|
۰۳ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 1 از 3 جامعه شناسي تاريخي قيام امام حسين(ع) در گفت وگو با دكتر سيد جعفر شهيدي مرگ تقوا و عدالت در جامعه اسلامي دوره پس از معاويه با جامعه اي روبرو هستيم كه پنجاه ساله هاي آن پيامبر را نديده اند ، پيرمردان ۷۰ ساله ترجيح مي دهند در گوشه اي به فكر آخرت باشند .طبقه جوان، نظام اسلامي را با حكومت اشراف زاده هاي ستمگر، مال اندوز، فاسق و نژادپرست مي شناسند . عمده مسلمانان هم رد پي آسايش و زندگي آسوده اي هستند. عده اي ديگر هم مشغول بحث هاي جديد فلسفي در حلقه هاي مساجد هستند و بالاخره در جامعه اسلامي، روح شريعت كه تقوا و عدالت است ديده نمي شود و از احكام اجتماعي دين هم تنها نماز جمعه و جماعت به صورت تشريفاتي برگزار مي شود. آنها كه حسين را كشتند
اين سؤال همشه مطرح بوده كه پس از گذشت نيم قرن از ظهور پيامبر چه فضايي بر مردم و جامعه مسلمين حاكم بوده كه به قتل پسر دختر پيامبر(ص) راضي شدند و همچون تماشاگراني تا سال ها بعد از حادثه عاشورا در مقابل ستم ها و ظلم هايي كه بر آل رسول(ص) رفت، سكوت كردند. همان ها كه حسين(ع) را كشتند در پنج وقت به قبله اسلام نماز مي خواندند و در هر اذان به پيغمبري رسول خدا و جد حسين (ع) شهادت مي دادند. اين ها كه بودند و چرا چنين كردند؟ با همين سؤال ها بود كه پي بردم پنجاه سال پيش از عاشورا نيازمند بررسي از نگاه جامعه شناسي تاريخي است.
استاد دكتر «سيد جعفر شهيدي» از پيشكسوتان پژوهش و مطالعات ديني در كشور است كه شخصيت علمي و فرهنگي او بر كسي پوشيده نيست. او متولد ۱۲۹۷ است و تحصيلات حوزوي خود را تا مرحله اجتهاد و تحصيلات دانشگاهي را تا دكترا ادامه داده است و اينك در طي دو دهه استاد دانشگاه تهران بوده است. وي را با تأليفات ارزشمندي در حوزه تاريخ اسلام مي شناسند. تأليفاتي مانند «تاريخ تحليلي اسلام»، «زندگاني حضرت فاطمه زهرا(س)»، «زندگاني علي ابن الحسين(ع»، «شيرزن كربلا»، «انقلاب بزرگ» و ... در اين ميان كتاب «پس از پنجاه سال پژوهشي تازه پيرامون قيام امام حسين(ع)» از جمله كتاب هاي مطرح در تحليل واقعه عاشورا است. دكتر شهيدي در اين كتاب با نگاه جامعه شناسي تاريخي به كنكاش در حوزه قيام امام حسين(ع) مي پردازد. استاد تحقيق و نگارش اين كتاب را در سال ۱۳۳۰ انجام داده و كتاب از سال ۱۳۵۷ تاكنون سي و دو بار به چاپ رسيده است. درباره اين پژوهش ارزشمند استاد در حوزه فرهنگ و تاريخ واقعه عاشورا و نگاه تازه وي به تاريخ اسلام به گفت وگو نشستيم.
آقاي دكتر! شما كتاب تحليل واقعه امام حسين(ع)را در سال ۱۳۳۰ نوشتيد و تاكنون سي و دو چاپ از آن شده است. با تيراژي برابر ۰۰۰/۲۸۸ نسخه. علت استقبال از اين كتاب را در چه مي دانيد و آن را در مقايسه با آثار ديگر چگونه مي بينيد؟
تا زمان تأليف اين كتاب من نديدم كتابي با اين ديد راجع به قيام امام حسين(ع) نوشته شده باشد. من از سن ده سالگي اولين چيزي كه نظرم را جلب كرد «تاريخ زندگاني سيدالشهدا» بود. آن زمان «ناسخ التواريخ» و كتاب هاي ديگري را كه در مورد امام حسين(ع) و قيام عاشورا نوشته شده بود، بارها خوانده بودم. «ناسخ التواريخ» را شش بار خواندم اما همه آنها فقط گزارش رويداد بود. آن زمان اصلاً ديد ما به تاريخ، ديد گزارشي بود تا اينكه اول ابن خلدون روش درست تاريخ نويسي را معرفي كرد و بعدها به فراموشي سپرده شد و در ا ين دو قرن اخير هم مورخان غربي روش صحيح تاريخ نويسي و تحليل تاريخ را به ما ياد دادند.
البته در دوره معاصر و دهه هاي گذشته مطالعات و تحقيقات وسيعي در موضوع واقعه عاشورا انجام شده كه قابل تقدير هم هست. خود دفتر نشر فرهنگ اسلامي كه همين كتاب قيام امام حسين(ع) را منتشر كرده از سال تأسيس تا امروز كتاب هايي در حوزه تاريخ اسلام و تفسير دين و عقيده و زندگي ائمه چاپ كرده كه ارزشمند است. چون نيت مؤسسان آن و كساني كه پي آنان را گرفتند هم جز ترويج اسلام و شيعه نبوده است. بخشي از استقبال مردم از آثار پژوهشي جديد را هم بايد از بالا رفتن سطح آگاهي هاي جامعه دانست كه در دهه هاي گذشته، بخشي از جامعه نيازها و سؤالات عميق تري داشته اند و نياز به پاسخ هاي ژرف تر احساس مي شده است. موضوع امام حسين(ع) هم مسئله اي فراگير و همه گير است در هر زمان به نسبت خود مطرح و پاسخ داده شده است.
انگيزه اوليه مطالعات شما در حوزه تاريخ پنجاه ساله اول اسلام تا واقعه عاشورا چه بوده است. با وجودي كه شما پيش از كتاب «قيام امام حسين(ع)» كتاب هاي ديگري مثل «شيرزن كربلا»، «انقلاب بزرگ» و «زندگاني علي بن حسين(ع)» را نوشته بوديد.نگاه شما در اين پژوهش چه تفاوتي با گذشته داشت؟ آشنايي من با تاريخ عاشورا به مطالعات وسيعي برمي گردد كه سال هاست از تاريخ هاي مجمل و مفصل، قديم و جديد و حتي منظومه ها و مقتل ها خوانده ام و يا از اين و آن شنيده ام و بيشتر كتاب هايي كه در اين زمينه نوشته شده را ديده ام. اول بررسي چند واقعه در تاريخ پنجاه ساله آغاز اسلام، سبب شد كه حادثه عاشورا را از نگاه ديگري بررسي كنم تا علت يا علل حقيقي آن را پيدا كنيم. براساس نتيجه بررسي هاي اوليه ام به اين رسيدم كه بخش مهمي از حادثه هاي تاريخ اسلام بخصوص از آغاز تا عصر اول عباسي، آنچنان نيست كه تاريخ نويسان گذشته نوشته اند و آيندگان آن را به عنوان اصل مسلم پذيرفته اند. جست وجوهاي اوليه ام تحقيق درباره چند حادثه به ظاهر كوچك بود. داستان غرانيق، داستان شهربانو، علت يا علل كشته شدن عمر و عثمان، توطئه خوارج در قتل علي(ع)، جنايت هايي كه به خوارج عصر علي(ع) نسبت داده اند، سعد بن عبدالله بن ابي سرح و افزودن او به قرآن و داستان هايي از اين قبيل كه مورخان ساده لوح چون طبري و ديگران در كتاب خود آورده اند و متأسفانه بعضي از آن داستان هاي بي اصل، دستاويزي براي شرق شناسان و معاندان اسلام شده است. اينها را كه بررسي كردم به اين نتيجه رسيدم كه مسائل توسط مورخان گذشته به شكل ديگري گفته شده است و مورخان بعدي به همان مسائلي كه به شكل غلط طرح شده، شاخ و برگ هاي متفاوتي افزوده اند. براي من مسلم است كه كمتر حادثه تاريخي از رنگ تبليغات سياسي امويان و عباسيان و يا تعصبات ديني مذاهب مختلف در امان مانده. آنها حقيقت مسائل را دگرگون كرده اند و اين است كه بايستي براي دريافت حقيقت تاريخي به خواندن صرف متن تاريخي اكتفا نكرد بلكه تاريخ را با ديگر شرايط از جمله وضع جغرافيايي، اقتصاد و اجتماعي سنجيد. چنانكه شيوه علمي تاريخ نويسان امروز هم همين است. همه اينها انگيزه تحقيق ديگري شد كه به نام پژوهشي نو پيرامون قيام امام حسين(ع) منتشر شده است و در اين پژوهش رويدادها را با يكديگر سنجيده ام و با ديگر وقايع مقايسه كرده ام. در مجموع نگاه اصلي من تحليل علل حادثه كربلا از لحاظ جامعه شناسي تاريخي بوده است.
قرن هاست كه موضوع عاشورا مورد تحقيق و بررسي و اظهار نظر عام و خاص بوده است پيش از ورود به تحليل جامعه شناسي تاريخي عاشورا، نمايي از گونه هاي مختلف در پرداختن ديگران پيش رو داشتيد؟ و چقدر توانستيد از نقل چگونگي رخدادها به چرايي ها دست پيدا كنيد؟
بله در طول قرن ها، ميليون ها تن براي زنده نگه داشتن اين حادثه بزرگ آمده اند و هريك شيعه و سني، مسلمان و مسيحي و ديگر اديان درباره اين واقعه نگاه خود را مطابق دل خواه و يا دريافت خود عرضه كرده اند.
|