|
۰۳ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 3 از 3
بر همين اساس است كه خبرگزاريهاي تحت نغوذ صهيونيستها، تاكنون هيچگاه واژه «تروريست» را براي صهيونيستها به كار نبردهاند و حتي در مورد فكر باز صهيونيستي كه «اسحاق رابين» نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي را به هلاكت رساند، به جاي استفاده از واژه تروريست، مفاهيم ديوانگي و عدم تعادل رواني را به كار بردند!
«نيويورك تايمز» و «واشنگتن پست» دو روزنامهاي كه جزو معتبرترين و بانفوذترين روزنامههاي آمريكا به شمار ميآيند، توسط صهيونيستها کنترل واداره ميشوند.
روزنامه "نيويورك تايمز" كه در زمينه اجتماعي، سياسي و فرهنگي فعاليت دارد، امروزه به صورت يك راهنماي غيررسمي افكار عمومي آمريكا مطرح است و دقيقاً به همين علت است كه صهيونيستها از سالها قبل براي نفوذ در اين روزنامه جهت پيشبرد اهداف خود برنامهريزي كردهاند.
روزنامه "نيويورك تايمز" در سال 1851 ميلادي توسط "هنري.ج. ريموند" و "جورج جونز" تأسيس شد. پس از گذشت مدتي درآمد ناشي از تبليغات اين روزنامه به شدت كاهش يافت و اين امر تا آنجا پيش رفت كه روزنامه مزبور را تا مرز ورشكستگي كشاند. در اين زمان يك ناشر ثروتمند صهيونيست به نام "ادلف اوش" توانست امتياز اين روزنامه را به نازلترين خريداري نمايد.
بعد از خريد نيويورك تايمز توسط او، درآمد ناشي از تبليغات اين روزنامه صهوينستي به طور قابل ملاحظهاي رشد كرد و در جهت منافع صهيونيستها به كار گرفته شد.
دومين روزنامه معروف آمريكا، "واشنگتن پست" است كه با رخنه كردن در اغلب سازمانهاي دولتي در واشنگتن، سيستم ويژهاي براي انتشار اخبار وابسته دولت آمريكا به وجود آمد. اين روزنامه در سال 1933 به علت ورشكستگي به حراج گذاشته شد و در همان موقع شخصي به نام "اوژن مير" سرمايهدار معروف صهيونيست آن را خريدراي كرد و از آن زمان تحت نفوذ صهيونيستها قرار گرفت.
واشنگتن پست، در قالب طرح مسائلي مثل فقر، گرسنگي، تورم، بحران انرژي، نفت، جنگ و ديگر مسائل سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، افكار و عقايد مردم آمريكا را در جهت القاي اهداف خود هدايت كرده و به طور ماهرانهاي واقعيتها را مخفي نگه ميدارند.
اين رسانه ها، حتي مسائل داخلي آمريكا را نيز تحت كنترل خود گرفتهاند. به عنوان نمونه آنها ميتوانند در انتخابات نمايندگان كنگره ملي آمريكا يا رياست جمهوري مؤثر باشند، همچنان كه ماجراي واترگيت نشان داد، آنها همچنين ميتوانند در بدنام كردن و يا بركناري هر يك از مخالفان خود در صورت لزوم و بنا به ميل و مصالح خود، اقدامات تبليغاتي كنند.
صهيونيسم جهانی، علاوه بر اين دو روزنامه پرتيراژ، بر مطبوعات تخصصي و هنري ايالات متحده آمريكا نيز سيطره پيدا كرده است. اين تسلط به وضوح در صفحات مجله هنري- سينمايي "فاريتي" مشهور است. در يكي از شمارههاي اين مجله طوماري كه در يك صفحه چاپ شد كه در آن امضاي 171 نفر از دست اندركاران سينما و تلويزيون به چشم ميخورد. امضاءكنندگان كه اغلب صهيونيستها بودند، آمادگي خود را جهت بذل مبالغ هنگفتي براي حمايت از تعدادي از نامزدهاي آمريكايي جهت انتخاب نمايندگان طرفدار صهيونيسم، توجهيات مختلفي را ارائه كردند. عنوان مثال در بخشي از يك مقاله آمده بود:
"بهترين راه براي دفاع ازمصالح آمركيا در خاورميانه، انتخاب اعضاي كنگره از بين افرادي است كه معتقدند بقاي اسرائيل، بهترين تضمين براي منافع آمريكا در آنجاست."
يكي از مهمترين اهداف صهيونيستها از نفوذ در رسانه های خبری آمريكايي، تلاش جهت به كارگيري شيوههاي حمايت از صهيونيسم، تلاش جهت به كارگيري شيوههاي گمراه كننده به منظور معرفي اسلام به عنوان يك جنبش انعطافناپذير و مخالف تمدن است و اينكه اسلام خطري جدي براي جهان است!
يكي از روزنامههاي تحت نفوذ صهيونيستها در آمريكا به نام "شيكاگوسان تايمز" در يكي ازشمارههاي خود در مقالهاي تحت عنوان (تفاهمي با اسلام نيست، مگر به زبان آهن و آتش) نظرات نويسنده مقاله را پيرامون اسلام را در قالب مقايسه با كمونيسم، چنين القاء كرد:
"ازآنجا كه ايده كمونيسم در اصل تفكري غربي است، بهتر ميتوان با آن به تفاهم و نظرهاي مشترك رسيد، اما با اسلام نميتوان به تفاهم و نظر واحد دست يافت، مگر با آهن و آتش"
در حالي كه عليرغم بمباران تبليغاتي مسموم صهيونيستها، اسلام ديني الهي و انساني و مبتني بر حكمت و منطق است كه احترام به اصول و ارزشهاي معنوي را امري بسيار ضروري و پسنديده ميداند و به رغم جوسازي رسانههاي صهيونيستي، اين دين بشر را به صلح فرا ميخواند و اين واقعيتي است كه امروزه بر بسياري از مردم جهان آشكارشده. درك اين واقعي از سوي افكار عمومي جهان سبب گرديده، عليرغم تبليغات رسانهها تحت نفوذ صهيونيسم و جريان سازي آنها عليه اسلام و مسلمانان، اسلام واقعي روز به روز نفوذ بيشتري در عرصه بينالمللي پيدا كند.
آنچه مبرهن است ، موج نفوذ ، تسلط و کنترل بر رسانه های جهانی توسط صهیونیستها متوقف نشده و همچنان ادامه دارد .
از طرفی از آغاز قرن بیست و یکم ، بر اساس برنامه ریزی دقیقی ، صهیونیستها در پی دستیابی به رسانه های خبری محلی در داخل کشورهای جهان هستند .
از این جمله می توان به خریداری امتیاز یا درصدی از سهام رسانه های خبری در کشورهای اروپایی در 5 ساله گذشته اشاره کرد .
با اندک تأملی بر این مسئله می توان ارتباط صهیونیسم جهانی با اهانت به صاحت مقدس پیامبر اکرم (ص) در نشریات دانمارکی و درپی آن تکرار این اهانت نابخشودنی در دیگر رسانه ها و مطبوعات محلی و دولتی در برخی کشورهای اروپایی پی برد .
سالروز 11 سپتامبر و حمله به برجهاي دوقلوی امریکا در سال 2005 ميلادي، مصادف شد با انتشار كاريكاتورهايي كه در آن به ساحت پيامبر اسلام(ص) توهين شد و نسبت به مقدسات اسلامي، هتك حرمت صورت گرفت .
اين توهينها از دانمارك و در روزنامه «یولاند پستن »(poste jylland)، آغاز و سپس در روزنامه «ماگازينت» نروژ، روزنامه «سونسكا داكبلات» سوئد، «لااستامپا»ي ايتاليا و بعدها در روزنامه «ليبراسيون» و «لوموند» فرانسه و «الپريوديكو»ي اسپانيا و «دي ولت» آلمان پي گرفته و به چاپ رسيدند.
حال که نقش گروههایی چون «بيلدر برگر» و افرادي مانند «مايكل لدين»، «ريچارد پرل» و «آندرس الدرپ» (همسر «مرت الدرپ»، مديرمسئول «يولاندز پستن») كه همگي در ارتباط نزدیک با صهیونیستها و در خصومت با مسلمانان و خصوصاً ايران مشهور و معروف هستند، مشخص شده ، موج جدید تسلط بر رسانه های خبری جهان توسط صهیونیستها آشکارتر می شود .
توضیح : کلونی (colony ) ، به مستعمراتی اطلاق می گردد که امپریالیسم در برای مقاصد استعماری خویش در سرزمینهای دیگر تحت نفوذ و اشغال خود قرار می دهد .
مهدی علیخانی کارشناس و پژوهشگر
|