|
۰۳ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 2 از 3
1- هاآرتس (کشور): از قدیمی ترین رسانه های خبری اسرائیل (هارتص ) یا کشور را می توان نام برد،که تاریخ انتشار آن به سال 1918 بازمی گردد. هاآرتس، از نظر حرفهای از سطح بسیار بالایی برخوردار است اما شمارگان آن در روزهای عادی 50 هزار و در روزهای جمعه و اعید 75 هزار نسخه میباشد!
این روزنامه از موقعیت تبلیغاتی بالایی در میان مردم به ویژه کارمندان ارشد دولت، بازرگانان، فرهنگیان، دانشگاهیان، سیاستمداران و نظامیان برخوردار است و از لحاظ جناحی گرایشهای چپ گرایانه لیبرالی دارد. به همین دلیل همواره خواهان خصوصی سازی اقتصادی و جدایی دین از سیاست میباشد.
مهمترین کارشناسان و مفسران این روزنامه نیز عبارتند از: زئیف شیف، کارشناس مسائل استراتژیک؛ عاموس هارئیل، مفسر امور نظامی؛ آلوف بن، مفسر مسائل سیاسی و تسفی بارئیل، مفسر امور عربی.
لازم به ذکر است این روزنامه نشریاتی اقماری نیز منتشر میکند که ازآن جمله میتوان به هعیر تل آویو، کول هعیر قدس، کان داروم جنوبو تسومیت هشارون اشاره نمود.
2- روزنامه یدیعوت آحرونوت( آخرین اخبار): این روزنامه در سال 1939 توسط کوماروف از سرمایه داران مشهور یهود تاسیس شد. یدیعوت اولین روزنامه عصر در فلسطین اشغالی به شمار می رود.
آخرین اخبار، روزنامهای است رنگی و بسیار ساده از نظر نگارش که شمارگان آن 350 هزار نسخه در روزهای عادی و 600 هزار نسخه در روزهای جمعه و اعیاد میباشد. این روزنامه تمایلاتی راست گرایانه و تجاری دارد و بصورت رنگی عرضه میشود.
مهمترین مفسران این روزنامه نیزعبارتند از: آلکس ویشمن، مفسر نظامی؛ ناحوم برنیاع، مفسر سیاسی و رونی شیکید، مفسر امور فلسطین.
3- روزنامه معاریو (بعدازظهر ـ عصر به خیر) این روزنامه در ژوئیه سال 1948 و به همت تعداد زیادی از نویسندگان و مفسران مستعفی روزنامه یدیعوت آحرونوت که بیش از مساله سود مادی، حرفه روزنامه نگاری برایشان مهم بود، تاسیس شد!
این روزنامه از نظر گرایش بیشتر به هاآرتس شبیه است، اما تمام طیفها و جریانهای سیاسی را پوشش میدهد.
شمارگان این روزنامه در رویهای عادی 150 هزار و در روزهای جمعه و اعیاد 250 هزار نسخه است.
مهمترین مفسران معاریو عبارتند از:
بن کاسبیت، مفسر مسائل سیاسی داخلی؛ حامی شلیف، مفسر سیاسی و نظرسنجیها و عودید گرانوت، مفسر امور عربی.
شایان ذکر است ، رژیم صهیونیستی همواره اهمیت زیادی برای رسانههای گروهی اسرائیلی بوده و هست، چرا که همانطور که در ابتدا ذکر شد ،این رسانهها نقشی کلیدی و حساسی در سیطره بر افکار عمومی و پردازش آن و همچنین جنگ روانی بر ضد اعراب و مسلمانان ایفا میکنند. در اسرائیل افراد و گروههای زیادی دست اندرکار امر تبلیغات دیداری، شنیداری و خواندنی هستند اما هدف تمام آنها یکی است و آن تسلط بر اندیشه اعراب و نشان دادن برتری رژیم صهیونیستی و اندیشه صهیونیسم میباشد. یکی از شگردهای این دسته از مبلغان صهیونیست، جلب اعتماد افکار عمومی جهان عرب است که بدین منظور در ابتدا حقایق را آن گونه که هست منتقل میکنند اما پس از مدتی وقتی به اصطلاح اعتماد مخاطبان را جلب کردند آرام آرام عقاید و اندیشههای واهی خود را به مخاطبان تزریق و حقیقت را تحریف میکنند.
لذا رژیم صهیونیستی (به ویژه نخست وزیر) ،هر هفته با سردبیران بخشهای مختلف خبری در شبکههای تلویزیونی اسرائیل و خبرنگاران و مفسران بخشهای نظامی این شبکهها تشکیل جلسه هفتگی ، درباره ارائه بهترین راهکارها به منظور تحقق اهداف رژیم صهیونیستی به بحث و تبایدل نظر می پردازد.
جالب آنکه ، رسانه های عربی در اراضی سال 1948 تحت نظارت کمیته روزنامه نگاران و ستاد مشترک ارش اسرائیل قرار دارند ،اما از نظر عملی تحت نظارت کامل مقامات نظامی و غیرنظامی رژیم صهیونیستی هستند و سیاستهای مورد نظر دولت تل آویو در مورد آنها اجرا میشود.
این سیاست بخشی لاینفک از سیاستها و خط مشی کلی رژیم صهیونیستی بشمار می رود و بالطبع آنچه که از مطبوعات عربی می خواهد نیز در همین راستا قرار دارد.
بنابراین سانسور گسترده ای بر رسانه های فلسطینی ،از سوی هیات حاکمه یهودی اسرائیل بر اعمال میشود.
لازم به ذکر است از سال 1948 تا سال 1988 برخی شخصیتهای عرب که در دستگاههای دولتی نفوذی داشتند در خدمت احزاب یهودی لیبرال یا احزابی چون ماپای، کار، میکی و حزب کمونیست بودند ،اما پس از سال 1988 با تغییر شرایط بین المللی و منطقهای، اندکی اوضاع تغییر کرد و اعراب توانستند لیستهایی مستقل برای شرکت در انتخابات تشکیل دهند ،البته این امر ظاهری بود و پس از مدتی قوانین سختی بر امور تبلیغاتی و اطلاع رسانی فلسطینیها وضع شد.
یکی از بهترین نمونهها در این زمینه لغو مصونیت از چند تن از نمایندگان کنیست از جمله د. عزمی بشاره بود که سروصدای زیادی را در محافل مختلف عربی و منطقهای براه انئاخت .
از سوی دیگر صهیونیستها قانونی وضع کردند که بر اساس آن هر عربی که از گروههای جهادی دفاع کرده و به نفع آنان سخن بگوید ، حق شرکت در انتخابات و نامزد شدن در آن را ندارد( که با توجه به پیروزی حماس در انتخابات اخیر ، رژیم صهیونیستی بر اساس همین قانون بانخست وزیری اعضای حماس مخالف است .)
از دیگر نمونههای بارز این تبعیض مخالفت با صدور یک ماهنامه عبری زبان از سوی صهیونیستها بود. این ماهنامه قرار بود توسط سلیمان شکور یکی از روزنامه نگاران فلسطنی افتتاح شود که صهیونیستها از این امر سخت به وحشت افتاده، و به دلایل مختلف مانع از انتشار آن شدند.
رسانه های خبری در سراسر جهان: صهيونيسم به عنوان يكي از مظاهر استعمار جديد با اتكا بر پشتوانههاي اقتصادي و ابزاراي تبليغي و با حمايت همهجانبه قدرتهاي جهاني ، حركت گستردهاي را براي تسخیر و کنترل رسانه های خبری بزرگ جهان آغاز کرد.
در اوت 1897 ميلادي در شهر "بال" سوئيس، اولين كنگره صهيونيستها به رياست "تئودور هرتزل" مؤلف كتاب "دولت يهود" برگزار شد. در اين كنگره صهيونيستها بر اين موضوع اتفاق نظر داشتند كه نقشه برپايي دولت اسرائيل جز با تسلط بر سازمانهاي خبري جهان ميسر نخواهد بود.
در اين راستا ، نگارنده به پروتكل شماره دو دانشوران صهيون اشاره می کند. در ماده پنج اين پروتكل آمده است: "ميدانيم كه ممالك جهان از رسانه ها به عنوان وسيلهاي براي هدايت مردم در جهت خواستههاي خود استفاده ميكنند، به همين جهت ما بايد جريان رسانه ها ، مطبوعات و روزنامهنگاري را در خدمت اهداف خويش درآوريم و آرام آرام به سمت صهيوني كردن رسانه ها حركت كنيم و افسار و عنان آن را به دست گرفته و به سمت خود منعطف سازيم. ما نبايد بگذاريم كه دشمنانمان به آن دسته از روزنامهها و رسانههاي خبري كه بيانگر آراء و نظرات آنان باشد، دست يابند. هيچ خبري نبايد بدون كنترل و نظارت ما براي مردم بيان شود!"
در ادامه اين پروتكل، صهيونيستها، روشهاي كار را بررسي كرده و تأكيد كردهاند: "لازم است، افرادي را كه داراي سوابق اخلاقي نادرست در جامعه هستند، به سرپرستي امور رسانه های مهم بگماريم. به ويژه رسانه هایی كه بر ضد ما مطالبي منتشر می کنند و آنگاه كه دريافتيم. ايشان در برابر ما خضوع نميكنند و برخلاف ما موضع ميگيرند، مسائل سوء اخلاقي ايشان را فاش سازيم و كارشان را يكسره كنيم و به ديگران نيز بفهمانيم كه در صورت مخالفت با ما به چنين وضع اسفباري دچار خواهند شد.»
واقعيات موجود دنياي امروز نشان ميدهد كه صهيونيستها به آنچه مورد نظرشان بود و به آن توجه داشتند، جامه عمل پوشاندهاند. مهمترين نمود اين روند را ميتوان در نفوذ صهيونيستها در خبرگزاريهاي بزرگ جهان مشاهده كرد. امروزه، چهار بنگاه خبري مهم جهان يعني "اسوشيتدپرس"، "يونايتد پرس"، "رويتر" و "خبرگزاري فرانسه" متعلق به يهوديان صهیونیسم و يا متأثر از نفوذ آنهاست. اين چهار خبرگزاري تحت نفوذ صهيونيستها روزانه بيش از چهل ميليون كلمه خبر تهيه ميكنند و مدعياند كه نود درصد اخبار خارجي روزنامههاي و راديو و تلويزيون كشورهاي جهان از طريق آنها تأمين ميشود. اين هدفي است كه دقيقاً در پروتكلهای صهيونيستها پيشبيني شده و آمده است: "لازم است هيچ خبري در اختيار جامعه قرار نگيرد، مگر اينكه با موافقت و تأييد ما باشد. تحقق اين امر جز با سلطه بر خبرگزاريها كه اخبار همه نقاط جهان در آنجا متمركز ميگردد، امكانپذير نيست. تنها از اين طريق است كه ميتوان ضمانت كرد كه هيچ خبري منتشر نشود، مگر اينكه ما آن را برگزيده و با آن موافقت كرده باشيم."
امروزه آثار اين تسلط به خوبي نمايان است و شواهد متعددي نشان ميدهد اخباري كه از طريق رسانه های خبری بزرگ جهان منتشر ميشود از فيلتر خبري صهيونيستها عبور ميكند و به دليل همين نفوذ است كه اين بنگاههاي خبري به نفع صهيونيستها به انگارهسازي و جعل واقعیات ميپردازند.
اين انگارهها معمولاً بر مبناي ماهيت واقعي رويدادها، موضوعها و شخصيتها استوار نيست، بلكه غالباً با منافع سياسي، نظامي و اقتصادي صهيونيستها و كشورهاي سلطهگر تطبيق دارد. اين موضوع را «رابرت فيسك» روزنامهنگار انگليسي بيان كرده و در يك اظهارنظر كارشناسانه به بررسي تأثيران اين شگرد بر افكار عمومي جهان پرداخته است. وي در گزارشي كه چندي پيش در اين رابطه منتشر كرد، نوشت: "به عنوان نمونه لفظ «تروريست» ازسوي صهيونيستها و رسانههاي گروهي تحت نفوذ آنها تنها به مسلماناني كه عليه رژيم صهيونيستي مبارزه ميكنند، نسبت داده ميشود، اما فجايعي كه صهيونيستها به وجود مياورند، هرگز برچسب رخرداد تروريسي به خود نميگيرد."
|