|
چند سوال در مورد مباحث ظهور حضرت مهدي (عج) |
|
|
|
۰۶ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 2 از 3 سوال 4 : دوران حكومت حضرت مهدي (عليه السلام) بعد از ظهور چه مقدار است ؟
پاسخ : در اينكه مدت حكومت و سلطنت حضرت چند سال است دقيقاً روشن نيست ، رواياتي كه در اين مورد وارد شده ، مختلف است ، زيرا مدت حكومت حضرت در روايات به ترتيب از پنج سال . هفت سال ، هشت سال ، نه سال ، نوزده سال ، بيست سال ، چهل سال ، هفتاد سال و سيصد و نه سال (مقدار توقف اصحاب كهف ) ذكر شده و نمي توان به يكي از اينها يقيناً معتقد شد و اعتماد كرد . توجيهاتي كه براي روايات ذكرشده ، عبارتند از : 1- ممكن است آغاز شكل گرفتن وپياده شدن حكومت آن حضرت پنج سال يا هفت سال ودوران تكاملش چهل سال و دوران نهاييش بيش از سيصد سال باشد .8 2- شايد پيامبر و ائمه (عليه السلام) عنايتي داشته اند كه مدت كامل آن را مشخص نسازند تا آنها كه هوس امام زماني مي كنند نتوانند مدت ادعاي خود را بر مدت مسلم حيات مهدي (عليه السلام) بعد از ظهور تطبيق كنند ، زيرا اگر به طور صريح مثلاًف فرموده باشند ، شش سال و قول ديگري در برابر آن نبود جاي اين بود كه مثلاف فرقه ضاله بهايي آن را با ادعاي سيد علي محمد باب تطبيق كنند و غوغايي به راه بياندازند ». 9 با اينكه از سال ادعاي سيد علي محمد باب 1260 تا سال تير باران شدنش 1266 ، شش سال بود و در مدت حكومت حضرت قول به شش سال وجود ندارد ، در عين حال . اصرار دارند كه از روايات وارده استفاده كنند و او را مهدي موعود قلمداد نمايند ، چه رسد به اينكه اگر مدتي مشخص بود . به هر حال ، با قطع نظر از روايات اسلامي ، مسلم است كه اين همه آوازه ها و مقدمات براي يك دوران كوتاه مدت ، مانند پنج يا هفت سال نيم تواند باشد ، بلكه قطعاً براي مدتي طولاني است كه ارزش اين همه تحمل زحمت و تلاش و كوشش را داشته باشد ، لذا در بعضي از روايات از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه مدت حكومت حضرت هفت سال است ، اما هر سال آن برابر ده سال شماست ؛ يعني مدت حكومت هفتاد سال است .10 از اينجا معلوم مي شود كه عنايتي در كار بوده كه مدت حكومت درست مشخص نشود . اما اينكه مدت كوتاهي باشد ، شايد قابل قبول نباشد . سوال 5 : پيروزي حضرت مهدي بر سلاحهاي مخرب و اتمي چگونه ميسر است ؟ به تعبير ديگر ، آن حضرت در برابر اين سلاحهاي مخوف و خطرناك چگونه مانند جدش با شمشير قيام خواهد كرد ؟ چگونه با سلاحهاي قديم مانند شمشير و غيره با ارتش هاي دنياي آن روز جهاد مي كند ؟ آيا مي توان تصور كرد كه كسي بتواند به وسيله شمشير با سلاحهاي اتمي و بمب هاي ئيدروژني و امثال آن به جنگ بپردازد و پيروز شود ؟ پاسخ : اولاً ، مقصود از خروج با شمشير كه در روايات به آنها اشاره شده ، مأموريت به جهاد وتوسل به اسلحه براي اعلاي كلمه حق است ، زيرا شمشير سمبل مبارزه و جنگ است ، نه آنكه موضوعيت داشته باشد . بنابراين ، قيام با شمشير ، كنايه از قيام با اسلحه و پيكار و جهاد و تعيين نوع مأموريت آن حضرت است و اينكه آن حضرت مأمور به مصالحه با كفار نيست . بديهي است كه حضرت با هر اسلحه اي كه لازم باشد با كفار و ستمگران جهاد مي كند و از هر گونه اسلحه اي كه در زمان ظهور آن حضرت متداول باشد . استفاده مي نمايد . ثانياً ، از كجا كه در زمان ظهور آن حضرت ، اين اسلحه هاي مهيب در اختيار بشر باقي باشد . زيرا ممكن است كه در اثر حوادث وآشوبها و انقلابات شديد و جنگهاي خانماسوز جهاني كه پيش از ظهور آن حضرت واقع مي شود ، اين اسلحه هاي جهنمي معدوم شود . يكي از اموريكه در احاديث از آن خبر داده شده ، جنگهاي جهان گيري است كه در اثر آن بيشتر نقاط زمين از سكنه خالي شده و شهرها ويران مي شود و دراثر آن جنگها قهراً اين نوع سلاحها نابود مي گردند . ثالثاً ، جنگها و كشتارهاي بي رحمانه و بكارگيري سلاحهاي اين چنيني نتيجه جهل و ضلالت و بي خردي بشر است كه در عصر ظهور عقل مردم كامل مي شود و بر فرض هم كه سلاحهاي مخرب در اختياز داشته باشند ، آن را عليه يكديگر بكار نمي گيرند و نيروهايي كه بايد آن سلاحها را بكار گيرند ، به حقانيت حضرت پي مي برند ، هر چند كه سردمدارنشان دستور بكارگيري آن سلاحها را بكار گيرند ، به حقانيت حضرت پي مي برند ، هر چند كه سردمدارانشان دستور بكارگيري آن سلاحها را صادر مي كنند ، ولي آنان اجرا نمي كنند . اگر در بيست سال قبل از انقلاب اسلامي درايران به رهبري امام خميني (ره) كسي خبر مي داد كه رهبري انقلاب اسلامي در ايران به رهبري امام خميني (ره) كسي خبر مي داد كه رهبري انقلاب بر شاه و ارتش تا دندان مسلح او پيروز مي شود ، در حالي كه كمترين سلاح روز را در اختيار ندارد ، براي مردم قابل پذيرش نبود ، ولي همگان ديديد كه ارتش و نيروهاي مسلح طاغوت از فرمان فرمانده سرپيچي كرده و سلاحها را عليه انقلابيون بكار نگرفتند و طرفداران انقلاب با دست خالي و باشعار الله اكبر ، بر ارتش قوي پنجه شاه پيروز شدند ، به تعبير بهتر ، مردم ارتش را تسخير كردند ، نه تسليم ؛ يعني امام و رعيت آنچنان برخورد مي كردند كه دستها توان اينكه روي ماشه تفنگ ها برود نداشت و سربازها از پادگانها فرار مي كردند و خلبانان اعلام وفا داري نمودند و جز اندكي از نيروها كه وفادار مانده بودند ، اكثريت به ملت پيوستند . در زمان ظهور حضرت نيز علاوه بر تأييدات رباني و كمكهاي عالم بالا و به ياري آمدن ملائكه ، به طور طبيعي نيز پيشرفتها حاصل است . اين است كه سخني در بين مردم رايج است كه در عصر حضرت سلاحها از كار مي افتد ، يعني سلاحها اساساً به كار گرفته نخواهد شد تا تخريب نمايد و يا كسي را نابود نمايد و آن مقدار هم كه بكار گرفته مي شود ، حضرت نيز درمقابل آن توان مقابله را دارد و در اثر پيشرفتهاي سريعي كه نصيب حضرت مي شود ، بسياري از اين سلاحها و نيروهاي بكارگيرنده آن در اختيار حضرت قرار مي گيرند . بنابراين ، پيروزي حضرت امري طبيعي و عادي است .
سوال 6 : تسخير جهان با ياران اندك چگونه ممكن است ؟ چگونه حضرت مهدي با 313 نفر بر حدود شش مليارد انسان عالم پيروز مي شود ؟ آيا اين همه انسانها از آداب و سنن و اخلاقشان دست بر مي دارند ؟ آيا غلبه آن حضرت به طور اعجاز و خرق عادت است يا آنكه با ملاحظه اسباب و علل وعوامل ظاهري نيز غلبه و پيروزي آن جناب ممكن است ؟ پاسخ : بر حسب روايات وارده تعداد نيروهاي حضرت منحصر در 313 نفر نيست ، بلكه آنان ياران مخصوص حضرت هستند و تا نيروهاي حضرت به ده هزار نفر نرسد ، آغاز به جنگ نخواهد كرد11 و علي الدوام به تعداد نيروهاي حضرت افزوده خواهد شد . اما غلبه حضرت بر عالم هم ممكن است از طريق اعجاز باشد و هم ممكن است از طريق عايد صورت گيرد و هم ممكن است به هر دو طريق باشد . چنانكه براي پيامبر (عليه السلام) اين چنين بود . اما از طريق اعجاز حصول چنين غلبه مطلقي براي آن حضرت طبق خواست خداي سبحان امري ممكن ومعقول است و با وعده هاي صريح و بشارتهاي حتمي كه در قرآن مجيد آمده بدون شبهه حاصل خواهد شد . خداوند بنابر مصداق «كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله »12 ، آن حضرت و ياران محدودش را كه از بندگان شايسته خدا هستند بر تمام ملل غالب و حاكم كرده و او را وارث زمين قرار خواهد داد . اما از طريق علل و اسباب عادي و ظاهري هم حصول چنين فتح و غلبه اي و تشكيل آن حكومت واحد جهاني ممكن و عملي خواهد بود ، زيرا آن حضرت در موقعي ظهور مي كند كه اوضاع و احوال اجتماعي ، اخلاقي و سياسي كاملاً مساعد باشد . درآن موقع ، همه ملل از مدنيت معنوي و اخلاقي محروم و دشمني و كينه توزي و ظلم و تجاوز همه را نسبت به يكديگر بدبين و از هم جدا ساخته و اتحاد و وحدت و همفكري و همكاري به كلي از ميان بشر رخت بربسته و از اينكه كسي بتواند بدون امدادهاي غيبي جامعه را رهبري كند ، مأيوس مي شوند . خلاصه همه با هم در مبارزه و جنگ عليه يكديگر و همه ازوضع موجود ناراضي اند و از مكتبهاي مختلف كه عرضه مي شود نااميد بوده و منتظر تغيير رژيم و انقلاب و عوض شدن اوضاع و كنار رفتن زمامداران خدا نشناس و برداشته شدن مرزها و القاي تجزيه ها و تقسيمها هستند . در چنين شرايطي حضرت مهدي (عليه السلام) و اصحابش با نيروي ايمان و اخلاق حسنه و با نجات بخش ترين برنامه هاي عمراني و اقتصادي و عدالت اجتماعي براي انقلاب و دعوت به قرآن و اسلام ، قدم به ميدان مي گذارند و آن نهضت الهي و دعوت روحاني را شروع مي كنند . معلوم است كه اين جمعيت با آن برنامه ها و وضع كار ، در آن دنياي پرآشوب و غرق در توفان گرفتاريها و فشارها ، دلها را به خود متوجه كرده و فاتح و پيروز وموفق مي شوند و هيچ نيرويي نمي تواند در برابر آنها مقاومت كند . چنانكه در صدر اسلام هنگام ظهور حضرت محمد (صل الله عليه و اله) نيز وضع اين چنين بود ومردم خسته از آداب و رسوم غلط و به ستون آمده از ستم اربابان و ملوك با شنيدن صداي حق و عدالت لبيك گويان تسليم شدند و اسلام در كمترين زمان ممكن كسراي ايران و قيصر روم را درهم كوبيد . به هر حال ، وضع امام عصر نيز اين چنين است ؛ يعني اغلب مردم با اراده و اختيار خود و با درك و شعوري كه دارند به حقانيت حضرت پي مي برند و تسليم او مي شوند ، لذا پيروزي بر عالميان هم از لحاظ عادي و طبيعي و هم از لحاظ غير مادي و اعجاز ميسر است و منعي ندارد .
سوال 7 : منظور از آيين جديد چيست كه در روايات وارد شده است وقتي امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) ظهور كرد ، به امر جديد مي آيد و دستوراتش جديد است و كتاب جديد و سنت جديد دارد؟ مگر او پيامبر است كه آيين جديد دارد آيا دستورات او ناسخ دستور پيامبر است ؟
پاسخ : در مورد دستورات وآيين حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) دو دسته روايات وارد شده است : يك دسته منشأ پيدايش اين فكر شده كه حضرت داراي آيين جديدي است ، لذا مناسب اين است كه نخست به اين دسته از روايات اشاره كنيم ، سپس به ديگر از روايات مي پردازيم . ابتدا به اين پرسش پاسخ ميگوييم: دسته اول ، رواياتي است كه منشأ توهم دين جديد شده است و آنها عبارتند از : 1-از امام صادق (عليه السلام) از سيره حضرت مهدي (عليه السلام) سوال شد ، حضرت فرمود :« يصنع ما صنع رسول الله ، يهدم ما كان قبله كما هدم رسول الله امر الجاهليه و يستأنف الاسلام جديداً13 ؛ همان كاري را كه رسول خدا (صل الله عليه و اله) انجام داد ، مهدي انجام مي دهد . بد عتهاي موجود را خراب مي كند ، چنانكه رسول خدا (صل الله عليه و اله) اساس جاهليت را منهدم نمود، آنگاه اسلام را از نو بنا مي كند ». 2- شخصي به نام ابو خديجه از حضرت صادق (عليه السلام) نقل مي كند كه حضرت فرمود :« اذا خرج القائم جاء بامر جديد كما دعا رسول الله في بدء الاسلام الي امر جديد14 ؛ هنگامي كه قائم ظهور كرد با امرجديد خواهد آمد ، چنانكه رسول خدا در آغاز اسلام مردم را به امر جديد دعوت مي كرد ». 3- در حديثي ديگر امام صادق (عليه السلام) فرمود :« اذا خرج القائم يقوم بامر جديد وكتاب جديد و سنه جديد و قضا جديد ...15 ؛ هنگامي كه قائم ظهور كند با امر جديد و كتاب و رفتار وقضاوت جديد ظهور مي نمايد ...» روايات ديگري كه با اين نوع روايات هماهنگ هستند از آنها استفاده مي شود كه حضرت مهدي (عليه السلام) با دين جديد مي آيد ، در حالي كه اين چنين نيست و حضرت مروج دين جدش پيامبر اسلام است . كه روايات دسته دوم دال بر آن است كه ذيلاً به آنها اشاره مي شود : 1- ابو سعيد خدري از رسول خدا (صل الله عليه و اله) روايت مي كند كه حضرت فرمود : « يخرج رجل من اهلبيتي و يعمل بسنتي 16؛ يكي از اهل بيت من قيام مي كند و به سنت و روش من عمل مي كند ». 2- قال رسول الله (صل الله عليه و اله) : القائم من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي و شمائله شمائلي و سنته سنتي يقيم الناس علي طاعتي و شريعتي و يدعوهم الي كتاب ربي17 ؛ پيامبر (صل الله عليه و اله) فرمود : قائم از فرزندان من ، همنام و هم كنيه من است ، شمايل و رفتارش ، شمايل و رفتار من است و مردم را به اطلاعت من و دين من وادار مي نمايد و به قرآن دعوتشان مي كند ». 3- رسول خدا در ضمن حديثي ديگر فرمود : «و ان الثاني عشر من ولدي يغيب حتي لا يري و ياتي علي امين بزمن لا يبقي من الاسلام الا اسمه و لا يبقي من القرآن الا اسمه فحينئذ يأذن الله تبارك و تعالي بالخروج فيظهر الله الاسلام به ويجدده18 ؛ دوازدهمي از فرزندانم به طوري غايب مي شود كه اصلاً ديده نمي شود .زماني خواهد آمد كه از اسلام جز اسمي و از قرآن جز رسم و اثري باقي نمي ماند ، در آن هنگام خدا به وي اجازه نهضت مي دهد و به وسيله او اسلام راتقويت كرده ، تجديدش ميكند ». چنانكه ملاحظه مي فرماييد اين احاديث بالصراحه دلالت دارند بر اينكه برنامه امام زمان و رفتارش ترويج و بسط اسلام و تحديد عظمت قرآن است و به منظور اجراي سنتهاي پيامبر مقاتله مي كند . بنابراين ، اگر اجمالي در احاديث دسته اول وجود داشت با توضيحاتي كه در اين احاديث آمده است برطرف مي شود . در مجموع بايد احاديث را به گونه اي تفسير كرد كه رفع شبهه شود بدين بيان كه در درزمان غيبت ، بدعتهايي در دين گذاشته مي شود و احكامي از اسلام و قرآن بر طبق ميل مردم تأويل و تفسير مي شود و بسياري از حدود و احكام چنان فراموش مي شوند كه گويا اصلاًف از اسلام نبودند . وقتي كه مهدي (عجل الله تعالي فرجه) ظور كرد ، بدعتها را ابطال مي كند و احكام خدا را به همان گونه اي كه صادر شده بود ، ظاهر مي سازد . حدود اسلامي را بدون سهل انگاري اجرا مي كند و معلوم است كه براي مردم چنين برنامه اي تازگي دارد . امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد : « اذا قام القائم سار بسيره رسول الله الا انه يبين اثار محمد19 ؛ .وقتي قائم قيام كرد به سيره رسول خدا (صل الله عليه و اله) رفتار مي كند ، لكن آثار محمد را تفسير و بيان مي كند ». به هر حال ، مردمي كه اركان و اصول مسلمه اسلام را رها كرده و تنها به برخي ظواهر آن اكتفا كرده اند ، از اسلام جز نماز و روزه واجتناب از نجاسات چيزي نمي دانند ، آن هم بعضيها دين را در مسجد محصور كرده و حقيقت آن در اعمال و حركاتشان نفوذ ندارد . در كوچه و بازار و خانه اثري از اسلام نيست ، اخلاقيات و دستورات اجتماعي را ابداً از اسلام محسوب نمي دانند ، صفات زشت در نظرشان اهميت ندارد و به بهانه اينكه واجبات و محرمات اختلافي هستند از زير بار آنها شانه خالي مي كنند محرمات الهي را با حيله هاي گوناگون و تأويلات صوري جايز مي شمارند ، از اداي حقوق واجبه خود داري مي نمايند ، به دلخواه خود احكام دين را تأويل مي كنند ، از قرآن فقط به قرائت ، تجويد و احترامات صوري را اكتفا مي نمايند . اگر امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) ظاهر شود و به آنان بگويد : شما از حقيقت و گوهر دين به دور افتاديد و آيات قرآن و احاديث پيامبر را برخلاف واقع تفسير و تأويل كرده ايد ، چرا حقيقت نوراني قرآن و اسلام را رها كرده ايد و به بعضي از ظواهرش قناعت كرده ايد ؟ شما اعمال و رفتارتان را با دين تطبيق نكرده ايد ، بلكه احكام دين را با دنياي خودتان توجيه نموده ، سازش داده ايد و امام حسين (عليه السلام) تنها براي گريه كشته نشد و چرا هدف جدم را پايمال كرده ايد ؟ دستورات اخلاقي و اجتماعي را بايد از اركان اسلام بدانيد و جزء برنامه عملي خويش قرار دهيد و اسلام را درمساجد محصور نكنيد و با حيله ها از زير بار احكام خدا شانه خالي نكنيد ، وظيفه امر به معروف و نهي ازمنكر را انجام دهيد و فلان بدعت و فلان و فلان ... را از اسلام بيرون كنيد . قطعاً چنين دين و برنامه اي بر ايشان تازگي داشته و از آن وحشت مي كنند و اساساً اسلامش نمي دانند ، زيرا تاكنون اسلام را جور ديگر تصور كرده بودند . آنان مي پنداشتند ترقي و عظمت اسلام در تزئين مساجد ومناره ها بلند است ، اگر امام بفرمايد عظمت اسلام به عمل صالح و راستي و درستي وامنت ووفاي به عهد واجتناب از حرام است ، براي شان تازگي دارد ، آنها گمان مي كردند وقتي امام زمان (عليه السلام) آمد تمام اعمال مسلمين را تصحيح مي كند و به اتفاق آنان در گوشه مسجد مشغول عبادت مي شود، اما اگر مشاهده كننده كه از شمشير امام زمان خون مي چكد و مردم را به سوي جهاد و امر به معروف ونهي از منكر دعوت مي كند و نمازگزاران ستم پيشه را به قتل مي رساند و مانع الزكوه را گردن مي زند ... برايشان تازگي دارد و جديد است ، اين است معناي آيين جديد نه آنكه او دين جديد بياورد ، بلكه دين محمد (صل الله عليه و اله) را به گونه اي كه تاكنون نبود تفسير وتبيين مي كند .
سوال 8 : آيا قبل از ظهور حضرت مهدي دو سوم مردم جهان كشته مي شوند ؟
پاسخ : از جمله چيزهايي كه به عنوان علائم ظهور حضرت مطرح است و در روايات به آنها اشاره شده اين است كه دو سوم مردم جهان از بين ميروند ، البته اين قطعاً از علائم حتميه نيست كه بايد حتما واقع شود و شايد هم خداوند عنايتي كرده و چنين نشده است ، ولي با وضع مسابقه تسليحاتي كه امروز درجهان وجود دارد و با توجه به اينكه هر روز احتمال جنگ جهاني ،آن هم با سلاحهاي اتمي مي رود ،احتمال وقوع چنين كشتار جمعي قريب الوقوع بوده و ممكن است واقع بشود . اينك به بعضي از اين نوع روايات اشاره مي كنيم : 1- امير المؤمنين (عليه السلام) فرمود : « لا يخرج المهدي حتي يقتل ثلث ويموت ثلث و يبقي ثلث20 ؛ حضرت مهدي قيام نمي كند ، مگر زماني كه يك سوم مردم كشته شوند و يك سوم ديگر بميرند و يك سوم باقي بمانند .» 2- امام امير المؤمنين (عليه السلام) فرمود ك « بين يدي المهدي موت احمر و موت ابيض و جراد في غير حينه كالو اني الدم فاما الموت الاحمر فالسيف و اما الابيض فالطاعون21 ؛ نزديك ظهور حضرت مهدي مرگ سرخ و مرگ سفيد وملخ درغير زمانش مي باشد كه مانند رنگ خون است واما مرگ سرخ مرگ با شمشير است و مرگ سفيد طاعون است ». (مرگ با شمشير كنايه از جنگ است كه به صورت عمومي واقع مي شود كه يك سوم مردم را دركام خود فرو مي برد ). 3-امام صادق (عليه السلام) فرمود: « لا يكون هذا الامر حتي يذهب ثلثا الناس فقيل له فاذا ذهب ثلثا الناس فما يبقي ؟ فقال (عليه السلام) اما ترضون ان تكونوا الثلث الباقي22 ؛ اين امر (قيام حضرت مهدي ) واقع نمي شود تا آنكه دوسوم مردم بروند (كشته شوند) . به حضرت عرض شد اگر دو ثلث مردم بروند پس چه كسي باقي مي ماند ؟ حضرت فرمود : شما دوست ندارد كه از آن ثلث باقي مانده باشيد . چنانكه ملاحظه مي كنيد در اين روايات و مشابه آنها به كشته شدن دو سوم مردم جهان قبل از ظهور تصريح شده است ، اما اينكه اين امر قطعاً واقع مي شود يا اينكه بداء حاصل مي شود ، علمش نزد خداست .
|