spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
چند سوال در مورد مباحث ظهور حضرت مهدي (عج) چاپ پست الكترونيكي
۰۶ خرداد ۱۳۸۵
رفتن به
چند سوال در مورد مباحث ظهور حضرت مهدي (عج)
صفحه 2
صفحه 3

سوال1 : اگرظهور حضرت مهدي عليه السلام همراه و ملازم پر شدن زمين از بيداد و ستمگري است ، آيا كوشش در راه نشر احسان و نيكي و تقوي فايده دارد يا خير؟
جواب : اولا ، تنها ظرف حتمي و غير قابل تغيير ظهور، پر شدن جهان از ستم نيست. بلكه ظهور، ظرف ديگري هم دارد كه صلاح گروهي از مردم و آمادگي بشر براي پذيرش حكومت عدل و جهاني امام عليه السلام است. 1
ثانيا .‌دو واقعيت ستم و پر شدن ، از امور نسبي اند.

ثالثا، سخن عقل و فطرت و نيز نداي تربيتي تمامي انبيا و اوليا اين است : حتي اگر تمام اقطار جهان را فساد و ستم فرا گرفت ، هرگز نبايد از تلاش در راه اصلاح فرد و جامعه دريغ كرد. تجربه نيز نشانگر ثمرات تلاش هاي آن بزرگواران در همين موقعيت هاي حساس است . چه بسيار انسان هاي پاك و والا را كه علي رغم اكثريت فاسد و جريان فراگير فساد اجتماعي در همين موقعيت ها تربيت كرده و به جامعه تحويل داده اند!
رابعا، مصلحان و مربيان بشريت چنين توصيه كرده اند :
انسان هاي متقي در راه اثرگذاري در محيط تلاش و كوشش كنندنه اين كه خودتحت تاثير محيط و جامعه باشند.
امر به معروف و نهي از منكر رادر اولويت قرار داده هيچ گاه آن ها را ترك نكنند.
هرگز از روح وتاييدات خداوندي نااميد نگردند كه اين ياس خود از گناهان كبيره محسوب مي شود.2
در بيان وظايف چشم به راهان در ضمن احاديث چنين آمده است :
امام باقر عليه السلام درباره ي اين آيه كه مي فرمايد :« اي مومنان ! صبر پيشه كنيد و يك ديگر را به آن توصيه كنيد و ارتباط يابيد.»3 فرمودند :« منظور اين است كه بر انجام واجبات شكيبا باشيد ، بر دشمنان خود صبر پيشه كنيد و با امام چشم به راه خود مرتبط باشيد »4
نيز امام صادق عليه السلام فرمود :
« آن كس كه دوست دارد از ياران قائم ما باشد بايد كه چشم به راه باشد ، به پارسايي و حسن خلق رفتار كند و. ..»5
نتيجه اين كه ظهور و حكومت حضرت مهدي عليه السلام دو ظرف دارد ، ظرف انتخابي ما ـ كه صلاح و تقوي است ـ و ظرف قهري ستم كه نتيجه ي عدم كوشش و تلاش مردم و روند عادي روزگاران است . به حكم عقل و دستورات شرع ، انسان هاي دوران غيبت مامورند كه ظرف اول را درباره ي خود و سپس ديگران ايجاد و آماده سازند.
در اين زمينه ،‌نگاه كنيد به :
ـ منتخب الاثر (عربي) : 493 ـ 500.
ـ ترجمه ي مكيال المكارم : عليه السلام : 165 ـ 613 .
ـ معرف امام عصر عليه السلام : 219 ـ 312 .
ـ مهر محبوب : 88 ـ 114 و 258 ـ 268 .



سوال2: با وجود اين همه افراد متقي و متديني كه دست اندركار امورخير سطح جهان اند ، چرا حضرت مهدي عليه السلام ظهورنمي كنند؟
جواب : اولا وجود افراد صالح وخير علت تامه ي ظهور نيست ، هر چند زمينه فراهم كننده ي آن است . اصل ظهور به خواست و حكمت خداوند بستگي دارد . اراده ي خداوند علت تامه و فاعلي ظهور است كه تعيين ، تقديير و امضا مي كند. آمادگي روحي و معنوي مردمان زمينه ي آن است . آنان هرگاه آماده شوند ودعا كند خدا و اراده فرمايد و حكمتش به ظهور تعلق گيرد ، آن حضرت ظاهر مي شود. اين نيست كه بگوييم : چون افراد صالح اند، چرا كه ظهور نمي شود ؟ بلكه وظيفه ي ما ، در صورت صلاح و تقواي مردم ، دعا و استغاثه است .افراد صالح بايد براي تعجيل در فرج ظهور دعا كنند و چشم به راه بودن را نشان دهند.
از سوي ديگر، ترديد در صغراي قضيه است كه گفته مي شود مردم با تقوا و صالح اند. كجا افراد متقي و صالح بسيارند ؟ وجود آنان درچنين روزگاري (به تعبيرات روايات) از گوگرد سرخ نيز كم تر است. دين نيز در دست افراد بشر ، به سان گوگرد سرخ ، كم ياب است و نگهداري آن چون آتش در كف دست است. اگرخوب ها و خوبي هاي بيشتر تحليل شود و با ملاك هاي قرآني و روايي و اخلاق اهل بيت سنجش شود6 و به دقت ، تفكرات ، اعتقادات ، اعمال و عمل كرد فردي و اجتماعي و نحوه ي برخورد با دين مطالعه شود، آن گاه معلوم مي شود كه افراد صالح چه قدر نادرند. داستاني را از پدر يكي از مراجع ديني مي آورم . او گفته بود :
يكي از صلحاي شهر به درگاه امام زمان عليه السلام بسيار استغاثه مي كند و عر ض مي كند :« آقا ! با وجود اين همه افراد صالح چرا ظهور نمي كنيد؟ مدت ها گريه و زاري مي كند . ايشان براي اين فرد ظاهر مي شوند. مي فرمايند : براي اين كه امتحان كني كه چند نفر از مردمان حقيقتا صالح اند، شب جمعه ، چهل نفر از صالح ترين افراد را در منزل يكي از بهترين صالحان شهر گرد آور، فلان قصاب را هم ( كه او نيز از متقي ترين و بهترين مردم بود ) بخوان وسه راس بزغاله آماده كن و قصاب و بزغاله ها را در پشت بام ببر.
آن مرد نيك شب جمعه اي را انتخاب مي كند و از ميان تمام صلحا، 40 نفر را دعوت مي كندو در حياط منزل اجتماع مي كنند . اين ها همه مي نشينند و استغاثه ميكنند. (ضمنا آن حضرت سپرده بودند كه او به مردم نگويد بزغاله ها و قصاب در پشت بام اند) يك مرتبه مي بينند نوري بر فراز بام ظاهر شد. يقين مي كنند كه امام زمان عليه السلام تشريف آوردند. آن گاه نور به طرف پشت بام مي رود. يكي از صلحا را كه بسيار مرد نيكي بوده است صدا مي زنندكه : به پشت بام بيا.
او به پشت بام مي رود. بعد از چند دقيقه ، مي بينند كه از پشت بام خون جاري شد! يقين مي كنند كه امام زمان عليه السلام اين شخص را سر بريده اند و اين خون اوست . گروهي فرار مي كنند. چند دقيقه ي ديگر صدا مي كنند و مي گويند : فلان شخص (يكي ديگر از صلحا) بيايد.
آن صالح هم به پشت بام مي رود. چند لحظه ي ديگر مي بيننند كه باز هم از ناودان خون جاري شد و يقين ميكنند كه نفر دوم هم به دست آن حضرت سر بريده شد. تمام آنها مي روند و سه نفر بيشتر نمي مانند. نفر سوم را صدا مي كنند. در اين هنگام فقط همان نفر مي ماند و بقيه هم مي روند. او هم ـ يكي از افراد بسيار صالح بودـ بالا مي رود سپس خون از ناودان جاري مي شود.
بعد امام عليه السلام به آن فرد استغاثه كننده و بي تاب مي فرمايد :« مردم اين گونه اند. با اين كه يقين كردند كه ما تجلي كرديم ـ به خاطر اين كه گمان كردند (نه يقين)كه آنان سر بريده شدند ـ همه آن ها پا به فرار گذاشته و رفتند ، حال آن كه اين خون بزغاله هايي بود كه قصاب سر مي بريد !»
مردم بايد امتحان گردند واز امتحان در آيند.و غير از اين داستان ، داستان هاي زياد ديگري در تاريخ هست كه اتفاق افتاده و نشان داده كه مردم هنوز آماده ي ظهورنيستند . با زبان ، ظهور را مي خواهند‌، ليكن در دل رنگ ديگري دارند. هنگامي كه امتحان پيش مي آيد ، حقايق آشكار مي گردد :
« احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا : امنا و هم لا يفتنون؟! ولقد فتنا الذين من قبلهم ...»7
يكي از سنت هاي لايتغير خداوند ، امتحان است . امتحان كه پيش بيايد ، بسياري از مردم مردود مي شوند و بسياري هم تجديد. قبول شده در مرحله ي اول بسيار اندك است . آن چه بر ماست اين است كه : به سوي صلاح حقيقي (نه ادعايي و ريايي) رو آوريم و در همان حال از دعا و استغاثه نكاهيم. انديشه و دلمان ، ظهور امام عصر عليه السلام و پيروي از حضرت او باشد تا مگر خداوند منان به دعاي سوخته اي ترحم كندو جهانيان را از سرگرداني و حيرت نجات بخشد. آري ، وظيفه ي ما دعا و استغاثه و صلاح و اصلاح است.
در اين باره ، مراجعه كنيد به :
ـ مكيال المكارم عليه السلام : 255 ـ 262
ـ روزگار رهايي : 1 ـ 349 .
ـ پيوند معنوي.
ـ معرفت امام عصر عليه السلام 288.
ـ مهر محبوب : 2528 ـ 261.
 


سوال 3 : معروف است كه حضرت مهدي عليه السلام هنگامي خروج مي كند كه گستره ي زمين از ستم و جور آكنده شود تا تمامي اقطار آن را از داد ودادخواهي مملو سازد. اكنون آيا مي توان نتيجه گرفت كه براي ظهور و نزديك تر شدن زمان آن ، به جور و فساد كمك كنيم در نتيجه ،‌اگر پر شدن زمين از ستم و جور شرط خروج ايشان است، در آن صورت وظيفه ي منتظر چيست؟ فراهم ساختن آن شرط ؟!

جواب : جمله ي «يملا الارض عدلا كما ملئت جورا» در روايات گوناگوني آمده است . تنها در كتاب شريف بحارالانوار ، 31 مورد اين تعبير ،‌با اندكي اختلاف در عبارات ، ديده مي شود، اما مضمون و سياق عبارت هيچ يك از روايات ، شرط بودن ستم را براي ظهور حكايت نمي كند ، بلكه يكي از دو ظرف را بيان مي دارد . ظرف اول، صلاح و تقوي و ظرف دوم، جور و فساد . ظرف چيزي است و شرط چيز ديگر. مثال زير نزديك كننده ي معناي حديث است :
به دوست خود مي گوييم : روز جمعه بعدازظهربه ديدار تو خواهم آمد. آيا معناي جمله اين است كه ديدن ، به روز جمعه بستگي دارد و اگر روز جمعه نتوانستم ، ديدار تو منتفي است يا معناي سخن اين است كه روز جمعه ظرف ديدار من از توست، نه شرط آن ؟
بنابراين ، امكان و احتمال مي رود كه روزي ديگر ، ديدار انجام پذيرد و اگرمي خواستيم شرطيت را بيان كنيم ، چنين مي گفتيم :« شرط آمدن من فرا رسيدن روز جمعه است»
نكته دوم اين است كه :
ميان آنچه وظيفه ي ماست و آن چه به طور قهري و طبيعي پيش مي آيد تفاوت روشني هست. وظيفه ي انسان ها از نظر اسلام وقرآن و روايات اهل بيت و عقل . پيش گيري از فساد ، تربيت و تكامل در طريق بندگي ، رعايت تقوي و طهارت و شناخت خداوند ونبوت و امامت و معاد و عمل بر مقتضاي آن اعتقادات است. لذا در بيان وظايف مردم در زمان غيبت و تاكيد بر اين شناخت ها و عمل بدان ها،‌چه بسيار احاديث وارد شده است .
نتيجه اين كه پر شدن زمين از ستم و فساد يكي از دو ظرف ظهور حضرت مهدي عجلالله تعالي فرجه است و نه ظرف منحصر به فرد و نيز نه شرط آن و وظيفه ي ما ايجاد ظرف ديگر يعني صلاح و تقوي است . به بيان ديگر ، اين روايات بيانگر وضعيت و جريان عمومي جامعه در زمان ظهور است و روايات انتظار فرج ، تعيين كننده ي وظايف فرد منتظر در دوران غيبت است كه فرد منتظر بايد صلاح و اصلاح پيشه كند و هرگز شايسته نيست اين دو دسته مطلب به هم آميخته شود.
در اين مورد، مراجعه فرماييد به :
ـ خورشيد مغرب : 257 ـ 334 (فصل سيزدهم).
ـ پيوند معنوي.
ـ ترجمه مكيال المكارم 2 : 165 ـ 613.
ـ معرفت امام عصر عليه السلام .
ـ گفتارهايي پيرامون امام زمان عليه السلام فصل يازدهم.
ـ نجم ثاقب ، باب دهم.




 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.