|
پروتكل ها ، يهود بين الملل و جوانان-1 |
|
|
|
۰۳ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 2 از 2
پروتكل ها براي تسلط يافتن بر افكار و اندشه ها و تربيت دوباره ي افراد و تغيير خلق و خوي مردم به ويژه جوانان از حربه ي مغشوش ساختن افكار بهره مي برد . برنده ترين ابزار و سم مهلكي كه در اين راه به كار گرفته مي شود ، ليبراليسم دروغين و فريبنده است . كه هنري فورد از آن به عنوان The poison of Liberalism نام مي برد . و توضيح مي دهد كه حقيقت را نمي توان مغشوش ساخت ، اما اذهان با ليبراليسم به آساني دچار اغتشاش مي شود ،زيرا عاري از حقيقت است ؛ خطاست و خطا هزار چهره دارد . تفسير آقاي فورد از مردمي كه با ليبراليسم يهودي مسخ شده اند نيز شنيدني است . او مشخصه ي اصلي جو فكري چنين مردمي را پريشاني مي داند . كه نمي دانند چه چيزي را باور كنند . نخست مجموعه اي از واقعيات به آنها ارائه مي شود و آنگاه مجموعه اي ديگر . نخست تفسيري از شرايط به آنان القاء مي گردد و بعد تفسيري ديگر . كمبود اطلاعات صحيح شديدا احساس مي شود ، بازار مكاره اي از تفسيرات مختلف وجود دارد ، كه هيچ چيز را روشن نمي كند ، بلكه فقط بر اغتشاش مي افزايد . بجاست در مطالعاتمان نگاهي به The Genealogy of Liberalism شجره نامه ي ليبراليسم يهود بياندازيم و تاثيرات آن را از گذشته تا حال بر زندگي غير يهود مشاهده كنيم .
عامل ديگري كه از سالها پيش توسط مهره هاي غير يهود ، بعضا داخلي و مرعوب ، همچون معجوني خواب آور بر ذهن و وجدان جوان ما تزريق شده و در تربيت مجدد و مورد علاقه ي يهود سهم بسزايي داشته ، روحيه ي تساهل و آزاد انديشي است . كه از جمله مفاهيم معكوس به شمار مي رود . كه علاوه بر اينكه مجوز هر خطايي را در خفا صادر مي كند ، سهل انگاري در مقابل بيگانگان را جائز مي شمارد . و از سوي ديگر مزورانه و با زبان بازي به عدم پاسخگويي به مردم خودي اصرار مي ورزد . هنري فورد در توضيح Broad - Mindedness مي گويد : يهوديان دوست دارند ، روحيه ي تساهل و آزاد انديشي براي غير يهود به مثابه ي يك آرمان و ايده آل در آيد .
اينك شما پاسخ دهيد كه چرا اين علاقه مندي در يهود و دوستانشان در داخل وجود دارد ؟
5 ) همه توجه داشته باشيم ، از جمله عواملي كه باعث خستگي و فرسودگي ما و شما مي شود ، جنگ رواني دشمن است ، آنان با القاء توان مندي نظامي ، اقتصادي و سياسي شان در صدد ايجاد هراس در دلهاي مردم ما برآمده اند . نقل حكايات و رنج هاي فراواني كه بر پيامبران و ائمه ي معصومين عليهم السلام ، اولياء ، شهدا ، ايثارگران و مردم مظلوم ايران در اين چند سال اخير فرود آمده ، رهگشا و چاره ساز است .
هنري فورد در توضيح Exhaustion كه به معني تهي سازي و تخليه و فرسايش قوا است ، بندي از پروتكل شماره 10 را شاهد مي آورد ، كه ميگويد : قواي همه را با ترويج اختلاف ، دشمني ، كينه ي خانوادگي ، قحطي ، بيماري و كمبود چنان فرسوده ميسازيم ، كه غير يهود هيچ گريز گاهي جز توسل به ثروت و قدرت ما پيش روي خود نيابد . در اين راستا شناخت شايعه ، شايعه سازان و بنگاه هاي شايعه پراكني Whispering Gallery وظيفه ي همه ي ماست . آنان با ترويج شايعات بنابر آنچه پروتكل شماره ي 5 ميگويد ، فكر و انديشه ي مردم غير يهودي را به كمك سخن پردازي و تئوري هاي وسوسه انگيز جهت مي دهند . و از آنجائي كه متخصصان و مديران يهودي را در مشاهده ي امور و تجزيه و تحليل آن ، بي رقيب ميدانند ، سيستمي را كه پروتكل شماره 16 آنرا سيستم دروس عيني مينامد ، به هدف مبدل كردن مردم غير يهودي به آدمهايي بي فكر ، بي خرد و مطيع كه منتظرند ديگران برايشان فكر كنند و عقائدشان را شكل بدهند ، طراحي كرده اند . اگر آموزش بصري را بعنوان ابزاري بسيار قدرتمند در خدمت دروس عيني يهود بدانيد ، آنگاه هنر تصاوير متحرك بعنوان گسترده ترين و با نفوذ ترين هنر مورد استفاده ي عامه ، نيازمند تعمق ، تأمل و رسيدگي مضاعف است . آقاي فورد روشنفكر نمايي ، مداهنه و باصطلاح با فرهنگ بودن در ارتباط با Visual Education را بسيار زيان بخش ميداند .
آنان با وارد كردن مطالبي ، علاوه بر اخلال در نظم و انسجام سيستم آموزشي ، اوضاع جامعه را آشفته نمايش ميدهند . و براي اينكه خيلي زود شاهد پيروزي باشند ، دست روي حساس ترين عصب ذهن آدميان مي گذارند ، پروتكل شماره يك اين اعصاب حساس ذهن آدمي را عبارت از زراندوزي ، مال پرستي و تنوع طلبي در ارضاء نيازهاي مادي ميداند و اعتراف ميكند كه هر يك از اين خواسته ها ميتواند به تنهايي آدمي را تسليم يهود سازد . از جمله موارد مهمي كه شايعات ميتواند در تضعيف آن نقش بسزائي داشته باشد ، فاصله ي بين دستگاه حاكميت و رهبري با مردمي است كه مايه ي قدرت و مقبوليت نظام مستقر ميباشند . صراحت پروتكل شماره 3 مبني بر اينكه ، وضعي پيش مي آوريم كه دست يابي به قدرت براي هر كسي هدف شود ، مي طلبد كه همه مراقب باشيم و آناني كه احيانا تحت تاثير القاءآت يهود ميل به كسب قدرت دارند ، نيز بايد در اين لحظات حساس پا روي هوس گذاشته و با استمداد از خالق هستي قدرت طلبي شان را يا سركوب كنند و يا به وقت ديگر اندازند . آيا صراحت بندي از پروتكل شماره 3 مبني بر اينكه اين ما هستيم كه ميان رهبر و توده ي مردم شكاف عميقي ايجاد كرده و قدرت را از هر دو سلب نموده ايم ، براي همه ي آناني كه اين روزها آگاهانه يا ناآگاهانه دندان تيز كرده اند ، جاي تأمل و سوال نيست ؟ ساده زيستي و احياء عبادت فراموش شده ي زهد در زندگي رئيس جمهور منتخب مردم فهيم ايران درنهمين انتخابات رياست جمهوري ، علاوه بر اينكه آرامش در جبهه ي حق را تقويت نموده است ، سبب پريشاني ابليسيان در جبهه ي ثروتمندان بي درد ، شده است . قطعا استمرار و گسترش آئين پارسايي و بي اعتنايي به زندگي دنيوي در ديگر مديران باعث شادماني ، اميد و بالندگي دلبستگان به نهضت پا برهنگان خواهد شد .
6 ) دوستان جوانم ، پسران خوب و دختران عزيز اجازه دهيد يك بار ديگر قسمتهايي از پروتكل هاي حاكمان يهود را با هم مطالعه كنيم . و اين قسمت از مقاله را به جناب آقاي سرگئي نيلوس كه افتخار اولين ترجمه و نشر آن را به خود اختصاص داد و به خاطر آگاه سازي ملت ها ، همزمان با وقوع انقلاب بلشويكي در روسيه دستگير ، زنداني ، شكنجه و در نهايت در تبعيد به سال 1929 قرباني توطئه ي انحصار طلبان گرديد ، تقديم كنيم .
پروتكل ها عامل اصلي موفقيت يهود را در امور سياسي پنهان كاري ميداند .(پ/9) و براي حوزه ي فعاليت هايش هيچگونه محدوديتي را نمي پذيرد .(پ/9) و در صدد آن است كه با تمام روشهاي ممكن اهميت حكومت و قدرت يهود را به همگان گوشزد كند و اعلام ميدارد كساني كه در مقابل حكومت جهاني يهود زانو زنند و تسليم شوند از حمايت يهود برخوردارند . (پ/6) آنان در اين راه حقوقي به نام حقوق بين الملل وضع كرده اند تا جايگزين حقوق ملي كشور ها شده ، و ناظر بر روابط بين الملل باشد .(پ/2) يهود براي اداره ي جامعه ي جهاني نيازمند مديراني است . اولين و مهمترين شرط انتخاب مديران بنابر آنچه پروتكل شماره ي دو ميگويد ، اطاعت بي چون و چرا است و با صراحت بيان ميدارد كه هيچ ضرورتي ندارد كه آنها در زمينه ي مديريت تحصيلات و اطلاعاتي داشته باشند . آناني كه بوش ، استرا ، چني ، رايس ، صدام ، جان بولتون و البرادعي را رهبران اصلي و گردانندگان جامعه ي جهاني ميدانند ، سخت دچار توهم شده اند . پروتكل شماره دو اين چنين مردمي و اينگونه مديراني را همچون مهره هاي شطرنج در دست مشاوران و متخصصان يهود ميداند . متخصصاني كه از كودكي براي اداره ي امور جهان تربيت شده اند . با مطالعه ي پروتكل شماره هفت در مي يابيد كه ايجاد بي نظمي در روابط جهاني و منطقه اي و درگيري جوامع با يكديگر از شگرد هاي يهود است . آنان با تيز هوشي دريافته اند كه ملت هاي غير يهودي براي پيشنهاد هايي كه از خارج به آنها عرضه ميشود ، اهميت خاصي قائلند ، ميگويد ، لذا پيشنهاد هايي كه ما توسط عوامل مان به آنها ارائه ميدهيم ، را پذيرفته و در نتيجه متقاعد ميشوند كه منجي بشريت ما هستيم .
عزيزان من ، پروتكل ها علاوه بر ترويج فساد ، خيانت ، و رشوه خواري ،(پ/1) حسد ، نفرت و زياده خواهي را در ميان توده هاي مردم ايجاد ميكند . و شما خوب ميدانيد كه هر يك از اين صفات ناپسند ، ميتواند بنيان خانه و خانواده اي را ويران سازد ، و خشم و غضب مردم را نسبت به هم به همراه آورد . يهود با اين ترفند تصميم دارد همه ي موانع موجود بر سر راهش را با دست مردم غير يهود ريشه كن سازد .(پ/3) خدا ميداند مدت هاست كه هر جا با دوستان جوانم به صحبت مينشينم ، اصلي ترين كلامم اين است كه مادر هايتان را دوست داشته باشيد ، پدر هايتان را در آغوش كشيد ، با دوستانتان و همسايگانتان مهربان باشيد ، به معلمان و استادانتان محبت بورزيد . وقتي پروتكل شماره ده را ميخوانم كه ميگويد ، اهميت خانواده و نقش تربيتي آن را در ميان غير يهوديان از بين ميبريم و اجازه ي اظهار وجود به كسي نميدهيم . زيرا توده هاي مردم بايد صرفا به وسيله ي ما اداره شوند ... آنها بايد به شنيدن حرف هاي ما عادت كنند . و زماني كه در مفهوم آن تفكر و تعمق ميكنم ، و از اينكه ميبينم ، ابله سازي ، دلقك پروري و خنثي سازي دروس عيني يهود و آموزش سمعي و بصري آنان در تعدادي از مردم ولو اندك اثر گذار شده و جمعي با عنوان پدر و مادر كه بايد مدير تربيتي فرزندانشان باشند ، به جهات عديده اي دست از اين نقش اساسي كشيده اند و عزيزانشان را در معرض انواع آسيب هاي جسماني و رواني قرار داده اند ، غم جانكاهي را در وجودم احساس ميكنم . باور قطعي بنده اين است ، كه بخش عمده ي حسد و نفرت بين مردم ما وارداتي و تحميلي است . زياده خواهي و در نتيجه زير پا گذاردن مباني حق ، تحميلي و غير واقعي است . به تصريح پروتكل شماره پنج ، به جان هم انداختن مردم و ملتها ، بد گماني نسبت به همديگر و نفرت از يكديگر بخاطر تعصبات مذهبي و نژادي در يك پروسه ي 2000 ساله ، توسط يهوديان نهادينه شده است . و آنچه قابل تأمل است ، اين است كه ، اين دو بهم زني و نفرت ، تنها درون سرزميني نيست بلكه اين حس نفرت و بد گماني ، بواسته ي افكار و اعمال و آرزوهاي تلمودي بين ملتها و با ملتهاي ديگر سرزمين ها نيز نهادينه شده است . و آنطوري كه پروتكل شماره پنج ميپندارد ، آشتي بين مردم و ملتها به اين سادگي ها متصور نيست .
دوستان جوانم را به مطالعه ي دقيق تر اين قسمت از مقاله دعوت ميكنم . اين يك كار فرهنگي است و كار فرهنگي تعارف و سمبل كاري برنميدارد . ما مشغول نبرد با بي رحم ترين دشمن هويت هستي مردم اين منطقه ، از ترك و عرب و عجم ، يعني يهوديان هستيم . ورود به حوزه ي ستيز با دروغ ، صبر و حوصله به همراه شجاعت و شهامت ميطلبد . عافيت طلبان و عاقبت انديشان مجبور نيستند به اين وادي وارد شوند .
7 ) اين كانسروتيسم يهودي است كه دست رابي ها و حاخام ها را تا آنجا باز گذاشته كه هر امر باطلي را به نام دين به خورد مردم يهودي ميدهد . به تصريح پروتكل شماره 24 ، حكماي انديشمند يهود Conservative Judaism را عامل هدايت و پرورش فكر تمام يهوديان ميدانند . و اين حاخام ها همان هايي اند كه تلمود را طراحي و امروز عمل به آن را تبليغ ميكنند . تلمودي كه نزد يهود ، برتر و با ارزش تر از تورات است ، از اين نظر كه يهوديان گفتار حاخام ها را از گفتار پيامبران بالا تر ميدانند . گروهي از يهود گفته ي حاخام ها را گفته ي خدا ميدانند و معتقدند ، هنگامي كه مسئله ي پيچيده اي پيدا ميشود ، كه در آسمان قابل حل نيست ، خداوند با حاخام ها مشورت ميكند . حكماي تلمودي بهشت را مخصوص يهود و جهنم را جايگاه مسيحيان و مسلمانان ميدانند . نطفه ي غير يهودي را همانند نطفه ي اسب ، و ارواح يهود را جزو خداوند و ارواح ديگران را شيطاني و حيواني ميخوانند . غير يهوديان را مانند سگ ، و سگ را برتر از غير يهودي معرفي ميكنند . به فتوي حاخام هاي تلمودي خانه هاي غير يهودي همچون طويله است . و از آنجائيكه غير يهوديان دشمن خدا هستند ، قتلشان را چون خوك مباح ميشمارند . در تجاوز به ناموس غير يهودي منعي نمي بينند . و ربودن زن هاي غير يهودي را حق يهود ميخوانند . و براي زنا و لواط با غير يهودي عقاب و كيفري در نظر نمي گيرند . عالمان تلمودي ، يهود را با عزت الهيه مساوي و در نتيجه تمام دنيا و هر چه در آن است را ملك يهود و تسلط كامل بر آن را حق يهود ميخوانند . زماني كه بشر تسليم كانسروتيسم يهودي شد ، بايد جعل و تحريف را علاوه بر قدرت بي چون و چرا ي رابي ها و حاخام ها ، بپذيرد . يهود از آنجائي كه شمار انسان هاي داراي غرائز بد و شيطاني را بر كساني كه داراي غرائز خوب هستند ، بيشتر ميداند ، و براي آنكه بتواند بر انسان ها حكومت كند ، توسل به زور و خشونت و ترور را تجويز ميكند .(پ/1) و وضع قوانين را در واقع چهره ي تغيير يافته ي زور و تهديد ميداند . و بدون هيچ واهمه اي اعلام ميكند ، طبق قانون طبيعت ، حق يعني اعمال زور و فشار .(پ/1) از اين رو آنان ورود و خوض در افسانه ي هولوكاست را Taboo و امري حرام ميدانند . اما هولوكاست تنها موردي نيست ، كه ورود به آن ممنوع و مستوجب عقوبت شديد است . پيش از آن بنا بر آنچه در پاورقي صفحه ي 133 يهود بين الملل ، از كتاب هيچ كس جرأت ندارد ، نوشته ي گاري آلن آمده است ، كميته ي مبارزه با افترا كه وظيفه اش لكه دار كردن حيثيت ديگران بود ، به عنوان ابزاري نيرومند هر گونه اشاره اي به روچيلد ها و همدستانش را به منزله ي حمله به كليه ي يهوديان در سراسر جهان معرفي كرد . و بدين ترتيب نطفه ي هر تحقيقي را در خصوص بانكداران بين المللي ، خفه نمود . و طرح چنين موضوعي را در دانشگاه ها به صورت تابو درآورد . و هر كتاب يا فردي كه در اين خصوص تفحصي داشت ، بلافاصله از جانب صدها كميته ي وابسته به اتحاديه مبارزه با افترا مورد حمله قرار مي گرفت . و امروز بنا بر آنچه كه پروتكل شماره ي 14 مي گويد ، كسي نبايد اعتقادات واقعي مذهب يهود را مورد بررسي قرار دهد . هيچ كس جز حكماي تلمودي نبايد سر از كار دينشان درآورد . دوستان جوان من گمان نكنند غير يهودياني كه به خاطر بعضي از منافع دنيوي ، چون سگي كه براي لقمه ناني دم مي جنباند ، و در خدمت اهداف يهود قرار دارند ، به اسرار و رموز اين مذهب جعلي خطرناك آگاهي و اشراف دارند . پروتكل شماره ي 4 نا آگاهي و بي شعوري خدمتكارانش را چنين معرفي مي كند . اگر چه فراماسونر هاي غير يهودي ، كوركورانه در خدمت ما هستند و براي مقاصد ما كار مي كنند ، اما برنامه هاي ما همچنان براي آنها و ديگران نا شناخته و اسرار آميز باقي خواهد ماند . و اما افسانه ي هولوكاست كه با سخنان منتخب مردم فهيم ايران در نهمين انتخابات رياست جمهوري دچار تزلزل و ترديد زيادي در دنيا شده است و با اقبالي كه از سوي جوانان ايراني و غير ايرني نسبت به اظهارات آقاي دكتر محمود احمدي نژاد صورت گرفته ، تا جايي كه ادبيات ذلت را به عزت و ضعف را به سر بلندي تبديل ساخته ، و مي رود كه باعث اضمحلال بانيان و سازندگان اين افسانه ي دروغين شود . هولوكاست افسانه ايست كه بر اساس طرحي كه از بيماري اختصاصي يهوديان يعني انحصار طلبي ، القاي انديشه ي برتري نژادي و اينكه ما يهوديان The Chosen Peopel امت برگزيده هستيم ، منشاء و شكل گرفته است و اسرائيل مولود اين بيماري مزمن است . يهوديان تلمودي تصميم دارند ، از هولوكاست يك امر مقدس ماوراي تاريخ بسازند . و هر كسي كه بخواهد هولاكاست را در بطن تاريخ جهان كه مملو از كشتار مختلف است ، قرار دهد و به تحقيق و مطالعه ي آن بپردازد ، به جرم تقدس زدايي و ورود به منطقه ي ممنوعه ي تلموديان بايد طعم شكنجه ، عذاب و زندان را بچشد . ادامه دارد ... علی خلیل اسماعیل ( برادران )
منبع : انجمن تفکر مبانی
|