|
۰۶ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 2 از 2
پروتکلهای يهود ۲
مجرى : به چه مبانى فرهنگى اعتقاد دارند؟ دكتر عباسى : اينها عميقاً به دنبال كنترل تعليم و تربيت در جهان رفتند تا مسئله تعليم و تربيت در جهان را ساماندهى كنند. به دنبال نظام دانشگاهى به وجود آمده در غرب كه قدمتى بيش از هزار سال داشت، يعنى تقريباً از اواخر قرون وسطى اين نظام دانشگاهى شكل گرفته بود، رفتند آن را جهت دهى خاصى كردند، به گونهاى كه بتوانند مقاصد خاص خودشان را اعمال كنند؛ هم در آموزش و پرورش و هم در دانشگاهها. پايه اين مسئله به قبل از پروتكل يهود برمىگردد. قبل از انقلاب فرانسه تعليم و تربيت و آموزش و پرورش در مسيحيت و در كشورهاى مسيحى اروپايى در اختيار كليسا بود. بعد از قرون وسطى، اختيار دانشگاهها از دست كليساها خارج شد و نظام آموزش عالى مستقل گشت ولى نظام تعليم و تربيت و مدارس در اختيار كليساها ماند. با جهشى كه بعد از انقلاب فرانسه صورت گرفت و تعليم و تربيت از اختيار كليسا خارج شد، اينها موفق شدند، بعد از پروتكل يهود و تقريباً در يك قرن گذشته طى يك پروسهاى سازوكار تعليم و تربيت را كه يك سازوكار پوزيتيويستى و امپريستى است، محقق كنند. لذا اولين كارى كه در پروتكلهاى سوم، پنجم و ششم به آن اشاره مىشود، اين است كه ما بايد تعليم و تربيت را كاملاً در اختيار بگيريم. آموزش عالى را در اختيار بگيريم. مغزهاى آيندهاى كه مىخواهند كشورهاى ديگر را هدايت و اداره كنند، اينها را ما بايد بپرورانيم. در زمينه امور رسانهاى، تقريباً ابتداى قرن بيستم، عمده روزنامهها و نشريات فراگير در اروپا و آمريكا در خاورميانه از آن همين عناصر يهودى بو. همچنانكه تا امروز هم ادامه داشته است. بزرگترين شبكههاى خبرى دنيا، بزرگترين نظام رسانهاى دنيا تمام اينها در حيطه قدرت و اقتدار و تملك همين افراد است. به خصوص اعتقاد دارند افكار عمومى را بايد هدايت كرد. تعليم و تربيت را كه در مدارس و دانشگاهها ساماندهى مىكردند و نظام رسانهاى اعم از روزنامهها و مجلات و امروزه راديوها، تلويزيونها و شبكههاى خبرى مواردى اين چنين را هم كه در اختيار دارند و به اين ترتيب در واقع افكار عمومى دنيا را با فرمولهاى عمليات روانى هدايت مىكنند. اين حوزه دوم در دكترين فرهنگى آنهاست كه در پروتكلهايى هم به آن اشاره مىشود كه بايستى افكار عمومى را هدايت كنيم. لحن پروتكلها خيلى آمرانه و بسيار خشن است. نكته مهم در دل اين قضيه، اين است كه غير از مسئله تعليم و تربيت و نظام آموزش عالى و مسئله رسانهاى، امور هنرى را هم تحت چنبره و سيطره خود دارند. آنچه كه امروز در آمريكا هاليوود ناميده مىشود، اساساً زير سيطره و تفكر صهيونيستى اداره مىشود. همان طور كه رسانههاى عمده، بخصوص روزنامههاى عمده، مجلات عمده و شبكههاى تلويزيونى در آمريكا، همه توسط خود يهودىها و صهيونيستها مىگردد. لذا تا امروز دكترين فرهنگى آنها مبنى بر كنترل نظام هنرى و جريان سازى هنرى، كنترل نظام رسانهاى، مطبوعات و راديو و تلويزيونها و شبكههاى ماهوارهاى محقق شده است و در نهايت تعليم و تربيت و آموزش عالى را جهت دهى كردند كه اين سيطره بر دانشگاههاى آمريكا و اروپا و بخشهاى ديگر دنيا كاملاً محرز و مشخص است. البته صهيونيستها الزاماً و مستقيماً خودشان هم مجرى نيستند. اين شادو داكترين (shadow Doctrin) يا دكترين سايه، گزارهاى است كه چون اقليت هستند و محدودند، لذا گلوگاههاى قدرت را در اختيار مىگيرند و ديگران در اين چارچوب و در اين مقاصد عمل مىكنند. اصطلاحاً به آن پارادايم مىگويند؛ يعنى يك پارادايم يا يك چارچوب تصورى به وجود مىآورند كه در آن چارچوب تصورى هر كس بازيگر باشد، به نفع اينها عمل خواهد كرد و هر كس بازيگر باشد مىتواند بماند.
مجرى : آيا بر اساس اين مبانى مىتوانيم نوعى دكترين اجتماعى هم براى صهيونيزم قائل شويم؟ دكتر عباسى : بله. اشاره كلى كه در اين پروتكلها مىكنند اين است كه يك گزاره كليدى كه ما بايد دنبال كنيم، بسط فساد اخلاقى در جوامع غيريهود است. البته اين تيغ و دم است. ما گزارشهاى زيادى از درون سرزمين اشغالى داريم كه فساد روزافزونى در بين خود جوانان صهيونيزم باب شده است، اما واقع امر اين است كه به صراحت اعلام مىشود كه خانواده در تمام جهان بايد از هم بپاشد و متأسفانه بعد از گذشت حدود صد و دو، سه سال از علنى شدن اين پروتكلها، ما امروز شاهد فروپاشى كانون خانواده بخصوص در جوامع پيشرفته اعم از اروپا و آمريكا و حتى ژاپن هستيم كه معروف بود خانواده در اين كشور )ژاپن( عميقترين كاركرد را دارد. خانواده قبيلهاى موج اول، به تعبير تاپلر، تبديل شد به خانواده موج دوم مدرن و خانواده هستهاى. امروز هم كه خانواده تك والدينى به عنوان خانواده پست مدرن موضوعيت پيدا كرده است.
مجرى : چرا صهيونيزم دنبال اين امر است؟ يا چرا اين پروتكلهاى يهود تلاش مىكنند هسته خانواده متلاشى شود؟ دكتر عباسى : به دليل اينكه كانون توليد سرمايه اجتماعى ، خانواده است و اگر بتوانند خانواده را در بين اديان و مذاهب ديگر، چه اديان الهى مثل مسيحيت و اسلام و چه اديان غيرالهى و غيره، از بين ببرند، عمدهترين كاربرد آن اين خواهد بود كه توانستهاند جمعيت را متناسب و كنترل كنند. مورد بعدى هم اين است كه وقتى خانواده نباشد، ناهنجارىها بسيار بالا مىرود. قيود قراردادهاى اجتماعى و قوانين ملى و غيره نمىتواند انسانها را خوب كنترل كند. انسانها اگر خانواده قوى داشتند، حكومت راحتتر خواهد بود، به دليل اينكه خود اين خانواده مىتواند افراد را اداره كند. در اين پروتكلها اشاره مىكند كه ما بايد جوانان را به سمت فسق و فجور بكشيم، عياشى را باب كنيم و اينها را سرگرم سازيم. اين همان چيزى است كه امروز مىبينيم. چشمگيرترين چيزى كه از مظاهر تمدن جديد محسوب مىشود، كازينوها، كابارهها، دانسينگها، شبكه جهانى پرونو و اينكه نيمى از تجارت اينترنتى تجارت وب سايتها و وب لاگهايى است كه عمدتاً در عرصه مسائل غيراخلاقى هستند و افرادى در سراسر عالم مشغول به چت كردن در اين سايتها مىباشند. زيرساخت چنين حوزه عملى را پروتكل يهود، بسط مىدهد. چون در درون همه انسانها كشش به اين قضايا وجود دارد، از اين فرمول استفاده كردند و زمينه بسطش را فراهم آوردند. الگوسازى كردند، همان طور كه زمانى چهرههاى علمى به عنوان الگو مطرح مىشدند، به تدريج فوتباليستها و ورزشكاران در همه رشتهها ستاره شدند و بعد هم مسئله ستاره شدن، به سمت سوپراستارها در هاليوود و جاهاى ديگر رفت؛ چه سوپر استار تلويزيونى و چه سوپر استار سينمايى. امروز سوپر استارهاى پورنو در غرب خيلى معروفند؛ يعنى شبكههاى تلويزيونى غرب در اروپا و آمريكا شوهاى رسمى برگزار مىكنند و چهرهاى شاخص پرونو دعوت و به مردم معرفى مىكنند. در واقع با اعطاى جوايز به ايشان، اين مسائل را بسط مىدهند. اين در واقع بخشى از همان دكترين اجتماعى در سياست كلانى است كه پروتكل يهود دنبال مىكند؛ فروپاشى خانواده و سرگرم شدن جوانان به اين قضيه. وقتى راه آهن ايالات متحده به سمت غرب كشيده مىشد، فرمول تدارك ديده شده براى كارگرانى كه در آنجا كار مىكردند اين بود كه اينها تا آخر هفته، شبانه روز كار مىكردند و بعد با پولى كه به عنوان حق الزحمه مىگرفتند، روز تعطيل آخر هفته را مىرفتند در يك بار و به طرز افراط آميزى مشروب الكلى مىخوردند و عياشى مىكردند. در حقيقت پولشان دوباره برمىگشت. در واقع سرمايهاى در دست آنها نمىماند. مجدداً از اول هفته، يعنى از روز دوشنبه بايد كار مىكردند تا عصر شنبه. بعد دوباره روز يكشنبه مىرفتند و به طور مفرط عياشى مىكردند. اين سيكل، سيكلى است كه حيات مالى و مادى و فرهنگى و سياسى صهيونيزم را رقم زده است. آنچه امروز به عنوان بانك جهانى و صندوق بينالمللى پول مىبينيم و بخش عمده تراستهاى اجتماعى، راكفلرها، مورگانها و ... اينها عمدتاً خانوادههاى يهودى در ايالات متحده هستند كه سرمايه گذارى مىكنند. فاز مسئله سفته از همين جا باز شد، اينكه ملتها و دولتها بايستى احساس كنند كه سودشان در اين است كه وام بگيرند تا آينده خودشان را رقم بزنند. غافل از اينكه وقتى وام گيرنده - عين جملهاى كه در پروتكلآمده است - اسير مىشوند. در پروتكل آمده است كسى كه از ما وام مىگيرد، يعنى وقتى ما مازاد سرمايه خود را به عنوان وام به حكومتها و دولتها و افراد و سازمانهاى مىدهيم، اين افراد و سازمانها را در واقع به خودمان متكى مىكنيم. وقتى ضريب بهره را بالا مىبريم، در واقع سازوكار و اخلالى ايجاد مىكنيم كه اينها نتوانند وام را برگردانند و مدام بيشتر بدهكار بشوند و بيشتر در چنبره عمل ما قرار بگيرند. مثل آسياى جنوبشرقى و آرژانتين كه فروپاشى عظيم داشت.
تلفن : از خبرهاى ايران هم براى ما بگوييد. دكتر عباسى : ما بايد ايشان را در همان فضايى كه وجود دارند، ارزيابى كنيم. طبيعتاً در كاليفرنيا، عمده رسانههايى كه در اختيار ايشان است، رسانههاى غربى است. نشرياتى كه از ايران در آنجا هست، بعضاً به نوعى با جمهورى اسلامى ايران عناد دارند. با حكومت ايران مشكل دارند. طبيعتاً وقتى دو طرف با هم مشكل دارند، عليه همديگر مطالب زيادى مىنويسند. ممكن است مخاطبان اخبارى كه در آن نشريات چاپ مىشود )حالا صرفنظر از اينكه صدق باشد يا كذب( تحت تأثير قرار بگيرند و بگويند پس چرا خود دستگاههاى رسمى رسانهاى جمهورى اسلامى، اينها را منعكس نمىكنند. از سوى ديگر، شبكههاى تلويزيونى و شبكههاى راديويى متفاوتى وجود دارند كه آنها هم آزادند مطالبى را منعكس كنند كه بعضاً هم با سياستهاى كلان جمهورى اسلامى هم سويى ندارند. لذا ممكن است بعضى مطالب را منعكس كنند كه باز اين هموطنان ما در آنجا هرچه در شبكههاى تلويزيونى جام جم دنبال آنها بگردند، ببينند اين مطلب اصلاً انعكاس پيدا نكرده است. در واقع در ارائه اخبار اهمّ و فى الاهم مىشود، نه توسط جمهورى اسلامى، بلكه توسط همه. اين را هم بايد در نظر بگيريم كه خيلى از اخبار جنبه شايعه دارد. يعنى اگر ما مجموعه آنچه كه در اخبار رسانههاى فارسى زبان خارج از مرزها پخش مىشود - راديو و تلويزيون و روزنامهها و مجلات - به اضافه آنچه كه در شبكههاى الكترونيكى مثل اين شبكههاى اينترنتى مطرح مىكنند، در نظر بياوريم، بخش قابل توجهى از اينها شايعه است. در واقع اگر شبكه تلويزيونى جمهورى اسلامى، به عنوان يك شبكه دولتى، قرار باشد شايعهها را هم پخش كند، بايد بابت آن هزينه دولتى بپردازد؛ يعنى در واقع ممكن است به عنوان موضع دولتى تلقى شود و دستگاه سياست خارجى بايد به جوابگو باشد. اما اگر يك شبكه خصوصى بود و به يك شايعه دامن زد و بسط داد، در نهايت بايد به دادگاه برود. به عنوان يك شبكه خصوصى پاسخگو باشد. اما همان طور كه عرض كردم، يك اهم و فى الاهم است. طبيعتاً هيچ يك از شبكهها، نه تنها فاكس نيوز و CNN كه ما مثلاً معتقديم صهيونيستها آنها را اداره مىكنند، بلكه CCTV چين و ZDF دويچه وله در آلمان و يورونيوز در اروپا نيز هيچكدام آزادى عمل مطلق ندارند. شبكه تلويزيونى جمهورى اسلامى هم چهارچوبى دارد كه در آن چهارچوب عمل مىكند. ولى واقعاً بايد آن خلاء اطلاع رسانى به شما عزيزان پر شود. غير از بحث سياست خارجى، بايستى مطالب داخل هم انعكاس بيشترى پيدا كند.
تلفن : مىدانيم كه اين كانالهاى ايرانى كه از آمريكا پخش برنامه دارند، توسط سيا اداره مىشوند. مىخواستم نقش صهيونيزم را در كنترل اينها و جهت دادن تبليغاتى كه از اين شبكهها پخش مىشود و تبليغات ضد جمهورى اسلامى و ضد اسلامى كه مىشود، توضيح فرماييد. مجرى : نقش صهيونيزم را در اداره رسانههاى كلان و شبكههاى اطلاع رسانى بزرگ مطرح كنيد. دكتر عباسى : كنترل نظام رسانهاى جهان در بحث دكترين فرهنگى، بحث هدايت افكار عمومى است. در مسئله هدايت افكار عمومى، همان دكترين سايه موضوعيت پيدا مىكند، يعنى اگر بشود افكار عمومى را هدايت كرد، اصطلاحاً در سياست به آن حكومت از راه دور يا حاكميت از راه دور مىگويند. الان بحث حمله به عراق 8 يا 10 ماه گذشته مطرح شده است. مدام آمريكايىها آتش اين بحث را داغ نگه مىدارند. با وجود آنكه قطعنامه 1414 تصويب شده، هنوز شما تيتر زيرنويس شبكه فاكس نيوز را مىبينيد: هدف، عراق. اينكه به اصطلاح تارگيت را مطرح مىكنند؛ هدف عراق، اين، چه چيزى را در بيننده القاء مىكند؟ جهت دهى افكار عمومى است. يعنى فرض مىكنيم )چون ما مطمئن نيستيم صدام اينقدر صداقت داشته باشد(، صدام اصلاً سلاحهاى كشتار جمعى هم داشته باشد و بعد بدهد دست سازمان ملل تا آنها را منهدم كند، با وجود افكار عمومى آمريكا و جهان و با اين تيترهايى كه CNN و BBC و فكس نيوز زيرنويس مىكنند، افكار عمومى خود به خود به اين سمت مىرود كه بايد جنگ بشود. پروفسور مولانا، يك استاد ايرانى متخصص ارتباطات است كه در ايالات متحده مسئوليت يك بخش رسانهاى را بر عهده دارد. يعنى يك دستگاه پژوهشى - فكرى درباره مسائل رسانهها دارد. چند وقت پيش در سمينارى كه درباره وضعيت رسانهها در آمريكا بود، ايشان كاملاً پشت صحنه اينكه صهيونيستها چقدر بر تك تك مجلات عمده و روزنامههاى فراگير ملى در آمريكا و غرب اشراف دارند و همچنين اشراف آنها بر شبكههاى تلويزيونى را تشريح مىكرد. نكته بسيار مهم اين است كه بدانيم اينها به عنوان ژورناليست معتقدند كه هم در سيستمهاى تصويرى و صوتى و هم در روزنامهها، دروازهبان هستند. مثل يك دروازهبانى كه درون دروازه مىايستد و همه توپها را مىگيرد. اينها هم همه خبرها را مىگيرند و معتقدند فقط خبرى به دست مخاطب مىرسد و به تور مخاطب اصابت مىكند كه ما نتوانيم آن را بگيريم. يعنى از دست ما در برود يا اينكه خودمان كارى كنيم كه عمداً توپ از زير دست ما عبور كند. اين رسانهها فيلتر مىگذارند و بخش محدودى از اخبار را منعكس مىكنند. نظام رسانهاى يا مطلبى را منعكس نمىكند، مثلاً درباره صهيونيستها و در زمينه اقداماتى كه در سرزمينهاى اشغالى صورت مىگيرد، مطلبى نمىگويد يا اگر براى بعضى كشورها منعكس مىكنند، اصل صحنه را منعكس مىكنند كه نوعى سيرابى به وجود بياورند. الان در حدود 40 - 30 سال است كه اينها وقتى با فلسطينىها برخورد مىكنند، در اصل آن صحنههاى خشونت آميز را مدام از شبكههاى تلويزيونى پخش مىكنند تا در واقع مخاطب جهان اسلام دچار نوعى رخوت و دلزدگى شود. ما بايد مترصد اين باشيم كه آيا ما مجاز هستيم هر شايعهاى را پخش كنيم؟ اينكه اصلاً با اساس روح دينى ما هماهنگ و سازگار است كه عليه كسى شايعه درست كنيم و پخش كنيم، حتى اگر عليه اسرائيل باشد؟ حتى اگر عليه دشمنانمان هم شايعهاى را توليد كنيم و پخش كينم، اشكال شرعى دارد. بعضى وقتها هم بعضى از اين شايعهها ايجاد اضطراب و ناراحتى در هموطنانمان مىكند. شايد خيلى خبرهاى ديگر هم باشد در اينجا، ولى ما اولويتها را در نظر مىگيريم و همان كه گفته شد، اهم و فى الاهم مىكنيم. من شخصاً به عنوان يك منتقد در جمهورى اسلامى، ادعا نمىكنم كه در كشور هيچ مشكلى نيست و ما هيچ مشكلى نداريم. طبيعتاً مشكلاتى هست، اما همان مشكلات هم در ترتيب و توالى و اولويت بايد منعكس بشوند. لذا، اينكه بعضى از هموطنان ما در خارج از كشور و در فضا و چنبره رسانهاى غرب و در فضاى رسانهاى بعضى از دوستان ايرانى ما كه به هر حال مشكلاتى با نظام دارند، گله و شكايت مىكنند، بدانند كه به هر حال چنين كاركرد رسانهاى وجود دارد. اگر شما عزيزان، به عنوان هموطن خوب ما، بعد از اينكه دهههاى متوالى در ايالات متحده يا اروپا زندگى كرديد، اگر خداى نكرده ايمانتان در اثر زندگى كردن در آن فضا كه مشحون است از جاز و راك و پاپ و كازينو و دانسينگ و كاباره، متزلزل شد، بايد اين فرض را هم بپذيريم كه با اين شبكههاى تلويزيونى هم كه اين امواج را پخش مىكنند، ايمان افراد و جوانان ما متزلزل شود و يا در اعتقادات آنها ترديد به وجود بيايد، فلذا جاى نگرانى زيادى نيست.
تلفن : اگر ممكن است در مورد جنگ داخلى لبنان توضيح بدهيد. دكتر عباسى : وقتى اسرائيل مىخواهد عملياتى انجام دهد و وارد صحنه بشود، درگيرى ايجاد مىكند. ابتدا از عناصر داخلى آنجا براى برهم زدن اوضاع استفاده مىكند. سرگرد شورشى، سعد حداد و بعد از آن هم آنتوان لحد، نيروهايى بودند كه توسط فالانژيستهاى داخل لبنان تأمين مىشدند. حداد و لحد تحت امر اسرائيلىها عمل كردند و فضاى جنگ داخلى را به وجود آوردند، تنها چون طايفهها در لبنان زياد هستند، جنگ طايفهاى شد و در نهايت هم ديديد كه خوشبختانه اكثريت شيعه آنجا به عنوان مقاومت اسلامى و حركت حزب الله موفق شدند آن فضا را تلطيف كنند. پايان برنامه پروتکلهای يهود
|