|
مقدمه اي بر آثار تربيتي و روانشناختي انتظار |
|
|
|
۲۰ آذر ۱۳۸۲ |
|
صفحه 3 از 3 4. مراقبت دايمى يكى از پيامدهاى طبيعى و منطقى انتظار، احساس حضور است. منتظر واقعى، با اعتقاد به اين كه اعمالش، پيوسته در منظر آن عزيز واقع مىشود، نسبت ميان خود و آن حضرت را در احساس حضور، متجلى مىبيند و هر جا كه باشد، گويى خود را در خيمه آن حضرت و گوش به فرمان ايشان، احساس مىكند و لازمه انتظار حقيقى را، تلاش براى جلب رضايت ايشان مىداند؛ بنابراين براى تحقق اين مهم، نه تنها، عمل به واجبات و ترك محرمات را وجهه همت خويش قرار مىدهد، بلكه از هر غفلتى نيز پرهيز مىكند؛ همانگونه كه استغفار خواص، استغفار از گناه نبوده و نيست بلكه آنان هر غفلتى از ياد خدا و انس با محبوب را براى خود گناهى بزرگ مىشمردند و از آن استغفار مىكردند. منتظر، به يارى معرفت خويش، امام(ع) را در غيبت، همچون خورشيد پشت ابر دانسته، و او را ناظر بر حالات و نيّات خود مىداند و چيزى را از ديدگان آن حضرت مخفى نمىپندارد و در چنين موقعيتى است كه احساس حضور معنا پيدا مىكند. براى استناد به كلام معصومين(ع) به ذكر دو نمونه بسنده مىكنيم: امام على (ع) در پاسخ به پرسش يكى از مؤمنان درباره حدود آگاهى و ميزان اشراف امام، فرمودند: هيچ مؤمنى در شرق و غرب زمين از ما غايب نيست.27 و امام عصر(ع) در بخشى از توقيع مباركشان به شيخ مفيد(ره) فرمودند: ما بر آنچه بر شما مىگذرد، احاطه علمى داريم و هيچيك از خبرهاى شما از ما پوشيده نيست... ما نسبت به رعايت حال شما اهمال نمىكنيم و ياد كردن شما را فراموش نمىكنيم.28 او همان بزرگوارى است كه در زيارت روز جمعهاش مىخوانيم: السلام عليك يا عين اللَّه فى خلقه.29 سلام بر تو اى چشم خدا در ميان آفريدگانش. بنابراين با تكيه بر اين مبانى، مىتوان نتيجه گرفت كه آن حضرت بر اوضاع و احوال بندگان خدا آگاه است. حال بايد ديد كه احساس حضور از جهات تربيتى چه اثراتى دارد؟ يقين داشتن به اين مطلب كه هيچيك از اعمال ظاهرى و نيّات باطنى ما از چشمان با نفوذ آن حضرت مخفى نمىماند، در مرحله اول، منجر به مراقبت دايمى اخلاقى خواهد شد؛ زيرا ميان »انتظار« و »عمل مورد پذيرش منتظر«، تلازم منطقى وجود دارد و در غير اين صورت »انتظار« امرى بىمعنا خواهد بود. منتظر، پيوسته مراقب مجموعه گفتارها و رفتارهايش خواهد بود تا موردى بر خلاف رضاى محبوبش، از او صادر نشود. و اين مسئله در حقيقت، به پالايش درونى و صفاى باطنى خواهد انجاميد؛ به گونهاى كه در پرتو چنين مراقبهاى، قابليت ارتقا مىيابد و اين امر، خود به خود به تحقق يك هدف اخلاقى منجر مىشود. اين هدف، ناظر به اين است كه عامل نظارت و كنترل فرد، بايد قبل از هر چيز، جنبه درونى داشته باشد، نه جنبه بيرونى. و اين وضعيت درونى كه هميشه پايدار و مستمر است، رفتار فرد را درجهت اهداف معينى، جهت مىبخشد. در حقيقت بايد بگوييم، انضباط اخلاقى و خويشتندارى، چنانچه متكى بر عوامل و پايههاى درونى باشد، از استمرار، دوام، عمق و اخلاص ويژهاى برخوردار خواهد بود و در صورتى كه بر پايهها و عوامل بيرونى، استوار باشد، از برخى آفات عمل همچون تظاهر، ريا و گسيختگى و انقطاع عمل، مصون نخواهد ماند. از اين روى در صورتى كه بتوانيم وابستگى فرد را به عوامل خارجى كاهش داده، يا آن را قطع كنيم و آن را فقط وابسته به ارزش عمل، رضاى حق و تأييد امام عصر(ع) بدانيم، يك هدف مهم در تربيت اخلاقى، تحقق يافته است. و ثمره آن، منتظرانى هستند كه در نيّت و عمل، خالص بوده، هرگز لحظهاى از وارسى اعمال خويش غفلت نمىكنند. در خبر آمده است: از بزرگى پرسيدند: نفيسترين چيزى كه به آسمان بالا رود چيست؟ گفت: اخلاص، پرسيدند: نفيسترين چيزى كه از آسمان به زمين فرود مىآيد چيست؟ گفت: توفيق. انسانهاى تربيت شده و الهى، مىدانند كه شرط جوانمردى آن است كه بدانند وقتى بر سر سفره روزى و نعمت الهى مىنشينند، روزىخوار نعمتهايى هستند كه خداوند براى آنان به يمن وجود مبارك امام عصر(ع) مقدر فرموده است؛ زيرا معتقدند: و بيمنه رزق الورى و بوجوده ثبتت الأرض و السّماء. و به بركت (وجود) او به خلق روزى مىرسد و به ذات وجودش زمين و آسمان بر جاى خود مىباشند.30 بنابراين چنين افرادى، هرگز به فكرشان خطور نمىكند كه عملى بر خلاف رضاى آن حضرت كه رضاى خدا است، انجام دهند آنها دايم در حال مراقبه، مشارطه و محاسبه نفس خويشاند و داراى همان شخصيتى هستند كه مورد قبول آن بزرگوار است. و اگر مقام و مرتبه منتظر از اين مراتب نيز فراتر رفت و به منزلت اولياى خدا رسيد، در آن مرحله، حتى از انديشه و فكر گناه نيز پرهيز مىكند كه نيك مىداند: استم
پىنوشتها : × اين مقاله برگرفته از مجموعه سخنرانيهاى گفتمان سوم مهدويت است كه به همت »مؤسسه فرهنگى انتظار نور« تهيه و عرضه شده است. .Abraham Harold ,Maslow. 8091(1 - 0791( 2 . دوآنشولتس، روانشناسى كمال، ترجمه گيتى خوشدل، ص115. Bertrand Arthur William Russel. 2781(3 - 9691( 4 . برتراند راسل، آيا بشر آيندهاى هم دارد؟، ترجمه م منصور، ص238. 5 . ر.ك: علىاكبر مهدىپور، چهل حديث غيبت، ص 50؛ بحارالانوار، ج52 ، ص122، ح4. 6 . بحارالانوار، ج52 ، ص 280. 7 . همان، ج 52، ص 328. Doan Shults. 8 9و10. روانشناسى كمال، ترجمه گيتى خوشدل، ص43. 10. محمدعلى فروغى، سير حكمت در اروپا، ج 2، ص 253. 8981(11.Gordon Willard Allport - 7691( 12. روانشناسى كمال، ص 25. 13.Victor Frankle 14. همان، ص 210. 15. همان، ص 210 و 211. 16. همان، ص 44. 17. بحارالانوار، ج52، ص 140، ح 50؛ نعمانى، الغيبة، ص200، ح 16. 18. ويكتور فرانكل، انسان در جستوجوى معنا، ترجمه دكترميلانى. 19. نهجالبلاغه، صبحى صالح، ص 418. 20. نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتى، نامه 45، ص 554. 21. سوره ليل (92) آيه 4. 22. روانشناسى كمال، ص 19 و 20. 5881(23.Karen Horney - 2591( 24. ترجمه محمد جعفر مصفّا، ص 29. 25. همان، ص 139. 26. مفاتيحالجنان، (نشر فيض)، ص128. 27. سيد محمد بنىهاشمى، معرفت امام عصر(ع)، ص300. 28. طبرسى، احتجاج، ج2، ص495. 29. مفاتيح الجنان، بخشى از زيارت حضرت امام زمان(ع) در روز جمعه. 30. مفاتيحالجنان، بخشى از دعاى عديله 31. سيد محمد بنىهاشمى، معرفت امام عصر(ع)، ص 310. 32. شيخ حرّ عاملى وسائل الشيعه، ج 15، ص 247، ح 20410. 33. همان، ص 248، ح20411. 34. همان، ج 27، ص131، ح 33401. 35. همان، ج 16، ص134، ح21173
ماهنامه موعود - شماره 38
|