 |
مطالب مرتبط
|
|
|
غدير از زبان حضرت زهرا(س)-2 |
|
|
|
۰۳ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 2 از 3
عرض كردم : آيا رسول خدا قبل از وفات خود , تصريحي بر امامت علي عليه السلام داشته است و آيا از طرف ايشان نصي بر اين مطلب وجود دارد فرمود : « واعجباه ! انسيتم يوم غديرخم ; شگفتا و عجبا! آيا روز غديرخم را فراموش كرده ايد »
عرضه داشتم : روز غدير را مي دانم (و آن غير قابل انكار است ) , از آن اسراري كه رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم با شما در ميان گذاشته , مرا آگاه كنيد , فرمود : اشهدالله تعالي لقد سمعته يقول : علي خير من اخلفه فيكم , و هو الامام والخليفه بعدي , و سبطاي و تسعه من صلب الحسين ائمه ابرار , لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادين مهديين , و لئن خالفتموهم ليكون الاختلاف فيكم الي يوم القيامه ; خدا را شاهد مي گيرم كه شنيدم رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم فرمود : علي بهترين كسي است كه او را جانشين خود در ميان شما قرار مي دهم . علي امام و خليفه بعد از من است , و دو فرزندم (حسن و حسين ) و نه تن از فرزندان حسين پيشوايان و اماماني پاك و نيكند. اگر از آنها اطاعت كنيد , شما را هدايت خواهند نمود , و اگر مخالفت ورزيد , تا روز قيامت بلاي تفرقه و اختلاف در ميان شما حاكم خواهد شد.
پرسيدم : بانوي من ! پس چرا علي عليه السلام سكوت كرد , و براي گرفتن حق خويش قيام نكرد حضرت زهراعليها السلام در پاسخ فرمود : « يا اباعمر لقد قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم : مثل الامام مثل الكعبه اذ توتي و لا تاتي ـ او قالت : مثل علي ـ ثم قالت : اما والله لو تركوا الحق علي اهله و اتبعوا عتره نبيه لما اختلف في الله اثنان , و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتي يقوم قائا التاسع من ولد الحسين , و لكن قدموا من اخره الله و اخروا من قدمه الله , حتي اذا الحدوا المبعوث و اودعوه الجدث المجدوث , اختاروا بشهوتهم و عملوا بآرائهم , تبا لهم او لم يسمعوا الله يقول : « و ربك يخلق مايشا و يختارماكان لهم الخيره » 5 بل سمعوا و لكنهم كما قال الله سبحانه : « فانها لا تعمي الابصار ولكن تعمي القلوب التي في الصدور »6 هيهات بسطوا في الدنيا آمالهم و نسوا آجالهم , فتعسا لهم و اضل اعمالهم , اعوذبك يا رب من الحور بعد الكور;اي اباعمر , رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم فرمود : مثل امام (مثل علي ) , همانند كعبه است , كه مردم به سراغ آن مي روند , نه آنكه كعبه به سراغ مردم بيايد. (سپس حضرت زهراعليها السلام ادامه داد : ) آگاه باش ! به خدا سوگند! اگر حق را به اهلش واگذار مي كردند و از عترت رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم اطاعت مي نمودند , دو نفر هم (در حكم خداوند) با يكديگر اختلاف نمي كردند , و امامت همان گونه كه پيامبر خدا معرفي فرمود , از علي عليه السلام تا قائم ما , فرزند نهم حسين , از جانشيني به جانشيني ديگر به ارث مي رسيد. اما كسي را مقدم داشتند كه خدا او را كنار زده بود , و كسي را كنار زدند كه خدا او را مقدم داشته بود. نتيجه آن شد كه محصول بعثت را انكار كردند و به بدعت ها روي آوردند , آنها هوا پرستي را برگزيدند و براساس راي و نظر شخصي عمل كردند , هلاكت و نابودي بر آنان باد! آيا نشنيدند كلام خدا را كه فرمود : « پروردگار تو هرچه بخواهد , مي آفريند و هرچه بخواهد , برمي گزيند , آنان (در برابر او) اختياري ندارند » آري شنيدند , اما همان گونه كه قرآن فرمود : « چشم هاي ظاهر نابينا نمي شود , بلكه دل هايي كه در سينه هاست , كور مي شود. افسوس كه آنان آرزوها و هوس هاي خود را تحقق بخشيدند و از مرگ و قيامت غافل ماندند! خدا نابودشان گرداند و آنان را در كارهايشان گمراه كند. پروردگارا! به تو پناه مي برم از كمي ياران پس از فراواني آنان . »7 4 ـ « غصب فدك » انتقامي بود كه از حضرت زهراعليها السلام در مقابل حمايت هايش از حق اميرمومنان عليه السلام گرفته مي شد. پافشاري حضرت بر دفاع از ولايت اميرمومنان عليه السلام و نگراني هيئت حاكمه از تاثير كلام حضرت زهراعليها السلام در ميان مردم , آنان را واداشت تا با گرفتن فدك از ايشان , به دو هدف عمده برسند : از يك سو , به ديگر معترضان نشان دهند كه ايستادگي در برابر قدرت حاكمه هزينه هاي سنگيني دارد و از سوي ديگر , وانمود كنند كه مشكل اصلي هيئت حاكمه با حضرت زهراعليها السلام مسائل مالي و دنيوي است , نه مبحث دين و امامت و ولايت !
آنها مي دانستند كه خاندان رسول خدا و اهل بيت مطهر , هيچ گونه دلبستگي به مال دنيا ندارند , و تمام هم و غم آنان حفظ مكتب اسلام و پايداري از اصالت آن است و اگر اين واقعيت براي عامه مردم به اثبات برسد پايه هاي لرزان حكومت جديد , سست تر خواهد شد. بنابراين , نيازمند سوژه اي بودند كه اذهان مردم را به سوي ديگري هدايت كنند و مشكل اصلي حكومت با خاندان رسول خدا را دعواي ارث و ميراث و درد مال و منال جلوه دهند; لذا بهترين سوژه را گرفتن فدك يافتند , و با تحريف سخنان رسول خدا مشروعيتي براي كار ناپسنديده خود تدارك ديدند.
حضرت زهراعليها السلام كه به خوبي از اهداف آنان اطلاع داشت , فرصت را مغتنم شمرد و خطبه مشهور خود را در مسجد مدينه ايراد فرمود; خطبه اي كه طنين سخنان رسول خدا را در اذهان مردم به ياد مي آورد , گويي كه پيامبر بر بالاي منبر خطبه مي خواند!
حضرت در اين خطبه , حقايق فراواني را با مردم در ميان گذاشت , و پرده هاي تزوير و تحريف را كنار زد و چهره غبارگرفته حقيقت را به مردم نشان داد. او چنان مستدل و مستحكم سخن گفت كه خليفه او ل در برابر منطق قوي ايشان تسليم شد و دستور بازگرداندن فدك را صادر نمود (گرچه با فاصله كمي مجددا به دستور نخست خود بازگشت ). نتيجه خطبه حضرت , بسيار جالب و قابل توجه است ; بعد از آن خطبه تاريخي جمعي به حضرت زهراعليها السلام گفتند : « يا بنت محمد! لو سمعنا هذا الكلام منك قبل بيعتنا لابي بكر ما عدلنا بعلي احدا;اي دختر رسول خدا! اگر قبل از بيعت با ابوبكر اين سخنان را از تو مي شنيديم , به هيچ وجه كسي را بر علي عليه السلام ترجيح نمي داديم ! »
اينجا بود كه حضرت در جواب آنان به جريان غديرخم اشاره كرده , فرمود : « هل ترك ابي يوم غديرخم لاحد عذرا » آيا پدرم رسول خدا پس از حادثه غديرخم , جايي براي عذرآوردن باقي گذاشته بود در كتاب « دلائل الامامه » نقل شده است : بعد از اينكه حضرت زهراعليها السلام آن خطبه غرا را ايراد فرمود , در هنگام بازگشت از مسجد , رافع بن رفاعه به دنبال حضرت آمد و خطاب به ايشان عرضه داشت : « يا سيده النسا لو كان ابوالحسن تكلم في هذا الامر و ذكر للناس قبل ان يجري هذا العقد ما عدلنا به احدا » اي سرور زنان ! اگر علي عليه السلام قبل از اينكه مردم با ابوبكر بيعت كنند , با آنان سخن مي گفت و روشنگري مي نمود , ما از او رويگردان نمي شديم , و با فرد ديگري بيعت نمي كرديم !
حضرت زهراعليها السلام فرمود : « اليك عني فما جعل الله لاحد بعد غديرخم من حجه و لاعذر » مرا به حال خود بگذار , كه خداوند بعد از جريان غديرخم براي هيچ كس عذر و بهانه اي قرار نداده است . 8
|
|
 |
|