صفحه نخست arrow مقالات arrow آخرالزمان arrow جهان امروز و پیشگویی های آخر الزمان
spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
جهان امروز و پیشگویی های آخر الزمان چاپ پست الكترونيكي
۰۸ خرداد ۱۳۸۵
رفتن به
جهان امروز و پیشگویی های آخر الزمان
صفحه 2
صفحه 3

تمامى قراين و شواهد حكايتى ديگر را بيان مى‏دارند.
در هيچ دوره‏اى نظريه‏پردازان، سياستمداران و عموم مردم ساكن سرزمينهاى غربى به اندازه دوره‏اى كه در آن به سر مى‏بريم درباره آينده جهان، جنگ پايانى، پايان تاريخ، ظهور مسيح، ضد مسيح(دجال) و همه آنچه غرب و تمدن مادى آن را به خطر مى‏افكند گفت‏وگو نكرده و براساس پژوهشهاى انجام شده اقدام به توليد آثار فرهنگى و تدوين استراتژيها و تنظيم سياستهاى منطقه‏اى و بين‏المللى ننموده‏اند.
توليد و توزيع گسترده فيلمهاى سينمايى - كه عمدتاً محصول كمپانيهاى امريكايى‏اند - تأسيس سايتهاى اطلاع‏رسانى در شبكه جهانى اينترنت، انتشار مجموعه گسترده‏اى از كتابها و مقالات مرتبط با موضوعات ياد شده و... تنها در زمره بخش آشكار اين رويكرد عمومى غرب به موضوع آخرالزمان و آينده‏نگرى در اين باره است.
بسيارى از شما درباره »نوسترآداموس« و پيشگوييهاى او كه چهارصد سال پيش صورت گرفته شنيده‏ايد. اولين بار حدود سالهاى 60 و 61 بطور اتفاقى نسخه‏اى از فيلم نيمه مستند »نوسترآداموس« برادران وارنر را ديدم.
تأكيد بازيگر راوى داستان فيلم مبنى بر به واقعيت پيوستن صدها پيشگويى اين پيشگوى يهودى‏الاصل فرانسوى و نمايش فيلم ورود امام خمينى به ايران (همراه با قرائت قطعه‏اى از پيشگوييهاى وى در اين باره و ارائه عباراتى كه حكايت از وقايع شگرف و مهم در آينده و حتى تا وقت ظهور منجى موعود داشت توجه هر بيننده‏اى را جلب مى‏كرد.
سازندگان فيلم با نوعى شيطنت اين موضوع را به بيننده القا مى‏كردند كه حسب پيشگوييهاى نوسترآداموس پس از نبردهاى طولانى و جنگ جهانى سوم، جهان صلحى هزار ساله را زير پرچمى در بيت‏المقدس تجربه خواهد كرد.
طى چندين دهه اخير، مضامين اين پيشگوييها با چاشنى تحليل سياستمداران غربى و جهت‏گيرى ويژه گردانندگان پشت پرده مدينه ليبرال سرمايه‏دارى، دستمايه ساخت دهها فيلم با موضوع و مضمون آخرالزمان و موجودى ماورائى كه از فضايى خارج از كره زمين جهان را تهديد مى‏كند، شده است.
اين موضوعات و انتشار آراء اشخاصى چون هانتينگتون، تافلر، فوكوياما و امثالهم كه به‏عنوان نظريه‏پرداز سخنانشان درباره »پايان تاريخ«، »جنگ تمدنها« و... تبديل به استراتژى سياسى، نظامى سياستمداران حاكم بر آمريكا و انگلستان شده بيش از پيش نگارنده را متوجه جريانى كرد كه در ميان مسلمين مغفول مانده است.
»نوسترآداموس« پيشگويى بود كه در عباراتى پيچيده و الفاظى نمادين و سمبليك از آينده سخن مى‏گفت، اما بسيارى از حوادث و اتفاقات طى همين يكى دو دهه در كنار بن‏بستهاى نظرى، ابتذال فرهنگى و بحرانهاى مدنى دلواپسى درباره آينده و انتظار رهايى بزرگ را مبدل به دغدغه فكرى بخش بزرگى از مردم جهان كرد. چنانكه امروزه تنها بيش از پنجاه پايگاه اطلاع‏رسانى در شبكه جهانى اينترنت وظيفه گفت‏وگو و تفسير پيشگوييهاى نوسترآداموس را عهده‏دارند و قريب به يكصد و بيست پايگاه نيز آراء عرضه شده درباره گذشته و آينده جهان در ميان ساكنان ربع مسكون را مورد بحث و تجزيه و تحليل قرار مى‏دهند.
اين همه حكايت از »واقعه‏اى شگرف« يا جريانى پيوسته و سازمان‏يافته در لايه‏هاى پنهانى سياست، فرهنگ و اقتصاد جهان استكبار مى‏كند.
بسيارى از منابع و مصادر مذهبى (يهودى، مسيحى و اسلامى) و پيشگوييهاى پراكنده در ميان ملل مختلف از اين »واقعه شگرف« و مقدمات و نشانه‏هاى آن خبر مى‏دهند و در وجه ديگر عملكرد عوامل استكبار و استعمار (آمريكا، انگليس، پرتغال و اسپانيا) خبر از »جريانى پيوسته« و سازمان يافته دارد كه مى‏تواند از سويى ديگر حاكى از اطلاعات آنان از اين واقعه شگرف هم باشد و يا...
جناب »شيخ على كورانى« محقق مباحث مهدوى و مؤلف مجموعه پنج جلدى معجم احاديث امام المهدى(ع) در كتاب »عصر ظهور« مى‏نويسد:
بعد از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران نشانه‏هاى اعتقاد به حضرت مهدى منتظر(ع) در ميان ملل جهان اسلام و حتى غير اسلام... يعنى پرسش از او و سخن گفتن پيرامون او و مطالعه و تأليف درباره او به اوج خود رسيد.
تا جائيكه اين لطيفه شايع شده كه وزارت اطلاعات آمريكا پرونده‏اى از تمام اطلاعات لازم درباره امام مهدى(ع) تهيه و تنظيم نموده كه تنها نقص آن تصوير آن حضرت است5.
تفاسير مختلفى از اين اطلاعات و آنچه در جغرافياى سرزمينهاى اسلامى مى‏گذرد مى‏توان ارائه نمود.
غرب به مدد »مراكز مطالعاتى و استراتژيك« خود همه آنچه را كه درباره »آينده جهان« و »جهان آينده« بيان شده گردآورى و بررسى كرده است و حسب خوى ذاتى (استكبارورزى) خود نيز سر در پى ترسيم نقشه‏اى براى »آينده جهان« و »جهان آينده« گذارده است. چيزى كه از آن با عنوان »نظم نوين جهانى« ياد مى‏شود. در اين مراكز بى‏گمان آثارى كه محصول خلوت، مكاشفه، اخبار و روايات و حتى رياضت راهبان و قديسان عالى‏مقام‏اند نيز از نظر دور داشته نشده است.
نمى‏بايست از اين نكته غفلت كرد كه سياستمداران امروز دو كشور مدعى يعنى »آمريكا و انگليس« عموماً همپا با سازمانهاى جهانى مجرى طرحها و خواست سرمايه‏داران يهودى و محافل صهيونيستى هستند. جريانى كه بيش و پيش از ساير اقوام دست در كار پيشگويى و طراحى توطئه دارند.
شايد بتوان پيشگوييها و روايات و اخبار قديسان و مكاشفات موجود در منابع علماى مسيحى و پيشگوييهاى طالع‏بينانى چون نوسترآداموس را ناديده انگاشت و با لبخندى از كنار اخبار علماى مستقل يهودى گذشت؛ اما مى‏توان پذيرفت كه گردانندگان پشت پرده سياست جهانى هم چون ما به اين منابع و اخبار مى‏نگرند؟!
آيا مى‏توان اخبار و روايات و احاديث مربوط به آخرالزمان را كه عموماً از قول ائمه معصومين(ع) نقل شده و در ميان منابع و مصادر مطمئن اسلامى نيز موجود است ناديده انگاشت و آنها را با ايجاد ترديد و ابهام به تمامى كنار گذاشت؟ بى‏گمان اين اخبار براى مسلمين سالهاى اوليه بسط اسلام و ايام امامت ائمه معصومين(ع) ذكر نشده بلكه مخاطب اين اخبار ما و مسلمانان و شيعيان بعد از ما هستند.
مطالعه آنچه در اين باره در ميان شبكه‏هاى جهانى اينترنت، مقالات منتشر در ميان مطبوعات غربى و آثار ارائه شده توسط مبلغان كليساى انجيلى و همچنين فيلمهاى سينمايى فراوانى كه توسط كمپانيهاى غربى ساخته شده دو فرض را فراروى ما قرار داده است:
1 - فرض اول اين است كه مستقل از سياستمداران، جماعتى با پيگيرى اخبار و مطالعات جدى و مستمر حاصل تأمل و خلوت خود را فرا روى پيروان خود قرار داده‏اند. چنانكه امروزه كليساى كاتوليك به نحوى سازمان يافته و به كمك ابزار دقيق نجومى، اخبار و مكاشفات پيشينيان درباره آخرالزمان را بررسى مى‏كنند و سعى در كشف موارد قابل تطبيق در وضع كنونى سيارات و كواكب با آنچه كه در منابع آمده دارند.× و اين وقايع به‏طور مستقل بروز و ظهور همان چيزى است كه قبلاً پيشگويى شده است.
در ايامى كه جنگ متحدين غرب عليه عراق شدت يافت؛ پاپ، اين واقعه را امرى مختوم و مقدر اعلام كرد.1 و نويسندگان بسيارى از جمع پيروان كليسا از »جرج دبليو بوش« به عنوان آنتى كريست يا ضد مسيح سوم ياد كردند كه قبل از ظهور حضرت مسيح عامل بسيارى از جنگها و ويرانيهاست.2
2 - فرض دوم اين است كه مراكز عمده مطالعاتى و گردانندگان پشت پرده سياست در آمريكا و انگليس با آگاهى از اين اخبار و با مشاهده قراين نزديك شدن ايام سقوط و ركود خود سعى در سوار شدن بر موج حوادث دارند.
در واقع غرب كه امروزه فاقد عنصر قوى نظرى و مراتب عالى فرهنگى است »بسط قدرت« و سلطه‏جويى از طريق »نظاميگرى« صرف را راه خلاص خويش فرض مى‏كند و با درك مجموعه عوامل و شواهدى كه سقوط غرب و ظهور تاريخى جديد به نام دين و معنويت را در حوزه جغرافياى سرزمينهاى اسلامى ممكن مى‏سازد؛ سعى در تدوين يك استراتژى و برنامه‏ريزى براى اجراى آن در كوتاه‏ترين زمان كرده است.
حركت سريع و در عين حال مزورانه حكايت از اين دارد كه غرب مقاصد زير را در دستور كار خود قرار داده است:
1. تخدير افكار ساكنان ساده‏لوح سرزمينهاى غربى - بويژه آمريكا - از طريق جنگ رسانه‏ها و متأثر ساختن احساسات و اهواء آنان براى محقق ساختن اغراض سياسى، نظامى و اقتصادى ويژه؛
مى‏بايست متذكر اين نكته بود كه دول آمريكا و انگليس با سرمايه‏هاى كلان ملت خود، دو بازوى قوى مجامع صهيونيستى و فراماسونرى جهانى‏اند.
2. ايجاد انحراف ذهنى در تحليل و برداشت ساكنان و حاكمان ملل غير غربى - بويژه مسلمان - از عملكرد »صهيونيسم و بازوان اجرايى آنها«، در هم شكستن امكان هر نوع تصميم‏گيرى منطقى و واقعى از آنها، از طريق القاى استراتژيهاى مجعول و غير مستقل در اداره جوامع اسلامى؛
3. به دست آوردن ابتكار عمل در جريان حوادث، مقابله با انواع موانع، سوار شدن بر جريان رخدادها به قصد كسب امكان سلطه‏گرى بلامنازع، حذف همه جريانات مزاحم به ويژه در ميان سرزمينهاى اسلامى.
غرب، اسلام و نهضتهاى اسلامى را - كه درباره آنها گفت‏وگو شد - مهم‏ترين مانع و مزاحم فراروى خود مى‏شناسد. در عصر حاضر هيچ يك از سياستمداران جهان به اندازه مردان سياسى آمريكا و اروپاى غربى به مطالعه آثار پيشگويان و اخبار پشت‏پرده درباره آينده جهان، علاقه نشان نمى‏دهند چنانكه بيشترين هزينه را نيز صرف شناسايى همه جانبه روانى و روحى اقوام شرقى كرده‏اند.
چه كسى مى‏پذيرد صدها كرسى شرق‏شناسى در دانشگاههاى آمريكايى و اروپايى براى ايجاد انس و تأليف قلوب ملت مسلمان و رشد و ارتقاى آنان ايجاد شده است؟!
پس از انقلاب اسلامى، فرو پاشى شوروى و بالاخره واقعه يازدهم سپتامبر نيويورك، در جهان با حوادثى روبروييم كه در ميان اخبار موجود نزد عموم اقوام (اعم از يهودى، مسيحى، مسلمان، و حتى پيشگويان و طالع‏بينان) درباره آخرالزمان از جايگاهى ويژه برخوردار است و در اين منابع به وضوح يا تلويحاً بدان وقايع اشاره شده است.
تنها كافى است ساعاتى را صرف مطالعه منابع و مصادر موجود در كتابخانه‏هإ؛ و يا پايگاههاى اطلاع‏رسانى در اينترنت كنيم تا حجم اين اطلاعات و مصاديق ذكر شده درباره آنهمه را دريابيم.
به اين موضوع و آنچه كه دست كم محافل تصميم‏گير و طراحان اصلى سياست جهانى درباره آن اطلاع كافى دارند از چند منظر مى‏توان نگريست:
1. طراحان »نظم نوين جهانى«، »جنگ صليبى دوم«3 و »عدالت بى‏پايان(؟!)«4 با رويكردى مزورانه به اخبار موجود و پيشگوييها سعى در القاى اين معنا دارند كه اين حوادث و از جمله جنگ در عراق و هر آنچه كه بعد از آن واقع مى‏شود امورى مقدر و محتوم‏اند و همگان چاره‏اى جز تسليم در برابر آن ندارند.
2. طراحان و عاملان ياد شده با اطلاع كامل از اين منابع و اخبار و تذكر درباره آنچه آنها را تهديد مى‏كند استراتژى ويژه سياسى، نظامى و اقتصادى خود را طراحى كرده و مرحله به مرحله آن را به اجرا درمى‏آورند و در پى‏آنند تا با اتخاذ »استراتژى بازدارندگى« پيش از واقعه بزرگ ابتكار عمل را به دست گيرند و با كنترل شرايط و پيشدستى امكان ايجاد انحراف در سير حوادث و تسلط يافتن بر اوضاع را حاصل آورند كه در اين صورت چنانكه مسلمين منفعل و ايستا عمل كنند؛ ناگزير به تحمل خسارات و شدايد بسيارند و چنانكه خام و نادانسته، عكس‏العمل بروز دهند پيشاپيش بر سر راه خود چاله هلاك كنده‏اند.
3. فرض ديگر اين است كه غرب بى‏اعتنا به اين منابع و اخبار و واهى پنداشتن آنها درگيرودار با تقديرى مقدر پيش مى‏رود و انگيزه‏هايى چون تسلط بر حوزه‏هاى نفتى و سرمايه‏هاى كشورهاى اسلامى دانه‏هايى هستند كه طراح تقدير براى درافكندن آنان در دام ابتلا و هلاكت افشانده است.
طى چند سال اخير، سياستمداران كشورهاى اسلامى با روشهاى معمول تجزيه و تحليل مسائل سياسى و به مدد اطلاعات دست دوم - و گاه انحرافى - از آنچه در جهان مى‏گذرد؛ تنها ظاهر حوادث و وقايع را بررسى كرده‏اند. چنانكه كليه مفسران داخلى (اعم از سياستمداران و يا نظاميها) تنها با بررسى پاره‏اى شواهد و قراين انگيزه اصلى غرب را از لشكركشى به عراق دستيابى به منافع نفتى و تغيير جغرافياى سياسى منطقه اعلام كرده‏اند.
حضور اسپانيا و پرتغال به‏عنوان نمايندگان استعمار كهنه در كنار انگلستان و آمريكا به‏عنوان نمايندگان اصلى استعمار نو و هم قسم شدن آنها در ميدان عمل حكايت از ظهور احساس »خطرى بزرگ و فراگير« در غرب دارد. خطرى به مراتب مهم‏تر از، از دست دادن چند ميليون بشكه نفت. ورنه - عربستان صاحب بزرگترين ذخاير نفتى جهان - و تمامى چاههاى نفت آن در اختيار غرب است.

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.