|
خداوندا، شکايت سکوت امتمان را به تو می کنيم! |
|
|
|
۰۸ خرداد ۱۳۸۵ |
|
شهید احمد ياسين با خشم و اندوه به حال امتش چنين گفته است : ای عربها آيا نمی خواهيد بدانيد چه بر سر شما آمده است؟!! من پيرمردی هستم که نمی توانم با دو دست فلج خود نه مداد و نه سلاحی بردارم!! من سخنرانی نيستم که همه جا را با صدايم به لرزه درآورم!! نمی توانم به هيچ جايی بروم مگر آنکه کسی مرا حرکت دهد!! موهايم سفيد شده است و اکنون در انتهای عمر خود به سر می برم!! من همانم که بيماريها تهديدش کرده اند و طوفان امتحانات زمانه بر او وزيده اند!!
هدف من تنها اين بود که کسانی که در اطراف من هستند و به ظاهر پيکری دارند درباره علت سستی و تنبلی عربها بنويسند!! من می خواستم آنها بنويسند که ای عربها چرا ساکت و ناتوان نشسته ايد، آيا مرده ايد؟! آيا ديدن فجايع دردآوری که بر ما می گذرد، دلهاتان را بيدار نکرده است؟ چرا هيچ گروهی به خاطر خدا خشمگين نمی شود و به خاطر ناموس اين امت تظاهرات نمی کند؟ چرا هيچ گروهی به دشمنان خدا که جنگی بين المللی بر ضد ما آغاز کرده اند و ما را که مبارزانی شريف و ستمديده هستيم، تروريست و جنايتکار ناميده اند و سوگند خورده اند که ما را نابود می کنند، حمله نمی کند؟!! آيا اين امت که خود را شريف می خواند از خود خجالت نمی کشد؟! آيا سران کشورهای اين امت با ناديده گرفتن جنايتهايی که صهيونيستهای وحشی و همپيمانان بين المللی آنان بدون اندک ترحمی به ما بر ضد ما مرتکب می شوند، خجالت نمی کشند؟! چرا حکومتها و نهادها و گروه ها و احزاب و هيأتها و شخصيتهای اين امت به خاطر خدا خشمگين نمی شوند و فرياد بر نمی آورند که يا الله شکستگيهای ما را ترميم کن، به ناتوانی ما رحم کن و بندگان مؤمنت را ياری ده؟!! آيا از اين کار هم عاجزند که برای ما دعا کنند؟! به زودی خبر کشته شدن تعداد زيادی از ما را خواهيد شنيد، زيرا بر پيشانيهای ما نوشته شده است که ما در حالی که رو به سوی دشمن حرکت و مقاومت می کرديم، کشته شديم و کودکان و زنان و سالخوردگان و جوانان ما نيز با ما مردند!! از کشته های ما آتشی برای اين امت بی تحرک و نادان روشن می شود!! منتظر نمانيد که ما تسليم می شويم يا پرچم سفيد بالا می بريم، زيرا آموخته ايم که اگر هم چنين کاری بکنيم باز حتماً خواهيم مرد، پس بگذاريد با نام مجاهد بميريم و به شرف مجاهد نايل شويم!! اگر خواستيد، با امکانات خود با ما باشيد، زيرا انتقام از خون ما بر عهده همه شما خواهد بود و اگر هم نخواستيد می توانيد فقط شاهد مرگ ما باشيد و برای ما دعای رحمت بخوانيد (اين ديگر بر عهده شماست) ناراحتی ما از اين است که خداوند عز و جل از همه کسانی که از ادای مسئوليتی که بر عهده شان نهاده است، انتقام می گيرد. اميدواريم که بر ضد ما نباشيد، ای رهبران امت و ای ملتهای مسلمان، شما را به خدا سوگند! که بر ضد ما نباشيد!! خداوند به تو شکايت می کنيم، به تو شکايت می کنيم، به تو شکايت می کنيم. ناتوانی و سستی خود را به تو می گوييم. از ناتوانی ما در برابر مردم به تو شکايت می کنيم. تو پروردگار مستضعفان و ستمديدگانی. تو پروردگار مايی. ما را به چه کسی وا می گذاری؟ به آينده ای که از ما دور است؟ يا دشمنی که کار ما را به دستش سپرده ای؟ خداوندا از خونهايی که ريخته شده است به تو شکايت می کنيم، از هتک حرمت ناموسها به تو شکايت می کنيم. از کودکانی که يتيم شدند. از زنانی که بيوه شدند و مادرانی که فرزندانشان را از دست دادند و خانه هايی که ويران و مزارعی که تلف شدند به تو شکايت می کنيم. جمع ما پراکنده شده است. همراهان ما متفرق شده اند. هر کس به راهی رفته است. اختلاف در بين ما ادامه دارد. از ناتوانی ملت و سستی امتمان و غلبه دشمنان بر ما، به تو شکايت می کنيم.
|