|
نومحافظهكاران و هولوكاست دوم |
|
|
|
۰۴ خرداد ۱۳۸۵ |
|
جرج بوش، رييس جمهور آمريكا ميگويد كه تهديدهاي داخلي از سوي عامه مردم ايجاد ميشود نه از سوي كساني كه با جنگ عراق مخالفند و توجيههاي وي را براي آغاز اين جنگ غيرقانوني زيرسؤال ميبرند. چه تعداد از مردم آمريكا به بهانه كشف مكالمات گروههاي تروريستي، مكالماتشان شنود شده است؟ بوش و ساير دغلبازان كاخ سفيد طرحي را پيشنهاد كردهاند كه براساس آن سازمان اطلاعات مركزي علاوه بر هماهنگ كردن فعاليتهاي امنيتي پنتاگون- از جمله حفاظت از تاسيسات نظامي در برابر حملات احتمالي- اين اختيار را به دست ميآورد كه درباره تخلفاتي از قبيل خيانت به كشور، اعمال تروريستي و خرابكاري يا حتا جاسوسي اقتصادي دست به تحقيق و بازجويي بزند. و همانطور كه انتظار ميرود تعريف «خيانت» و «خرابكاري» از ديدگاه بوش، مخالفت با جنگ عراق و طرحهاي نومحافظهكاران براي اشغال سوريه و ايران ميباشد.
به گفته والتر پينكوس از روزنامه واشنگتن پست، پنتاگون به تنظيم اطلاعات خام و اثباتنشدهاي ميپردازد كه سازمانهاي اطلاعاتي درباره فعاليتهاي مشكوك جمعآوري ميكنند و احتمال ميدهند تهديدي تروريستي باشند. اين وزارتخانه هفته گذشته اعلام كرد كه اطلاعات فوق در پايگاهي به نام تالون نگهداري ميشود و حاوي گزارشهاي متعدد از اعتراضات مسالمتآميز مردم و تظاهرات ضدجنگ است كه ميبايست مدتها قبل پاك ميشدند. بطور خلاصه بايد گفت اعتراض عليه «جنگ» از ديدگاه دولت آمريكا مترادف تروريسم است. شمار زيادي از منتقدان بوش اين حقيقت را به صراحت مطرح كردهاند كه آمريكا در طول تاريخ خود همواره تحت سيطره گروهي از يهوديان بوده است. براي مثال طي چند سال گذشته، اين نومحافظهكاران بودند كه دولت را به آغاز جنگي چندميليارد دلاري كه در نهايت به ضرر اقتصاد و ارتش این کشور و از بين رفتن حاكميت ملي كشوري ديگر انجاميد، تحريك كردند. حتا پس از اين كه دروغهاي بوش در مورد آغاز جنگ برملا شد، نومحافظهكاران همچنان به اين رويه خود ادامه ميدهند و قصد دارند جنگ چندميلياردي ديگري را عليه سوريه با توسل به همان دروغها برافروزند. اين جنگها تنها به نفع اسراييل است اما اين رژيم هيچگاه هزينه آنها را نميپردازد. تعداد زيادي از صهيونيستهاي آمريكا هنوز در مورد افسانه هولوكاست و تكرار آن نگران هستند. به نظر اين عده سرنوشت يهوديان به توانايي آنها در دروغ گرفتن و ترفندزدن براي آغاز جنگي با هدف سرنگون كردن صدام حسين كه از ديد آنان هيتلر جديد محسوب ميشد، بستگی داشت. اما اين حقيقت كه صدام تهديدي براي آمريكا و رژيم صهيونيستي نبود، در راستاي منافع اسراييل قرار نداشت. رژيم صهيونيستي هماكنون به داستان نسلكشي ديگري نياز دارد و از اينرو هيچ حد و مرزي براي رسيدن به اين هدف خود نميشناسد حتا اگر نياز به آغاز تهاجمي ديگر به كشوري ديگر، كشتن صدها هزار نفر مردم بيگناه يا بمباران تاسيسات كشورهاي ديگر باشد. هماكنون آنها چنين طرحهايي براي سرتاسر خاورميانه اعم از سوريه، ايران و مصر در سر دارند. آنچه تعجبآور است اين كه رژيم صهيونيستي بسيار بندرت به حمله آمريكا به عراق اشاره کرده است به جز در موارد معدودي كه دولت شارون از آمريكا در اين زمينه حمايت كرده است. انجام يك ارزيابي درست از دخالت رژيم صهيونيستي در جنگ عراق تا حد زيادي به درك موقعيت يهوديان آمريكا در زمينه سياستهاي كلي اين كشور در قبال خاورميانه بستگي دارد و اين كه اين سياستها چگونه در مورد عراق، سوريه يا ايران به اجرا گذاشته ميشوند. به دنبال جنگ جهاني دوم، آمريكا به عنوان تنها كشور آسيبنديده از جنگ سر برافراشت و شروع به تهيه طرحهايي براي در دست گرفتن كنترل كامل منابع انرژي خاورميانه- نه فقط دسترسي به آنها- نمود.وظيفه اسراييل در «چارچوب كلي نظام آمريكا» پس از جنگ سال 1967 اين بود كه تضمين كند رهبران كشورهاي عربي ثروتمند در برابر خطرناكترين دشمن خود يعني ملتهايشان محافظت شوند و درنتيجه كنترل آمريكا بر نفت اين كشورها با تهديدي مواجه نشود همانطور كه در يكي از اين كشورها- ايران- در سال 1979 اين اتفاق رخ داد. به همين دليل است كه آمريكا بيش از هر كشور ديگري در جهان به اسراييل كمكهاي مالي و از آن حمايت مي كند و با در اختيار گذاشتن تسليحات هستهاي پيشرفته، موشك، زيردريايي، هواپيما و ... آن را به سومين قدرت نظامي جهان تبديل كرده است.
منبع: عمليات رواني
|