|
۰۱ مرداد ۱۳۸۲ |
اسماعيل شفيعي سروستاني
شايد برخي خوانندگان موعود سؤال كنند: ميان سرمقاله ويژهنامة جشن ميلاد و استراتژي جعلي و دروغين رئيسجمهوري آمريكا يعني (عدالت بيپايان...) كه آن را هدف حضور ظالمانهاش در منطقه خاور ميانه و در كنار مرزهاي ايران اسلامي اعلام كرده چه رابطهاي است؟! قريب به سه سال پيش در موعود شمارة 12 مقالهاي با عنوان «آرماگدون» منتشر شد كه به مناسبت اين ايّام و براي متذكر ساختن تمامي شيعيان ديگر بار اقدام به چاپ آن كرديم. «آرماگدون» نه فقط عنوان يك فيلم سينمايي بلكه استراتژي پنهان ايالات متحده آمريكا و يهوديت صهيونيستي است. نقطة تلاقي بزرگ همه باور و فرهنگ اسلامي شيعي با تماميت فرهنگ و تمدن غربي است كه امروزه آمريكاي امپرياليست نماد تمام عيار آن به شمار ميآيد. وقتي در اواسط سال 58 براي اولين بار فيلم مستند «نوسترآداموس» را كه برادران «وارنر» بر اساس پيشگوييهاي يهوديزادهاي ساكن دربار فرانسه (قرن 15 م.) ديدم، دريافتم كه مطالعات غرب و نظريهپردازانشان دربارة جهان آينده و نقاط مهم تعارض فرهنگي و مدني در عالم (بويژه در جهان اسلام) گسترده است و آنان بر اساس همين مطالعات و تحقيقات گستردة خود برنامهاي درازمدت و راهبردي براي تحكيم پايههاي حضور سياسي، اقتصادي و نظامي خود و همچنين تشكيل حكومت يكپارچة جهاني دارند. سادهلوحي بود اگر كسي گمان ميكرد غرب ما را به خود وانهاده است. به همان اندازه كه سادهلوحي است اگر گمان كنيم غربيان هيچ شناختي از فرهنگ اسلامي و بويژه تفكّر شيعي ندارد. تماشاي فيلم سينمايي «آرماگدون» در كنار بسياري از شواهد و قراين مرا متذكر اين موضوع ساخت كه آمريكا و متحدانش حسب طرحي فراگير به ميدان آمدهاند. در اين فيلم (به سان بسياري از فيلمهاي ساخته شدة دهة 80 و 90) آمريكا و اروپاي غربي به وسيلة سنگي فضايي (نيرويي آسماني) تهديد ميشود. خرده شهابهاي اين سنگ به زمين رسيده و نيويورك را به خطر انداخته است چنانكه برج دوقلو دچار آتشسوزي ميشود. عاليترين هيأت سياسي و نظامي آمريكا بر آن ميشوند تا با اعزام سفينهاي به فضا اين سنگ را پيش از ورود به جو زمين نابود كنند. در پايان اين فيلم نيروهاي اعزامي با موفقيت به زمين بازميگردند تا نام آمريكا به عنوان «منجي»، شاديبخش دلهاي همة مردم جهان باشد. وقتي در دسامبر سال 1984 م. (1356 ش.) علماي شيعهشناس در نشست تلآويو اعلام كردند كه رمز بقا و دوام شيعيان دو موضوع (عاشوراي امام حسين (ع) و اعتقاد به مهدي موعود (ع) ) است. پرواضح بود كه دريابند براي مقابله با اين تفكّر و حوادثي كه حسب بسياري از روايات و بينات علماي يهود و نصارا پيشبيني شده. راهي جز حضور در منطقه و طرح موضوعي مانند «عدالت بيپايان» نيست. طي دهة 90 اجراي پروژه هزاره در دستور كار دانشگاه سازمان ملل قرار گرفت و طي آن با حضور 200 تن از آيندهشناسان و محققان موضوع وقايع آينده مورد نقد و بررسي قرار گرفت و گزارش سالانه آن منتشر شد. گفت و گو دربارة آينده و طرح يك استراتژي واحد براي آن موضوع مهم دو دهة گذشته غرب بوده و به همين دليل طي همين سالها ساخت فيلمهايي چون نوسترآداموس، ماتريكس، آرماگدون و... وظيفه آمادهسازي ذهني و رواني مردم ساكن در كشورهاي غربي را عهدهدار بودهاند. طرح «جهانيسازي»، مقدمه تشكيل حكومت جهاني بود. همان طرح و تمنايي كه آرزوي آن را همه مستضعفان با ظهور موعود و منجي آخرالزمان در دل ميپرورند به همراه عدالتي بيپايان و فراگير. غرب به پايان خود رسيده و همه استعدادهاي تجديد حيات را نيز از دست داده است. چونان فوارهاي كه نقطه اوج خود را سپري ساخته است. تلاش مذبوحانة غرب استكباري اگر چه خسارت زيادي به بار ميآورد، امّا ره به جايي نميبرد. اين وقايع جملگي ما را متذكر حادثهاي بزرگ ميسازد كه در هر صورت آمادگي بزرگ و فراگير ميطلبد. آمادگي جسماني و معنوي. همان كه امروزه همه ما و بچههاي ما سخت بدان محتاجند. تكيه بر «باور مهدوي» امروزه تنها آرماني است كه ميتواند همه مردم ساكن در اين ديار و بلكه جهان اسلام را مهياي رويارو شدن با هر گونه خطر احتمالي (از سوي غرب و نظام استكباري آمريكا) نمايد. چنانكه اين آمادگي ضرورتاً ما را آمادة استقبال از پيك پي خجسته ايمان و رستگاري ميكند. سردبير
ماهنامه موعود
سال پنجم ـ شماره 28 |