمه در ذات و مجمع البحرين وجوب و امكان باشد و جابلسا به معناي حضرت كون جامع " انسان " باشد , بسياربعيد است و با احكامي كه درباره ابن دو شهر گفته شده , سازگاري ندارد .



ديدگاه شيخيه درباره حيات حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه)
اكنون كه مراد به مقصود از " عالم هور قليا " روشن گرديد , به نقل و بررسي ديدگاه شيخيه در مورد كيفيت حيات و بقاي حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه) مي پردازيم :

شيخ احمد احسائي , امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) را زنده و در عالم هور قليا مي داند . وي مي گويد : " هور قليا ملك آخر است كه داراي دو شهر جابرسا- كه در مغرب قرار دارد – و جابلقا – كه در مشرق قرار دارد – مي باشد . پس حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) در دنيا در عالم مثال نيست ؛ اما تصرفش به گونه ايست كه بصورت هيكل عنصري مي باشد و با مثالش در مثال , و با جسدش در اجساد , و با جسمش در اجسام و با نفس خود در نفوس, و با روحش در ارواح است "17

امام زمانu، هنگام غيبت در عالم هور قليا است و هرگاه بخواهد به «اقاليم سبعه» تشريف بياورد، صورتي از صورت‌هاي اهل اين اقاليم را مي‌پوشد و كسي او را نمي‌شناسد. جسم و زمان و مكان ايشان لطيف‌تر از عالم اجسام بوده و از عالم مثال است. 18

او در جواب ملا محمد حسين اناري ـ از لفظ هورقليا سؤال كرده بود ـ گفت: «هور قليا به معناي ملك ديگر است كه حدّ وسط بين عالم دنيا و ملكوت بوده و در اقليم هشتم قرار دارد و داراي افلاك و كواكبي مخصوص به خود است كه به آنها جابلقا و جابرصا مي‌گويند». 19

سيد كاظم رشتي، مهم‌ترين شاگرد شيخ احمد نيز گفته است: «جابلقا و جابرسا در سفر اول ـ كه سفر از خلق به حق است ـ قرار دارد. اين سفر (بلكه اين شهر)، داراي محله‌هاي متعددي است كه محله‌ي نوزدهم آن «حظيرة القدس» و محل پرندگان سبز و صور مثاليه است. جابلقا و جابرسا دو محلّه از اين شهر مي‌باشند كه هر كدام از آنها داراي هفتاد هزار درب است و در كنار هر دري هفتاد هزار امت وجود دارد كه به هفتاد هزار زبان با يكديگر صحبت مي‌كنند و هر زباني با زبان ديگر هيچ مشابهتي ندارد». 20

شيخيه معتقدند ما بايد بين جسم و جسد فرق بگذاريم؛ اما جسم بر چهار قسم است:

1. جسم عنصري معروف؛
2. جسم فلكي افلاك؛
3. جسم برزخي كه ماده ندارد؛ اما طول و عرض و عمق دارد. اين جسم، جسم مثالي و هورقليايي است كه حضرت مهديu به نظر آنان با اين جسم زندگي مي‌كند؛
4. جسم مجرد مفارق.

در عبارت بالا اشكال واضحي وجود دارد و آن اين كه مجرد مفارق، جسم ندارد و جمع كردن بين «جسم مجرد مفارق» اجتماع نقيضين است، و اين همان انديشه نادرستي است كه برخي از اخباريان و محدثان شيعه نيز تمام ماسوي الله را مادي مي‌دانند. براي رهايي از اين اشكال، «حاج محمد كريم خان كرماني»، به اصلاح عقيده خود دست زده و با حذف قسم چهارم گفته است؛

«نزد ما جسم و جسد بر سه قسم است:

1. جسد اول كه جسد دنيايي است و از عناصر مادون فلك قمر تشكيل شده است؛
2. جسد دوم كه مركب از عناصر هور قليايي است و در اقليم هشتم قرار دارد و به صورت مستدير در قبر باقي مي‌ماند؛
3. جسد سوم كه مركب از عناصر اخروي است و عناصر آن در غيب عناصر جسد دوم است؛
4. جسم اول كه روح بخاري است و مثل افلاك لطيف است؛
5. جسم دوم كه روح حيواني است و از عالم افلاك و هورقليايي است؛
6. جسم سوم كه روح حيواني فلكي اخروي است». 9

و در جاي ديگر گفته است:

«هر انساني داراي دو جسد و دو جسم است: جسد اول از عناصر اربعه تشكيل شده و ساير موجودات مادي نيز آن را دارند. اين عناصر مادي، مانند لباس براي انسان است كه مي‌توان آن را از تن درآورد. اين جسد چون لذت، درد، طاعت و معصيت ندارد، پس از مرگ متلاشي شده و در قبر باقي مي‌ماند.

جسد دوم در غيب اول و از عالم هورقليايي است كه به صورت «طينت مستديره» در قبر باقي مي‌ماند كه جسد دوم است و از اعراض پاك مي‌گردد و در قيامت روح به اين جسد بر مي‌گردد: نه به جسد اول، جسد اخروي فساد و خراب شدن ندارد، بر خلاف جسد دنيوي. مرگ مربوط به اين بدن است نه آن بدن.

جسم اول صورت برزخي است كه بر نمي‌گردد و مانند چرك لباس است كه جسم اول، وقتي به اين دنيا نزول پيدا مي‌كند، متحد با اين بدن مي‌شود.

جسم دوم يا جسم اصلي حامل نفس است و در واقع جسم اول عرض بر جسم دوم است و آنچه در قيامت مي‌آيد، جسد دوم و جسم دوم است.» 22


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.