|
کالبدشکافی صهیونیسم، شکلگیری، ساختارها و فعالیتها |
|
|
|
۰۶ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 2 از 2
عوامل اولیه شکل دهنده جنبش صهیونیسم دو عامل باعث شکلگیری جنبش صهیونیسم شدند:
وعده الهی: در متون و تعالیم تلمودی ادعا شده است که یهودیان دارای حقوق الهی در سرزمینهای اسلامی هستند، این سرزمینها عبارتاند: «از رود ـ فرات ـ تا دریای غربی ـ نیل جایگاه و محل استقرار شماست»[۱۰] «و میراث ابدی شماست». خدا خطاب به موسی گفت: «من یهوه هستم».[۱۱] «یهوه پرودگار خود صهیون قدس ـ را برگزید تا جایگاه و مسکن او باشد».[۱۲] کوچک شمردن دیگر ملل در طول تاریخ و در تمام اماکن و به مذلت کشاندن آنها در همه جای که در آن حضور دارند باعث گردید تا گسترش شکلگیری جنبش صهیونیسم سرعت یابد.
اهداف صهیونیسم و راهکارهای آن: اهداف سهگانه صهیونیسم عبارتاند از: یک: پاسداری از برتری نژادی یهودی و جلوگیری از ذوب شدن در دیگر نژادها.
دو: تلاش برای بازگشت به سرزمین موعود و برپایی دولت اسرائیل. یک متفکر صهیونیست میگوید: «ما پول و ثروت بسیار عظیم و گستردهای داریم پس باید از تمامی ابزارهایی که در اختیار داریم برای بازپسگیری سرزمینمان استفاده کنیم».[۱۳]
سوم: تسلط بر تمامی ملل روی زمین و به تسخیر درآوردن تمامی آنان در راستای خدمت به نژاد یهود.
راهکارهایی که صهیونیسم برای تحقق اهداف خود در دستور کار قرار داده است:
یک: ریشهدار نمودن اندیشه صهیونیستی ـ اندیشه بازگشت به سرزمین موعود و برپایی دولتی دارای حاکمیت ـ در ذهن تمامی یهودیان.
دو: تبلیغ و بسط اندیشههای صهیونیستی در میان تمام متفکران و سیاستمداران جهان.
سه: فریفتن دولتهای ابرقدرت با وانمود کردن این مطلب که تحقق منافع آنها در گرو منافع صهیونیسم است.
چهار: ایجاد سازمان جهانی صهیونیسم دائم برای اجرای دستورالعملهای کنگره بال آنرا در سال ۱۸۹۷ به تصویب رساند.
وابستگیهایی که صهیونیسم بر آن تکیه دارد
صهیونیسم به سه امر وابسته است: وابستگی دینی (مذهبی) وابستگی ملی به سرزمین اسرائیل وابستگی نژادی (قومی) وابستگی دینی صهیونیسم به دین بهعنوان میراثی تاریخی که بین تمامی یهودیان مشترک است مینگرد، همانگونه که آلمانیها به میراث ملت آلمان بهعنوان تاریخ مشترک تمامیشان نگاه میکنند و از این مبدا برای تحقق اهداف مشترک استفاده میکنند.
آنها به دین وابستگی دارند اما به آن پایبند نیستند، پس میتوان دین را بهعنوان یک عنصر مهم از عناصر بقای صهیونیستها بهشمار برد و فرقی نمیکند که صهیونیستها مذهبگرا باشند یا لائیک. پس دین یک عنصر از عناصر قومیتی بهشمار رفته و گرد هم آمدن در حول آن بهمعنای احترام به آن نیست.
یهودیان در دیگاه صهیونیستی یک ملت به شمار میروند نه یک طایفه دینی. پس همه به دین احترام میگذارند گرچه به هیچیک از دستورالعملهای آن عمل نمیکنند.
کسی که از مسئولیتهای دینی خود شانه خالی کند به خدای خود خیانت کرده است ولی این امر الزاما به آن معنی نیست که به امت خود خیانت کرده است. پس اصل بر ملت و قومیگرایی است (وفاداری به میهن و قومیت) و نه پایبندی به دین و مذهب.
دین یهودی همچنین اثرات عمدهای در تقویت حس برتری یهودی داشته و صریحا آنرا به بازگشت به سرزمین اسرائیل امر میکند.
در متون تلمود به صراحت از یهودیان بهعنوان ملتی برگزیده یاد شده «خداوند آنها را بهعنوان مردم خویش برگزید تا خود خداوند آنها شود».[14]
احساس یکهتازی صهیونیستها در آنها احساس برتری و حقیر شمردن دیگران «غیریهودیان» داده است، آنها حتی در زمانی که تحت شدیدترین فشارهای مذلتآور قرار داشتند باز هم مملو از حس برتری و کبر بودند حتی آنها پای از آن فراتر نهاده و تمام انزوا و مذلت کشیده شدن را بهدلیل آن میدانند که ملل دیگر برتری آنها را حس کردهاند.
دینشان هم آنها را امر میکند تا به سرزمین موعود بازگردند، که این امر توجه و عشق آنان را به سرزمین اسرائیل افزایش میدهد عشقی که با مهاجرت تکتک یا دسته جمعی به این سرزمین و اقامت دائم در آن جلوهگر میشود و تشکل درباره دولت یهودی» نام دارد. از تعالیم تلمود آمده است، هر یهودی که قادر به مهاجرت به سرزمین موعود بوده باشد و این کار را نکند کافر است، از دیگر تعالیم تلمود عدم رحم به دیگران است و بر آنها کاملا سلطه یابند، از این دیدگاه اهداف صهیونیستی کاملا در راستای تعالیم دین یهودی قرار دارد و یکی از نشانه احترام صهیونیستها به دین حتی اگر هم به آن پایبند نباشند، مشهود میباشد. ادامه دارد
پینوشتها:
1ـ مقارنه الادیان، یوسف العشی 2ـ سفر الخروج
3ـ الیهود فی تاریخ الحضارات الاولی [یهودیان در تاریخ تمدنهای اولیه]، گوستاف لوبون، ترجمه عادل زعیتر، ص ۶۶ 4ـ سفر الخروج الاصحاح (۲۴)
5ـ قصه الحضاره ۳/۱۲ 6ـ الکنز المرصود فی قواعد التلمود، روهلنج، ترجمه از فرانسه به عربی، یوسف نصر، ص ۴۱
7ـ صهیونیسم و نژادپرستی مجموعهای از پژوهشها در رابطه با صهیونیسم و نژادپرستی در نشست طرابلس 8ـ سه هدف داشت: مقاومت در برابر ذوب شدن در جوامع، اهمیت و تکیه بر قومیت و مهاجرت و سکونت در فلسطین
9ـ خاطرات هرتزل، ماروین لونتال، نیویورک ۱۹۶۲، ص ۱۲۰ 10ـ سفر التیه (۱۱) سفر خروج (۶)
11ـ مزمور سفر (۳۲) 12ـ صهیونیسم و نژادپرستی مجموعه از پژوهشها در رابطه با صهیونیسم و نژادپرستی در نشست طرابلس.
13ـ اندیشههای صهیونیستی 14ـ سفر الخروج (۶) صهیونیسم به مقوله «ملت برگزیده خدا» بهعنوان انگیزهای جهت تسلط بر دیگر ملل و حتی قتلعام آنها در صورت لزوم مینگرد، پس میتوان گفت که تعریف و تمجید از خود و تکیه بر وحشیگری دو رکن اصلی سیاسی و صهیونیستی هستند، صهیونیستها خود را در جهانی تصور میکنند که «تنها به قدرت احترام میگذارد»، مشکل فلسطین هم از دیدگاه آنها تنها از طریق سرنیزه و زور اسلحه حل میشود نه از راه قوانین و قطعنامههای رسمی. صهیونیسم یهودیان را تحت نام «سرزمینی بدون ملت برای ملتی بدون سرزمین» به سوی فلسطین میکشاند و برای تحقق این منظور از تمامی راهکارها جهت خالی نمودن فلسطین از جمعیت فلسطینی آن استفاده نمودند، آنها پس از ناکارآمد شدن راهکارهای سیاسی و اقتصادی به قدرت نظامی برای تحقق هدف خود در تخلیه فلسطین از فلسطینیان پناه بردهاند، اسرائیل همواره سعی دارد خود را «طالوت کوچک و دلیر» نشان دهد که جالوت (یعنی اعراب) را از پای درآورد، صهیونیستها عربها را عقبماندگانی به تصویر میکشند که به هیچ عنوان حاضر به پذیرش پیشرفت نخواهند شد، در حالیکه قرآن در قرون اولیه از آنها نسلی از بهترین نسلها ساخته شد اما شکلگیری چنین نسلی هرگز تکرار نخواهد شد.
|