|
۰۳ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 1 از 5 فرهنگ لغت خاورميانه،آنتى سميتيسم را تبعيض يا تعصب عليه يهوديان با پيشداورى معنى كرده است.«Prejudice»يعنى«احساس شديد خوب يا تنفر عليه چيزى يا كسى كه بدون دليل و علم باشد.» 5 برخى يهود ستيزى را نام يك بيمارى مىدانند كه گريبانگير بسيارى از اقوام غير يهودى مىشود.صهيونيستها و يهوديان حامى اين طرز تفكر،هيچگاه عامل اين بيمارى را مورد توجه قرار نمىدهند بلكه به شرح بيمارى و پيامدهاى آن پرداختهاند.هرتصل 6 ،بنيانگذار صهيونيسم مىگويد: مللى كه يهوديان در ميانشان زندگى مىكنند،بدون استثناء،يا آشكارا ضد يهودند،يا در نهان. 7
مقدمه يهودستيزى واقعيتى انكار ناپذير است،در عين اينكه تاكنون هيچ مستمسكى بهتر از آن براى صهيونيسم يافت نشده است.يهود ستيزى واقعيت دارد ولى بدون دليل نيست و دلايل آن به باورهاى يهوديت و به رفتار آنان باز مىگردد و اگر كسان ديگرى غير از يهوديان نيز داراى اين باورها بودند و يا رفتارى همگون با يهوديان داشتند،دشمنى و يا ستيز ديگران را به خود جلب مىكردند. علت ديگر بر تداوم يهود ستيزى،خواست صهيونيستها است.آنان براى عملى كردن ايده جنبش ملى خود نياز به مظلوم نمايى دارند تا از اين طريق حضور نامشروع خود را در فلسطين مشروع جلوه داده،جهانيان را بفريبند و چه دستاويزى بهتر از آن كه ديگران را متهم به دشمنى ذاتى با يهود كنند؟به همين دليل افسانه قتل عام يهود يا واقعه هولوكاست بايد به عنوان يكى از مظاهر مظلوميت يهوديان همواره در قالبها و زمانهاى مختلف به رخ جهانيان كشيده شود.
واژه شناسى واژه فارسى يهودستيزى يا يهود آزارى به جاى واژه انگليسىAntisemitismبكار گرفته شده است كه البته برگردان صحيحى نيست.چرا كه اين واژه انگليسى به معنى،ضديت با نژاد سامى يا سامى ستيزى است.و نژاد سامى نيز به نوادگان فرزند بزرگ حضرت نوح عليه السلام بر مىگردد،كه شامل اعراب،يهوديان و غيره مىشود. شايد اگر واژه قديمى يهودى منفور 1 براى بيان اين مفهوم مصطلح مىگشت، 2 ديگر نيازى به ديگر نياز به شرح وجه تسميه واژه آنتى سميتيسم نبود و كار محققين را نيز در به كار گيرى ترجمه صحيح آن آسان مىنمود چرا كه در اين خصوص ديگر مخير به استفاده از معناى تحت اللفظى سامى ستيزى به جاى آنتى سميتيسم و معناى مصطلح آن،يهود ستيزى يا يهود آزارى نمىشدند. 3 واژه آنتى سميتيسم اولين بار در سال 1879 توسط فردى به نام ويلهلم مار 4 ابداع گرديد.
منابع مختلف توصيفهاى متفاوتى از وى به دست دادهاند.بعضى از«وى به عنوان يك آشوبگر آلمانى ياد كردهاند كه مبارزات يهود ستيزانه را در مركز اروپا سازماندهى كرده است» 5 ،عده ديگر «وى را يك محقق آنتى سميتيسم دانسته» 6 و«عدهاى از وى به عنوان يك تئوريسين نژادى ياد كردهاند». 7 عدهاى نيز او را يك روزنامه نگار آلمانى اهل هامبورگ مىدانند كه اين واژه را براى اولين بار در كتاب خود تحت عنوان«پيروزى يهوديت بر ژرمن گرايى»آورده است. 8 پيش از آنكه به بررسى تعاريف هر يك از منابع،حول محور واژه يهود ستيزى بپردازيم.بايد به اين نكته توجه كنيم كه اساسا دليل به كارگيرى چنين واژهاى كه اطلاق جزء به كل است،چه مىباشد.
بسيارى از محققين بر آنند كه ريشه واژه قرن نوزدهمى آنتى سميتيسم را بايد در نظريه آلمانى ملت،جستجو كرد.نظريه پردازان اصلى در اين نظريه چمبرلين،گوبينو و واگنر مىباشند.
اين عده به ويژه گوبينو معتقدند كه تنها نژاد خالص ژرمنها هستند. 9 از سوى ديگر«واژه آنتى سميتيسم داراى ريشههاى زبانشناسى است.اغلب زبانهاى اروپايى همچون انگليسى،آلمانى،روسى،فرانسه،يونانى،اعضاء خانواده زبانى هستند كه هندو- اروپايى ناميده مىشود.در گذشته كلمه آريايى براى توضيح زبان هندو-اروپايى بكار برده مىشد.متخصصين معتقدند كه اين زبانها،همگى از يك زبان مشتق گرديده است كه هزاران سال پيش،تكلم مىشد.يكى ديگر از زبانهاى اصلى اين خانواده كه به محور هندو-اروپايى مرتبط نيست،زبان سامى است.شامل عبرى و عربى.در قرن نوزدهم بعضى از نويسندگان سياسى به اين مبحث پرداختند كه مردمى كه در دوران جديد به زبان هندو-اروپايى صحبت مىكنند،متعلق به نژاد آريايى هستند و يهوديان امروزى كه ريشه عبرى زبانشان هندو-اروپايى نيست،از نژاد جداگانهاى به نام سامى،هستند.نويسندگان آنتى سميت،عمدتا معتقدند مردمى كه به زبان هندو-اروپايى تكلم مىكنند،از اعضاء يك نژاد برتر هستند». 1 و اينگونه ضديت با نژاد سامى در قالب واژه آنتى سميتيسم،شكل گرفت.
اما محققين تعابير متفاوتى از اين واژه به دست دادهاند.عدهاى آنتى سميتيسم را بدخواهى يا بدرفتارى نسبت به يهوديان در دياسپورا 2 دانستهاند 3 .يا«احساس غير دوستانه آريايى نژادان نسبت به كليميان در عرصه اجتماع و دنياى تجارت» 4 ،به عنوان مفهوم آنتى سميتيسم بر شمرده شده است.
فرهنگ لغت خاورميانه،آنتى سميتيسم را تبعيض يا تعصب عليه يهوديان با پيشداورى معنى كرده است.«Prejudice»يعنى«احساس شديد خوب يا تنفر عليه چيزى يا كسى كه بدون دليل و علم باشد.» 5 برخى يهود ستيزى را نام يك بيمارى مىدانند كه گريبانگير بسيارى از اقوام غير يهودى مىشود.صهيونيستها و يهوديان حامى اين طرز تفكر،هيچگاه عامل اين بيمارى را مورد توجه قرار نمىدهند بلكه به شرح بيمارى و پيامدهاى آن پرداختهاند.هرتصل 6 ،بنيانگذار صهيونيسم مىگويد: مللى كه يهوديان در ميانشان زندگى مىكنند،بدون استثناء،يا آشكارا ضد يهودند،يا در نهان. 7
حييم وايزمن 1 دومين رهبر صهيونيستها نيز معتقد است:«ضديت با يهود ميكروبى است كه هر غير يهودى هر جا باشد و هر چند منكر آن باشد،بدان آلوده است.» 2 به نظر لئو پينسكر 3 : ضديت با يهود و ترس از يهود يك بيمارى دماغى علاج ناپذير است كه به همين صورت موروثى گشته و در مقام يك بيمارى طى هزاران سال به نسلهاى متعدد به ارث رسيده و درمان ناپذير گرديده است. 4 يك چنين تفكرى در معناى لغوى واژه آنتى سميتيسم و در بيان صهيونيستها،يك دشمنى بىدليل را القاء مىكند كه طى قرون متمادى در يك مسير مشخص و با هدفى معين طرح ريزى شده است.هرتصل در همين معنا مىگويد: ما ملتى هستيم كه در هر كجا،صادقانه كوشش كرديم خود را در بين جامعه حل كنيم و جزو آن جامعه بشويم و همرنگ جامعهايكه دور و بر ما بود شده همانند آن زندگى و سلوك كنيم و فقط ايمان و عقيده پدرانمان را نگاهداريم و آن را حفظ كنيم به ما اجازه ندادند اين عمل را انجام دهيم/...همه/بىنتيجه و بلا اثر ماند./.../در كشورى كه در آن زندگى مىكرديم ما را اجنبى و خارجى پنداشتند حتى كسانيكه كمتر از ما سابقه سكونت و اقامت داشتند،ما را غريبه و ناآشنا خواندند.تحت شكنجه و آزارمان قرار دادند.در تمام دنيا وضع بهمين حال باقى است. 5 هيچ يك از رهبران يهودى هيچگاه به اين سؤال جواب ندادهاند كه ديگران به چه دليل با دين و آئين آنها مخالف هستند؟در واقع صهيونيستها اقدام به ريشهيابى اين وضع نكردهاند و يا نخواستهاند كه ريشه اين برخوردها معلوم شود و به همين دليل تنها به ذكر بيمارى پرداختهاند و نه عامل بيمارى.در حاليكه مىبايست«ميكروب بيمارى يهود ستيزى»در طى قرون بازشناسى شود تا ديگران هم به اين نكته اساسى رهنمون شوند كه چه دليلى دارد كه غير يهوديان حتى حاضر به تحمل دين يهودى نيز نباشند،چه رسد به يهودى به عنوان يك قوميت و نژاد و بدون دليل باعث آزار آنان شوند.
|