|
۲۰ آذر ۱۳۸۲ |
|
صفحه 1 از 2 مجتبىالساده ترجمه: محمود مطهرىنيا
اشاره : در بخشهاى قبلى، حوادثى را كه از ماه جمادىالثانى سال پيش از ظهور تا ماه رمضان همان سال پيش مىآيد بررسى كرديم. در اين قسمت به بررسى رويدادهايى مىپردازيم كه در ماههاى شوال و ذيقعده رخ مىدهند. رويدادهاى ماه شوال اتفاقاتى كه پيش از اين در جهان رخ داده بود، در اين ماه هم ادامه مىيابد و به همراه حادثههاى ديگرى كه از اين پس خواهند آمد، همه ساكنان زمين را متوجه پيروزيهاى مكرر و سريع سفيانى مىكند. آنطور كه از روايات برمىآيد برخى از حوادثى كه در اين ماه اتفاق مىافتد از اين قرار است: 1. جمعيتى در ماه شوال ظاهر مىشوند: سفيانى و پيروانش.1 2. در اين ماه خيزشها آغاز مىشود (مردم از گرد يكديگر متفرق مىشوند): انقلابيها، انقلاب مىكنند و شورشيان سر به شورش برمىدارند؛ بدبختيهاى مردم زيادترشده و از شرايط بهوجود آمده خشمگينتر مىشوند؛ در اجتماع اتحاد ميان مردم از بين مىرود.2 3. در ماه شوال بلا مىآيد: بلايى كه مردم به جهت جنگها و فتنهها بدانها مبتلا مىشوند.3و4 4. در اين ماه ويرانى و خالى شدن شهرها از سكنهشان ديده مىشود: به خاطر جنگها و فتنه در شهرها از مردها و جوانان خبرى نيست.5 5. آتش جنگ برافروخته مىگردد. »سهل بن حوشب« از رسول اكرم(ص) نقل كرد كه فرمودند: در ماه رمضان صداى (آسمانى) شنيده مىشود و در ماه شوال جنگ به پا مىگردد.6 ابن مسعود هم از آن حضرت روايت كرد كه فرمودند: وقتى صيحه (آسمانى) در ماه رمضان واقع شد پس از آن در ماه شوال آتش جنگ برافروخته گشته و مردم براى تهيه غذا مهاجرت كرده و در ماه ذيقعده با هم مىجنگند.7 بيشتر روايات شريف ما از پديد آمدن معمعهاى در ماه شوال خبر مىدهند كه »معمعه« در لغت به معناى نواخته شدن كوس جنگ و صداى ابطال در جنگ و كنايه است از وقوع جنگى ناگوار و تلخ. تأكيد بر اين مطلب را در اين عبارت از حديث مىتوان يافت كه قبايل غذاى مايحتاج خويش را از ترس مرگ و مير جنگها خريده و انبار مىكنند. اين معمعه ماه شوال، علىالقاعده بايد به معركه »قرقيسيا« اشاره داشته باشد. معركه قرقيسيا قرقيسيا شهرى در منطقه شمالى سوريه است كه در ميان فرات و سرچشمه نهرى كه8 خابور در آن است قرار دارد. اين شهر حدود 100 كيلومتر با مرزهاى عراق و 200 كيلومتر با مرزهاى تركيه فاصله دارد و در نزديكيهاى شهر »ديرالزور« است. در آينده نزديك در آن گنجى از طلا، نقره يا مانند آنها (مثلاً نفت) كشف مىشود آنگونه كه روايات بيان نمودهاند: آب فرات كوهى از طلا و نقره را نمايان مىكند كه بر سر آن از هر نه نفر، هفت كشته مىشوند.9 در اين جنگ اقوام مختلفى شركت دارند: 1. تركها: آنها كه به جزيره10 نيرو پياده كردهاند؛ 2. روميان: يهوديان و دولتهاى غربى كه وارد فلسطين شدهاند؛ 3. سفيانى: كه در اين هنگام بر ديار شام مسلط شده است؛ 4. عبداللَّه: روايات به مطلب خاصى درباره او اشاره نمىكنند ظاهراً هم پيمان مغرب زمين است؛ 5. قيس: مركز فرماندهىاش مصر است؛ 6. فرزند و نواده عباس: كه از عراق مىآيد. به دنبال اين جنگ، خونريزى و كشتار شديدى پيش مىآيد كه تا قبل از به پايان رسيدن آن در مدت كوتاهى 100/000 نفر (و بنا بر روايتى 400/000 نفر)11 كشته مىشوند. اين مطلب مىتواند اشارهاى به استفاده از سلاحهاى كشتار جمعى (اتمى، هستهاى، بمبهاى شيميايى و ميكروبى و الكترونى كشنده) در اين جنگ باشد كه بر حيوانات و گياهان خوراكى هم اثر مىگذارند). اين جريان يكى از ميدانهاى جنگ جهانى بىمانند آخرالزمان است كه قبل و بعد از آن مانند نداشته و نخواهد داشت كه در انتهاى آن همپيمانان سفيانى پيروز مىگردند. روايات شريف ما صراحتاً به اين واقعه اشاره كردهاند: در روايتى، عمار ياسر اينگونه نقل مىكند: غربيان به سوى مصر حركت مىكنند و ورود ايشان بدانجا نشانه (آمدن) سفيانى است. پيش از آن شخصى كه دعوت مىكند، قيام كرده و تركها وارد حيره و روميان وارد فلسطين مىشوند. عبداللَّه هم بر آنها سبقت مىگيرد تا اين كه دو لشكر در سر نهر در مقابل هم مىايستند جنگ بزرگى درمىگيرد و صاحبالمغرب (هم پيمان غربيان) هم حركت مىكند. مردان را كشته و زنان را اسير مىكند، سپس به سوى قيس برمىگردد تا اينكه سفيانى وارد حيره مىشود. يمانى هم شتافته و سفيانى هر چه را جمع كرده بودند درهم مىشكند و به سوى كوفه حركت مىكند.12 جابر جعفى هم طى حديثى طولانى از امام باقر(ع) چنين روايت كرده است: از دين برگشتگانى از جانب تركها حمله كرده و سپاهى از روم آنها را دنبال مىكند. برادران تركها، پياده كردن نيروهايشان را در جزيره ادامه مىدهند. روميان از دينبرگشته هم در رمله نيرو پياده مىكنند. جابر! در آن سال در تمام زمين به واسطه غربيان اختلاف زيادى وجود دارد كه اول مغرب زمين شام است. در اين زمان سه پرچم (سپاه) در مقابل هم مىايستند: سپاه اصهب، ابقع، سفيانى. در ابتدا سفيانى با ابقع مىجنگد و او و همراهانش را كشته و به دنبال آن اصهب را هلاك مىكند. پس از آن تا عراق جنگ و كشتار به پا مىكند و سپاهيانش را به قرقيسيا مىرساند و در آنجا هم به جنگيدن مىپردازد. در اين جنگ 100/000 نفر از جباران و ستمگران كشته مىشوند. پس از آن سفيانى سپاهى را به سوى كوفه گسيل مىدارد.13 عبداللَّه بن ابى يعفور مىگويد كه امام باقر(ع) به ما فرمودند: براى بنىعباس و بنى مروان حتماً اتفاقى در قرقيسيا مىافتد كه در آن جوان قوى و تنومند، پير مىشود و خداوند از آنها پيروزى را برمىدارد و شكست مىخورند (پس از اين جنگ) به پرندگان آسمان و درندگان زمين وحى مىكند كه شكم خود را از گوشت تن جباران سير كنيد و پس از آن است كه سفيانى شورش مىكند.14 حذيفة بن منصور هم از امام صادق(ع) روايت كرده كه فرمودند: خداوند سفرهاى در قرقيسيا دارد كه گاهى از آسمان ندا مىدهد و ديگران را آگاه مىكند كهاى پرندگان آسمان و درندگان زمين براى سير كردن خود از گوشت بدن جباران بشتابيد.15 محمدبن مسلم از امام باقر(ع) ضمن حديثى بلند چنين نقل كرده است: آيا نمىبينيد كه دشمنان شما در معاصى خداوند كشته مىشوند، بدون آن كه شما حضور داشته باشيد در حالى كه شما با آرامش و امنيت در گوشه خانههايتان نشستهايد، برخى از آنها برخى را بر روى زمين مىكشند؟ سفيانى عذاب مناسبى براى دشمنان شما و نشانهاى براى خودتان است. آن فاسق وقتى (در ماه رجب) سر به شورش برداشت شما اگر يك يا دو ماه (ماه رمضان) پس از شورش او از خود حركتى نشان ندهيد به مشكلى بر نخواهيد خورد تا اين كه بسيارى از خلق منهاى شما (شيعيان) كشته شوند.16 به هر حال پس از معركه قرقيسيا و كشتار و تضعيف و شكست بسيارى از آن قواى سياسى و نظامى كه ممكن بود پس از ظهور حضرت مهدى(ع) در مقابل ايشان جبههگيرى كنند، تنها سفيانى است كه پيروزمندانه باقى مانده و فخرفروشى مىكند. حوادث ماه ذىالقعده از جمله آثار و تبعات معركه قرقيسيا كشتار تعداد زيادى است كه حرث و نسل (كنايه از كار و زندگى) را بر باد مىدهد؛ چرا كه از سويى حداقل 100/000 مرد كشته مىشوند و از سوى ديگر خوراك مردم اعم از گياهى و حيوانى آلوده مىگردند كه اين امر به جهت استفاده از اسلحههاى كشندهاى است كه در اين معركه و جنگ به كار گرفته شده است.17 به دنبال آن خشكسالى و حرص ولع ناشى از آن براى يافتن خوراك رخ مىدهد. از اين روست كه مردم در اين ايام و براى انبار كردن غذا جهت اطرافيان خويش به اين سو و آنسو مىروند و اين حرص و ولع مردم باعث مىشود كه با هم بجنگند. پيامبر اكرم(ص) فرمودند: وقتى صيحه در ماه رمضان شنيده شد، در ماه شوال جنگى برپا مىشود (معركه قرقيسيا) قبايل به مسافرت كردن براى تهيه خوراكيها و جنگيدن (با همديگر براى آن) در ماه ذيقعده مىپردازند. در ماه ذيحجه هم حجاج غارت مىشوند و خون به پا مىشود.18 عبارت تميرالقبائل كه در حديث آمده است بدين معنى است كه غذا را از شهرى به شهر ديگر منتقل كنند و به آن غذايى كه منتقل مىشود »ميره« مىگويند. پس معنى اين بخش از حديث اين مىشود كه قبايل از شهرى به شهر ديگر مىروند تا از آن براى خود غذا خريده و آن را براى مدت يك سال مصرف خود انبار كنند و از ترس بخل و قحطى و گرانى و آلودگى غذاها به جهت جنگها و كشتارها و اسلحههاى كشتار جمعى، از آن محافظت مىكنند. محمد بن مسلم نقل كرد كه از امام صادق(ع) شنيدم كه مىفرمودند: پيش از (آمدن) قائم(ع) نشانههايى از ناحيه خداوند متعال براى (امتحان كردن) آنها خواهد بود. پرسيدم: جانم به فدايتان آنها كدام نشانهها هستند؟ فرمودند: اين آيه شريفه: وَ لَنَبلفوَّنَّكفم بفشَىء مفنَ الخَوفف وَالجفوع وَ نَقصف مفنَ الاَموالف وَالاَنففسف وَالَّثمَراتف وَ بَشّفرفالصَّابفرينَ19. (حتماً شما را (يعنى مؤمنان قبل از قيام حضرت مهدى(ع)) با چيزهايى از ترس و گرسنگى و كمبود و كاستى در اموال و بدنها و محصولات امتحان مىكنيم و (در اين راستا) به صبرپيشگان بشارت بده (كه سربلند خواهد بود).20 قبايل در ماه ذيقعده به انبار كردن و در نتيجه نزاع و جنگ بر سر غذا مىپردازند و اين جريان حتى تا ماههاى بعد ادامه مىيابد. چنانكه در حديث تأكيد مىشود در ماه ذيحجه حجاج غارت مىشوند و به عبارت ديگر وسايل و اموال آنها را مىدزدند و به غنيمت مىگيرند. »فيروز ديلمى« از رسولاللَّه(ص) نقل مىكند كه طى حديثى طولانى فرمودند: صداى (آسمانى) در ماه رمضان و جنگ در شوال واقع مىشود و قبايل در ماه ذيقعده به انبار كردن (غذاها) مىپردازند و به حجاج در ماه ذيحجه يورش مىبرند و محرم، چه محرمى خواهد بود؟ ابتدايش بلا بر سر امتم مىآيد و پايانش فرج و گشايش براى امتم حاصل مىشود. نجات يافتن مؤمن در آن بهتر از خزينهاى است كه 100 هزار ظرفيت داشته باشد.21 معناى آن چنين مىشود: رفتن و جهاد كردن به همراه حضرت مهدى(ع) بهتر است از جمع كردن غذايى كه 100 هزار نفر را كفاف دهد؛ چرا كه اين ذخيرهسازى نفع و خيرى براى كسى ندارد و توفيق جهاد كردن به همراه امام معصوم(ع) و آن هم حضرت حجت(ع) در حقيقت تمام خير دنيا و آخرت است. پيش از اين ديديم كه ائمه معصومين(ع) به شيعيان و محبان و پيروان خويش مىآموختند كه پس از شنيدن صيحه آسمانى در ماه رمضان تاآنجا كه برايشان ممكن است غذا ذخيره كنند؛ يعنى در واقع پيش از آن كه معركه قرقيسيا و جنگها و فتنههاى پس از آن پديد بيايند؛ شيعيان بايد احتياطاً طى اين دو ماهى كه وقت باقى است غذا ذخيره كنند كه ممكن است پس از اين جريان خوراكيها به واسطه جنگها و اسلحهها و بمبهايى كه به كار برده مىشود علاوه بر كمياب و گران شدنشان، آلوده هم بشوند. در آن زمان آن دسته از شيعيان و پيروان معصومين(ع) كه به تعاليم اين بزرگواران عمل كنند؛ از اين مصايب، خطرات و مشكلات در امان مانده، و شكرگزار درگاه الهى خواهند بود.
|