|
۰۳ خرداد ۱۳۸۵ |
|
صفحه 2 از 2
با توجه به اينكه خودتان هم به عظمت و رتبة اين كتاب اشاره كرديد لطفاً از ويژگيهاي آن بگوييد. مرحوم مجلسي ميگويد كتاب كمالالدين از همة كتابهايي كه دربارة حضرت نوشته شده عاليتر است. مؤلف در اين كتاب آنچه را كه مربوط به حضرت است از همه طريق، اماميه و غير اماميه جمع كرده است و جامعيت دارد. در مقدمه نوشته است: «شبي خواب ديدم كه در حال طواف هستم. شخص بزرگواري كنار حجرالاسود نشسته است. فهميدم كه اين خود حضرت صاحب است، با من مخاطب شد و گفت قرار بود دربارة غيبت من كتابي بنويسي، كو پس چرا ننوشتي؟ من گفتم كتابي در فلان جا، مقالهاي در فلان جا نوشتهام. گفتند: نه به آن ترتيبي كه من ميگويم بنويس. يعني، آن كساني كه از طرف خدا هستند و غيبتي برايشان رخ داده همه را يك به يك بگو تا به من برسي. من ديگر از خواب پريدم، فهميدم كه بايد ديگر اين كار را بكنم، ديگر همه كارها را كنار گذاشتم». اينها مطالبي است كه مرحوم شيخ صدوق ميگويد. بعد در اواخر كتاب هم ميگويد من نميخواهم بگويم تمام اخبار اين كتاب از نظر سند صحيح است، اما اخباري كه صحيح است همهاش را در اين كتاب آوردهام و به آنها تمسك ميجويم و نه به اخباري كه ضعيف است. پس از تصحيح كتاب به فكر ترجمة آن افتاديم و با كمك برخي دوستان اين كار را شروع كرديم. جلد اول تمام شده است. مرحوم كمرهاي آن نسخه قديمي پر غلط را ترجمه كردهاند كه خيلي به هم خوردگي دارد، اما نسخه ما نه، آن نسخهاي كه ما مقابله كرديم غلط ندارد. و بهترين نسخه كتاب كمالالدين ، نسخهاي موجود در كتابخانه مرحوم آيتالله مرعشي است كه خود ايشان فرمودند من پنج شش تا نسخه دارم ولي اين نسخه عاليترين نسخه است كه به شما ميدهم با شش تا نسخه آن مقابله كنيد، ما هم با آنها مقابله كرديم.
يك اشارهاي هم به كتاب غيبت نعماني كه آن را احيا فرمودهايد داشته باشيد و در مورد ويژگيهاي خود كتاب و مؤلفان، لطفاً توضيح بدهيد، چون نعماني به نسبت مؤلفين ديگر شيعه ناشناختهتر است. مردم با شيخ طوسي و شيخ صدوق بيشتر آشنا هستند اما نعماني را كمتر ميشناسند، لطفاً از جايگاه كتاب غيبت نعماني در مجموعه معارف مهدويت بفرماييد. نعماني از شخصيتهاي بزرگ و شاگردان كليني است، نعماني، نسخهاي از كتاب كافي را براي مرحوم كليني قرائت كرده و با نسخه خود كليني مقابله كرده است. در همين كافي هايي كه الان چاپ شده است در بخشهايي از آن احاديثي وجود دارد، كه در ذيل آنها گفته شده است. در نسخه نعماني اين حديث هست در نسخههاي ديگر نيست. نعماني و چند نفر ديگر از شاگردان كليني هستند كه در مقدمه كافي ذكر شدهاند. نعماني از آنهاي ديگر جلوتر است از نظر فهم و فراست و فكر جلوتر است. نعماني مسافرت كرده و رفته است شامات و در آنجا ظاهراً در مقدمه غيبت مينويسد: «وقتي به لبنان رفتم، در اواخر عمرم از من تقاضا كردند راجع به حضرت ولي عصر(ع) مطالبي را نقل كنم و بنويسم من هم كتابخانهاي همراهم نبود اما آنچه كه ميدانستم راجع به حضرت صاحب، آنها را نقل كردم؛ از اصل بحث خود امامت تا وقتي كه حضرت ميآيد و ظهور ميكند چه اعمالي انجام ميدهد و آنجا چه ميشود، و دنيا چطور ميشود». كتاب غيبت نعماني كتاب بسيار خوبي است و من هم آن مقداري كه امكان داشته است تصحيح كردهام و پسرم هم ترجمهاش كرده است. علي ايّ حال، اين كتابها از كتابهاي درجة اولي است كه دربارة حضرت مهدي(ع) نوشته شده است. يعني اصلاً اصول است اگر كتابهايي ديگر تا قرن پنجم، ششم، هفتم، هشتم نوشته شده است آنها اصل است. اينها اگر مغاير با آنهاست بايد در اينها حرف زد، آنها اساس هستند.
اگر بخواهيد مقايسهاي داشته باشيد بين غيبت شيخ طوسي و غيبت نعماني از جهت اتقان مطالب كداميك را ترجيح ميدهيد؟ از نظر زمان تأليف كه ظاهراً غيبت نعماني زودتر تأليف شده است. غيبت شيخ طوسي غيبت كلامي است، يعني مانند ديگر كتابهاي كلامي، موضوعات مرتبط با حضرت مهدي و غيبت را مطرح و براي اثبات آنها استدلال ميكند. كتابهاي ديگر تنها نقل روايات ميكنند، شيخ طوسي عناويني را كه مطرح كرده آن وقت اخبارش را آورده است، در واقع دارد برهان ميآورد به آن مطالبي كه شيعه معتقد است. يعني از معصومين و رسول خدا برهان ميآورد، يعني وقتي ميگويد اينها معتقدند كه وقتي ميآيد چنين ميكند آن وقت برهانش را از اخبار نقل كرده است. آن عنوانهايي كه در غيبت شيخ طوسي است عنوانهاي خيلي علمي و درجه بالاست، يعني دانشمندان روي اين عناوين كار ميكنند همهشان همينطور هستند، شيخ مفيد هم همين طور است. شيخ مفيد آن اشكالهايي را كه گرفته شده، رفع كرده است، او در كتاب غيبت خود مطالب را به صورت برهاني و استدلالي آورده است و اينها همه قابل استفاده است.
يكي ديگر از كتابهايي كه شما احيا كردهايد كتاب البرهان في علامات مهدي آخرالزمان ، متقي هندي است؛ با توجه به اينكه اين كتاب از كتب اهل سنت است بفرماييد چه انگيزهاي باعث شد كه اقدام به تصحيح آن كنيد؟ البرهان في علامات مهدي آخرالزمان با آن پانوشتهايي كه من بر آن نوشتهام براي آنكه اثبات كنم كه اين را كه علي متقي هندي در قرن دهم دارد ميگويد در قرن ششم هم گفتهاند در قرنچهارم هم گفتهاند، در قرن پنجم هم گفتهاند، من به آن كتابها تمسك كردهام يعني پانوشتها آوردهام. علي متقي هندي شخصيت علمي بسيار بزرگي است تا جايي كه زمان او چندين نفر كه كتابهايي داشتهاند دربارة احكام از علما سؤال ميكنند همه آن علما ميگويند آنچه كه علي متقي هندي نگفته باشد به آنها اعتنا نكنيد. او راجع به حضرت مهدي(ع) نوشته است، دربارة غيبتش چيزي ننوشته است در اينكه امام مهدي (عج) ظهور ميكند و اين كارها را ميكند. غيبت و اينكه حضرت زنده و غايباند، فقط اعتقاد شيعه اثنيعشري است. علي متقي هندي آن اخباري كه راجع به حضرت است همه را آورده است و به صورت اخبار از پيغمبر نقل كرده، كه مهدياي هست، ميآيد و دنيا را اينطور ميكند، اما غيبت او را روايت نميكند. من آن مقدار كه امكان داشته است اين را تصحيح كردهام. اگر مطلبي در متن بوده كه با كتابهاي ديگر كم و زياد داشته است ما اينجا آوردهايم.
ما شما را خيلي خسته كرديم. به عنوان آخرين سؤال بفرماييد كه چه توصيهاي براي پژوهشگران حوزه و دانشگاه و كساني كه در زمينه مهدويت ميخواهند كار بكنند داريد؟ آيا در زمينه موضوع مهدويت اولاً ما آثار احيا نشدهاي داريم كه لازم است احياء بشود يا نه و در ثاني با توجه به اينكه قدما كار خودشان را انجام داده و رسالت خودشان را در باب مهدويت به كمال رساندهان
پينوشتها:
1. برگرفته از گفتوگوي انجام شده با ايشان توسط نشريه «كيهان فرهنگي» مهرماه سال 1370.
2. سوره روم(30) آيه 30.
موعود 49
|