|
يهوديان و جعل نام «فلسطين» |
|
|
|
۰۳ خرداد ۱۳۸۵ |
|
اين سرزمين و مردم اين خطه را تا سده نوزدهم ميلادي «فلسطين» و «فلسطيني» نميخواندند. در متون کهن عهد عتيق، «فلسطيني» به يکي از اقوام مهاجر جزاير درياي اژه اطلاق ميشد که در اواخر هزاره دوّم پيش از ميلاد به سرزمين کنعان حمله کردند و شهر- دولتهاي غزه و اشکلون و اشدود را پديد آوردند. آنان در ستيز با کنعانيها و بنياسرائيل بودند. سردار نامدارشان همان جالوت است که با داوود جنگيد و سرانجام داوود تمامي سرزمين اسرائيل را از سلطه ايشان رهانيد. کنعانيان (فنيقيها) و اسرائيليان اين مردم را «فلسطيني» ميخواندند. اين واژه داراي ريشه آشوري است و با واژه فارسي «پلشت» يکي است به معني مردم پست و فرومايه.
در اسناد رامسس سوّم از ايشان با نام «مردم درياها» ياد شده است به دليل تعلقشان به جزاير درياي اژه. از اين قوم، به جز چند نام و واژه، هيچ نشاني بر جاي نمانده است. مردم کنوني سرزمين فلسطين از نظر نژادي بهطور عمده آميزهاي از کنعانيها و بنياسرائيل با فرهنگ اسلامي و عربي هستند. از سده نوزدهم، اليگارشي «يهودي» غرب واژه «فلسطين» را بهتدريج به فرهنگ جديد وارد کرد براي اطلاق بر مردم بومي اين منطقه. در اوايل سده نوزدهم در آلمان واژه «فيليستر» رواج يافت به معني انسان بيفرهنگ، وحشي و نافرهيخته. واژههاي philistinus لاتين و philistin فرانسه وphilistine انگليسي به همين معناست. در اواخر سده نوزدهم واژه «فيليستين»، به معني وحشي، در زبان انگليسي رواج يافت بهويژه توسط ماتيو آرنولد در کتاب فرهنگ و آنارشي. در سال 1922 دولت ديويد لويدجرج، که به شدت در زير نفوذ يهوديان صهيونيست قرار داشت، نام «فلسطين» را به نام رسمي سرزمين قدس بدل کرد و سر هربرت ساموئل را به عنوان کميسر عالي «فلسطين» منصوب نمود. به اين ترتيب، مردم مسلمان و بومي منطقه با مهاجران غاصب عهد عتيق، که در فرهنگ يهودي و مسيحي و اسلامي وجههاي منفي دارند، يکي معرفي شدند. اين نام نيز اکنون چنان رواج يافته که با آن نميتوان کاري کرد. عبد الله شهبازي
|