|
۰۳ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 2 از 5 پرداختن يكطرفه به يهود ستيزى،فارغ از توجه به ريشههاى آن در بسيارى از موارد گريبانگير برخى از نظريه پردازان غير يهودى نيز شده است.تاسيت 1 از جمله اين افراد است كه «هوادار ضد ساميگرى بود و از گوشه و كنار آنچه را كه مىتوانست از كلمات برخورنده و تحقير آميز عليه آنها جمع آورى مىكرد.وى آنها را با عبارتهايى مانند:اعقاب اسرائيل جذامى، پرستندگان سرخر،قوم نفرت انگيز و امثال اينها،و با بيان موجز و فشردهاى كه از ويژگيهاى اوست يكى از كوتاهترين جملههاى ضد سامى را از خود باقى گذاشت: هر چه در نزد ما مقدس است،نزد آنها كفر آميز و زشت است و هر چه نزد آنها محترم و مجاز است،نزد ما تنفرانگيز و نارواست. 2 وى در كتاب خود«در جايى كه سخن از تبعيد 4000 برده آزاد شده (متهم به داشتن افكار خرافى مصرى و يهودى) به جزيره سارانى در ميان است مىگويد:اگر آب و هواى ناسالم آن سرزمين موجب مرگ آنها شود،فقدان ناچيزى است.» 3 چنين برخوردى،نتايجى را در برداشته كه بسيارى از غير يهوديان نيز اسير آن شدهاند و ناخود آگاه كلمه جهود و يهودى،در ذهنشان همسان با كلماتى ناخوشايند با بار منفى است.و در ميان بزرگان تاريخ هم،كم نبودهاند كسانى كه با اين انگيزه خو كرده و متاثر از آن بودهاند؛افرادى نظير ناپلئون كه در خصوص آنان مىگويد: اين يهودىها مثل آفات موذى كشاورزى و كرمهاى صد پاى درختى هستند كه بالاخره فرانسه مرا خواهند بلعيد. 4 بايد صرف نظر از احساسات درست يا نادرست نسبت به يهود و يهوديت،علت يهود ستيزى كه عمدتا توسط خود يهوديان در محاق تاريكى و غفلت نگه داشته شده است،بررسى و شناسايى شود.
ريشههاى يهود ستيزى بسيارى از پژوهشگران يهودى و غير يهودى از قبيل برنارد لازار 5 ،آبا ابان 6 ،هانا آرنت 7 ،روژه گارودى 1 ،فرانسوا دوفونتت 2 ،ژول ايساك 3 ،بلومن كرانتس 4 ،ايكور پولياكف 5 ،لووسكى، 6 ويل دورانت 7 ،حميد عنايت و...به بازشناسى ريشهاى يهود ستيزى توجه داشتهاند.
آبا ابان سياستمدار و نظريه پرداز معروف اسرائيلى در كتاب خود تحت عنوان«قوم من تاريخ بنى اسرائيل»بخشى را به يهود ستيزى اختصاص داده است.وى در آن مجموعه بر آن است كه دو دليل را به عنوان ريشههاى يهودستيزى معرفى نمايد.دليل و يا عامل اول،موضوعى تحت عنوان«خون براى فطير مقدس» 8 است.و دومين دليل مقاوله نامهها يا همان پروتكلهاى 9 دانشوران صهيون است. 10 برنارد لازار در كتاب معروف و مفصل خود تحت عنوان«يهود ستيزى،تاريخ و دلايل آن» 11 كه بعد از جريانات مربوط به قضيه دريفوس 12 در اواخر قرن نوزدهم به نگارش در آمد،معتقد است كه سه نوع يهود ستيزى وجود دارد:يهود ستيزى مسيحى،يهود ستيزى اقتصادى،يهود ستيزى نژادى.و طبق همين الگو،دشمنى غير يهوديان با يهوديان را به دشمنى مذهبى،دشمنى اجتماعى،دشمنى نژادى،دشمنى ملى،دشمنى فكرى و اخلاقى تقسيم بندى مىكند و كتاب خود را بر همين اساس با يك سير تاريخى از دوره باستان تا انقلاب فرانسه به نگارش در آورده و دشمنىهاى مذكور را در اين سير تاريخى مورد توجه و بررسى و ريشهيابى قرار مىدهد. 13 فرانسوا دوفونتت،دلايل يهود ستيزى را با خاستگاهى اروپايى در چهار سرفصل عمده بيان مىكند:اول مصلوب كردن حضرت عيسى عليه السلام با خيانت يهوديان.دوم منع زناشويى زن مسيحى با مرد يهودى و بالعكس و آن هم به دليل بيم از پيدايش تمايلات روحانى عليه مسيحيت.سوم انجام مراسم دينى همچون رسم نواختن بر گوش يك يهودى در روز عيد قيام مسيح در شهر تولوز.چهارم افتراى قتل 1 طى مراسم دينى 2 مرحوم دكتر عنايت نيز در كتاب«اسلام و سوسياليسم در مصر و سه گفتار ديگر»،گفتارى را به يهود آزارى در 22 صفحه اختصاص داده است.او ريشههاى يهود آزارى را ابتدا اتهام به يهوديان در مورد مصلوب كردن حضرت عيسى و سپس سرمايهپرستى آنها با در دست داشتن حربه ربا مىداند. 3 دلايل يهود ستيزى از ديد ويل دورانت در كتاب تاريخ تمدن از جامعيت بيشترى برخوردار است.وى هفت دليل براى يهود ستيزى بر مىشمارد: 1-دلايل و عقايد دينى (عقايد دينى يهوديان و غير يهوديان) ؛ 2-دلايل نژادى؛ 3-آئين قربانى مقدس و يا همان خون براى فطير مقدس؛ 4-رقابتهاى اقتصادى و رباخوارى يهوديان؛ 5-ملى گرايى مسيحيان و مقاومت يهوديان؛ 6-مرگ سياه يا طاعون و نقش يهود در شيوع آن؛ 7-انكيزيسيون يا تفتيش عقايد (عمدتا در اسپانيا) . 4 حال با استفاده از نقطه نظرات مورخين و نظريه پردازان مذكور،دلايل و ريشههاى يهود ستيزى را مىتوان به سه دسته تقسيم كرد.
1-دلايل اعتقادى 2-دلايل رفتارى يهوديان 3-دلايل سياسى
دلايل اعتقادى
الف:مسيحيت و يهوديت
يهوديان با تفاخر به سابقه توحيد و يكتاپرستى خود و بنا بر نظر كاپلان،خاخام معروف يهودى«تنها به علت مخالفتى كه با شرك يونانيان از خود نشان دادند خويشتن را به گونهاى از دنياى متمدن روزگار خويش خارج كردند» 1 بدين معنى كه با ابراز عقايد خود و تاكيد بر آن، مخالفت اقوام و ملل ديگر را عليه خود برانگيختند.
آبا ابان در اين مورد معتقد است: يهودىها طى تاريخ طولانى خود بكرات طعم تلخ تعدى و بىمهرى ملل دنيا را چشيده بودند.براى چه؟براى اينكه از ديانت اجدادى خويش دست بر نمىداشتند.
ديده شده بود اغلب آنها تا پاى مرگ از ايمان خود چشم پوشى نكرده و مرگ را در مقابل حفظ ايمان خود بجان خريده بودند. 2 و از همين روست كه هانا آرنت،ريشهيابى در يهوديت ستيزى و نه يهود ستيزى را در اعتقادات موحدانه يهود در مقابل مشركين،در تمام اعصار مىداند و اين گونه نتيجه مىگيرد كه چون اقوام معارض با دين يهود توانايى مقابله و يا همسويى با آن را نداشتند با پيروان يهوديت نيز به مخالفت پرداختند و يهود ستيزى نيز بوجود آمد. 3 دايرة المعارف بريتانيكا نيز در تكميل اين مفهوم مىنويسد: از گذشتههاى دور اختلافات مذهبى اولين اصل يهود ستيزى بوده است.در دوران رواج فرهنگ يونانى-يهودى،به طور مثال تفكيك اجتماعى يهوديان و امتناع آنان از پذيرش پرستش خدايان از سوى مردمان به خصوص در قرون قبل از ميلاد،سبب بيزارى در ميان بىدينان شد. 4 در جاى ديگر فرويد نيز به ريشه يابى يهود ستيزى با تأكيد و توجه به تفكرات موحدانه يهود تاكيد مىورزد. 5 با مرور اين اظهار نظرها،به ويژه از سوى معتقدين،اين تصور ايجاد مىشود كه اين رويه يهوديت بسيار هم ممدوح و پسنديده است چرا كه تكيه بر اعتقادات متضمن بقاى واقعى يك فرهنگ و يا تمدن است.
اما زمانى كه حضرت مسيح عليه السلام از سوى خداوند به رسالت مبعوث شدند و عليرغم اينكه يهوديان به تكامل تدريجى اديان و حتى وعده ظهور دينى كاملتر وقوف داشتند،ولى همان موضعى را اتخاذ كردند كه در مقابل مشركين.«از ديدگاه يهوديان اصيل،آيين مسيحيان همچون مرتدان و دين مسيح به منزله آيينى بود كه از تحريف يهوديت به وجود آمده باشد.» 1 و به همين دليل نه تنها از رسالت حضرت عيسى عليه السلام استقبال نكردند بلكه تا جايى كه مىتوانستند،با توطئههاى متعدد،اين دين جديد را براى اضمحلال قطعى مشايعت كردند.
جان ناس در كتاب معروف خود به نام«تاريخ جامع اديان»نيز رابطه يهود و مسيحيت را از همان ابتدا خصمانه معرفى مىكند و به همين دليل تمام كوششهاى به كار گرفته شده جهت تقريب آنان را بدون نتيجه مثبت ارزيابى مىنمايد. 2 يقينا اين روابط خصمانه حاصل تنفرى بود كه طى قرون متمادى ميان اين دو وجود داشته است.بنابر نقل دورانت: بىشك علت نافذ و دايمى اين تنفر تضاد شديدى بود كه در ميان عقايد دينى آنها وجود داشت.يهوديت براى اصول عقايد مسيحيت مدعى و محكى جاودانى بود. 3 در واقع يهوديان با نفى تعاليم حضرت مسيح عليه السلام كه بر پايه محبت و گذشت در ميان تمام انسانهاى جهان بود،اين تنفر ابدى را در ميان پيروان دو نحله اعتقادى غرس كردند.و به همين دليل هم«حضرت مسيح نيز آنها و كاهنانشان را در هيكل سليمان و قدس سرزنش كرد و آنها را با صفاتى ننگآور مانند:فرزندان كشندگان پيامبران و مارهاى فرزندان افعى،توصيف نمود.» 4 به اين علت،به اعتقاد مسحييان ضديت يهوديان با حضرت مسيح عليه السلام نهايتا منجر به تصليب حضرت عيسى عليه السلام گشت و داغ ننگ خيانتى از اين رهگذر را تا ابد بر پيشانى يهوديان گذاشت.
مرحوم حميد عنايت نيز مهمترين عامل تخاصم ميان يهوديان و مسيحيان را موضوع تصليب حضرت عيسى عليه السلام مىداند و بنابر اعتقاد مسيحيان بيان مىدارد كه: يهوديان در آزار عيسى[عليه السلام]با روميان همداستان شدند و تصميم به دستگيرى و تكفير عيسى[عليه السلام]نيز از جانب سنهدرين 5 يعنى شوراى ريش سفيدان اسرائيل گرفته شد و از روى همين تصميم بود كه پونطيوس پيلاطوس 6 حاكم رومى فلسطين به كشتن عيسى[عليه السلام]فرمان داد 1 در بعضى منابع از شور و اشتياق فراوان يهوديان در تحريك پونطيوس پيلاطوس براى تصليب حضرت عيسى عليه السلام سخن به ميان آمده است. 2 جالب اينجاست كه اسرائيل شاهاك يهودى با استناد به تلمود بر محكوم شدن مسيح در يك دادگاه خاخامى حقيقى به جرم بت پرستى و تحريك يهوديان به بت پرستى و ناسزاگويى،صحه گذارده و نهايتا مصلوب شدن ايشان را تاييد مىكند.در واقع همگى منابع يهودى كلاسيك كه از اعدام او خبر مىدهند،مسئوليت آن را با غرور به عهده مىگيرند و از آن شادمانى مىكنند. 3 اقدام يهوديان در فراهم نمودن زمينههاى تكفير حضرت مسيح عليه السلام به اينجا ختم نشد و به خيانت آنها در ارائه اطلاعات از محل اختفاى ايشان منجر شد.اين وظيفه،را فردى يهودى به نام يهودا اسخريوطى (جوداس اسكاريوت) 4 برعهده گرفت.طبق روايات اناجيل وى«يكى از 12 حوارى (شاگرد) عيسى مسيح[عليه السلام بود كه...]به شوراى سنهدرين گزارش داد و نگهبانان معبد سليمان كه نيروى انتظامى و بازوى اجرايى سنهدرين بودند،عيسى عليه السلام را دستگير كرده و به محل اجلاس كاهنان و حاخامهاى يهودى بردند.» 5 و اين در حالى بود كه حضرت مسيح از قبل نسبت به اين خيانت اطلاع داشته و در هنگام آخرين شام،يهودا اسخريوطى را آشكارا متهم ساخت. 6 شخصيت يهودا اسخريوطى با شخصيت نمونهوار«يهودى»در فرهنگ اروپايى انطباق دارد؛او مسئول امور مالى مسيحيان است،به سرقت وجوه بيت المال دست مىزند و در ازاى 30 سكه نقره عيسى[عليه السلام]را به روحانيون يهودى مىفروشد.[...]در متون پايهاى مسيحيت،يهودا اسخر يوطى،شخصيتى پليد شناخته مىشود و نمادى از يهوديت و نام او مترادف با يهودى (جودائيوس) است.در اساطير دينى مسيحى،تثليث شيطان-يهودى-يهودا اسخر يوطى،نماد شر به شمار مىرود.
|