|
جهانى سازى، پايان تاريخ و مهدويت |
|
|
|
۲۰ آذر ۱۳۸۲ |
|
صفحه 3 از 3 جهانى شدن »گلوباليزيشن«5 غربى، توجيه ستم غربى بر جهان است. اينان با »جهانى شدن مهدوى« مخالفاند و به جهانى شدن سرمايهدارى آمريكا فراخوان مىكنند. اگر جهانى شدن، عبارت باشد از جهانى كردن آمريت آمريكا و منافع سرمايهدارى حاكم بر آمريكا، صهيونيزم و انگليس، اين جهانى شدن فقط به نفع آنهاست و همان را ترويج مىكنند، اين »جهانى شدن« همه فرهنگها و ايدئولوژيهاى مقاومت را مىبلعد و هضم مىكند، اما اگر بگوييم كه ما جهانى شدن را قبول داريم، اما نه با معيارهاى سرمايهدارى يهود، بلكه با معيارهاى امام مهدى(ع) كه مىگويد در تمام دنيا هيچ انسان گرسنهاى نبايد باشد و نبايد در گوشه افريقا بچههاى يازده ساله وزنشان به اندازه بچههاى ششماهه واشنگتن و نيويورك باشد و نبايد استخوان دندهها و پهلوهايشان پوست آنها را بشكافد و از زير پوستشان بيرون بزند، آنها اين جهانى شدن مهدوى يعنى عدالت جهانى را پس مىزنند و آن را توهم و يوتوپيا مىدانند، چون امام مهدى(ع) امنيت را براى همه - نه فقط براى سرمايهدارهاى غرب - مىخواهد. روايت داريم كه در زمان حكومت جهانى امام مهدى(ع) امنيت بدان حد بر جهان، حاكم مىشود كه يك دختر نوجوان بدون كمترين توهين و تهديدى به تنهايى از اين سوى عالم به آن سوى خواهد رفت. اين در روايات ماست. جهانى شدن مهدوى يعنى امنيت براى همه، امنيت براى دخترهاى آفريقا، مكزيك، غنا و افغانستان، نه فقط براى دختران سرمايهداران نيويورك. اما تفكر جهانى شدن از آن نوع كه ليبرال سرمايهدارى مىگويد و مىخواهد، در واقع عين »محافظهكارى« است، لذا اين در مقياس جهانى، با اصولگرايى، با مدينه فاضلهسازى، با ايدئولوژى و حاكميت ارزشها مخالفاند و مىگويند كه ارزشها اصولاً مفاهيم غير علمى و مقولات غيرعقلانىاند و لذا مسائلى شخصى بلكه جزو وسايل شخصى!!اند و ارزشها، شخصى و نسبى است پس ربطى به حكومت و امر عمومى6 ندارد و سكولاريزم همين است. خط تبليغاتى آنان، اين است كه سخن گفتن از مهدويت و جهانى شدن و وعده عدالت جهانى، خيالبافى است و ممكن نيست. در بحثهاى دانشگاهىشان همين را عنوان مىكنند تا تز كنسرواتيستى را جهانى كنند و نيز مىگويند اين ايده، اساساً ايدئولوژيك، توتاليتر و تماميتطلب است و يعنى چه كه يك نفر به نام مهدى(ع) مىخواهد بر كل دنيا حكومت واحد برقرار كند؟! چون در روايت داريم مهدى(ع)، با برهان و شمشير، از راه انقلاب جهانى به حاكميت و عدالت جهانى دست خواهد يافت. ايشان با مسيحيان به وسيله انجيل حقيقى و با يهوديان به تورات حقيقى احتجاج و استدلال مىكند و براى هيچكس، عذر و بهانهاى نمىگذارد و اغلب مردم با منطق و برهان و موعظه و رحمت، متقاعد مىشوند و آنها كه لجاجت مىكنند با شمشير، اصلاح خواهند شد و بشريت ديگر جز مسلمان نخواهند بود.
پىنوشتها : .Messianism. 1 .Futurism. 2 .Conservatism. 3 .Fundamen. 4 .Globalization. 5 .Public. 6
ماهنامه موعود-شماره38
|