|
۲۰ آذر ۱۳۸۲ |
|
صفحه 2 از 2 كشتارگاه اول عراق: بغداد پس از معركه قرقيسيا، عدم ثبات سياسى حكومت عراق، خودكامگى سفيانى را تشديد مىكند و او هم نيروها و تسليحات نظامى خويش را وارد عراق كرده و از روز 21 يا 22 ذىالقعده، دست به كشتارهاى وحشيانه در بغداد و سپس در كوفه (كه روز عيد قربان به آنجا مىرسد) و ديگر شهرهاى عراق مىزند و اين رفتار غير انسانى او تا وقتى كه نيروهاى سيد خراسانى و ايرانيان در مقابلش قد علم كنند و طعم شكست را به او بچشانند؛ ادامه خواهد داشت. امام صادق(ع) ضمن حديثى طولانى فرمودند: تمام عراق را هراس جدى دربر مىگيرد و قرار از اين ديار رخت برمىبندد. پس از آن كه سپاه سفيانى وارد بغداد مىشود سه روز همه چيز و همه كس را مباح اعلام مىكند و به سرعت بسيارى مىميرند. 60 هزار نفر (و بنا بر نقلى 70 هزار نفر) از اهالى آن شهر را مىكشند و اطراف آن (شهر) را خراب مىكند. 18 شب پس از اين فعاليتها در آنجا مىماند و اموال (مردم) را (در ميان خويش) تقسيم مىكند در آن روز سالمترين نقطه بغداد، كرخ است.22 ابن وهب مىگويد حضرت اين شعر ابن ابى عقيب را نقل كردند كه: وينحر بالزوراء منهم لدى ثما نون ألفاً مثل ما تنحر البدن 80 هزار نفر از آنها همانند حيوان در بغداد سر بريده مىشوند. تا آنجا كه فرمودند: در بغداد 80/000 نفر را مىكشد كه 80 نفر از آنها از مردانى از تيره فلانى هستند كه همگى براى فرمانروايى و خلافت شايستهاند.23 اميرالمؤمنين على(ع) هم طى حديثى طولانى فرمودند: والى شهر زوراء (بغداد) و فرمانروا به همراه 5 هزار جلاد خارج مىشود و 70 هزار نفر را بر روى پل بغداد مىكشند طورى كه مردم تا سه روز از خون و بوى تعفن اين همه لاشه و جنازه نمىتوانند به دجله نزديك شوند.24 امام ششم(ع) فرمودند: مردم بزرگوارى از پيروان بنىالعباس را بر روى پلى كه از كرخ به بغداد مىآيد مىسوزانند.25 سيدالشهداء امام حسين(ع) هم طى حديثى طولانى فرمودند: ... (سفيانى) سپاهيان 130 هزار نفرى خود را به بغداد گسيل مىدارد و در مدت سه روز روى پل بغداد 70 هزار نفر را كشته و به 12 هزار دختر جوان تجاوز مىكنند، طورى كه از خون و لاشه متعفن اجساد آب دجله قرمزرنگ ديده مىشود.26 زوراء كه همان بغداد است و توسط منصور دوانيقى بناى آن نهاده شد و پلى كه در روايات ما زياد از آن ياد شده است همان پلى است كه از جانب كرخ در محله جعيفر به بغداد متصل مىشود در مقابل »مدينه الطب« كه در آن سوى دجله واقع شده است و همان طور كه در احاديث پيشين ديديم سپاهيان سفيانى اعمال شنيع و وحشيانه خويش را بر روى آن انجام مىدهند و 70 هزار سرباز و غير آنها را مىكشند و خون كشتگان به رود دجله جارى مىشود و از شدت تعفن مردم تا سه روز نمىتوانند به آن نزديك شوند و رنگ اين رود هم به سرخى مىنمايد. امام صادق(ع) فرمودند: بيچاره بغداد از دست پرچمهاى زرد و مغرب و پرچم سفيانى.27 مفضل بن عمر مىگويد از آن حضرت پرسيدم: بغداد در آن زمان چه وضعيتى خواهد داشت؟ حضرت پاسخ فرمودند: محل (نزول) عذاب و غضب الهى خواهد بود. (واى بر آنها) بيچاره آنها از دست پرچمهاى زرد و ديگر پرچمهايى كه از دور و نزديك به سوى آن مىآيند. واللَّه! انواع عذابهايى كه بر اقوام سركش از اول روزگار تا انتهايش نازل شده و عذابهايى كه (تا آن زمان) هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده بر آنها فرود مىآيد. توفانهايى ناشى از سيلهاى مختلفى آن را درمىنوردد و بيچاره است كسى كه آنجا را منزل خود انتخاب كند. واللَّه گاهى بغداد چنان آباد مىشود كه بيننده آن مىگويد دنيا فقط اينجاست و نه جاى ديگرى و دخترانش را حورالعين و فرزندانش را اولاد بهشتى تصور مىكند. گمان مىكند كه خداوند تنها در آنجا رزق را تقسيم مىكند. دروغ بستن به خدا و صدور حكم ناحق و شهادت دروغ و نوشيدن شراب و زنا و حرامخوارى و خونريزى در آن پديدار مىشود. پس از آن خداوند متعال با فتنهها و به دست اين لشكريان آنها را خارج مىكند (آنجا را خالى از سكنه مىكند). به گونهاى كه وقتى كسى از آنجا عبور مىكند جز ديوار (ويرانه) چيزى نمىبيند حتى مىگويد: اين زمين، بغداد است. سپس جوانمردى خوشرو و از نسل امام حسن مجتبى(ع) از ناحيه ديلم (گيلان) و قزوين قيام مىكند. فرياد مىزند: اى خاندان پيامبر(ص) اين مظلوم غمگين را اجابت كنيد!28 گنجهاى طالقان به او پاسخ مىدهند. گنجهايى كه از جنس طلا و نقره نيستند بلكه مردانى هستند به سختى آهن! گويا به آنها مىنگرم كه بر يابوهاى ابلق29 سوارند و سلاحهاى كوتاهى در دست دارند. همانند گرگ (كه بخواهد به گوسفندى حمله كند) مشتاق و تشنه جنگيدن هستند. فرماندهشان مردى از بنىتميم است كه به او شعيب بن صالح مىگويند. رو به سيدحسنى كه الان با چهره درخشان چون ماهش در ميان آنهاست كرده و پس از آن به ستمگران يورش مىبرند تا اين كه به كوفه مىرسند.30 سپاه سفيانى پس از آن كه اين اعمال وحشيانه را انجام مىدهد؛ به سوى كوفه (نجف) حركت مىكند و در آنجا همچنان حادثهاى رخ مىدهد كه عقلها را حيران مىكند و اين كشتارها تا وقتى كه ايرانيان به فرماندهى سيد خراسانى وارد عراق شوند همواره ادامه خواهد داشت. به خدا پناه مىبريم از شر چنين فتنههايى. ماهنامه موعود شماره 38 پىنوشتها : 1. منتخب الاثر، ص451؛ يومالخلاص، ص557؛ بيانالائمه(ع)، ج2، ص345. 2. بحارالانوار، ج52، ص272؛ بشارةالاسلام، ص142؛ يومالخلاص، ص705. 3. شايد همان طور كه مؤلف محترم اشاره كردهاند، ناشى از جنگها و فتنههايى كه مردم گرفتارش شدهاند باشد و شايد هم بلايى غير از اينها باشد و عذابى تازه بر سر مردم نازل شود.م 4. منتخبالاثر، ص451؛ يومالخلاص، ص557؛ بيانالائمه(ع)، ج2، ص345. 5. منتخبالاثر، ص451؛ يومالخلاص، ص557؛ بيانالائمه(ع)، ج2، ص345. 6. بشارةالاسلام، ص34؛ منتخبالاثر، ص451؛ يومالخلاص، ص532. 7. بيانالائمه(ع)، ج2، ص431؛ منتخبالاثر، ص451؛ يومالخلاص، ص280. 8. درخت به لسان سياه. 9. السفيانى فقيه، ص31. 10. منطقه بينالنهرين. 11. يومالخلاص، ص698. 12. الغيبة، شيخ طوسى، ص279؛ بحارالانوار، ج52، ص208؛ بشارةالاسلام، ص177؛ السفيانى فقيه، ص128. 13. الغيبة، نعمانى، ص187؛ بشارةالاسلام، ص102؛ السفيانى، فقيه، ص108؛ يومالخلاص، ص698؛ الممهدون للمهدى(ع)، ص112. 14. الغيبة، نعمانى، ص205؛ بحارالانوار، ج52، ص251؛ يومالخلاص، ص690؛ السفيانى فقيه، ص127. 15. الغيبة، نعمانى، ص186؛ يومالخلاص، ص699؛ الممهدون للمهدى(ع)، ص113؛ السفيانى فقيه، ص127. 16. الغيبة، نعمانى، ص203. 17. احتمالاً از گازهاى كشنده و سلاحهاى اتمى و بمبهاى هستهاى استفاده شده باشد. 18. بشارةالاسلام، ص34؛ منتخبالدثر، ص451؛ بيان الائمه(ع)، ج1، ص431 و ج2، ص354؛ يومالخلاص، ص280. 19. سوره بقره(2)، آيه 155. 20. اعلام الورى، ص427. 21. بيان الائمه(ع)، ج1، ص432. 22. يومالخلاص، ص703؛ اعلام الورى، ص429. 23. بشارةالاسلام، ص153؛ يومالخلاص، ص657. 24. الزام الناصب، ج2، ص119؛ بشارةالاسلام، ص58. 25. الزام الناصب، ج2، ص149؛ يومالخلاص، ص657. 26. يومالخلاص، ص658؛ بيان الائمه(ع)، ج2، ص365. 27. بشارةالاسلام، ص143؛ يومالخلاص، ص701. 28. عبارت ملهوف را كه در حديث به مظلوم غمگين ترجمه شده است، هم مىتوان به خود سيد حسنى مورد بحث در حديث حمل كرد كه منظور او اين است كه مردم دعوتش را اجابت كرده و او را كه از اين هم ظلم و فساد به ستوه آمده است، يارى كنند و هم مىتوان گفت كه منظورش حضرت مهدى(ع) است و سيدحسنى مردم را به عنوان نيروهاى زمينهساز و آماده براى يارى حضرت، جمع كند؛ خصوصاً كه با توجه به حوداث و وقايع ماههاى گذشته مطمئن شدهاند، ظهور امام(ع) نزديك است و هر چه سريعتر بايد به يارى ايشان شتافت و ظاهراً اين نظر قابل قبولتر به نظر مىرسد. واللَّهعالم. م 29. »ابلق« در لغت به معناى سياه و سفيد است و ظاهراً عبارت يابوهاى ابلق عبارتى كنايى باشد راجع به وسايل نقليهاى كه اين سپاه مورد استفاده قرار مىدهد. احتمالاً اين جمعيت از رنگ و نقشهاى همسان براى طراحى بدنه، وسايل نقليه ايشان استفاده كرده باشند همان طور كه اين روزها مىبينيم هر سپاهى، هم لباس مخصوص به خود را دارد و هم ماشينها و ادوات جنگى آنها با طرح و رنگ متحدالشكلى، منقش و رنگآميزى شدهاند. م 30. بحارالانوار، ج53، ص14 و 15؛ بشارةالاسلام، ص143؛ يومالخلاص، ص701.
|