|
۲۰ آذر ۱۳۸۲ |
|
صفحه 2 از 2 يكى از عقايد شيعه اين است كه بعد از اينكه حضرت آمدند رجعتى خواهد بود. اصل رجعت دو قسم است: يكى رجعت صغرى و ديگرى رجعت كبرى. رجعت صغرى در زمان بقيةاللَّهالاعظم(ع) است؛ يعنى در زمان حضرت عدهاى زيادى از انبيا و مؤمنان زنده مىشوند و در پيشگاه آن حضرت شمشير مىزنند. رجعت كبرى در زمان رجعت حضرت اميرالمؤمنين(ع) است. موقعى كه حضرت على(ع) و بعد از حضرت بقيةاللَّه آمدند رجعت كبرى شروع مىشود و اينكه چند سال طول مىكشد، بماند13. روايت ديگرى است از امام صادق(ع) ايشان مىفرمايد: »من دين الائمة الورع والعفة والصلاح و انتظار الفرج«14؛ مؤمن كسى است كه با ورع باشد، واجبات را انجام دهد و محرمات را ترك كند؛ تقوى داشته باشد؛ عفت داشته باشد؛ نجابت داشته باشد و هم منتظر امام زمان(عج) باشد. يكى از علائم و مشخصات مؤمن انتظار فرج امام زمان(عج) است. روايتى است از امام حسن عسكرى(ع) مىفرمايد: »مثله فى هذه الأمّة مثل الخضر، عليهالسلام، و مثله كمثل ذىالقرنين«؛ مثل امام زمان(عج) در زمان غيبت مثل خضر است. حضرت خضر(ع) الآن موجودند ولى نمىدانيم كجا هستند. امام زمان(عج) هم همينطور هستند. همانطور كه معتقديم حضرت خضر(ع) زنده و حاضر است؛ امام زمان(عج) هم به همين نحو زنده هستند و در اجتماع هستند. بعد حضرت مىفرمايند: »واللَّه ليغيبنّ غيبة لاينجو فيها من التهلكة إلاّ من يثبته اللَّه علىالقول بامامته و وفّقه للدعاء بتعجيل فرجه«15؛ قسم به ذات احديت، فرزند من غيبتى خواهد داشت كه در آن نجات پيدا نمىكند از هلاكت مگر كسى كه تقوى پيشه كند و قائل به امامت آن حضرت باشد و دعا براى تعجيل فرج بكند. اگر اين سه حالت و اين سه بعد در وجودش بود، اين شخص اهل نجات است. روايتى است از حضرت رسول اكرم(ص) كه مىفرمايند: »أفضل العبادة إنتظار الفرج«16؛ برترين عبادتها انتظار فرج است. اگر حالت انتظار در كسى باشد ثواب عبادت در نامه اعمال وى ثبت مىشود. مثل كسى كه با وضو مىخوابد. اين شخص خواب است اما ثواب عبادت برايش مىنويسند. حالت انتظار داشتن هم همينطور است. در روايت ديگرى است كه حضرت فرمودند: »أفضل أعمال أمّتى إنتظار الفرج«17؛ بهترين اعمال امت من منتظر فرج امام زمان(عج) بودن است. در روايت ديگرى هم داريم: »افضل العبادة الصمت و انتظار الفرج«؛18 بهترين عبادات اين است كه انسان زبانش را كنترل كند؛ مراقب زبانش باشد. فكر كند بعد سخن بگويد و منتظر فرج باشد. پدرى به پسرش دستور داد كه »امروز از صبح تا آخر شب آنچه گفتهاى يادداشت كن و شب به من بگو«. پسر قبول كرد و نوشت. ديد خيلى زياد مىشود. تا ظهر چند صفحهاى پر شد. ديگر تا شب ننوشت. شب كه شد پدرش گفت: »چه شد، چه كردى؟« پسر گفت: »نتوانستم همه را يادداشت كنم«. پدر گفت: »چرا نتوانستى؟« گفت: »تا ظهر نوشتم. چند صفحه شد. ديدم اگر بخواهم تا شب بنويسم، دفترچه مىشود.« پدر گفت: »اين كار را از تو خواستم تا به تو بفهمانم كه گفتار يك روزت را نمىتوانى براى پدرت بگويى. گفتار يك عمرت را چطور مىخواهى براى خدا بگويى و حساب پس بدهى؟« اين مطالبى كه از زبان ما صادر مىشود، همه پرونده مىشود. صريح آيه قرآن است: »ما يلفظ من قول إلاّ لديه رقيب عتيد«19 همه آنچه مىگوييم، از شوخيها و جديها و مزاحها، ثبت مىشود و به همه اينها بايد جواب بدهيم. آخرت يك روز طولانى است، 50 هزار سال، 500 هزار سال بايد بايستيم و جواب 70 سال عمر را بدهيم. زبان چيز عجيبى است. بايد بسيار دقت كنيم. روايت ديگرى است كه حضرت رسول اكرم(ص) فرمودند: »سيأتى قوم من بعدكم الرجل منهم له أجر خمسين منكم«؛ قومى پس از شما مىآيد كه اجر يك نفر از آنها با اجر 50 نفر از شما كه اصحاب من هستيد برابر خواهد بود. يك عدهاى در آخر الزمان مىآيند كه اجر و مزد اعمال آنها مطابق 50 نفر از شما است. عرض كردند، »يا رسولاللَّه، نحن كنّا معك ببدرف و أحدف...«؛ يا رسولاللَّه! ما در جنگ بدر واحد كمك شما و قرآن بوديم و يارى مىكرديم، آن وقت يك عدهاى در آخرالزمان مىآيند كه اجرشان با اجر 50 نفر ما برابر است؟« حضرت فرمودند: »بله، اگر شما در ناراحتيها و فشارهايى كه آنها واقع مىشوند واقع مىشديد، تحمل نداشتيد20. در آخرالزمان فشارها و ناراحتيها شديد است. اينان در برابر اين فشارها و ناراحتيها صبر و تحمل مىكنند و دست از عقايدشان برنمىدارند. روايت ديگرى است از امام سجاد(ع). آن حضرت مىفرمايند: »من ثبت على ولايتنا فى غيبة قائمنا أعطاه اللَّه أجر ألف شهيد مثل شهداء بدر و أحد«؛ كسى كه در زمان غيبت كبرى و آخرالزمان، ثابت قدم باشد اجر و مزدش برابر اجر و مزد هزار شهيد است21. روايت معتبر است. كسى كه در زمان غيبت عمل به وظيفه بكند واجباتش را انجام دهد و محرمات را ترك كند و ظواهر شرع را - كما هوحقّه - طبق وظائفش انجام دهد اجر هزار شهيد در نامه عملش ثبت مىشود. روايات در اين زمينه زياد است. ديگر روايات هم به همين مضامين و منوال است. براى آنكه بدانيم منتظر واقعى كيست و اين روايات در شأن چه كسانى است، ابتدا انتظار را معنا مىكنيم. آيا همين كه بنشينيم و ادعا كنيم كه منتظر امام زمان(عج) هستيم كافى است؟ همين انتظار است؟ آيا اين همه ثواب كه ائمه اطهار(ع) و نبىاكرم(ص) فرمودهاند، براى كسانى است كه مىنشينند و مىگويند: »ما منتظريم« و هر كارى هم كه دلشان مىخواهد مىكنند و هر راهى هم كه دلشان خواست مىروند؟ انتظار؛ يعنى انزجار از وضع موجود و تقاضاى حالت مطلوبتر. مثلاً شخصى مريض است، حالش خيلى بد است و اطرافيان او اميدوارند كه حالش بهتر شود. مىگويند منتظريم حالش خوب شود. پس انتظار؛ يعنى از حال فعلى ناراضىام و يك وضع مطلوبتر را مىخواهم. اين معناى انتظار است. مثلاً پسرش رفته است سفر. سؤال كنى مىگويد: »از نيامدنش خيلى ناراحتم، اما منتظرش هستم«؛ يعنى من از اين غيبت او ناراضى و ناراحتم و منتظرم كه او برگردد و حالم بهتر شود. يا اينكه مثلاً تاجرى است كه از نظر تجارى وضع خوبى ندارد و بازارش كساد است. مىپرسيم »وضعتان چه طور است؟« مىگويد: »وضع خوبى نداريم، اما منتظريم خوب شود. خبر دادهاند كه وضع خوب مىشود، ما هم منتظريم كه وضع خوب شود«؛ يعنى كاملاً از وضع كنونى ناراضى است و منتظر وضع بهترى است. آيا كسانى كه منتظر امام زمان(عج) هستند همين حالت را دارند؟ واقعاً از وضع فعلى خود و جامعه ناراضىاند. اگر انسان با كسانى كه ايجاد فساد مىكنند، ولگرد هستند، معصيت مىكنند، اسير هواى نفس هستند، ارتباط داشته باشد، از وضع فعلى كه الآن جامعه دارد، راضى باشد، انتظار معنا ندارد. انتظار معناى مركبى دارد: نفى و اثبات. عدم رضايت از وضع فعلى و انتظار وضع بهتر. انتظار؛ يعنى آماده باش براى يارى امام زمان(عج). منتظرم، يعنى وجودم كلاً در انتظار بقيةاللَّهالاعظم(ع) است كه بيايد و انقلاب جهانى ايجاد بكند. امام زمان(عج) كه مىآيد انقلاب مملكتى و مقطعى نمىكند، بلكه انقلاب ايشان، انقلابى در كل جهان است. يعنى انقلابى مىكنند كه از حضرت آدم(ع) تا به حال كه شش يا هفت هزار سال، كمتر يا بيشتر از آن مىگذرد چنين انقلابى ايجاد نشده است. انقلابى كه ايشان ايجاد مىكنند يك انقلاب جهانى است. پس افراد خاصى مىتوانند با حضرت همكارى بكنند و قدرت دارند كه از اعوان و انصار حضرت بقيةاللَّه باشند. معناى انتظار عدم رضايت از وضع فعلى و كمال اشتياق به پياده شدن عدل الهى در سراسر جهان است. حال چه كسانى منتظرند؟ منتظران بايد كسانى باشند كه مهذّب باشند، خودشان را اصلاح كرده باشند. من كه مرتكب صدها گناه مىشوم، مرتكب صدها جنايت مىشوم و عشق و علاقه به فساد مىورزم، چه طور مىتوانم بگويم كه منتظر آقا هستم؟ منتظرم كه بيايند گردن مرا بزنند؟ چون حضرت كه مىآيند، مبارزه با فساد مىكنند. مىخواهند عدل واقعى و عدل الهى را در سراسر دنيا، پياده بكنند. ريشههاى فساد را از بين ببرند. وقتى كه وجود انسان سرطانى باشد، وقتى عضوى سرطانى باشد، قابل معالجه نيست. بايد قطع شود. پس انسان بايد خودش را اصلاح كند. حضرت كه بيايند دو انقلاب مىكنند، انقلاب درونى و انقلاب بيرونى. انقلاب درونى را از هم اكنون بايد شروع كنيم. انسانى كه مىخواهد بگويد منتظر امام زمان(عج) است و مىخواهد از منتظران باشد و اين روايات شامل حال او بشود، بايد مشغول تهذيب باشد »قد أفلح من زكّها«22 رستگارى در پرتو تزكيه است؛ يعنى اول تخليه بكند و بعد هم تحليه. اول صفات رذيله را از خودش دور كند و بعد هم صفات حميده را در خودش به وجود بياورد. الآن هم كسانى كه محضر حضرت مشرفند پنج طايفه هستند: اوتاد، نجبا، نقبا، رجالالغيب، و صلحا و در هر كدام از اين طايفهها هم عده زيادى هستند. اينان هم از آب و خاك و از اولاد آدم هستند اما با رشد، تقوى، تهذيب، خودسازى و حاكميت اسلام بر وجودشان، به اين تقرب رسيدهاند وتشرف اختيارى محضر حضرت پيدا كردهاند. پس شرط منتظر بودن اين است كه انسان خودسازى بكند. خدا مىداند كه دامن همه ما آلوده است؛ بزرگ و كوچك ندارد. هيچ كدام ما معصوم نيستيم. خدا شاهد است كه اگر توبه از اعمال گذشته بكنيم و عزم و جزم بر ترك معصيت در آينده داشته باشيم و واجبات را اول وقت انجام بدهيم و توسلات به حضرت بقيةاللَّه داشته باشيم، انشاءاللَّه همه ما از منتظران و مورد عنايت حضرت خواهيم بود. خدايا قسمت مىدهيم به عزت محمد و آل محمد فرج امام زمان را نزديك بگردان. موانع ظهورشان را برطرف بگردان! خدايا قلوب ما را هم به نور ايمان و تقوى و ولايت و خلوص بيش از پيش منور بفرما! خدايا رفع ظلم و ناراحتى و طغيانگرى از مسلمانها بفرما! شر اشرار را به خودشان برگردان! خدايا قسمت مىدهيم به عزت محمد و آل محمد راه نجاتى براى مسلمانان فلسطين فراهم بفرما! خدايا قسمت مىدهيم به عزت محمد و آل محمد اسامى همه ما را در طومار اصحاب و انصار امام زمان(عج) ثبت و ضبط بگردان!
پىنوشتها : 1 . المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ص123. 2 . الكلينى، محمدبن يعقوب الكافى، ج2، ص222. 3 . بحارالانوار، ج51، ص156، ح1. 4 . همان، ح52، ص123. 5 . همان، ص131. 6 . همان، ج36، ص386. 7 . الطوسى، محمدبن الحسن، كتاب الغيبه، ص222. 8 . همان، ص221. 9 . همان، ج52، ص129، ح24. 10. همان، ج52، صص338-339، ح83. 11. الكلينى، محمدبن يعقوب، همان، ج1، ص372. 12. المجلسى، محمدباقر، همان، ج53، ص91. 13. ائمه(ع) در زمان حضرت بقيةاللَّه برنمىگردند. فقط از آن جهت كه امام را امام بايد غسل دهد و نماز بخواند و كس ديگرى امكان ندارد، حضرت بقيةاللَّه بعد از 7 سال كه هر سالى 10 سال مىشود كه 70 سال مىشود شهيد مىشوند »ما منا إلا مقتول او مسموم«، حضرت ابا عبداللَّه(ع) رجعت مىكنند و غسل و كفن ايشان را برعهده مىگيرند و برايشان نماز مىخوانند و ايشان را تدفين مىكنند. ائمه(ع) در زمان حضرت على(ع) رجعت مىكنند. 14. المجلسى، محمدباقر، همان، ج52، ص122. 15. همان، ص24. 16. الصدوق، محمدبن على بن الحسين، كمالالدين و تمامالنعمة، ج2، ص377، ح1. 17. المجلسى، محمدباقر، همان، ج52، ص128، ح21. 18. همان، ج68، ص96. 19. سوره ق (50) آيه18. 20. همان، ج52، ص130. 21. همان، ص125. 22. سوره شمس (91) آيه 9. ماهنامه موعود - شماره38
|