spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
دانستني‌هايي از ولايت آل محمد چاپ پست الكترونيكي
۰۷ خرداد ۱۳۸۵
رفتن به
دانستني‌هايي از ولايت آل محمد
صفحه 2

 معيار شناخت حقيقي از ولايت اهل بيت(ع)
شكي در اين نيست كه در ميان برخي از اخبار و احاديثي كه از طريق وحي و تنزيل به ما رسيده، بعضي از صفات خداوند به ائمة طاهرين(ع) نسبت داده شده كه آنها از صفات ربوبيت است و در قلوب ضعفا از اهل دانش و دارندگان وسواس و مخالفين، ايجاد شبهه كرده؛ چنان‌كه گروهي مرتبة آل محمد(ص) را بالا برده و آنها را خدايان خود دانسته‌اند و جمعي معتقدند كه ايشان در صفات و افعال شريك‌هاي خدا مي‌باشند و بعضي مي‌گويند كه خدا كليه امور خدايي خود را به آنها واگذار نموده، و اين مستلزم آن است كه خدا خود را از خدايي عزل كرده باشد.

بايد دانست كه اقوال اين هر سه دسته باطل و اعتقادات آنها فاسد است و اين‌ها از دين اسلام خارج و مستحق لعن و عذاب مي‌باشند، زيرا ائمه(ع) بندگان مخلص و گرامي داشته شده‌اي هستند كه در گفتار خود بر خدا سبقت نگرفته، به امر او عمل كرده و از معتقدات اين سه دسته بيزار مي‌باشند.
اما دستة چهارم، كساني هستند كه به تفريط افتاده و مي‌گويند كه خداوند فقط و فقط امر دين را به آنها واگذارده است و رواياتي مانند آنچه كه به آنها نسبت داده شد، دروغ و جعليات است. اهل بيت(ع) مانند ساير بندگانند؛ مي‌خورند و مي‌آشامند و در بازارها راه مي‌روند و امثال اين [سخن‌]ها. اين دسته هم معرفت ولايتي ندارند و مؤمن واقعي نيستند.

اما دسته پنجم، كه سالك طريق حق و صراط مستقيم ايمانند، كساني هستند كه مي‌گويند: آل محمد(ص) بندگان خاص و خالص خدايند و تمام آثار و شئون خدايي كه در امور، علوم و معجزات از ايشان ظاهر گرديده و مي‌گردد در برابر [ذات] خدا، به منزلة صفت نسبت به موصوف است؛ همان طور كه صفت هرگز به قدر يك چشم بر هم‌زدن بدون موصوف قوامي ندارد و هميشه قائم به موصوف است به قيام صدور؛ آل محمّد(ص) با اين شئون و فضائل و كمالات و خصايصي كه خداوند به ايشان عطا فرموده است نسبت به او كمال فقر و ذلت و احتياج را دارند و در آنچه كه خدا به آنها عطا نموده، [نه تنها] هيچ استقلالي از خود ندارند [بلكه] ادعاي استقلال هم نكرده و نمي‌كنند و آنچه از اسما و افاضات آل محمّد(ص) است، اسماي حسنا و امثال علياي الله بوده و ايشان بدون امر و فرمان خداوند هيچ فعلي را انجام نداده و از خود به هيچ وجه اراده‌اي ندارند. خوف و ترسشان از خدا از همة مخلوقات بيشتر است و مثل آنها مثل آهني است كه در اثر مجاورت و نزديكي با آتش و به آتش سرخ و تفتيده شده عمل آتش را از خود نشان مي‌دهد و مي‌سوزاند، لكن آهن گرم شده است نه آتش، سوزندگي آن از ذات خود او نيست و از آتش است. هيچ وقت ممكن‌الوجود، واجب‌الوجود نمي‌شود ولي هر چه تقرّب او به خداوند بيشتر شود صفات الهي بيشتر در او جلوه مي‌كند. و اين فرموده كه:
[بنده‌ام مرا اطاعت نما تا آنكه تو را نمونه (و مثال) خويش نمايم كه هرگاه به چيزي بگويي «بشو» بشود.1]

شاهد همين مدعا است و نيز اين كلام:
[دائماً بنده به واسطة انجام مستحبات به سويم نزديك مي‌گردد تا آنكه من گوش او بشوم كه با آن مي‌شنود و چشمش كه با آن مي‌نگرد و دستش كه با آن مي‌گيرد.2]
اشاره به همين معني دارد. در كتاب غرر و درر، شيخ كراچكي از حضرت اميرالمؤمنين(ع) روايت كرده كه فرمود:
[آل محمد(ص)] صورت‌هايي هستند برهنه از لباس‌هاي ماديت و خالي از استعداد كه خدا براي آنها تجلي كرد و بر آنها تابيد و آنها را بيرون آورد، پس درخشنده شدند، و او در ذات آنها مثال خود را انداخت و امور خود را از ايشان آشكار گردانيد.3

شيخ طوسي(ره) در كتاب غيبت به نقل از حسين بن سفيان بزوفري كه گفت: شيخ ابوالقاسم حسين بن روح (ره) برايم روايت كرد كه ياران ما دربارة تفويض (يعني مسئله تفويض تمام امور توسط خدا به ائمه(ع)) و مسائل ديگر اختلاف پيدا كردند پس من نزد ابي طاهر پسر بلال رفتم و جريان اختلاف را بيان كردم مرا به تأخير جواب امر كرد و چند روزي به تأخير انداختم و بعداً نزد او رفتم برايم حديثي را به اسناد خود از حضرت امام صادق(ع) نشانم داد كه فرموده‌اند:
هر وقت خداوند [انجام] امري را بخواهد، آن را بر رسول خدا(ص) عرضه مي‌دارد، پس آن حضرت بر اميرالمؤمنين(ع) و يكي بعد از ديگري (از ائمه(ع))‌ تا اينكه به حضرت صاحب‌الزمان منتهي شود، پس بر هر يك بعد از ديگري بيرون مي‌آيد تا عرضه داشته شود بر رسول خدا(ص)، پس از آن عرضه داشته مي‌شود بر خداي عزوجل؛ پس هر آنچه از جانب خدا فرود آيد، بر دست ايشان است و هر چه هم به‌سوي خدا بالا رود به دست ايشان است و ايشان به قدر چشم بر هم زدني بي‌نياز از خداي عزوجل نيستند.4

همچنين از ابي حمزه روايت شده است كه گفت:
نزد علي بن الحسين(ع) بودم و گنجشك‌هايي در مقابل آن حضرت فرياد مي‌كردند، پس فرمود: اي اباحمزه آيا مي‌داني چه مي‌گويند؟ اي ابا حمزه! اين وقتي است كه قوت خود را درخواست مي‌كنند. البتّه پيش از طلوع آفتاب نخواب كه من كراهت دارم براي تو، به‌درستي كه خداوند در آن هنگام روزي‌هاي بندگان را قسمت مي‌كند و اين تقسيم به دست‌هاي ما جاري مي‌شود.5

اين حديث شريف از احاديثي است كه ضعيف‌الايمان‌هاي سطحي وقتي مي‌شنوند، منكر مي‌شوند و برايشان گران مي‌آيد كه گفته شود جريان و تقسيم روزي‌ها به دست آل محمّد(ع) است در صورتي كه اگر گفته شود «ميكائيل» ملك موكّل ارزاق خلايق است تصديق مي‌كنند و هيچ ترديد و شكي ندارند و اظهار غلو در حق او نمي‌كنند در صورتي كه ميكائيل و ساير ملائكه خدمت‌گذاران آل محمّد(ع) هستند و افتخار خدمت‌گذاري ايشان را دارند.

شيخ طوسي (ره) از علي بن احمد قمي روايت كرده كه گفت: شيعيان دربارة اين كه خداوند عزوجل امور خود را به ائمه(ع) تفويض نموده كه خلق كنند و روزي بدهند؛ و در اين باره با همديگر نزاع مي‌كنند، يك دسته از آنها مي‌گويند: اين امري است محال، زيرا اين امر بر خداي متعال جايز نيست به علت اينكه اجسام قدرت بر خلق كردن و روزي دادن ندارند و خلاق و رزاق غير خدا نيست. و دستة ديگر مي‌گويند كه خداي تعالي به ائمه(ع)قدرت خلق كردن و روزي دادن داده، و امر خلق و رزق را به آنها واگذار كرده پس هم خالق‌اند و هم رازق و نزاع اين دو دسته شديد شده پس يكي از آنها گفت چرا در اين موضوع به عثمان عمري سؤال نمي‌كنيد تا حق را براي شما تبيين كند، زيرا او نايب صاحب‌الامر(ع) است. هر دو دسته به اين پيشنهاد راضي شدند. لذا نامه‌اي به او نوشتند و مسئله را در ضمن نامه از او خواستند و آن را برايش فرستادند پس از طريق او توقيع [مبارك امام عصر(ع)] صادر گرديد كه چنين مي‌باشد:
به درستي كه خداي تعالي، چنان خدايي است كه مي‌آفريند جسم‌ها را و قسمت مي‌كند روزي‌ها را زيرا كه او نه جسم است و نه در جسم‌ها حلول مي‌كند، چيزي مانند او نيست و او شنوا و دانا است و اما ائمه(ع) ايشان از خداوند مي‌خواهند پس او مي‌آفريند و از خدا مي‌خواهند پس او روزي مي‌دهد و خواستة ايشان را اجابت مي‌فرمايد و حق آنها را بزرگ مي‌شمارد.6
از اين روايت استفاده مي‌شود كه خدا امر خلق و رزق را به ائمه(ع) واگذار نكرده بلكه مرتبه و مقامي به آنها داده است كه هرگاه از خدا بخواهند خلقي را خلق كند و يا روزي بدهد، خداوند خواهش آنها را از اجابت مي‌فرمايد زيرا حق آنها را بزرگ گردانيده است.

اگر اشكال شود كه آيات و رواياتي وجود دارد كه با آنچه شما در حق محمد و آل محمد(ص) قائليد، منافات دارد، از قبيل آيات و روايات نقل شده دربارة «عالم به غيب نبودن» و «قدرت نداشتن» و اظهار عجز و ناتواني كردن و امثال اينها؛ براي دفع اين ايراد و ايرادهاي ديگري نظير اين مي‌گوييم اين‌گونه آيات و احاديث وارده به منظور اظهار ذلت و بندگي ايشان و اقرار به ربوبيت و يگانگي پروردگار مي‌باشد و اينكه به مردمان بفهمانند كه ايشان از خود استقلالي ندارند و بدون حول و قوّه و امر و اذن خداوند، كاري نمي‌توانند بكنند؛ پس اگر نسبت به امري بيان داشتند كه نمي‌دانيم يا نمي‌توانيم، راست گفته‌اند زيرا خودشان به خودي خود، و بدون امر و تعليم و فرمان خدا و ارادة او كاري نمي‌توانند انجام دهند.

[آل محمد(ص)] بندگاني هستند گرامي داشته شده كه بر او (خدا) پيشي نمي‌گيرند، و ايشان به امر او كار مي‌كنند.7


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.