spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
پيشينه عزاداري امام حسين(ع) چاپ پست الكترونيكي
۰۳ خرداد ۱۳۸۵

بنا به گفته «ابن قتيبه» شعار «يالثارات الحسين» را مختار ثقفي مطرح کرد. او نخستين کسي است که به مناسبت روز عاشورا، در منزل خود در شهر کوفه مجلس يادبود برپا کرد.
در مجموع هدف از اين مجالس ، تحريک مردم براي جنگ عليه امويان و خونخواهي حسين (ع) بود. دينوري يادآور شده است که اين مجالس براي سوگواري شهادت شهيدان کربلا و در کنار مزار آنان برگزار مي شد.
شيعيان از قرن سوم ، در ماه محرم در منزل امامان (ع) به نوحه سرايي مي پرداختند و نوحه گراني که «نائح» خوانده مي شدند و شعر محزون مي خواندند در اين دوران پديد آمدند. رفته رفته نوحه گري به مقتل خواني از روي مقتل الحسين ابن نما و ابن طاووس تبديل شد.

گاه نوحه خواني به درگيري ميان شيعه و سني مي انجاميد. مقتل خواني در عاشورا رفته رفته به صورت عادت مرسوم درآمده بود؛ از اين رو مستنصر عباسي به جمال الدين بن جوزي در سال 460دستور مي دهد در مقام محتسب ، مردم را از مقتل خواني در عاشورا باز دارد.
همچنين از همان آغاز، کربلا زيارتگاه و محل تجمع مسلمانان شد؛ لذا متوکل عباسي دستور داد قبر امام را محو کنند و مردم را تهديد کرد که به زيارت آن حضرت نروند که جان و مالشان در امان نخواهد بود.
گرچه عزاداري حسيني ، با سختگيري امويان و عباسيان عليه شيعيان همراه بود، اما در زمان آل بويه ، موازنه قوا به نفع شيعه دگرگون شد و معزالدوله اولين کسي بود که عزاداري را به صورت مراسم سالانه در بغداد برپا کرد. در عاشوراي 353 ه.ق/933م. براي نخستين بار، در بغداد مجالس بي مانندي در عزاي حسيني برپا و بازارها بسته شد و عزاداران در خيابان ها عزاداري کردند و مردم سياه پوشيدند و يقه چاک کردند و به زيارت قبر امام (ع) رفتند.
دوران آل بويه در عراق از مهمترين دوران رشد و تحول شعاير و مراسم ديني و بويژه عاشورايي بود. اين مراسم خشم اهل سنت را برانگيخت.
آنان اين امور را بدعت و روز عاشورا را عيد خواندند و جشن گرفتند و عامه مردم با اشاره عالمان سني به عزاداران حمله کردند و امويان را ستودند و در وصف يزيد کتاب نوشتند.
با به قدرت رسيدن سلجوقيان ، وضع شيعيان بد شد؛ چه آنان عليه شيعه و معتزله و صوفيان و اشاعره اعلان جنگ کردند. شيعه جرات نکرد مراسم عزا برپا کند. تا زمان صفويان وضع به اين منوال و به زيان شيعه بود؛ چون صفويه به حکومت رسيدند، اوضاع تغيير کرد.
آنان از مراسم عزا به عنوان سلاح سياسي و تبليغاتي استفاده کردند و آن را گسترش دادند. در زمان عثمانيان ، عرصه بر شيعه تنگ آمد و در 11 نيسان 1802، وهابيان به کربلا تافتند و کشتند و سوزاندند و ويران کردند و بردند.
اينان بارگاه حسين را ويران کردند و اموال آن را ربودند و هزار نفر را به خاک و خون کشيدند و 2سال بعد قصد نجف کردند؛ اما مردم پايداري کردند و شهر و مرقد امام را به گونه اي معجزه آسا نجات دادند. اين يورشها بر شيعيان و مراسم عزاداري آنها تاثير ژرفي نهاد و ادبيات عاشورا را به شدت متاثر کرد؛ چنان که برخي از شاعران ، اين واقعه را کربلاي دوم خواندند.
شيعيان 2سال بعد، از آنان انتقام گرفتند و ملک عبدالعزيز را به قتل رساندند. داوودپاشا حاکم عثماني عراق ، بيش از ديگر ترکان بر شيعه سخت گرفت و آنها را از برپايي عزاداري بازداشت. او معتقد بود عزاداري ، ابزار تبليغاتي دولت ايران عليه عثماني است.
با روي کار آمدن عليرضا در بغداد، شيعه در انجام مراسم آزادي تمام يافت و مجالس عزا به راه انداخت و عليرضا هم در آنها شرکت کرد.
در خلال قرن 19ميلادي ، همزمان با گسترش مجالس عزا، دسته هاي عزاداري هم پديد آمد. يکي از نخستين اين هياتها و دسته ها، دسته هاي سينه زني بود که براي نخستين بار در کاظمين به راه افتاد.
مدحت پاشا، با صدور اعلاميه اي حرکت دسته هاي عزاداري را ممنوع و برپايي عزاداري را جرم خواند. او پس از اين دست از سختگيري برداشت و مردم را آزاد گذاشت.
در آغاز قرن بيستم ، عزاداري در عراق گسترش و ژرفا يافت و رنگ مردمي و فولکلوري به خود گرفت و در کنار مجالس تعزيه ، دسته هاي سينه زني و زنجيرزني هم پديد آمد. در نيمه دوم قرن نوزدهم ، شيعيان عراق به تاسيس حسينيه روي آوردند. نخستين حسينيه ، با نام حسينيه حيدري در کاظمين ساخته شد.
حسينيه ها رفته رفته ، متحول و پيشرفته و به نهادهاي اجتماعي و فرهنگي تبديل شدند و کارشان ، تنها برپايي عزاداري نبود. پس از آن که انگليس عراق را اشغال کرد، از بزرگداشت واقعه عاشورا و برگزاري مراسم عزاداري حمايت کرد، که به سپاسگزاري رسمي عالمان شيعه از انگليس انجاميد.
پس از تشکيل حکومت ملي در عراق در 1921، دولت روز عاشورا را تعطيل رسمي اعلام کرد، اما رفته رفته با اين مراسم مخالفت کرد تا در عاشوراي 1927ميان عزاداران و عوامل حکومتي در صحن کاظميه درگيري منجر به قتل روي داد و در 1928دولت عزاداري را ممنوع کرد.
ملک فيصل اول به مراسم عزاداري عنايت داشت و به عزاداران براي اين مراسم کمک مالي مي کرد و خود در آن شرکت مي جست. در 1932دولت به هياتهاي عزاداري سخت گرفت و در 1935در دوره وزارت ياسين هاشمي بشدت از برگزاري مراسم عزا جلوگيري شد.
در دهه پنجاه دولت بر سختگيري خود افزود و هياتها را مجبور کرد از پليس اجازه نامه بگيرند. در اواخر حکومت سلطنتي در عراق ، مراسم عزاداري ديگر جنبه سياسي خود را از دست داد.
در پايان دهه 60 و آغاز دهه 70، اين مراسم به شکلي چشمگير رشد کرد و دگرگون شد. در سال 1968راديو عراق مراسم عزاداري را پخش کرد. در آغاز دهه هفتاد در کنار جنبش شيعي ، از يک سو و مشکلات سياسي و اقتصادي از سوي ديگر، مراسم عزاداري به اوج خود رسيد و حکومت براي حل مشکلات ، 60هزار ايراني را از عراق اخراج کرد و با اعمال فشار بر شاعران و مداحان و نوحه گران ، کوشيد مراسم را از بار اجتماعي و سياسي تهي کند.
در 1975از برپايي مراسم در نجف جلوگيري شد و دو سال بعد مردم دست به تظاهرات زدند و شعار دادند که در پي آن شماري از مردم کشته و زخمي و زنداني و اعدام شدند.
سرانجام با آغاز جنگ عراق و ايران در 1980برگزاري هرگونه مراسم عزاداري حسيني در عراق ممنوع شد.
بهروز رفيعي

منبع: اخبار شيعه

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.