|
۰۴ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 2 از 2
امام يگانة روزگار «امام، امين خدا در ميان خلق و جانشين خدا در شهرهاي اوست. امام، خلق را به سوي خدا دعوت كرده و دشمن را از حرم خدا دور ميكند. امام از گناهان پاك شده و از عيب و نقص مبرّاست. امام به علم و دانش، مخصوص شده و به حلم و شكيبايي، موسوم گشته است. امام نظام دين و عزّت مسلمين و باعث خشم منافقين و از بين برندة كفار است. امام يگانة روزگار خود است. احدي قرين او نميشود و هيچ عالم دانايي به پاي او نميرسد و بديلي براي او يافت نشده مثل و مانندي ندارد. تمام فضائل را بدون اينكه طلب كند و بدون اينكه كسب كند، دارا ميباشد. بلكه همة آن فضائل از طرف خداي مفضّل وهّاب به او عطا شده است.»
عظمت شأن و مقام امام «پس كيست كه بتواند به كنه معرفت امام برسد يا اختيار كردن چنين امامي براي او ممكن باشد؟! هيهات هيهات. عقلها سرگردان ميشوند و صاحبان عقول متحيّر ميمانند و چشمها فروميافتد و بزرگان خوار ميگردند و حكما در تحيّر ميمانند و فكر بردباران كوتاه ميگردد و خطبا از نطق ميمانند و خردمندان به ناداني فرو ميروند و شعرا وا ميمانند و صاحبان ادب عاجز و ناتوان ميشوند و فصحاء و بلغاء خسته ميشوند از وصف كردن شأني از شئون امام يا فضيلتي از فضايل او؛ و همه به ناتواني و تقصير خود اقرار ميكنند. در اين صورت چگونه ميتوانند همة شئون و فضايل امام را وصف كنند و يا كنه مقام او را شرح دهند و يا چيزي از امر او را بفهمند و يا بيابند كسي را كه قائم مقام او باشد و بينيازيش او را غني گرداند. چنين نيست! چگونه ميتوانند و كجا ميتوانند و حال آنكه امام مانند ستارهاي است در مقابل آنهايي كه ديده شدهاند واصفان وصف كردهاند. پس كجا ميتوانند چنين امامي را اختيار كنند و كجا عقلهاي ايشان ميرسد و كجا مانند امامي كه متصف به اين اوصاف است، مييابند.»
انحصار امامت در آل محمد(ص) «آيا گمان ميكنيد كه امامت در غير آل محمد(ص) يافت ميشود؟! به ذات خدا قسم كه دروغ گفتهاند و در آرزوهاي باطل افتادهاند، بر جاي بلند و دشواري قدم گذاشتهاند كه از دشواري آن، راه به جايي نبرده و هرلحظه پاهايشان به سوي پرتگاه پستي ميلغزد. قصد كردند كه با عقلهاي سرگردان و از كار افتادة ناقص و رأيهاي گمراه كننده، امامي برپا كنند. امّا اين كار جز دوري از خدا حاصلي برايشان در پي نداشت. خدا بكشد ايشان را كه چگونه از حق، منحرفشان ميكنند؟ هرآينه قصد كار دشواري نمودند و دروغ گفتند و سخت گمراه شدند و زماني كه از روي كوردلي و كوري امام خود را واگذاشتند، دچار حيرت و سرگرداني شدند. و شيطان كارهايشان را برايشان زينت داده و درحالي كه بينا شده بودند، آنها را از راه حق بازداشت. از اختيار خدا و اختيار رسول خدا(ص) و اهل بيت او(ع) به سوي اختيار خودشان روگردان شدند و حال آنكه قرآن ندا ميكرد ايشان را: و پروردگار تو آنچه را كه بخواهد خلق ميكند و هرچه بخواهد اختيار مينمايد و براي آنها اختياري نيست. منزه است خدا و بلندمرتبهتر است از آنچه شريك آورند.4 و خداي عزّوجل فرمود كه: براي مرد و زن با ايمان اختياري نيست، آن هنگام كه خدا و رسول او به امري حكم كنند و كسي كه خدا و رسولش را نافرماني كند، گمراهي آشكاري گرفتار شده است. و فرمود: شما را چه ميشود و چگونه حكم ميكنيد؟ آيا شما را كتابي هست كه در آن ميخوانيد و آنچه در آن است را اختيار ميكنيد؟ يا اين كه عهد و پيمان مؤكد و مستمري تا روز قيامت برما داريد كه هرچه را حكم كنيد براي شما باشد؟! از آنها بپرس كداميك از آنان چنين چيزي را تضمين ميكند؟! يا اينكه معبوداني دارند كه آنها را شريك خدا قرار دادهاند؟! اگر راست ميگويند معبودان خود را بياورند. و فرمود: آيا آنها در قرآن تدّبر نميكنند، يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟! يا خدا بر دلهاي ايشان مهر زده است كه بدان سبب چيزي نميفهمند؟ يا گفتند ميشنويم و نشنيدند. بدترين جنبندگان نزد خدا، افراد كر و لالي هستند كه انديشه نميكنند و اگر خداوند خيري در آنها ميديد، (حرف حق را) به گوش آنها ميرساند؛ ولي (با اين حال) اگر حق را به گوش آنها برساند. سرپيچي كرده و رويگردان ميشوند. يا ميگفتند شنيديم و نافرماني كرديم بلكه آن [امامت] فضلي است كه آن را به هركه بخواهد ميدهد و خدا صاحب فضل عظيم است.»
امام معدن علم و فضيلت «پس چگونه ميخواهند از پيش خود، امام را اختيار كنند و حال آنكه امام دانايي است كه جهل در ساحت قدس او راه ندارد و شباني است كه ترسي ندارد، معدن پاكي و پاكيزگي، و كان عبادت و زهد، و معدن علم و بندگي است. به دعوت پيغمبر(ص) مخصوص گشته و از نسل پاك بتول است. در نسب او طعني زده نشده و قريني در حسب ندارد. از خانوادة قريش و بزرگ بنيهاشم و از عترت پيغمبر(ص) و خشنود شدهايست از خداي عزّ و جل، سبب بزرگي بزرگان و برتر از همة آنها و شاخهاي از عبد مناف است در حد اعلاي علم وكمال حلم قرار دارد. حامل امر امامت و عالم سياست است. فرمانبرداري از او واجب شده است. قيام كنندة به فرمان خدا، نصيحت كنندة بندگان خدا و حافظ دين خداست.»
پيامبر(ص) و امامان(ع) برتر از همة مردم «هر آينه خداوند به انبياء و ائمه(ص) توفيق ميدهد و از مخزون علم و حكمتهاي خود، كه به غير ايشان نداده، به آنها عطا مينمايد. پس علم آنان بالاتر از علم همة اهل زمان است آنجا كه ميفرمايد: آيا كسي كه هدايت به سوي حق ميكند براي پيروي شايستهتر است، يا آن كس كه خود هدايت نميشود مگر هدايتش كنند؟! شما را چه ميشود، چگونه داوري ميكنيد؟!5 و فرمودة خداي تعالي: و به هر كس حكمت داده شود، خير فراواني داده شده است.6 و فرمودة خداوند در مورد طالوت كه فرمود: خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است. خداوند ملكش را به هركس بخواهد، ميبخشد؛ و احسان خداوند، وسيع است و (از لياقت افراد براي منصبها) آگاه است. و در مورد پيغمبر خود فرمود: و خداوند كتاب و حكمت برتو نازل كرد و آنچه را نميدانستي به تو آموخت و فضل خدا برتو (همواره) بزرگ بوده است.7 و در حق اماماني كه از اهل بيت پيغمبر او و عترت و ذريّة اويند فرمود: يا اينكه بر مردمان (پيامبر(ص) و خاندانش)، برآن چه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد ميورزند؟ ما به آن ابراهيم، كتاب و حكمت داديم؛ و حكومت عظيمي در اختيارشان قرار داديم. ولي جمعي از آنها به آن ايمان آوردند؛ و جمعي راه (مردم را) برآن بستند. و شعله فروزان آتش دوزخ، (براي آنها) كافي است. هنگامي كه خداي عزّ و جلّ بندهاي را براي امور ساير بندگانش اختيار مينمايد، براي انجام آن امور به او شرح صدر عطا كرده و چشمههاي حكمت را در قلب او به وديعت ميگذارد. و علوم مختلف را به او الهام نموده به نحوي كه پس از آن از هيچ جوابي عاجز نميشود و در جواب صحيح گفتن سرگردان نميماند. آن امام مختار، از هر خطا، گناه، لغزش و سهو نسياني معصوم است و تأييد شده و توفيق داده شده است. در كردار و گفتار و رفتار راست، درست، استوار و محكم است. خدا او را به آن صفات، مخصوص گردانيده است تا بربندگان او حجت باشد و بر اعمال و رفتار و گفتار خلق او گواه باشد؛ و اينها همه از فضل خداست كه به هركه بخواهد ميدهد و خدا صاحب فضل بزرگ است. پس آيا مردمان ميتوانند مانند چنين كسي را به امامت اختيار كنند؟ و اگر كسي را به امامت اختيار كرده و او را برخود مقدّم بدارند، آيا اين صفاتي كه ذكر شد در او هست؟ قسم به خانه خدا! از حدّ خود تجاوز كردند و از حق گذشتند و كتاب خدا را پشت سر انداختند، گويا نميدانند و حال آنكه هدايت و شفاء در كتاب خدا است، آن را پشت سرهاشان انداختند و از هواهاي نفس خود پيروي نمودند. پس خدا آنها را مذّمت فرموده و دشمن خود گرفته و آنها را به هلاكت مياندازد. خداوند عزّ و جل فرموده: كيست گمراهتر از كسي كه از هواي نفس خود پيروي ميكند به جاي پيروي كردن از هادي و راهنمايي كه از جانب خدا اختيار شده؟ همانا خدا ستمكاران را هدايت نميكند. و فرموده است: هلاكت سخت برآنها باد و كارهايشان آنها را به هلاكت انداخته است. و نيز فرموده است: بزرگ شد دشمني آنها در نزد خدا و نزد كساني كه ايماني آوردهاند همچنين خدا بر هر دلي كه متكبّر و سركش باشد مفهر ميزند. درورد و رحمت پي در پي خدا بر نبياش محمّد و آل محمد(ص) باد و سلام بيپايان برآنها باد.»
پينوشتها: ٭كليني، أصول كافي، ج 1، ص 198؛ صدوق، أمالي، ص 399؛ همو، عيون اخبار الرّضا(ع)، ص 120؛ طبرسي، احتجاج، ج 2، ص 226؛ نعماني، الغيبه، ج1 ، ص 216؛ تحف العقول، ج 1، ص 436؛ مجلسي، بحارالأنوار، ج 7، ص 212. 1. سورة انعام (6)، آية 38. 2. سورة مائده (5)، آية 3. 3. سورة بقره (2)، آية 124. 4. سورة قصص (28)، آيه 68. 5. سورة يونس (10)، آية 35. 6. سورة بقره (2)، آية 269. 7. سورة نساء (4)، آيه 113.
|