|
جهان امروز و پیشگویی های آخر الزمان |
|
|
|
۰۸ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 3 از 3 گوئيا واقعهاى تماميت فرهنگ و تمدن غربى را به خطر انداخته كه آنان بدون ملاحظه خط مشى سازمانهاى به اصطلاح جهانى، و به قيمت از دست رفتن تماميت حيثيت غرب (به دليل اتكاء به مشى دمكراتيك در مناسبات سياسى و فرهنگى) و بروز انزجار جهانى با سرعت تمام، گام در ميدان خطرناك جنگ در بينالنهرين و بابل (عراق امروزى) نهادهاند. در تمامى فيلمهاى سينمايى ساخته شده براساس اخبار آخرالزمان، آمريكا به عنوان ناجى تمدن جهانى معرفى مىشود. چنانكه در فيلم »روز استقلال« وقتى سفينهاى بزرگ جهان را تهديد مىكند اولين بار اين سفينه در عراق ديده مىشود و پس از آن آمريكا به مدد تكنولوژى فوق مدرن خود، جهان را از مهلكهاى بزرگ نجات مىدهد. همين مضمون در شكلى ديگر در فيلم »آرماگدون« تكرار مىشود، اما اينبار مهندسان و كارگران نفتى آمريكايى هستند كه با همراهى رئيس جمهور آمريكا، جهان را از بلايى بزرگ مىرهانند و عالم را دعاگوى خود مىسازند. انتشار كتابها و مقالاتى با مضامين ياد شده و، ساخت دهها فيلم سينمايى چون: آرماگدون، روز استقلال، طالع نحس، نوسترآداموس، ترميناتور و...، ايجاد صدها پايگاه اطلاعرسانى مستقل و وابسته، طرح مباحثى چون »عدالت بىپايان«، »جنگ صليبى دوم« از زبان رئيس جمهور آمريكا، ارائه نظرياتى مشخص درباره »پايان تاريخ«، »جنگ تمدنها« و مرتبط دانستن هر واقعه كوچك و بزرگى در جهان با مسلمين و به ويژه شيعيان ايران حكايت از آگاهى و اطلاع كامل مراكز اصلى تدبيرگر غربى از اين اخبار مىكند. در واقع غرب متذكر اين نكته است كه »تاريخ غرب« به سر آمده و دير يا زود ناگزير به قبول مرگ فرهنگ و تمدن استكبارى خود است. چه، به صدا درآمدن زنگ رهايى به نام دين، خدا، معنا و معنويت تماميت اين فرهنگ و تمدن را در چالشى سخت به خطر افكنده است. اينهمه مراكز مطالعاتى و استراتژيك غربى و بويژه يهوديان صهيونيست را بيش از مسلمين متوجه جايگاه و نقش مسلمين و سرزمينهاى اسلامى در تاريخ آينده اضمحلال يهوديت صهيونيستى ساخته است. دريافتى كه آنان را واداشته تا به مدد نخبگان و نظريهپردازان، دست به طراحى يك استراتژى پر قدرت و همه جانبه تهاجمى بزنند. امام خمينى(ره) در جمله كوتاهى باطن و ذات غربى را كه طى دهههاى اخير در سيماى امپرياليسم آمريكا نمودار شده بود بيان فرمودند: آمريكا شيطان بزرگ است. امام را به عنوان مردى اهل نظر، پيرى رهرفته و رهيافته بايد ديد كه به مدد »معرفت قدسى« و عنايات آسمانى واقف به علمالاسماء، نسبت ميان اسم و مسمى است و هيچ لفظى را بىجا و هيچ اسمى را بىملاحظه مسمى بر زبان جارى نمىسازد. امام خمينى سخنى ناسزا چون مردان گرفتار در هواجس بر زبان نراند بهعكس، سخنى به سزا درباره آمريكا و غرب اعلام نمود. او تماميت سيرت و باطن شيطانى را در صورت غرب و آمريكا مىديد كه سيرت و باطنى كه بيان آن مستلزم تفسير تاريخ غرب و بررسى سير تحول تفكر امانيستى طى چهارصد سال اخير است و در اين مقال نمىگنجد. تنها بايد گفت: »شيطان« هيچگاه بنابر انابه، بازگشت و اعتراف به آنچه به ناروا رفته نداشته و ندارد؛ و همه آنچه كه او به مدد مطالعات و پژوهشها يافته او را به اتخاذ شيوهاى شيطانى؛ يعنى مجادله، اغوا و عصيان واداشته تا انهدام و مرگ خود را تا وقت معلوم به عقب اندازد. چه او پايان حيات خود را مىداند و تسليم شدن در برابر اراده خداوند را هم نمىپذيرد. از همين روست كه ارائه تفسير و تحليلى جامع از آنچه در پيرامون ما مىگذرد بدون مدد جستن از »اخبار آخرالزمانى« ممكن نيست. چنانكه بدون اتخاذ يك استراتژى مناسب و جامع نمىتوان اين دوره حساس و مهم از تاريخ بشر را پشت سر گذاشت. درك اينهمه از سوى عموم مسلمين و بويژه نخبگان، اولين گام براى ورود به اين جريان و اخذ تصميم بخردانه در برابر آن است. والسلام
|