spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
دانستني‌هايي از ولايت آل محمد چاپ پست الكترونيكي
۰۷ خرداد ۱۳۸۵
رفتن به
دانستني‌هايي از ولايت آل محمد
صفحه 2


اظهار ناتواني ايشان به طور مثال مانند بنده‌اي است كه مولاي او اموال بسياري به او عطا كند و آن بنده بگويد، من شخص فقير ناداري هستم و مالك چيزي نيستم. حقيقتاً اين بنده راست گفته، زيرا مالي كه دارد مال او نيست و از ملك مولاي او بيرون نرفته و هر تصرّفي كه در آن مي‌كند به اذن و اراده مولاي او است؛ چنانچه خداوند متعال هم همين مثل را مي‌فرمايد:
ضرب لكم مثلاً من أنفسكم هل لكم من ما ملكت أيمانكم من شركاءف فيما رزقناكم فأنتم فيه سواءٌ تخافونهم كخيفتكم أنفسكم.8

[خداوند] براي شما مثلي را از خود شما بيان كرد، كه آيا براي شما از آنچه دست‌هاي شما مالك آن شده شريك‌هايي هست در آنچه روزيتان داده‌ايم پس شما با آنها يكسان هستيد و از ايشان مي‌ترسيد همچنانكه از نفس‌هايتان مي‌ترسيد.
يعني چون راضي نيستيد كه بندگان شما شريك باشند در مال‌هايي كه من روزي شما كرده‌ام و نمي‌خواهيد كه در اموال شما مانند تصرف كردن خودتان تصرف كنند پس چگونه بر من مي‌پسنديد كه بندگانم شريكم باشند و ايشان را در خدايي در ملك من متصرف مي‌دانيد و از غالب شدن ايشان مي‌ترسيد همان‌طور كه بعضي از شركا كه بنده نيستند از شركاي آزاد خود مي‌ترسند.

دليلي بر اختلاف عقايد مردم دربارة شئون وجودي آل محمد(ص)

همان‌طور كه بيان شد، عقايد مردمان در شناختن و دانستن حالات ائمة معصومين(ع) مختلف است، بعضي افراطي و بعضي تفريطي و بعضي اعتدالي مي‌باشند. و منشأ اين اختلاف آن است كه [گروه غير اعتدالي] عقول خود را حتي در ادراك معارفي كه رسيدن به حقايق آن جز از طريق آل محمد(ص) ممكن نمي‌باشد كامل و مستقل مي‌دانند، خصوصاً دربارة اثبات مقامات ائمه(ع) كه جز از طريق رجوع كردن به روايات صادرة ثابته از سوي ايشان آن هم با فهم سالم و ادراك مستقيم و علم روشن و واضح، نه از طريق ظن و تخمين و فهم كج و ادراك معوج امكان‌پذير نيست، بخواهند خود، درك حقايق حالات ايشان را نمايند.
پس بايد دانست كه اختلاف عقايد، آرا و احوال اين دو دسته در اثر اختلاف عقل‌ها و درك‌ها و رأي‌هاي ايشان و از جهت تباين ذهن‌ها و فهم‌هايشان مي باشد، و به همين جهات است كه بعضي از ايشان بعض ديگر را لعن و تكفير مي‌كنند؛ و منشأ اين اختلافات آن است كه بسياري از شيعيان كه در زمان ائمه(ع) بوده‌اند از جهت معاشرت زيادي كه با مخالفين و مسامحه‌كنندگان در امر امامت و رياست عامه داشتند، و معاشرت آنها به نحوي بوده كه امارت و رياست هر كسي و بيعت كردن با او را - هر چند از كمال و علم وشرافت و حسب و نسب عاري و بي‌بهره باشد- جايز مي‌دانستند‌ و در معرفت امام و خصايص او به همين اندازه كه [امام] از اوصيا‌ پيغمبر و معصوم از گناه و خطا است و داراي علوم زياد و از خويشان پيغمبر(ص) است، او را بر غير او مقدم مي‌داشتند و به امامت او قائل بودند و به همين مقدار از شناسايي اكتفا مي‌كردند و ديگر متوجه اين معني نبودند كه امامت نازل منزلة نبوت است؛ پس آن جماعت وقتي كه از فضايل و معجزات و خوارق عادات و افعال غريبة ائمه (ع) و اخبار عجيبه‌اي كه با فهم و ادراك آنها سازگار نبود و به نظرآنان غريب و عجيب مي‌آمد، و طاقت تحمل آن را نداشتند، و عقل‌هاي آنها عاجز از درك آن بود، آگاه مي شدند، بعضي منكر مي‌شدند و راوي آن را تكذيب مي‌كردند يا اينكه آن روايت را تأويل مي‌كردند؛ هر چند تأويل دور از ذهني باشد و بعضي از آنها مضطرب مي‌شدند و به تزلزل مي‌افتادند و چه بسا به واسطة مكرر ديدن و شنيدن چون به آنها ثابت مي‌شد، در حق ايشان غلو و تجاوز از حد مي‌نمودند و بعيد مي دانستند، در حالي كه درباة آن اعمال، از كرم و لطف و فضل خدا بعيد نيست، كه به بعضي از بندگان مخلص شايسته در نزد خود عنايت فرمايد و به كمالات خاصّه و فضائل جليله‌اي اختصاص دهد كه جميع مردمان ديگر از انجام و بيان آن عاجز باشند.

همچنين در ميان اصحاب ائمه(ع) بوده‌اند كساني كه نسبت شيعه بودن به آنها داده مي‌شد و محبت دنيا در دل‌هايشان غالب بود و رياست‌خواه و جاه‌طلب بودند و كوشش داشتند كه به اين مقام برسند، چون ضعف معرفت اشخاص جاهل را مي‌ديدند براي عوام‌فريبي در اغوا و اضلال آنها مبادرت مي‌كردند و به القاي شبهه يا شعبده‌بازي مي‌كوشيدند تا مقصد خود را عملي كنند و آنها را گمراه و مطيع خود گردانند؛ چنانچه بعداً دربارة حالات بعضي از آنان تذكر خواهيم داد.
و تعداد اندكي از اصحاب ائمه(ع) بودند كه تا اندازه‌اي بر دقايق و علامات امامت مطلع شدند و حقايق احوال ائمه را دانسته و شناخته و بر وجه صحيح از خود ايشان(ع) اخذ كردند، و در ايمان خود استقامت داشته و طريق اعتدال [را] كه طريق نجات است پيش گرفته و از راه حق نلغزيدند، و در جاده‌هاي باطلي كه ديگران قدم گذارده و منحرف شدند نرفتند، و در طريق حق ثابت ماندند. اجمالاً به همين دليل بود كه ائمه(ع) باطن حالات و كمالات خود را براي هر كسي بيان نمي‌فرمودند، مگر براي كاملان از خواص شيعيان خود، بعضي از خصايص و اسرار را خبر مي‌دادند و از ايشان عهد مي‌گرفتند كه آن معارف را جز براي اهل آن نگويند و آن را از جهال مخفي دارند، چنانكه فرموده‌اند:
[همانا امر (ولايت) ما دشوارف دشوار است، در بر نمي‌گيرد آن را مگر فرشته‌اي مقرب يا پيامبري مرسل يا مؤمني كه خداوند قلب او را براي ايمان آزمايش نموده باشد.]8
و رواياتي مبني بر اين امر كه ائمه(ع) با هر يك از مردمان، طبق ادراك و عقل‌هايشان، و ضمن رعايت احوال سؤال‌كنندگان و موافق مصلحت سخن مي‌گفتند، وجود دارد.
آيت‌الله سيد حسن ميرجهاني(ره)

پي‌نوشت‌ها:

* برگرفته از كتاب ولايت كليه، تأليف آيت‌الله سيد حسن ميرجهاني(ره)، با اندكي دخل و تصرف.
1. عبدي أطعني حتي أجعلك مثلي إذا قلت لشيءف‌ كن فيكون.
2. لا زال العبد يتقرّب إلي بالنّوافل حتّي كنت سمعه الّذي يسمع به و بصره الّتي يبصر بها و يده الّتي يبطش بها.
3. صورٌ عاريةٌ عن المواد خاليةٌ عن الإستعداد تجلّي لها فأشرقت و طالعها فتلألأت فألقي في هويّتها مثاله فانظهر عنها أفعاله.
4. إذا أراد الله أمراً عرضه علي رسول الله صلّي الله عليه و اله ثمّ أمير المؤمنين عليه السّلام واحداً بعد واحدف إلي أن ينتهي إلي صاحب الزّمان ثمّ يخرج إلي الدّنيا و إذا أراد الملائكة أن يرفعوا إلي الله عزّوجلّ عملاً عرض علي صاحب الزّمان عليه السّلام ثمّ يخرج علي واحدف إلي أن يعرض علي رسول الله صلّي الله عليه و اله ثمّ يعرض علي الله عزّوجلّ فما نزل من الله فعلي أيديهم و ما عرج إلي الله فعلي أيديهم و ما استغنوا عن الله عزّ و جلّ طرفة عينف. شيخ طوسي، غيبت، ص 252.
5. كنت عند عليّ بن الحسين عليهما السّلام و عصافير علي الحايط قبالته يصحن فقال: يا اباحمزة أتدري ما يقلن يتحدّثن؟ إنّهنّ في وقتف يسئلن فيه قوتهنّ يا أباحمزة! لا تنامنّ قبل طلوع الشّمس فإنّي أكرهها لك انّ الله يقسم في ذلك الوقت أرزاق العباد و علي ايدينا يجريها. بصائرالدرجات، جزء7، باب 14، ح8.
6. إنّ الله تعالي هو الّذي خلق الأجسام و قسم الأرزاق لأنّه ليس بجسمف و لا حالٌّ في جسمف ليس كمثله شيءٌ و هو السّميع العليم و أمّا الأئمّة عليهم السّلام فإنّهم يسئلون الله تعالي فيخلق و يسئلونه فيرزق ايجاباً العليم و امّا الأئمة عليهم السّلام فإنّهم يسئلون الله تعالي فيخلق و يسئلونه فيرزق ايجاباً لمسئلتهم و إعظاماً لحقّهم. شيخ طوسي، همان، ص190.
7. عبادٌ مكرمون لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون.
8. سورة روم (30)، آية 28.
9. إنّ أمرنا صعبٌ مستصعبٌ لايحتمله الّا ملكٌ مقربٌّ أو نبيٌّ مرسلٌ أو مؤمنٌ امتحن الله قلبه للإيمان.

ماهنامه موعود شماره 61
 



 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2009 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.