spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
مسيحيت صهيونيستى چاپ پست الكترونيكي
۰۲ بهمن ۱۳۸۲
رفتن به
مسيحيت صهيونيستى
صفحه 2
صفحه 3

نويسنده: پيشارا اواد
كالج مطالعات كتاب مقدس، بيت لحم.
ترجمه: فاطمه شفيعى سروستانى

مقدمه:
 آن چه كه من به عنوان يك سرسپرده به سيادت حضرت عيسى(ع) هميشه به دنبال آن بوده‏ام حقيقت است. بنابراين سرسپردگى من نسبت به عيسى مسيح(ع) بر احساس من به عنوان يك فلسطينى، به عنوان كسى كه مورد ستم قرار گرفته، پناهنده شده و در ميان مردمى كه در رنجند زندگى مى‏كند اولويت دارد. موضوع مورد نظر ما »مسيحيت صهيونيستى« است.
 بطور ساده، صهيونيسم به جنبشى ملى براى حضور يهوديان در فلسطين و حق حاكميت يهود بر كل سرزمين اطلاق مى‏شود. جنبش صهيونيستى رسماً در سال 1897 سازماندهى شد و خواستار استقرار مجدد يهوديان در فلسطين بود. اين حركت در باطن خود داراى ماهيتى سكولار بود و رهبران آن ايدئولوژيهاى خارجى را از جمله سوسياليزم (جامعه‏گرايى) و ناسيوناليسم (مليت‏گرايى) وارد يهوديت كردند. با اين وجود، عاقبت جنبش صهيونيستى طرفدارانى در ميان سنتهاى يهودى و احزاب، خصوصاً بعد از واقعه قتل‏عام يهوديان توسط هيتلر به دست آورد. اين حمايت از جنبش صهيونيستى در ميان بسيارى از مسيحيان، بخصوص پروتستانهاى طرفدار وضع احكام دينى در هر عصر، نيز آشكار شد. مسيحيانى كه فعالانه و جدى از ادعاى يهوديان براى بازگشت به فلسطين حمايت مى‏كنند، مسيحيان صهيونيست شناخته مى‏شوند.
 
 مسيحيت صهيونيستى در اسرائيل
 مسيحيان صهيونيست خود را مدافع يهوديان و بخصوص اسرائيل مى‏دانند. آنها از سياستهاى اسرائيل، چه خوب و چه بد حمايت مى‏كنند. اين حمايت، ضديت با افراد منتقد و دشمن اسرائيل را هم شامل مى‏شود. در نتيجه، اكثر آنها هيچگونه احساس غم‏خوارانه‏اى نسبت به فلسطينيان ندارند و مخالف هرگونه راه حل صلح طلبانه كه ممكن است منجر به ملى شدن فلسطين شود هستند. از نظر آنها، خداوند اين سرزمين را به يهوديان بخشيده. فلسطينيان محلى، متجاوز شناخته شده و هيچ حقى در سرزمين موعود ندارند. مسيحيان صهيونيست براى توجيه موقعيت خود، به كتاب مقدس استناد مى‏كنند. دكتر استفان سايزر، در رساله خود به نام »مسيحيت صهيونيستى و اثر شديد آن بر عدالت«، دسته‏بندى متعددى از رفتارهايى كه توسط مسيحيان صهيونيستى به عنوان دوستان حقيقى اسرائيل تعريف شده مشخص مى‏كند:
 1- تشويق و دلگرمى در گفتگوهاى يهوديان و مسيحيان.
 2- مقابله با افكار ضد يهودى.
 3- آموزش با نگرش به ريشه‏هاى يهودى دين مسيح(ع).
 4- اقدامات بشردوستانه در ميان پناهندگان يهودى.
 5- مخالفت با مقامات يهودى ميانه‏رو كه تلاش مى‏كنند، براى آرامش در سرزمين، مصالحه كنند.
 6- سوء استفاده از مسيحيت براى توجيه اعمال ضد حقوق بشر.
 7- آخرت‏شناسى كتاب مقدس در معرض تبديل شدن به پيشگويى منجر به واقعيت.
 
 خداشناسى مسيحيت صهيونيستى
 الف) استقرار مجدد: خداشناسى مسيحيان صهيونيست بر اساس عقيده به بازگشت مجدد به سرزمين موعود است و اين‏كه وعده اين سرزمين به ابراهيم، اسحاق، يعقوب و يوسف داده شده و ابدى مى‏باشد. بنابراين آنها به دعا و تقويت يهوديان مى‏پردازند تا به جايى كه خدا به آنها عطا نموده بازگردند و آن را اشغال نمايند. از آن رو معتقدند:
  خداوندى كه بنى‏اسرائيل را متفرق نمود دوباره آنها را جمع مى‏كند (6 - 1: 40 كتاب دوم تورات) (10: 31 ارمياى نبى، 12 - 11: 11 اشعيا)
  وظيفه كليسا اين است كه راحتى و بركت اسرائيل را تأمين كند. اگر كليسا در انجام اين وظيفه درماند؛ بركت خداوند را از دست مى‏دهد. »و بركت دهم به آنانى كه تو را مبارك خوانند و لعنت كنم به آنكه تو را ملعون خواند.« 3: 12 سفر پيدايش
  به عقيده مسيحيان صهيونيست وظيفه كليسا اين است كه به عمليات بازگردانى و استقرار مجدد كمك نموده از آنها حمايت كند، راحتى آنها را تأمين كند و بقاى مردم منتخب خداوند را متعهد شود.
 ب) برگزيدگى: به عقيده مسيحيان صهيونيست، يهوديان مردم برگزيده خداوند باقى مى‏مانند و ارتباطى منحصر به‏فرد و ناگسستنى با او دارند. با نگاه به تعليمات كتاب عهد جديد درباره ملت خداوند، خدا هيچ‏گاه مردم يهود را رد يا جايگزين نكرده است.
 »ولكن چنين نيست كه كلام خدا ساقط شده باشد؛ زيرا همه كسانى كه از اسرائيل‏اند، اسرائيلى نيستند و نه نسل ابراهيم تماماً فرزند ابراهيم هستند.« 7 - 6: 9 روميان
 ج) ديدگاه مبتنى بر كتاب مكاشفات درباره آينده: اساس خداشناسى مسيحيت صهيونيستى عقيده به بخش‏گرايى و وضع احكام دينى در هر دوره و عصر است. بر اساس اين عقيده، خداوند جهان را از آغاز تا پايان بر اساس جدولى تدبير كرده كه به هر دوره از آن يك بخش گفته مى‏شود. اسرائيل نقش مهمى را در آخرين دوره بازى مى‏كند. زمانى كه مى‏خواهد دوباره به كشورى مستقل تبديل شود، معبد را بازسازى كند، مقام كشيشى و طريقه و روش فداكارانه را بنياد نمايد. معتقدين به بخش‏گرايى، اسرائيل و كليسا را مجزا مى‏دانند و بر اين باورند كه خداوند تا آغاز جنگ آرماگدون با هر دو بصورت جداگانه كار مى‏كند. سپس عيسى مسيح(ع) به عنوان پادشاه يهوديان بازمى‏گردد و از تخت خود در معبد بازسازى شده در اورشليم بر كل ملتها حكمرانى مى‏كند. در آخرين جنگ اسرائيل نابود خواهد شد و صدها هزار يهودى خواهند مرد.
 بخشى گرايان سالها به دنبال علائم و اجراى پيشگوييها بوده‏اند. اعلاميه كشور اسرائيل در سال 1948 و جنگ 1967 هر دو به عنوان اجراى اين پيشگوييها با ناديده گرفتن وضع اعراب فلسطينى و بخصوص مسيحيان عرب فلسطينى ملاحظه شده‏اند. تمام حوادث جارى به عنوان تابلوهاى راهنماى بازگشت دوباره عيسى مسيح(ع) تعبير مى‏شوند. جداول پيشگويى سناريوى بازگشت دوباره عيسى مسيح(ع) را مجسم مى‏كنند. حوادث - حتى حادثه همه‏سوزى توسط هيتلر - همه به عنوان وسايل تدبير شده خداوند براى داورى مورد توجه واقع شده‏اند. بنابراين هيتلر هم كه معتقد به كتاب مقدس نبود با فرستادن مردم حفظ شده به سرزمين حفظ شده به اجراى يك پيشگويى برجسته كمك كرد.
 اين كاملاً بديهى است كه، بدون اسرائيل، برنامه‏هاى مبتنى بر پيشگويى مسيحيان صهيونيست، تمام تئوريهاى جدايى‏طلبانه و اجزاى آنها، همگى از بين خواهند رفت. به همين علت است كه مسيحيان صهيونيست علاقه خاصى به كشور اسرائيل دارند. براى آنها، اين موضوع، جنگ بين دو قوم براى رسيدن به صلح نيست بلكه به حقيقت پيوستن جدى پيگشوييها و بازگشت مسيح، با شكوه و افتخار و اجراى اراده كامل خداوند است. مسيحيان صهيونيست راغب نيستند به هيچ تفسير ديگرى از كتاب مقدس و هيچ تعليم ساده‏اى از آن با توجه به عدالت و صلح، توجه كنند.
 


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2009 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.