|
پروتكل ها ، يهود بين الملل و جوانان-1 |
|
|
|
۰۳ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 1 از 2 انتشار گسترده ي كاريكاتور هايي از پيامبر مهربان در روزنامه هاي كشورهاي اروپايي ، شوراي امنيت ، البرادعي ، همزباني پنج كشور عضو دائم ، همزماني بهمن و محرم ، پيروزي حماس و پيروزي ائتلاف مسلمانان و شيعيان در عراق ، احمدي نژاد ، هولاكاست ، برپايي نمايشگاه و حمايت از هولاكاست در سازمان ملل و در سرسراي آژانس هسته اي ، بيداري جوانان و خروش مسلمانان ، مرا واداشته است كه براي دوستان جوانم مواردي را متذكر شوم . 1) لازم است اگر كتاب پروتكل هاي دانشوران يهود را نخوانده ايد آنرا بخوانيد و اگر خوانده ايد اين ايام يك بار ديگر به برخي از بند هاي آن با توجه عميق تر نظر اندازيد . بدانيد ، پروتكل ها يك واقعيت غير قابل انكار است . مطالعه ي آن به شما توانايي شناخت سر چشمه هاي پنهان توطئه و شرارت را مي دهد . پروتكل ها را The world program مي دانند . در پروتكل ها مي توانيد نقشه ، طرح و برنامه ي جهاني يهود را مشاهده كنيد .
هنري فورد در صفحه 89 يهود بين الملل ، پروتكل ها را جامع ترين برنامه براي تسلط بر جهان مي خواند و در صفحه ي 90 مي گويد اگر خواننده كمي بيشتر از معمول به خود زحمت مطالعه پروتكل ها را بدهد ، به نقشه هايي بر مي خورد كه براي به قدرت رسيدن سلطان مطلق جهان The world Autocrat ارائه شده اند .
2) سران يهود پروتكل ها را عليه كساني تدوين كرده اند كه آنان Gentile يعني غير يهود مي نامند . دوستان جوان من بايد بدانند كه پروتكل ها با بيش از صد سال سابقه ، ريشه در تلمود دارد ، كه نزديك به دو هزار سال از عمر آن مي گذرد . از نظر تلمود هر كس كه يهودي نيست ، دشمن است . تلمود غير يهود را Goyem مي نامد . گوئيم حيواني زبان بسته است كه شعور و درك ندارد . به ظاهر انسان آفريده شده . آن هم نه به خاطر اهميت خودش بلكه به خاطر بهره دهي به يهود .
3) پروتكل ها حاصل كنگره اي است كه از سوي Theodor Herzel تئودور هرتزل بنيانگزار صهيونيزم سياسي ، در شهر بال يا بازل كه شهري تجاري و صنعتي است ، بر كرانه ي رود راين ، در شمال كشور سوئيس ، در سال 1897 ، با شركت و حضور متفكران يهودي ، تشكيل شد . به اجماع پژوهشگران امور يهود ،Asher Ginsberg اشر گينس برگ اوكرايني ، طراح و نويسنده ي پروتكل هاست .
تمام بندها در پروتكل ها در خدمت حاكميت و قدرت يهود بر جامعه ي جهاني است . آنان خواهان حاكميت طبقه ي تحصيل كرده ي خود و بدتر از همه در صدد Aristocracy of Money اشرافيت پول مي باشند . لذا حق را واژه اي ذهني كه به هيچ وجه جنبه ي عيني به خود نمي گيرد ، مي دانند و رسما در بندي از پروتكل شماره ي يك مي گويند : در نظام سياسي ما حق اين چنين تعبير مي شود ، آنچه را كه مي خواهم به من بده . زيرا من از تو قويترم . نيازي نيست كه ثابت كنم حق از آن كيست . البته آنان قدرت افكار عمومي را بهتر از هر كس ديگري مي دانند . به همين جهت در طول تاريخ حاكمان بي چون و چراي رسانه ها و تحريف گران اصلي حقايق بوده اند . مطبوعات را ، و امروزه ديگر رسانه هاي ارتباط جمعي از قبيل سايت هاي اينترنتي ، ماهواره ها ، راديو ها ، تلويزيون ها ، آژانس هاي خبري و خبر گزاري ها را در كنترل خود قرار داده اند . آنچه كه هنري فورد در صفحه ي 91 يهود بين الملل در باره ي قاعده ي سخن در پروتكل ها مي گويد ، شنيدني است . او مي گويد : قاعده ي سخن در پروتكل ها اين نيست كه « ما يهوديان چنين خواهيم كرد » بلكه « غير يهوديان را وادار خواهيم كرد چنين بينديشند و چنان كنند » . بندي از پروتكل شماره ي 7 مؤيد نظر آقاي فورد است . آنجا كه مي گويد : ما بايد دولت هاي غير يهودي را مجبور كنيم كه در جهت خواسته هاي ما قدم بردارند . روش كار چنين خواهد بود كه افكار عمومي را از طريق مطبوعات كه به قدرت بزرگ معروفند و تقريبا در دست ما مي باشند ، شكل بدهيم و طبيعي است كه دولت ها به افكار عمومي توجه خواهند كرد .
دوستان عزيز من ، همه بايد بپذيريم كه ذوق و سليقه ، مخصوصا سليقه ي عامه اثر پذير است ، انديشه ي عمومي اثر پذير است . و يهود علاوه بر رسانه هاي ارتباط جمعي با پول و طلا ، مشروبات الکلي ، مواد مخدر ، تئاتر ، سينما ، هنر مبتذل و مستهجن سلطه ي تخريبي اش را بر آدمي مي گذارد .
4 ) دانش آموزان خوب من توجه داشته باشند ، كه دانشمندان و محققان ايران زمين روزي روي همين صندلي هاي دانش آموزي نشسته بودند و از فضاي معنوي كلاس ها بهره مي بردند . و امروز بواسطه ي تلاش و پشتكار خود باعث سربلندي ايران عزيز در زمينه هاي مختلف علوم شده اند . آناني كه امروز وقيحانه خواستار توقف تحقيقات دانشمندان ما هستند ، از تو پسر خوبم و دختر عزيزم غافل نيستند . آنان به هيچ وجه دوست ندارند كه تو خلاق و صاحب ابتكار باشي ، روحيه انحصار طلبي و برتري جويي يهود ، همه ي خلاقيت ها را براي خود ميخواهد . كافي است بندي از پروتكل شماره 5 را بخواني ، كه ميگويد : هرگونه ابتكار فردي و خلاقيتي را كه به سود ما نباشد ، نابود ميكنيم . زيرا هيچ خطري بالاتر از ابتكار و خلاقيت فردي نيست . به ويژه اگر خلاقيت ، با هوش توام باشد .كاري كه از يك فرد مبتكر برميآيد ، از ميليون ها آدم عامي برنميآيد ، لذا ما بايد تعليم و تربيت غير يهوديان را در جهتي سوق دهيم كه قوه ابتكار از دانش آموزان گرفته شود و نطفه ي خلاقيت در ذهن آنها خفه گردد . عزيزم ، زوزه هاي دشمنان قسم خورده و با برنامه ي تو ، بي دليل نيست . زماني كه تو به باور هاي الهي و انديشه هاي معنوي توجه كردي ، و در مسير پاكيزكان و اولياي حق قرار گرفتي ، دانشي را بروز دادي كه رهگشا و آينده ساز شد . مبادا وسوسه هاي اهريمنان راه تعالي و رشد تو را سد كند .
مسئوليت اولياء فكري و مسئولان فرهنگي در اين برهه ي سرنوشت ساز بسي سنگين و طاقت فرساست . آنان بايد بدانند ، كه برنامه ي يهود ، ساختن مردمي از پيش مطيع است . لذا تربيت دوباره ي افراد را ، سر لوحه ي كار و برنامه ي خود قرار داده اند . و در اين راه هيچ عجله و شتابي هم ندارند ، آنان بسيار محتاط و بدون هيچ هياهوئي ، طرح و نقشه هايشان را به مرحله ي اجرا در مي آورند . بندي از پروتكل شماره 9 بيانگر مطلب فوق است ، ميگويد : تا زماني كه افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره هاي تربيتي ما دوباره تربيت نشوند ، نميتوانيم برنامه هايمان را در اينگونه جوامع مطابق با روشي كلي و يكسان پياده كنيم . اما اگر برنامه ها را محتاطانه و توام با آموزش آغاز كنيم ، ميتوانيم در كمتر از يك دهه منش و خلق و خوي سر سخت ترين افراد را تغيير داده و آنها را مانند افرادي كه از پيش مطيع ساخته ايم ، به زير سلطه خويش در آوريم . بي جهت نيست كه هنري فورد در صفحه ي 98 يهود بين الملل فرياد بر مي آورد : كه الآن وقت آن رسيده كه مردم آگاه شوند ... او ميگويد : پروتكل ها يك روش آموزشي را ارائه مينمايد ، كه به كمك آن ميتوان توده ها را ، با استفاده از نيرو هايي كه برايشان محسوس و قابل درك نيست ، مثل يك گله ي گوسفند به اين سو و آن سو هدايت كرد .
|